
سید علیرضا سجادپور - سینمای دفاع مقدس ما سینمایی بی نظیر است و این ادعایی صرف و حرفی از سر شنیدههای محض نیست. فراموش نکنیم که دفاع مقدس ما در تمامی نمونههای مشابه جنگی خودش از هر نظر بینظیر بود، پس سینمای دفاع مقدس ما که از همان دوران هشت ساله برای خلق آثار خود وام میگیرد نیز سینمایی بینظیر است.
به عنوان مثال سینمای دفاع مقدس ما از فرماندهان جنگ که با هیچ فرمانده جنگی در هیچ جنگ دیگر قابل مقایسه نیست از نیروها و سربازانی به نام بسیجیان که از نظر انگیزه و از نظر رفتاری هیچ نظیر و بدیلی ندارند در هیچ نبردی در این دنیای خاکی که ما میشناسیم برای ارائه تصاویر خود وام میگیرد.
سینمایی آرمانی غرب که هیچگاه هم به آن دست نیافته و البته نخواهد یافت، سینمای افلاطونی است که طی آن تمام کاراکترها و شخصیتهای آن اثر سینمایی انسانهایی ایدهآل و انسانهایی کامل هستند اما بسیجیان ما در آخرین سالهای قرن بیستم علناً این الگو را به جهان عرضه کردند الگویی که شامل ایثار کامل است، حل شدن فرد در جمع، برتری بخشیدن دیگران به خود، فدا کردن خود به خاطر دیگران، پاک بودن و پاک زیستن در تمامی شرایط و یک نمونه کامل انسان بودن. آنها حتی به این مساله کاری نداشتند که از چه قشری هستند از چه شهری هستند از چه سطح ثروتی و از چه سطح سوادی برخوردار هستند در هر گونه و نوعی که بودند این ویژگیهای انسان کامل را داشتند.
ارادت این آدمها به فرماندهها، علاقه و اشتیاق فرماندهها به این بسیجیان مخلص، نوع رابطه بین این دو گروه نوع اتفاقاتی که در جنگ میافتاد، انگیزههایی که داشتند، آغوشی که برای مرگ باز کرده بودند و دیدگاههایی که وجود داشت از آنها و ماهیت دفاع مقدس ما یک ترکیب استثنایی ساخت که برای دوران معاصر الگو شد. سینمای ما چون این ترکیب را در آثارش نشان داد، شد یک سینمای خاص که هیچ نمونهای در جای دیگر ندارد، هیچ کدام از آثار حتی اسطورهای و قهرمانپردازانه و هیجان انگیز جنگ جهانی اول، دوم، جنگ ویتنام و هر جنگ دیگری نتوانست به این نماها و نگاهها نزدیک شود.
حتی اتفاقاتی که بعد از جنگ و دفاع مقدس در کشور ما افتاد نیز در بعضی از نقاط دنیا باز هم خاص و متمایز بودند. علتش این بود که از این (دفاع مقدس ما) الگو گرفتند. هنوز هم نمونه اصلی و بی نظیر و برقرار مانده از سینمای آرمانی در تمامی جهان سینمای دفاع مقدس ماست که وجود دارد و نفس میکشد. پس میتوان گفت سینمای دفاع مقدس ما ملیترین ژانر و گونه فعالیت هنری در تاریخ معاصر کشور ما است و ما چه معتقد باشیم به جنگ و چه معتقد نباشیم به عنوان یک ایرانی باید بپذیریم که این میتواند بهترین نمونه و الگو برای یک حرکت فرهنگی و هنری در کشور ما باشد.