
براساس نظرسنجی پایگاه اینترنتی شبکه الجزیره، بیش از 85 درصد از شرکت کنندگان، سخنان احمدی نژاد را درباره نقش دولت آمریکا در حوادث 11 سپتامبر تایید می کنند.
براساس نظرسنجی پایگاه اینترنتی شبکه الجزیره، که از 24 تا 26 سپتامبر 2010 (2 تا 4 مهر 1389) انجام شده است و جمعاً 10694 نفر در آن شرکت کرده اند، 8/85 درصد از پاسخ گویان سخنان احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران را درباره نقش دولت آمریکا در حوادث 11 سپتامبر تایید می کنند.
در این نظرسنجی از پاسخگویان پرسیده شده است: آیا سخنان احمدی نژاد را درباره دخالت آمریکا در حوادث 11 سپتامبر تأیید می کنید؟
نتایج نشان می دهد 8/85 درصد این سخنان رئیس جمهوری اسلامی ایران را تایید اما 2 / 14 درصد از پاسخگویان اعتقادی به دخالت آمریکا در حوادث 11 سپتامبر نداشتند.
رئیس جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اشاره به حادثه 11 سپتامبر و بهره برداری آمریکا از این حادثه برای حمله به کشورهای دیگر و توجیه همه اقدامات خلاف قوانین بین الملل خود، سه فرضیه مطرح کرد که به بمبی خبری تبدیل شد:
1- یک گروه تروریستی بسیار قدرتمند و پیچیده که از همه لایههای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا عبور کرده است. این نظر بیشتر از ناحیه دولت مردان آمریکا تبلیغ شد. 2- توسط بخش هایی از دولت آمریکا و برای ایجاد تغییر در روند نزول اقتصادی آمریکا و سیطره بر خاورمیانه و همچنین نجات رژیم صهیونیستی انجام شده است. اکثریت مردم آمریکا و ملت ها و سیاستمداران براین باورند. 3- توسط یک گروه تروریستی انجام شده است لیکن دولت وقت آمریکا از آن پشتیبانی و بهرهبرداری کرده است. ظاهراً این نظریه طرفداران کمتری دارد.
پس از این اظهارات، رسانه های غربی از یک سو و مقامات آمریکایی و برخی کشورهای متحد آمریکا از سوی دیگر کوشیدند شتابزده این اظهارات را در قالب جملات مختلف، به اصطلاح محکوم کنند.
"بدیهینمایی" یا "بدیهیانگاری" و "سبکسازی تحلیلی" یا "استهزاء تحلیلی" مهمترین تکنیک های آنها در برخورد با تردیدی بود که اولین بار یک مقام رسمی دولتی در روایت آمریکاییها از این واقعه مطرح کرد.
آنها در اقدامی هماهنگ خبری و رسانهای این سخنان را به مثابه ایجاد تردید در امری بدیهی و مسلم انگاشتند و کوشیدند تا حد زیادی بدیهی بودن و تردیدناپذیر بودن روایت کاخ سفید از آمران و عاملان یازدهم سپتامبر را بالا ببرند تا هرگونه ایجاد تردید و تشکیک در آن به عنوان یک بدعت و حرف و موضعگیری نادرست جلوهگر شود.
در این راستا، تاکید بر تعابیری مانند "نفرتآمیز" و "تاسفآور" بودن اظهارنظر احمدینژاد در این خصوص در چارچوب این تکنیک و با هدف در انزوا قراردادن این موضعگیری قابل طرح و بررسی است.
به نظر میرسد هم و غم بیگانه پس از سخنرانی رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل این بود تا روایت احمدینژاد را در مقابل روایت کاخسفید و سیا از واقعه یازدهم سپتامبر کاملا بیاعتبار کند؛ به گونهای که گویی واقعه یازدهم سپتامبر هولوکاست دیگری خواهد شد که کسی حق تحقیق و تردید درباره آن ندارد.
این یعنی اینکه تردیدهای آقای احمدینژاد و تقاضای تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل در این خصوص، آغاز خیزش یک جریان رسانهای جدید در غرب با هدف بدل کردن یازدهم سپتامبر به موضوعی غیرقابل تحقیق و تردید همانند ماجرای هولوکاست قلمداد شود.
"سبکسازی تحلیلی" یا "استهزاء تحلیلی" تکنیک دیگری بود که به منظور تحت الشعاع قراردادن و بیاعتبار جلوه دادن روایت احمدینژاد از واقعه یازدهم سپتامبر 2001 در فضای بیگانه طرح و بسط داده شد.
بر این اساس، تلاش کردند تردید در حادثه یازدهم سپتامبر و ارائه پیشنهادهایی در صحن مجمع عمومی به برخی خصیصهها و ویژگیهای شخصیتی دکتر احمدینژاد تقلیل دهند و از جمله با طرح برخی خصیصهها مانند روحیه و رویه اغراقگویی و تمایل به خبرسازی این موضوع را خنثی کنند.