
جهادگر دریا دل و سرفرازی كه با ما به گفتوگو نشست، فرشتهای است در كالبد انسان در روزگار عهد شكنی و تردید. امواجی كه از دل نورانی و ایمان ناب او برمیخیزد، توجه كامل به كلام او را دشوار میسازد، از این روی در این گفت و شنود، بیشتر مسحور خلوص او بودیم تا خاطرات نابش.
سردار علی فضلی همراه با یاران دوران دفاع مقدس بارها تا مرز شهادت پیش رفت و دیدگان خویش را نیز با آنان به دارالقرار فرستاد، اما ماند تا یاریگر راهبر و مقتدای خویش در عرصههای خطیر مبارزه با دشمنان دونصفت و هزاررنگ اسلام و انقلاب باشد، از همین روی در سالی كه گذشت، بار دیگر بضاعت مادی و معنوی خویش را بر سر مهر به مراد جانباز خویش گذارد.
سردار كه رابطه كاری خود با «آقا» را حاشیهای بر رابطه عاطفی خویش با ایشان میداند، در مقام انجام تكلیف، نشاطی بهتانگیز و شوری بیبدیل دارد. او كه امیدوارانه چشم به شفاعت مولا و نیز یاران شهیدش دارد، بر این باور است كه دوری جوانان از فرهنگ ایثار و شهادت از القائات دشمن است و آمار و شواهدی كه او در دست دارد، خلاف این ادعای باطل را اثبات میكند. این گفت وشنود در واپسین شماره از ماهنامه پاسدار اسلام منتشرشده است.
با تشكر از جنابعالی، بفرمایید كه در حال حاضر مسئولیت شما چیست؟بسماللهالرحمنالرحیم و به نستعین. سلام و درود خدا به روح مطهر امام شهیدان، رهبر فقید و كبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(ره) و سلام و درود خدا بر رهبر عظیمالشأن انقلاب، ولی امر مسلمین و فرمانده معظم كل قوا حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای عزیز. سلام و درود خدا به ارواح طیبه شهدای دفاع مقدس، جانبازان، آزادگان، مفقودین و دریادلان بسیجی. ما توفیق خدمت در سازمان مقدس بسیج مستضعفین را داریم و توفیق مضاعفی كه به بركت آن كمك كار سردار نقدی، ریاست محترم سازمان هستیم. من در حال حاضر جانشین سازمان بسیج هستم.
چند وقت است اینجا هستید؟فكر میكنم پنج شش ماهی میشود، شاید هم كمی بیشتر، چون بخشی را در سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران توفیق خدمتگزاری داشتیم و توأمان چند ماهی در سازمان بسیج هم خدمت كردیم.
پس مجموعاً در تهران بودهاید. شما تهرانی هستید؟اصالتاً اهل تویسركان استان همدان، ولی 40 سالی است كه در تهران هستم.
كدام محله؟محله قدیمی ما نارمك و سمنگان است و مسجد جامع نارمك در سالهای قبل از پیروزی انقلاب، پاتوق اصلی ما بود. البته الان كم میرسم به آنجا بروم، چون در شهرك شهید محلاتی ساكن و یك قدری از آنجا دور هستم.
چه مدت در جنگ بودید؟به خدا سؤالات سخت میكنید. گفتن این حرفها ریا میشود!
نمیشود، شما آنقدر نگفتهاید كه برخی از ابعاد جنگ فراموش شده است. این طور فكر نمیكنید؟ما غیر از روزهایی كه به مرخصی میآمدیم یا مجروح میشدیم و از عملیات و جبهه فاصله میگرفتیم، اگر خدا قبول كند، سعی كردیم همه هشت سال را در جبهه باشیم.
فرماندهان جنگ و بسیاری از بچههای جبهه سعی كردند درباره خودشان حرف نزنند. فكر نمیكنید همین مسئله باعث شد كه كمكم داستان جنگ به حاشیه برود؟ یا تصور میكنید این دلیلش نبود و مسائل دیگری باعث شدند كه این وضع پیش بیاید؟قطعاً این دلیلش نبود.
پس چرا جنگ دستكم در جنبههایی از فرهنگ و تبلیغات رسمی ما به حاشیه رفت و بعضیها بعدها خجالت كشیدند بگویند جنگیدهاند؟ چرا حرمت بعضی از آدمهای جنگ از بین رفت؟این طور نیست، چون اگر جنگ كاملاً به حاشیه رفته بود، امروز میزان و ترازو و ملاكی برای اداره نظام مقدس اسلامی نداشتیم. اگر جنگ به حاشیه رفته بود، خنثی كردن فتنه مهم سال گذشته ممكن نمیشد، فداكاری این بچهها بیشك اثر خود را داشت.
الان وقتی به اروپا میرویم، حتی در آلمان شكست خورده در جنگ جهانی، یادبودها، میادین و حرمتگذاری به كسانی كه جنگیدهاند به عینه دیده میشود. چه شد كه پس از20 سال از دفاع مقدس ما، اینها به فراموشی سپرده شدند؟تغییر نگرش دولتها در این موضوع اثر جدی داشت. اولاً باور و تصور ما این نبود كه جنگ در چنان شرایطی خاتمه پیدا كند...
سال 67 و قطعنامه را میفرمایید؟بله، علتش این بود كه استراتژی رزمندگان نشأت گرفته از استراتژی حضرت امام(ره) بود كه میفرمودند: «جنگ اگر 20 سال هم طول بكشد، ما ایستادهایم». رزمندگان عزیز اسلام تا پای جانشان برای دفاع از اسلام ایستاده بودند و اصلاً زمان و محدوده و مكان خاصی را مدنظر نداشتند، اما به خاطر پذیرش قطعنامه در آن شرایط كه باید به موقع خودش به آن پرداخته شود وضعیت تغییر كرد. به اعتقاد من حادثه قطعنامه 598 و پذیرش آن یکی از بزرگترین و برجستهترین حوادث تاریخ انقلاب است كه به نوبه خودش تلخیها و شیرینیهای خود را دارد. تلخی آن این است كه هرگز در ذهن و باورمان نبود كه روزی اتفاق بیفتد كه بر لسان نایب امام زمان(عج) ما، حضرت امام (ره) جاری شود كه برای حفظ نظام، كاسه زهر را نوشیدم. حفظ نظام تكلیف بود، اما كاسه زهر برای ما تلخ و حتی طرح موضوع آن هم برای ما شكننده بود و میگفتیم خدایا! ما زنده باشیم و امام(ره) عظیمالشأن ما چنین دغدغهای داشته باشند. شیرینی آن هم این بود كه همه عِدّه و عُدّه و ظرفیت نظام مقدس اسلامی، یك بار دیگر در مقطع پذیرش قطعنامه پای كار آمده بودند و فداكاری خود را به اعلا درجه ممكن نشان دادند. شیرینترین بخش آن این بود كه بار دیگر تنور جبهه داغ شد، چون ما در مقطعی كاهش نیرو داشتیم، ولی در مقطع پذیرش قطعنامه، فقط در لشكر 10 حضرت سیدالشهدا(ع) قریب به 30 هزار نیروی رزمنده داشتیم، درحالی كه قبل از پذیرش قطعنامه، شاید یك پنجم این جمعیت را در جبهه داشتیم، پس نكته شیرینش این است كه همانهایی كه با اطاعت از امام(ره) به جبهه آمده بودند و در سایه اطاعت از امام(ره) در جبهه مانده بودند – چون جبهه ما جبهه عشق بود، جبهه داوطلبی بود و اجبار و اكراهی مطلقاً در كار نبود- خصوصاً برای نیروهای داوطلب آنگاه كه مولای ما فرمودند قطعنامه را پذیرفتهاند، به همین سادگی كه به شما و مردم شریفمان عرض میكنم، انگشتها را از روی ماشهها برداشتند. این از قشنگترین و زیباترین قطعههای نه تنها تاریخ انقلاب، بلكه تاریخ اسلام است.
الان بیش از 20 سال از پایان جنگ گذشته است. اولاً سؤال این است كه اگر از مردم بپرسیم تاریخ پیروزی ما در جنگ چه زمانی است، واقعاً چند نفر دقیقاً میدانند؟ ما ادعا میكنیم پیروز شدهایم، این تاریخ پیروزی دقیقاً چه زمانی است؟ جنگ چند سال طول كشید؟ بچههای جنگ كجا هستند؟ جنگ چرا اتفاق افتاد؟ الان چند درصد مردم میتوانند به سؤالی كه مطرح كردم، جواب بدهند؟ انگار بعد از جنگ همه ما حس كردیم هرچه از این فضا فاصله بگیریم بهتر است. حتی مقامات ما هم اینطور شدند و عكسهای جنگشان را آرام آرام پنهان كردند كه كمتر دیده شود. البته حالا دوباره ظاهراً این عكسها را درآوردهاند، ولی در دورههایی این اتفاقها افتاد كه خیلیها گفتند بس است! چقدر جنگ جنگ میگویید و صحنههای جنگ را نشان میدهید؟ هر كاری باید كردهایم، حالا انتخاب ما چیز دیگری است. چرا این اتفاق افتاد؟ چه چیزهایی باعث شد كه در فاصله كمتر از 15 سال جنگ اعتبار خود را در میان گروهی از خواص از دست داد؟ اینكه پرسیدید نقطه پیروزی كجا بود و من پاسخ میدهم هشت سال، به این علت است كه به اعتقاد من، از هشتسال دفاع مقدس باید یك تحلیل روزشمار داشته باشیم و ببینیم هرماه و هر سال در جنگ چه اتفاقی افتاد. قطعات جنگ را اگر بخواهیم به چند دسته تقسیم كنیم، هر فراز از آن تحلیل خاص خودش را میطلبد، اما چرا میگویم هشت سال آن پیروزی است، چون به تكلیفمان عمل كردیم. امام(ره) جمله زیبایی دارند و میفرمایند: «كسی كه به تكلیفش عمل میكند، شكست و پیروزی برایش مهم نیست.» اگر نگویم جنگ و پیروزی در نگاه رزمندگان به اندازه هم، ولی بسیار نزدیك به هم بود و خدشهای در روحیه آنان ایجاد نمیكرد. چرا؟ چون همه آویزه گوشمان كرده بودیم كه حضرت امام (ره)، نایب امام زمان(عج) میفرمایند كه در این مسیر، شكست و پیروزی مهم نیست، انجام تكلیف مهم است و ما به تكلیفمان عمل میكردیم. نكته دوم این بود كه گروهی پیدا شدند كه میخواستند در ماهیت و تاریخ جنگ تحریف ایجاد كنند و به دلیل نگاه و باورهایی كه داشتند، آنچه را كه واقعاً اتفاق افتاده بود، به شكل دیگری مطرح و به نوعی پیرامون جنگ شبههافكنی و این سؤالات را در سطح جامعه مطرح كنند كه چرا هشت سال جنگیدیم؟ وقتی فتح خرمشهر را داشتیم، چرا جنگ را ادامه دادیم؟ باید گفت ما كه هدفمان كشورگشایی نبود. حتی موقعی هم كه وارد خاك عراق شدیم، قصد كشورگشایی نداشتیم.
هیچكس هم واقعاً ما را به این مسئله متهم نكرد.افرادی كه شبهه ایجاد كردند، دقیقاً كسانی بودند كه امروز وقتی رد آنها را میگیرید، میبینید كه حتی یك شب هم در جبهه بیتوته یا شبزندهداری نكردند و نگهبانی ندادند. حالا چگونه میتوانند جنگ را تعریف و تحلیل كنند؟ رد پای این بخش شاید یك جاهایی در حاكمیت هم دیده شود. چگونه است كه وزیر یك دولتی لندننشین میشود و میخواهد هر شائبهای را علیه نظام ایجاد كند؟ اینها در این نظام بودند، ولی ماهیتشان بهتدریج عریان شده است. البته داوری را به عهده مردم میگذاریم، چون اگر ارزشهای دفاع مقدس و لزوم پاسداری از آنها نبود، شرایط كنونی را نداشتیم. من تا حدی با این مطلب موافقم كه خدشههایی به این ارزشها وارد شد، اما شاید در این عرصه ما با شما یك قدری تفاوت نگاه داشته باشیم.
تفاوت فضا هم داریم. ما به خاطر كارمان در رسانهها با مجموعهای از افكار عمومی در همه شهرها سر و كار داریم و شاید از شما كه در نهاد خاصی هستید، با آرای مردم تماس نزدیكتر و ملموستری داریم. من نمیخواهم اغراق كنم، فقط خواستم بپرسم این اتفاق چطور افتاد، چون آدمهایی مثل شما متهم هستید كه چون در جنگ بوده و عمرتان را در آن صرف كردهاید، میخواهید هنوز هم آن فضا را حفظ كنید. ولی ما نمیخواهیم و دورهاش گذشته است.ما برای خدا و پاسداری از آن ارزشها به جبهه رفتیم. اتفاقاً امروز، بهویژه در دهه چهارم انقلاب، برای جوانها یك فضای جدید فرهنگی در شناخت دفاع مقدس و ارزشهای آن باز شده. در این فضا همه به دنبال گمشدهشان میگردند. امروز وقتی میخواهیم در این فضا درباره اقدامات فرهنگی صحبت كنیم، به یك پازل فرهنگی میرسیم به اسم شهدا، به ویژه شهدای گمنام. دومین بخش از این پازل، بخش راهیان نور است. مفهوم این حرف این است كه وقتی در سال 1389 در مقایسه با سال قبل در زمینه اعزام مردم شریفمان به راهیان نور دقت میكنیم، قریب دو میلیون نفر میروند و از كربلای ایران بازدید میكنند، مفهومش این است كه علاوه بر تفریحگاههای نوروزی جاهای دیگری هم هستند كه زیباییهای خاص خودشان را دارند. آنها فكر میكنند كه شاید بتوانند به ظاهر دنیای زیباتری را پیدا كنند، اما چرا مهمانی شهدا را پذیرفتهاند؟ شاید اگر ما در نظام مقدس اسلامی، توان و امكان اعزام چند برابر این را هم داشتیم، اقبال مردمی همچنان وجود داشت. میخواهم فقط یك اشاره كوتاه به بخش آماری قضیه داشته باشم. قریب به دو میلیون زائر در جنوب و جنوب غرب از سه استان درگیر در جنگ یعنی خوزستان، ایلام و بخشی از كرمانشاه بازدید كردند، آن هم در فصل گرما! منهای ماه رمضان، راهیان نور به مناطق درگیر جنگ میروند و این طرح، حال و هوای جدیدی پیدا كرده و همه اقشار را در بر گرفته. هفتاد و اندی از این اعزامیها بار اولیها و جوانانی بودند كه سنشان اقتضای دوران دفاع مقدس را ندارد. جوانان 30 ساله، دو واقعه مهم، انقلاب و دفاع مقدس را ندیده یا فقط بخشی از آن را دیدهاند و بنابر این نمیتوانند شرایط موجود را با قبل از انقلاب و رژیم ستمشاهی مقایسه كنند.
كه مسئله بسیار مهمی هم هست.بله، دفاع مقدس و حیات امام را اگر هم آن 30 سالهها دیده باشند، به سختی در ذهن دارند و از آن دوران یا بمبارانها یادشان است یا تشییع جنازهها و شاید آن هویت اصلی انقلاب را به دلیل اینكه دستگاههای فرهنگی بهدرستی به رسالتشان عمل نكردند و ارزشها را خوب انتقال ندادند، نمیشناسند. این سؤال را چرا 28 سال پیش، چرا 20 سال پیش، چرا بعد از قطعنامه نیامدید بپرسید؟ چرا در سیامین سال دفاع مقدس دارید میپرسید؟ و چرا از من سپاهی میپرسید؟از ما هم همان موقع میپرسیدید خوب بود. این بخش قضیه اشكال ندارد، اما دیگران هم در معرض این سؤال هستند، اما نكته جالب و مهم این است كه بیش از 70 و چند درصد از این عزیزان راهیان نور، بار اولیها هستند.
این خیلی ارزشمند است.دوره زمانی اردوی ما از بهمن ماه امسال تا بهمن سال بعد است. در سال 88، 150 استاد دانشگاه با خانوادههایشان كه میشوند 600 نفر از كربلای ایران بازدید كردند. امسال سه هزار استاد دانشگاه كه با خانوادههایشان بیش از 12 هزار نفر میشوند، از جبههها بازدید كردند. اساتید حوزههای علمیه در سال 88، 50 نفر بودند، در سال جاری 495 نفر به همراه خانوادههایشان آمدند.
میخواهید نتیجه بگیرید كه میل به فهم فرهنگ دفاعمقدس، افزایش پیدا میكند؟كاملاً، در سال 88 در سطح دانشجویان 60 هزار نفر اعزام داشتیم، در سال 89، قریب به 130 هزار نفر. اشتیاق جوانان دانشجوی ما به این شناخت روزافزون است و این تازه با محدودیت امكاناتی است كه داریم. بخشهایی از امكانات این كار با كمك خود دولت بود، بخشهایی را خود دانشگاهها به عهده گرفتند، بخشهایی را سپاه و بسیج و نیروهای مسلح و بخشی را هم خود زائرین. 3200 عزیز روحانی و طلبه در این دوره به 10 هزار نفر رسیدهاند. این آماری كه عرض میكنم فقط تا 21 فروردین سال 89 است. 130 هزارنفر دانشآموز و فرهنگیان عزیز به 280 هزار نفر رسیده است. مابقی این دو میلیون نفر را بقیه اقشار مردم عزیزمان از قبیل اعزامهایی كه از مساجد و كارخانهها و ... انجام میگیرند، تشكیل میدهند. عدهای هم به صورت خودجوش آمدند كه اساساً هزینهای را به نظام تحمیل نكردند و با غذا و هزینه خودشان آمدند و فقط شاید از اماكن اسكان زائرین ما استفاده كرده باشند.
شما برای سركشی و سازماندهی میروید یا پیش آمده كه همراه خانواده به عنوان زائر بروید؟ما حسب بخش رسالت ذاتی، جدای نگاه فردی هم كه شده در قرارگاه مركزی راهیان نور تلاش كردهایم كه به این امر مهم توجه سازماندهی شده و انسجام یافته بیشتری داشته باشیم. در بخش شخصی هم حداقل بعد از پذیرش قطعنامه، سالی نیست كه كمتر از 10 بار به جنوب و غرب نروم. شاید بتوانم بگویم در دهه اخیر، نشده كه همراه خانواده به آنجا نرفته باشم. این را برای خودمان یك فریضه میدانیم، زیرا آنجا مهمانی شهداست و انسان آرامش خاطر عجیبی پیدا میكند.
بیشتر جاهایی میروید كه خودتان هم بودهاید؟نه، همه جا میروم. جاهایی را كه بودهام، شاید برای دیگران روایت بیشتر و دقیقتری بكنم، اما همه فضای دفاع مقدس را واقعاً یك فضای واحد و مقدس میدانم و پنج استان درگیر با جنگ برای من یكی است، جنوب، غرب، كردستان، شیعه، سنی برایم تفاوتی ندارد. همه جای آنجا عرصه جوانمردی و مجاهدت در راه خداست.
خواب جنگ را هم میبینید؟من اساساً كم خواب میبینم، اما گاهی شده كه خواب جنگ را هم ببینم.
لابد كم هم میخوابید.توفیق الهی بوده و خدا را شاكرم كه فقط در ماه گذشته حدود 17 روز را در مأموریتهای بسیج و سپاه سپری كردم.
همه جای كشور میروید؟جا خیلی برایم مهم نیست، هرجا كه بشود كار كوچكی انجام داد، میروم.
به نظرتان بس نیست؟چرا بس باشد؟
جنگ تمام شد، 20 سال بعد از جنگ هم تمام شد. مگر امثال شما سهمتان را ندادهاید؟مگر انجام وظیفه سهمی است؟
پس چیست؟ دارید چه كار میكنید؟مگر مجاهدت در راه خدا امریه بردار یا سهمیه بردار است؟ تا هرجایی كه نفس یاری كند باید در راه خدا مجاهدت كرد.
پس چگونه است؟ پس چرا عدهای بعد از دو روز كار میگویند آقا بس است، من دیگر نمیكشم، بریدم! اگر سهمی هم بود، دادم، بیشترش را هم دادم. شما بعد از 20 سال میگویید سهمی نیست. بالاخره هست یا نیست؟به نظر من نه سهمی بوده، نه هست. همفكران ما فراوان هستند و من به گرد پای خیلیهایشان هم نمیرسم! بعضی از دوستان ما خیلی جلوتر از ما دارند حركت میكنند، امروز پاسداشت آن ارزشها، توجه دادن به آن ارزشهاست. ما ارزشهای دفاع مقدس را والاترین ارزشها میدانیم، چون خون بهترین جوانان این سرزمین در راه آن ریخته شده. كسانی كه به جبههها آمدند، غیر از توسل به ائمه اطهار(ع) و به خدا چیز دیگری در نگاهشان نبود، بنابراین ما غبطه میخوریم كه توفیق بیشتر از این نداریم. امیدواریم كه همین قدر هم مرضی رضای خدا باشد.
بیشتر چه چیزی برایتان مهم است؟ آینده فرزندانتان؟ كشورتان؟ اعتقادات دینیتان؟ میدانم كه همه اینها در جای خودشان اهمیت دارند، ولی در یك جاهایی كدام انگیزهها غلبه میكنند یا هركدام چه سهمی و چه حالی ایجاد میكنند؟هركدام جای خودش را دارد. در مكتب و دین ما امری نیست كه نسبت به جایگاه و نقش خود اهمیت كمتری داشته باشد. مجاهد در راه خدا باید به همه امور اعم از اعتقادی و فرهنگی و خانواده و ... توجه داشته باشد، البته بنده شاید غفلتها و كوتاهیهایی داشتهام و دارم.
در خانواده؟بله، عرض كردم شاید..
ولی مثل اینكه به خانوادهتان خوب میرسید.خوب نمیرسم، در حدی كه توفیق و فرصتش را پیدا كنم، البته آنها هم انصافاً همراهی میكنند.
البته خیلی هم سختی كشیدهاند.آنها هم شریكند. این نكته را هم یقین داشته باشید كه بعد از عنایت خدا، بدون كمك و همراهی خانوادهها، مجاهدت در راه خدا ممكن نمیشود و مفهوم پیدا نمیكند.
شما در دوران جنگ متأهل بودید؟هرسه اولادم در دوران جنگ به دنیا آمدند.
چه سالی ازدواج كردید؟سال60.
همان سالهای اول جنگ! چرا صبر نكردید جنگ تمام شود؟این نكته هم نكته ظریفی است. من مجروح شده بودم و در حین مجروحیت، مرحوم پدرم كه خودشان هم رزمنده بودند، به واسطه همشیرهها نظر دادند كه خوب است شما ازدواج كنی. قبل از آن اعلام كرده بودم كه میخواهم تا پایان جنگ همه وقت و انرژیام رادر این مسیر بگذارم، ولی وقتی پیغام مرحوم پدر را شنیدم، اطاعت كردم كه هم رضایت خدا و هم رضایت مرحوم پدر اجابت شده باشد و خداوند هم اسبابش را فراهم كرد و در حین درمان مجروحیت، این مسئله محقق شد. خانواده حاج خانم هم انصافاً حق بسیار بزرگی به گردن من دارند، مخصوصاً خود حاج خانم در این مسیر همراهیها و كمكهای فراوانی كرد. در مجموع اینها بدون عنایت خدا نمیشود و همراهی و همكاری همه موجب میگردد كه توفیقاتی حاصل شود.
آیا خاطرات جنگ را نوشته یا ضبط كردهاید؟كمتر فرصت پیدا كردهایم كه به همه بخشها بپردازیم.
نگران نیستید كه فراموش شوند؟تا به حال كارهایی انجام شده. جزئیات ممكن است از یاد برود، ولی اساس و كلیت آن به یادم مانده.
ما از ثبت و ضبط نكردن خاطرات امثال شما لطمههای فراوان خوردهایم. درست مثل انقلاب. خیلی از مسئولان به دلیل اشتغالاتی كه داشتند و دارند، این كار را نكردند. بعضی از آنها به رحمت خدا رفتند. انشاءالله شما 100 سال زنده باشید، ولی به هرحال اگر این خاطرات ضبط و ثبت نشوند، بسیاری از گوشههای مبهم انقلاب و دفاع مقدس را از دست میدهیم.دقیقاً همینطور است.
سردار! دوست دارید روز قیامت، خدا شما را چگونه صدا بزند؟ من دوست دارم فردای قیامت شرمنده برادران و دوستان شهیدم نشوم.
این طور كه حتما نمیشود. بالاتر از این را پرسیدم.بزرگی فرمودند میخواستند از آیتالله بهجت تجلیل كنند. وقتی به ایشان پیام میدهند، میفرمایند اگر هم میخواهید این كار را بكنید، بعد از مرگم انجام بدهید. میپرسند چرا آقا؟ میفرمایند هوای نفس كه حساب و كتاب ندارد. وقتی آن مرد زاهد خدایی و الهی چنین نگاهی دارند، ما هم كه حسابمان معلوم است. من آرزو دارم در درگاه خدا شرمنده امام و مولایمان نایب امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری و شهدا نشوم. اگر آن ته گرد و خاك كاروان مجاهدین در راه خدا به حساب بیایم، خدا اگر این حد را از ما بپذیرد، همه جوره شاكر هستیم.
پس اگر خدا به عنوان یك رزمنده شما را صدا كند، راضی هستید؟آنكه نور علی نور میشود.
شما با رهبر معظم انقلاب ارتباط عاطفی خاصی دارید و هر وقت راجع به ایشان حرف میزنید، لحنتان آهنگ و حال دیگری به خود میگیرد و این صرفنظر از این است كه نظامی هستید و اطاعت ایشان را واجب میدانید. احتمالاً رابطه ویژهای بین شما و ایشان هست.من كه قابل نیستم. ایشان از دریچه كرمشان به سرباز كوچكشان نگاه میكنند. ما هر آنچه را دنبالش بودیم، امروز در آقا میبینیم. تقرب به خدا، نزدیك شدن به خدا، هر آنچه را در صدر اسلام شنیده بودیم، اینجا به عینه در نگاه و اندیشه و عمل حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای میبینیم، به همین دلیل آرزو دارم كه ایشان هم گوشه نگاهی به ما داشته باشند و در فردای قیامت شفیع ما باشند، چون خداوند به ایشان آبروی فراوان داده است. در 22 خرداد سال گذشته به واسطه آن فتنه عمیقی كه شبیه آن را در تاریخ انقلاب سراغ نداشتیم، آقا آنگونه با مردم صحبت كردند، آقا امام زمان(عج) را واسطه و شفیع قرار دادند. ما همه اینها را در تاریخ شنیدهایم، ولی الان داریم به عینه میبینیم. آنچه از مالك اشتر، ابوذر، سلمان فارسی، مقداد، عمار، یاسر و... شنیده بودیم، فراتر از آنها را داریم در ایشان میبینیم. انشاءالله كه خداوند به حق پنج تن آل عبا، به حق همه خوبان درگاهش ایشان را حفظ كند و پرچم را انشاءالله ایشان به دست آقا بسپارند.
ولایتپذیری الان با ولایتپذیری دوران دفاع مقدس چه تفاوتهایی دارد. آن زمان كاریزمای حضرت امام(ره) بود، همه واقعاً یا ظاهراً انقلابی بودند، اما الان یك نوع از همگسیختگی حداقل در میان كسانی كه در آن مقطع تظاهر به پذیرش رهبری امام(ره) میكردند، وجود دارد. این تفاوتها را چطور میبینید و چقدر فكر میكنید این مسئله محك افراد است؟ولایتپذیری آن طور كه ما برداشت میكنیم، زوایای شفاف و صریح و به نوعی ساده دارد. علتش هم این است كه اظهر منالشمس است؛ چیزی است كه انسان با چشم سر میبیند و با فكر و اندیشه و عقل تطبیق میدهد. در چنین شرایطی اگر انسان از مسیر ولایتمداری فاصله بگیرد، به خودش جفا میكند. برداشت ما از ولایتمداری این است كه ما دو جبهه حق و باطل كه بیشتر نداریم؛ تكلیف هر دو جبهه هم كاملاً روشن است، لكن اگر كسی در جبهه حق رخنه كرد و خواست این طور وانمود كند كه در این مسیر است، اما در درونش نفاق بود، حتما دیر یا زود، اگر همه آن نفاق هم برملا نشود، بخشهایی برملا میشود. ما همه عمر و تاریخمان را مدیون امام(ره) هستیم. امام(ره) احیاگر دوباره اسلام، بهویژه تشیع هستند. در این مسیر و در این نگاه خیلیها در كاروان امام(ره) قرار گرفتند، مجاهدت هم كردند، شاید این مجاهدتها را خالصانه هم انجام دادند، اما مهمتر از آن همه مجاهدت، به نظرم حفظ آن مجاهدتها و ملاك آن هم ولایتمداری است.امام عظیمالشأن ما تعبیر صریح، زیبا، روشن و بینظیری دارند و میفرمایند به قال افراد و اینكه گذشته افراد چه بوده است، توجه نكنید. شاید در جبهه هم بوده، شاید فرمانده هم بوده، شاید عامل بسیاری از موفقیتها و پیروزیها هم بوده باشد، اما به حال او نگاه كنید. امروز حال این افراد چه تفاوتی كرده؟ چه اتفاقی افتاده؟ ولایت كه عوض نشده. اگر امام عظیمالشأن ما از دنیا رفتهاند، امام جوانی پرچم ایشان را به دست گرفتهاند. اگر پذیرش اصل ولایت محل تردید نباشد، ولایت در منظر و محضر امام(ره) با ولایتپذیری جانشین ایشان چه تفاوتی دارد؟ ما معتقدیم هیچ تفاوتی ندارد.
شما در ابتدا كه ارتباط مستقیمی با امام(ره) نداشتید و از طریق بعضی از افراد ابتدا با مكتب ایشان آشنا شدید.همینطور است.
اكنون بعد از دو دهه میبینیم كه خود آن افراد از مشی و طریقی كه داشتند، منحرف شده یا استعفا دادهاند، اما شما با پایمردی در این راه مانده و از امتحان بسیار دشوار سال گذشته سربلند بیرون آمدهاید. نسبت به این افراد منحرف چه احساسی دارید؟ما عهد اخوت با كسی غیر از خدا نبستهایم. یكی از اتفاقاتی كه در دفاع مقدس افتاد و آن اتفاق را بهكرات دیدیم همین ولایتپذیری مطلق و بیشائبه است. چیزی را كه دیدیم كه نمیتوانیم كتمان كنیم. بچهها و فرزندان امام (ره)، خیلی از كسانی كه امام (ره) را حتی یك بار هم ندیده بودند، اما در سایه اطاعت از ایشان به جبهه آمده بودند، به خداوندی خدا قسم برای اینكه در راه خدا پیشمرگ هم بشوند، از همدیگر سبقت میگرفتند. شهادتها اتفاقی نبود، از روی بصیرت بود. برادر عزیز رزمنده در جبهه با برادر دیگری آشنا شده بود، اما انگار از ده سال قبل با هم عقد اخوت و پیمان برادری داشتند! چون كار برای خدا بود، همه پیشمرگ هم میشدند. حیفم میآید حالا كه به اینجا رسیدیم، راحت از این خاطره عبور كنم. مرحله دوم عملیات كربلای 5 بود و باید از كانال ماهی عبور میكردیم. ما برای ادامه عملیات، باید خط را از یگانهای مستقر در آنجا تحویل میگرفتیم. كانال ماهی یك پل بود و وقتی از این كانال یك كیلومتری عبور میكردیم، به یك سه راهی میرسیدیم كه به آن سه راهی شهادت میگفتند و تمركز آتش دشمن بر آنجا بسیار شدید بود و به ساعت و لحظه و دقیقه نمیرسید. طوری بود كه كمتر خودرویی میتوانست سالم از آنجا تردد كند. حتی زرهپوش و موتور سوار هم نمیتوانست سالم بگذرد، چون آتش توپخانه و ادوات عراقیها روی آنجا تمركز پیدا كرده بود. در این سه راهی شهادت، ما در سمت چپ و در لشكر حضرت سیدالشهدا(ع)، و لشكر 27 محمد رسولالله(ص) در سمت راست برای ادامه عملیات حركت میكردیم و در واقع دو تا لشكر همجوار بودیم. قرارگاه ما با قرارگاه برادر بزرگوارم سردار كوثری، فرمانده با كفایت لشكر حضرت رسول(ص) و جانشین ایشان در آن ساعت، سرهنگ شهید صالحی و شهید سعید سلیمانی، حدود 200 متر و شاید هم كمتر فاصله داشت. ما این طرف سه راه شهادت بودیم، آنها آن طرف. گاهی وقتها كه عرصه تنگ میشد، شاید اگر همدیگر را صدا میزدیم صدای هم را بهراحتی میشنیدیم.جنگ سختی بود و ما با دو، سه تیپ زرهی دشمن، سخت درگیر بودیم. یك بخش از كانال ماهی در اختیار ما بود و یك بخش هم در اختیار عراقیها. آنها پشت كانال چسبیده بودند و فاصله ما به اندازه یك خاكریز بود و باید بهنوعی این شرایط را سپری میكردیم. آن شب حجم آتش دشمن خیلی سنگین بود. ما سنگر نداشتیم. پشت این دژ، من همراه علمدار لشكر سیدالشهدا(ع) و به تعبیری فرمانده و معلم اخلاقمان شهید بزرگوار كلهر بودم. در دیواره كانال ماهی- كه محل رفت و آمد رزمندههای عزیزمان هم بود - بچهها جانپناه كوچكی را ایجاد كرده بودند كه میتوانستیم در آنجا تكیه بدهیم، اما نه پهلو و نه سرمان در پناه نبود، چون سنگر نبود، فقط حاشیه كوچكی بود كه وقتی سرمان را بالا میآوردیم، همه درگیریها را مشاهده میكردیم و سرمان را كه پایین میآوردیم با بیسیم با فرماندههای عملیات در تماس بودیم. هوا كمی سرد بود و یك پتویی به ما رسیده بود. چون من و شهید كلهر تحرك نداشتیم، سرما اذیتمان میكرد و این پتو را به ما رسانده بودند.(این را هم به عنوان جمله معترضه بگویم كه از ابتدای دفاع مقدس تا آن ساعت، غیر از مقاطع كوتاه مرخصیها تا شهادت شهید كلهر همراه هم بودیم.) آن شب هم بازو به بازوی هم در آن چاله كوچك نشسته و قسمتی از پتو را روی سرمان كشیده بودیم، چون عراقیها به قدری نزدیك بودند كه هر بار گلوله توپی را شلیك میكردند، یك مقدار خاك روی سر ما میریخت و ما هر بار این پتو را برمیگرداندیم تا خاكها بریزد! یكدفعه من دیدم دو تا از رزمندههای اطلاعات و عملیات به اسم شهید حنیفه از شهدای عزیز كرج و برادر دیگرمان آقای دانش احمدی كه اكنون فرمانده مركز بسیج در جاده چالوس هستند، آمدند و گفتند: «ما ماموریت داریم كنار شما دو نفر باشیم!» گفتیم: «چه كسی به شما مأموریت داده؟« گفتند: «ما ماموریت داریم بمانیم» و اصرار و قسم و آیه كه باید بمانیم. گفتیم بمانید. بهرغم میل باطنیمان دیدیم شهید بزرگوار حنیفه و آقای دانشاحمدی بالای سر ما خیمه زدهاند كه اگر تیر و تركشی آمد، دیرتر به ما اصابت كند. خدایا! حق این شهدا را به گردن ما حلال كن. چه چیزی میتواند پاسخ این همه بزرگمنشی، این نگاه و این اندیشه و عمل را بدهد؟ آمده قسم میدهد كه ما میخواهیم از شما مراقبت و محافظت كنیم كه اگر تیر و تركشی هست، اول به ما بخورد! من و شهید كلهر هرچه تلاش كردیم، حریف این بچهها نشدیم و بخشی از شب را اینگونه سپری كردیم. كسانی كه برای همرزمان خودشان اینگونه عمل میكنند، آیا برای فكر و اندیشه امام(ره) و مقام معظم رهبری جانفشانی نمیكنند؟ من اندیشه و فكر امام(ره) و مقام معظم رهبری را اینگونه برای خودم تفسیر میكنم كه كلامی جز كلام خدا و قرآن خدا بر زبانشان جاری نمیشود. آنها اصلاً از پیش خودشان حرفی نمیزنند. هرچه میگویند از متن قرآن و احادیث و روایات است و بیاناتشان بهنوعی تفسیر قرآن است، بنابراین كسی كه ولایت را پذیرفته است، از جنبه ولایتپذیری در امام(ره) و مقام معظم رهبری هیچ تفاوتی نمیبیند.
برحسب برآیند تجربه شما از فتنه سال گذشته، آیا ریزش افرادی كه در مقطع رهبری امام (ره) و حتی در دوران مقام معظم رهبری دارای جایگاهی بودند و عامل تشجیع افراد دیگر برای حضور در عرصههای انقلاب میشدند، میتواند موجب ریزش عده دیگری غیر از خودشان هم بشود یا تاثیر عمدهای ندارد؟سال گذشته اتفاق بینظیری افتاد و فتنه عمیقی رخ داد كه ما شبیه آن را كمتر در تاریخ سراغ داریم. در انقلاب حوادث فراوانی روی دادهاند. حادثه كوی دانشگاه فقط بخشی از این فتنه عمیق بود، درحالی كه در سال78 ، حادثه كوی دانشگاه از حوادث مهم تاریخ انقلاب محسوب میشد. رویداد انتخابات سال گذشته نشان داد كه فتنهگران با پوششهایی كه برای خود و بخشی از مردم درست كرده بودند، این قابلیت را داشتند كه با عملیات روانی، حدی از نگاه و اندیشه مردم را همراه خود كنند. عیبی هم ندارد. چون مردم شریف ما میگویند هر كسی را كه شورای محترم نگهبان تأیید كرد و وارد عرصه انتخابات شد، در نظام اسلامی پذیرفته شده است و مردم حق دارند بروند تحقیق و بررسی و انتخاب كنند، بنابراین تا زمانی كه ماهیت سران فتنه برملا نشده بود، آنها با این پوشش و با حمایتهای بیگانه، بهویژه رسانههای آنها اعم از ماهوارهها و سایتهایشان آمدند و الگوهایی را كه طی بیش از یك دهه اخیر در دنیا و در كشورهای مختلف انجام شده بود، در درون حاكمیت اعمال كردند. بدیهی است كه اگر اینها خارج از حاكمیت بودند، جایگاهی نداشتند و نمیتوانستند حركتی را انجام بدهند. در ابتدا شاید این طور برداشت میشد كه فریبی در كار بوده و این آقایان بعضاً تحت تأثیر برخی ذهنیتهای نادرست و قابل رفع، این گونه برخورد میكنند، اما بعضی از حوادث روزها و هفتهها و ماههای بعد و اصرار بعضی از این آقایان بر مواضع قبلی خود روشن كرد كه اینها از مسیر ولایتمداری فاصله گرفتهاند. بهرغم اینكه مقام معظم رهبری فرصتهای فراوانی را برای اینها فراهم كردند و زمینههای استغفار ، توبه و بازگشت به كانون گرم انقلاب اسلامی را برای آنها فراهم كردند، آنها همچنان به لجاجت ادامه دادند. البته عدهای از بدنه این جریان بهسرعت به خود آمدند و خود را بازسازی كردند، اما آن عده قلیل همچنان بر مواضع خود پافشاری كردند. البته آحاد مردم شریف زودتر از برخی نخبگان به ماهیت فتنه پی بردند و در حوادث پیدرپی در 25 خرداد، 30 خرداد و حوادث بعد با سرعت از این مسیر كناره گرفتند، چون مردم بصیر و فهیم میهن اسلامی، انقلاب و اسلام و ولایت مطلقه فقیه را دوست میدارند، لذا هر كسی كه در این مسیر به خود آمد، از كانون فتنه بهسرعت فاصله گرفت. امروز در شرایطی هستیم كه اندكی از آنها همچنان بر مسیر باطل خود پافشاری میكنند.
عِدّه و عُدّه اینها چقدر است و تا چه حد میتوانند تأثیرگذار باشند؟چون ما خوشبختانه در بطن این حوادث حضور داشتیم و عرایضمان مبتنی بر اطلاعات دقیق است، باید عرض كنیم كه اینها در آن فضای اولیه، با عملیات روانی خاصی كه انجام داده بودند، به حضور همه كسانی كه به آنها رأی داده بودند، میبالیدند، در حالی كه مردم در آن فضا با تحقیق و بررسیهای خودشان رأی دادند و آرایشان هم بسیار محترم است، ولی بعد كه احساس كردند از آرای آنها بهرهبرداری سوء میشود، مسیرشان را كاملاً از فتنهگران جدا كردند. شما در میان اینها چهره جدیدی نمیبینید. بخشهایی از آنها كه ماندهاند، ماهیت خود را در حوادثی چون روز عاشورا عریان كردند. آنها در این روز شریف، مسیری را كه كمترین هیئت، كمترین جمعیت ساكن را دارد گزینش كردند. خیابان انقلاب یك مسیر اداری و تجاری و اقتصادی است و جمعیت ساكن كمتری در دو طرف خیابان وجود دارد. اینها آمدند از این فضا استفاده كردند. همین طور در روز 22 بهمن، سالگرد امام(ره) و 22 خرداد كه بنای سوءاستفادههایی را داشتند، عملاً فرصت كاری را پیدا نكردند و عدّه و عُدّه ناچیزی همراه اینها باقی ماند.گروههای خودجوشی تشكیل شدند و از ما دعوت كردند تا با كسانی كه در مسیر ایجاد كانون فتنه نقش و سهمی داشتند، ولی برای آنها روشنگری نشده بود، اقدامی را انجام بدهیم. ما از دوستان روشنضمیر و بصیر آنها كمك گرفتیم و رفتیم و با بسیاری از آنها صحبت كردیم. خیلیها بعد از اینكه روشنگری كافی صورت گرفت، استغفار و توبه كردند و بخش دیگری هم ماندهاند كه ما هنوز امیدواریم متوجه فتنههای دشمن بشوند.
چقدر ظرفیت تكثیر اینها وجود دارد؟ منظور در انتخابات بعدی است.حداقل تا چند سال آینده و حتی بعد ازانتخابات هم امكان تكثیر وسیع اینها نیست، مگر اینكه خدای ناكرده مسئولان حاضر عملكرد بدی داشته باشند و مردم تصمیم دیگری بگیرند، اما زمانی كه مردم بر خادمین خودشان صحه میگذارند و آنها را تأیید میكنند، عملاً میدانی برای عرض اندام این كانونها فراهم نیست. نمیخواهم بگویم مطلق، اما عدّه و عُدّه چندانی ندارند كه تعیینكننده و تاثیرگذار و قابل رقابت باشند. بهتر است اینها یك قدری به خودشان بیایند و بازنگری و بازمهندسی كنند و اگر خدا را هم كمتر در نظر دارند، اقلاً حیات خودشان را در نظر بگیرند. اینها دارند در جامعه زندگی میكنند. چرا باید در یك محله و خیابان آنقدر بیاعتبار باشند كه جرئت بیرون آمدن از خانههایشان را هم پیدا نكنند و در تاریكی شب بیایند و بروند؟ سفرهایشان پنهانی و سیاحت و زیارتشان همگی در خفا باشد؟ چرا اینقدر عرصه را به خودتان تنگ میكنید؟ اگر این اندیشه را هم دارید، عیبی ندارد، اما آنقدر آزاده باشید كه اقلاً جایگاه و نقش خود را بفهمید.
در سال گذشته جنابعالی در مواجهه با فتنهای نقش داشتید كه عدهای با سوار شدن بر شانه برخی از شهیدان و سرداران دفاع مقدس، آتش آن را برافروختند و از سرمایه شهادت و بضاعت اعتقادی و فرهنگی دفاع مقدس برای آن آتشافروزی بهره گرفتند. آنان طبعا سعی داشتند به مردم و همچنین به بخش زیادی از جوانهایی كه آن زمان را درك نكرده بودند، این گونه تفهیم كنند كه حضور در عرصه مبارزه با این فتنه متفاوت با حضور در جبهههای دفاع مقدس است، چون در دفاع مقدس همه بودند و ما هم بودیم و الان دعوا، دعوای دیگری است و حاكمیت از مدار انصاف و عدالت خارج شده است! حتی سعی داشتند به جایگاه رهبری هم لطمه جدی وارد كنند. برای شما حضور در این صحنه با حضور در جبهههای دفاع مقدس از لحاظ دشواریهایش چقدر تفاوت داشت؟ذاتش هیچ تفاوتی نداشت. ذاتش خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی و ولایت و مردم شریف بود. وقتی فتنهای كور است و تشخیص مرد از نامرد و سره از ناسره سخت است و طرف مقابل فرافكنی و فضاسازی میكنند، نیاز است كه همه ملاكها را ببینید و لذا مهار این فتنه دشواریهای خاص خودش را داشت. در جنگ عدّه و عُدّه خودی و اردوگاه خودی و دشمن كاملاً از هم متمایز بود، درحالی كه در این فتنه سعی داشتند مرزهای اردوگاه خودی و غیرخودی را به گونهای مخدوش كنند كه تشخیص دشوار شود. اگر هم دیدید كه بعضیها در مقاطعی مقاومت كردند، به دلیل همین مخدوش بودن مرزبندیها بود، ولی كسانی كه آمدند و امنیت شهر و امالقرای اسلام را به این مردم برگرداندند، جز رضای خدا چیزی در ذهنشان نبود. بعضیها سنگ خوردند، چوب خوردند، جانباز شدند، برخی چشم خود را از دست دادند، برخی صدمات جدی خوردند و در مورد بعضی از این عزیزان پیش آمد كه روی آنها 7، 8، 10 عمل سنگین جراحی انجام شده و جراحتهای سختی برداشتند. البته اینها چون برای خدا صدمه دیدند، تحملش برایشان میسور بود. فتنهگران خسارتهای فراوانی را به مردم رساندند، موتور و ماشین و مغازهها و خانهها را آتش زدند. احساس من این بود كه باید برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی و مردم به میدان بیایم و این درست همان نگاهی است كه در دفاع مقدس داشتم.
به عنوان كسی كه با بسیاری از سرداران شهید دفاع مقدس حشر و نشر داشتید، در فتنه اخیر وقتی دیدید كه اسم اینها دستاویز فتنه و حاكم كردن سكولاریسم و لائیسیته شده كه بنیاد فكری آنها با انقلاب ما در تضاد است، چه احساسی داشتید؟اساس فتنه همین است كه تشخیص را برای افراد سخت میكند. بخشهایی از این خانوادههای معزز هم كه متأثر از این حوادث شده بودند، امروز بعد از صحبت و تعامل و رایزنی با آنها، استغفار كردهاند. اجازه بدهید كه اسم نبرم. یكی از برادران از همسر یكی از این بزرگواران سؤال میكند كه «حاج خانم! شما چرا در این معركه حضور پیدا كردید؟» ایشان پاسخ میدهد: «حالا من یك غلطی كردم، نفهمیدم! دیدم گروهی از مسؤلان اصلاحات آمدهاند، فكر كردم كه همه چیز همین است، بعد به خودم آمدم و دیدم كار از كار گذشته!» امروز اینها همراه با آن جریان نیستند.
برای بازگشت این جریان به دامان نظام چه برنامهای تدارك دیده شده است؟ البته ما باید به اساس نظاممان نگاه كنیم. نظام اسلامی، نظام رحمت است، نظام ولایی ما نظام رحمت است، نظام معرفتانگیزی است. هر كدام از آنها كه كوچكترین شرایطی برای برگشت داشتند، با آغوش باز استقبال كردیم، چون ما دشمن به اندازه كافی داریم. قرار نیست كه در كانون گرم و صمیمی مردم شریفمان هم عناصری رخنه و بین برادران ما ایجاد اختلاف و چه شیعه، چه سنی، چه خانوادههای ارزشی را از همدیگر تجزیه كنند.
برای آن طیف از خانوادههای سرداران شهید كه مورد طمع دشمنان هستند، چه توصیهای دارید؟مجاهدت كردن شاید راحتتر از حفظ و ادامه مجاهدت باشد. خانوادههای معززی كه مظهر مجاهدت در راه خدا هستند، چه در دفاع مقدس، چه در همه عرصههای انقلاب اسلامی، غالباً انسانهای بسیار بزرگواری هستند و ما از آنها درسهای فراوانی گرفته و زندگیمان را با این درسها تنظیم كردهایم. اینها باید مراقب و هوشیار باشند و یك وقتی در بیان ارزشها، آنها را تجزیه نكنند.من یكی، دو تا بیانیه از فتنهگران دیدم كه اسامی یكی دو تا از این خانوادهها را در حمایت از خودشان آورده بودند. بخش اعظمی از افراد آن خانوادهها با بیانیه دیگری از فتنهگران ابراز انزجار كرده بودند. ما باید در این مسیر احتمال فریبكاریها را بدهیم، بنابراین خانوادههای عزیز ارزشی و ارزشمدار و ولایتمدار ما كه نمادهای انقلاب اسلامی هستند و مردم هر شهر و روستا و اداره و محله و كارخانهای، به وجود آنها افتخار میكنند، باید از خودشان مراقبت كنند تا مورد طمع دشمنان اسلام و انقلاب و ولایت قرار نگیرند. سختی كار به این است كه باید كاری زینبی كرد.در حماسه عاشورا درست است كه آقا اباعبدالله سیدالشهدا(ع) پرچمدار این حماسه و مبارزه بودند، اما كاری كه بیبی حضرت زینب(س) انجام دادند، این حادثه را ماندگار و دائمی كرد. انقلاب اسلامی امروز با الگوی عاشورا و الگوهای علوی مسیر خود را دنبال میكند و همه ما باید مواظب باشیم و در حق همدیگر دعا كنیم. اگر در باره هم دعا نكنیم و خداوند به ما رحم نكند و عاقبت به خیری را برای همدیگر از خداوند مسئلت نكنیم، همواره حوادثی در كمین ما نشسته است. حادثه فتنه جمع شده، اما آتش زیر خاكستر است و باز احتمال این هست كه جریانی را ایجاد و شعلهای را از جایی بلند كنند، بنابراین باید دشمنان را برای همیشه ناامید كنیم.همان طور كه عرض كردم من امروز بعد از حوادث سال گذشته، بیشترین پویایی را در اعزام به كربلای ایران در قالب طرح راهیان نور میبینم. جوانان عزیز و ارزشمندی برای بازدید از جبههها و مهمانی شهدا و پیمان با آرمان بلند آنان آمدهاند و شاید بعد از قطعنامه تا به امروز، این استقبال از شناخت فرهنگ شهادت از هر وقتی باشكوهتر باشد. راه دوری نرویم. 14 خرداد امسال، سالگرد ارتحال امام عظیمالشأن كه توأم با نمازجمعه به امامت مقام معظم رهبری بود، تبدیل به بزرگترین نمازجمعه تاریخ اسلام شد كه شبیه آن را نداریم. برخی باور نداشتند كه این جمعیت خواهد آمد، اما در جلساتی كه حضور داشتیم و با خبرها و گزارشاتی كه دریافت كرده بودیم، قریب به 5 میلیون زائر از سراسر كشور برای حضور در مراسم سالگرد ارتحال امام اعلام آمادگی كرده بودند و این البته مشروط بر این بود كه امكانات حمل و نقل و اسكان را داشتیم. ما هم احتیاطاً كف آن را 2 میلیون نفر بستیم و من در جلسهای عرض كردم مردم امسال خواهند آمد و سیاسی و اعتقادی هم خواهند آمد. این نمایش سیاسی- اعتقادی، امسال با قریب به 5/2 میلیون نفر زائر امام و بیش از 5/1 میلیون نفر در بزرگترین نماز جمعه تاریخ اسلام برگزار شد. این را من از خودم نمیگویم. به روایت دوربینهای حاضر در مراسم، چه در صحن غربی، چه 28 دوربینی كه خارج از صحن غربی وجود داشتند و این همایش بینظیر مردم را ثبت و ضبط كردند، قابل اثبات است. در سالهای قبل معمولاً این همه دوربین قرار نمیدادیم. مردم ولایتمدار و بزرگوار ما زیر آسمان داغ و سوزان و روی شنهای داغ این حماسه بزرگ را آفریدند.به روایت اسناد و دوربینها حدود 30، 40 درصد از زائرها از شب قبل با اتومبیلها و وسایل خودشان به آنجا آمدند، درحالی كه ما كمترین امكانات را داشتیم. آب و سرویس بهداشتی به اندازه كافی نبود. تداركات تغذیه مردم، در حداقل ممكن بود، مگر اینكه افراد خودشان چیزی آورده باشند. ما پیشبینی لازم برای چنین جمعیتی را نكرده بودیم و فقط توانسته بودیم 20 هزار اتوبوس فراهم كنیم كه حاصل زحمات نیروی انتظامی و به خصوص «راهور» بود كه همه اندوختهها و تجربههای خود را در همه استانها و قرارگاه شهید فهمیده به كار گرفته بودند. این مهم با همراهی همه دستگاههای كشور انجام شد. بیش از 20 هزار سواری زائر آورده و ساكن شده بودند. بیش از 3 هزار مینیبوس آمده و مستقر شده بودند. شهرداری فداكارانه وارد میدان شد و اتوبوسهای شركت واحد به اندازه 20 هزار نفر زائر آورد. قریب به 500 هزار نفر را هم خطوط مترو جا به جا كردند. ما چون دغدغه پاركینگ داشتیم و احتمال میدادیم مشكل ایجاد شود، از مردم، بهویژه جوانان خواهش كردیم با موتور بیایند كه دو تركه و سه تركه آمدند و با خودشان زیرانداز و آب هم آوردند، چون برآوردهای ما با این سیل جمعیت تطابق نداشت. از جوانان عزیز هم خواستیم به حرمت امام(ره) از پنج، شش كیلومتری مانده به حرم، پیاده بیایند كه مشكل پاركینگ پیدا نكنیم. بیش از 80 هزار نفر از مردم ولایتمدار شهر ری پیاده به حرم آمدند. از سایر نقاط دیگر هم گروههای گوناگونی پیاده آمدند تا این حماسه حضور را بیافرینند.ما از شب قبل بنا به وظیفه ذاتی در آنجا حضور داشتیم. از اذان صبح گروههای فراوانی آمدند و در اطراف صحن غربی مستقر شدند. قرار بود صحن در ساعت 8 باز شود. تراكم و فشار این جمعیت باعث شد زودتر درهای صحن را باز كنیم. اینها چه كسانی بودند؟ بعضی از اینها كه به اسم هم مشخص هستند، پای پیاده از اصفهان آمده بودند. از مازندران، از رشت و از زنجان آمده بودند. كف پای زائران امام به واسطه چند روز پیادهروی تاول زده بود. من خودم كف پای بعضی از آنها را دیدم كه تاولهایشان تركیده بود! اینها شب قبل در محوطه اطراف حرم بیتوته كرده بودند و حجم عظیمی از آنها در صحن غربی مستقر شدند، درحالی كه تا قبل از ساعت 5/10 برنامه خاصی شروع نشده بود. این جمعیت وقتی وارد صحن غربی شد، در ساعت 9 صبح دیگر جایی برای فرد جدیدی نبود و همه در اوج گرما، زمین داغ، آسمان داغ، برای رضای خدا، بدون هیچ پناه و سایهبانی از صبح تا عصر ماندند.ساعت پنج و شش بعدازظهر و ساعتها پس از اتمام مراسم، با بالگرد چرخی زدم و بازدید كردم و دیدم كه هنوز جمعیت كثیری دارند آرام آرام از محوطه خارج میشوند. در ساعتهای مراسم در حرم امام(ره) بسته شده بود و امكان رفتن و برگشتن این همه زائر نبود و حتی در آنجا تخلیه زائرین برای ما دغدغهای شد. مثلاً در ایستگاه مترو كه قریب 4 ساعت، 500 هزار زائر به وسیله آن وارد حرم امام شده بودند و حالا همه به دلیل گرما و شرایط خاص میخواستند زودتر برگردند، ناگزیر شدیم قرارگاه جدیدی به نام قرارگاه تخلیه ایجاد كنیم. برادران عزیز نیروی انتظامی، بسیج، سپاه، شهرداری و سازمانهای مختلف آمدند تا به صورت كنترل شده این جمعیت تخلیه شود و خدای ناكرده كسی زیر دست و پا نماند، چون اگر این جمعیت یكباره به مترو هجوم میآورد، مترو هم قفل میشد! این مراسم به فضل خدا و بهرغم همه تهدیدات خارجی، تهدیدات گروههای ضد انقلاب، منافقین، پژاك، گروهك ریگی و سلطنتطلبها كه هم قسم شده بودند و نیز كانون فتنه كه فعال بود، بحمدالله به بهترین نحو ممكن اجرا شد و خون هم از دماغ كسی نیامد.
شما گزارش مهم و حیرتانگیزی از حاشیه و متن این حماسه میدهید. مایه تأسف است كه این همه عظمت و شكوه تحت تأثیر یك اتفاق واقع شد و بسیاری تلاش كردند این حضور عظیم را تحت تأثیر آن جریان قرار دهند. شما به عنوان كسی كه در متن تمام جریانات فتنه و پس از آن بوده و در مدیریت این حماسه نقش مهمی داشتهاید، این اتفاق را چگونه تحلیل میكنید؟مردم بزرگوار و فهیم ما بهترین داور هستند. آنها به عشق امام (ره) آمدند، این همه فداكاری و مراسمی در نهایت امنیت و آرامش را برگزار كردند، طوری كه خون از دماغ كسی نیامد. سؤال اینجاست كه چرا عدهای این قدر شتابزده فضاسازی و بعضی از بزرگان را متأثر كردند. از آن بزرگواران هم انتظار بیشتری هست. آنان چرا با وجود این همه سند، با اطلاعات اندك داوری كردند؟
و بیآنكه از شما گزارشی بخواهند.اصلاً كسی از ما سؤالی نكرد! اگر كسی سؤال میكرد، مسلماً جواب میدادم. بانیان این جریان مصنوعی و تبلیغاتی به اصل مراسم امام (ره) و به آن شخصیتها جفا میكنند. اگر آن حادثه را خوب مدیریت میكردند، میتوانستند جلوی وقوعش را بگیرند...
مانوردهندگان روی این اتفاق اصرار زیادی دارند كه این جریان سازماندهی شده بوده است. شما در جریان تمام سازماندهیهای قبل از مراسم هم بودید و از شب قبل در آنجا حضور داشتید. آیا واقعاً چنین چیزی را احساس كردید كه كسی شعار دادن در حین سخنرانی حاج سید حسنآقا را سازماندهی كرده است؟اگر قرار بود كاری انجام شود، كار كارستانی انجام میشد! من با زبان روزه، قسم جلاله یاد میكنم كه در نگاه و تفكر هیچ كس نبود كه خدای ناكرده بخواهد این مراسم زیبا و عظیم الهی سیاسی سالگرد ارتحال امام را متأثر از یك رویداد حاشیهای كند. از آقایانی كه شعار دادند، دعوت كنید و بپرسید چرا این كار را كردید؟ دوربینها كه همه اینها را ثبت كرده و آدمها هم كه معلوم هستند. حتی ما اسامی بسیاری از كسانی را هم كه پای برهنه از شهرستانها آمده بودند، داریم. دوربینها هم كه همه را نشان دادند. جمعشان كنید و از آنها بپرسید چرا شعار دادید؟ آیا سازماندهی داشتید؟ كسی به شما گفته بود؟ سازماندهی داشتن برای یك كار بزرگ است. البته ما مراقب بودیم كه حادثهای اتفاق نیفتد. ما از نظر صدا و فیلمبرداری تمهیداتی را اندیشیده بودیم كه صدا شفاف و درست به افرادی كه بیرون از صحن بودند برسد، وگرنه آن وقت افرادی كه بیرون از صحن بودند سعی میكردند خود را به هر نحو ممكن به صحن برسانند. با همه تمهیدات فنی، صدا از داخل صحن با اختلاف ده ثانیه به بیرون میرسید. اعضای ستاد نماز جمعه تهران خیلی فداكاری كردند. هر كسی هم كه آمد با نظم و ترتیب در صف نماز نشست. اگر ما واقعاً امام(ره) را دوست میداریم، جفا به امام(ره) است كه سالگرد ایشان را تحتالشعاع حادثهای حاشیهای قرار بدهیم. مردم عزیز ما به شایستگی به تكلیفشان عمل كردند و با حضور بینظیرشان نشان دادند كه همواره پای كار ایستادهاند.در حادثهای هم كه اشاره كردید، خدای من شاهد و گواه است كه حداقل ذات بچههای جبهه و جنگ كه عاشق امام(ره) بودند و عاشق آقا هستند، به گونهای نیست كه اجازه بدهند چنین اتفاقی پیش بیاید. این جور اتفاقات خودجوش هستند. مردم آمدند و با بصیرت سیاسی هم آمدند. وقتی میگفتیم كف این واقعه حداقل 2 میلیون زائر است، كسی باور نمیكرد. مسئولان ستاد نهایتاً 370 هزار نفر را در نظر داشتند! بعد هم گفتند حالا خیلی كه دست بالا بگیریم 500 هزار نفر! در روز 11 خرداد از من سؤال كردند برآورد شما چقدر است؟ من گفتم بیش از 2 میلیون نفر زائر امام(ره) خواهند آمد و امكانات ما برای این جمعیت كافی نیست. یكی از عزیزان گفت ما كه فكر میكنیم 500 هزار نفر یا اگر خیلی زیاد بیایند 700 هزار نفر شوند. همین نگاه به مردم است كه مشكل ایجاد میكند و باعث میشود كه نیازمندیها و امكانات را درست برآورد نكنیم. مثلاً ما پیشنهاد كردیم كه 3000 چشمه سرویس بهداشتی نیاز است. در آنجا قریب به 1000 چشمه ثابت و سیار وجود داشت و 2000 چشمه كم داشتیم. از برادران وزارت دفاع، كشور، هلال احمر، ارتش، شهرداری تهران، سپاه، استانداری و هرجایی كه فكرش را بكنید درخواست كردیم و گفتیم برای سرویس بهداشتی روز سالگرد مشكل خواهیم داشت و كمك كنید. همه این درخواستها هم مستندند. آن آقایان اجابت كردند و نهایتاً 2659 چشمه سرویس بهداشتی فعال شد.
ظاهراً كسانی از متولیان برگزاری این مراسم در مصاحبههای خود تلویحاً به شما خرده میگرفتند كه چرا با این حرفها میزان شركتكنندگان را بالا میبرید! درحالی كه شما از روی تجربه و شناخت از مردم این حرف را میزدید.یكی از مشكلات ما همین است كه این مردم را نمیشناسیم و باور نداریم. همین دوست بزرگواری كه شما به ایشان اشاره كردید به من فرمودند آمار و ارقامی كه میدهید بر اساس روحیه بسیجی شماست. بهتر است آمار و ارقام یك كمی طبیعیتر باشد، درحالی كه بنده این آمار را بر این اساس ارائه كردم كه 5 میلیون زائر اعلام آمادگی كرده بودند، ولی ما شرایط و امكانات ترابری و حمل و نقل و پذیرایی برای این عده را نداشتیم و لذا كف 2 میلیون را بستیم، ولی بیش از 5/2 میلیون زائر آمدند.مانیتورهای ما از همه زوایا، از زمین و از هوا این مراسم را ثبت و ضبط كردهاند كه نشان میدهد عدهای در اول صبح وارد حرم و گروه اندكی تخلیه شدند. آمدن و رفتن و ماندن همه مردم هم داوطلبانه بود. حتی در جایی در محدوده صالحآباد كه پیشبینی شده بود ترافیك به وجود نیاید، باز بار ترافیكی قفل كرد و مردم نتوانستند به مراسم برسند. بعضیها میگفتند ما دو سه ساعت بعد از اتمام مراسم هم پشت ترافیك ماندیم و نتوانستیم خودمان را برسانیم!ما باید از الان كار كنیم و راهها و ورودیهای حرم، امكانات، تسهیلات و همه اقدامات را برای زائرین عزیز حضرت امام فراهم كنیم تا یك زائر بتواند با كمترین فاصله ممكن خودش را به مراسم برساند. با این فرصت یك ساله، انتظار این است كه ستاد سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)، بقیه دستاندركاران لشكری و كشوری دست به دست هم بدهیم و امكان پذیرایی از زائرین عزیز را فراهم كنیم و این كار را به نزدیكی مراسم ارتحال نگذاریم.ما هر سال از زمستان سال قبل برنامهریزی میكردیم. امسال از اواخر فروردین ماه كار را شروع كردیم و جلسات هماهنگی از 6 اردیبهشت برگزار شدند. خداوند مرحمت فرمود و مردم هم انصافاً همراهی كردند، وگرنه تسهیلات ما فقط تا اندازهای كفایت میكرد. بسیاری از كارها را خود مردم انجام دادند. من همین جا باید از همه كسانی كه زحمت كشیدند، قدرشناسی كنم. شهادت میدهم كه بیش از 100 هزار نفر از بخشهای لشكری و كشوری دست اندركار برگزاری مراسم سالگرد ارتحال بودند و همگی هم برای خدا آمدند و در همه حوزههای امنیتی و فرهنگی فعالیت كردند. سازمانهای خودجوش و مردم نهاد همین طور. خیلیها نذر كرده بودند و با نذوراتشان آمده بودند. حال و هوای این همایش شبیه به صحنههای دفاع مقدس بود و هیچ جوری با استدلال و عقل و منطق نمیشود آن را تحلیل كرد.البته مقام معظم رهبری هم به نیابت از حضرت ولی عصر، امام زمان(عج) به نیكی از این مردم تجلیل كردند و حق هم همین بود. مردم ولایتمدار ما برای خدا و به عشق امام و اسلام و انقلاب و مقام معظم رهبری آمدند و سیاسی هم آمدند. اگر این سران فتنه به خودشان نیایند، حضور مردم در صحنه را با قدرت و قوت بیشتری شاهد خواهند بود. از همین حالا عده زیادی از ما سؤال میكنند كه برای سال آینده چه نیازهایی هست تا آماده كنیم. همه سازمانهای لشكری و كشوری همدل و یكدل و برای خدا آمدند و هماهنگ عمل كردند و كوچكترین محل اختلافی نبود. نكات مهمی هست كه باید به وقتش به آنها پرداخته شود. از روح ملكوتی امام(ره) مدد میخواهیم تا فردای قیامت شرمنده امام شهدا و شهدا و شرمنده صاحب این انقلاب و مولایمان آقا امام زمان(عج) نباشیم، انشاءالله تعالی.
والسلام علیكم و رحمهًْ
الله و بركاتهًْ