
روسیه یکی از کشورهایی است که دارای پیوندهای تاریخی با آسیای مرکزی است، زیرا سرزمینهای آسیای مرکزی در زمان روسیه تزاری و سپس هنگام استقرار حکومت کمونیستی، جزئی از خاک روسیه به شمار میرفتند.از این رو مردم این منطقه نه تنها فرهنگی مختلط با فرهنگ مردم روسیه دارند، بلکه بسیاری از آنها یا به زبان روسی تسلط کامل دارند و یا زبان آنها با زبان روسی ترکیب شده است. بر این اساس سیاست خارجی روسیه در آسیای مرکزی از روند شکلگیری ملت روسیه سرچشمه میگیرد، بنابراین جنبه فرهنگی و روان شناختی تجزیه و تحلیل روند شکلگیری سیاست خارجی به عنوان جنبه پراهمیت مسئله تاریخی و نظری نفوذ ذهنیت در رفتار اجتماعی و سیاسی گروههای مختلف جامعه از اهمیت فراوانی برخوردار است.
خارج نزدیک یا منطقه خاص؟
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاست حاکمیتی روسیه در آسیای مرکزی نیز دچار وقفه شد، اما به تدریج حاکمان روسیه توجه بیشتری به منطقه نمودند و مفهوم «خارج نزدیک» را ابداع کردند.«خارج نزدیک» به این معنا بود که اگر چه جغرافیای آن در خارج از روسیه قرار داشت، اما مسکو آن را منطقه منافع خاص خود میانگاشت و اغلب به آن به عنوان منطقه انحصاری نفوذ ژئوپولتیکی خود مینگریست و رسوخ هرگونه نفوذ خارجی به آن را چالشی عمده برای خود تلقی میکرد.
در حال حاضر روسیه بحرانهای اقتصادی دهه ۹۰ را پشت سر گذاشته است و برای بازیابی نفوذ خود در جمهوریهای سابق اتحاد شوروی تلاش ویژهای میکند؛ تلاشی که بیش از هر چیز در راستای منافع ملی روسیه است.اگر چه درباره تعریف منافع ملی روسیه توافق کلی وجود ندارد، اما تمایز میان «خارج دور» و «خارج نزدیک» یکی از محورهای اساسی سیاست خارجی روسیه را شکل میدهد. براساس این برداشت روسیه باید از تمامی امکانات و ابزاری که در اختیار دارد برای حفظ سلطه خود بر جمهوریهای «خارج نزدیک» استفاده کند. بهطور قطع، روسیه در آسیای مرکزی صاحب منافع عمدهای است. حوزه این منافع و شدت و ضعف آنها بستگی به شرایط داخلی روسیه و آسیای مرکزی دارد، اما به طور عام میتوان موارد زیر را به عنوان منافع مشخص روسیه در آسیای مرکزی معرفی کرد :
الف) حفظ و تداوم جامعه کشورهای مشترکالمنافع: مسکو خواهان بازارهای آسیای مرکزی است. این مسئله در درجه نخست در فروش کالاهای روسی در این بازارها و در درجه دوم در منابع زیرزمینی و طبیعی این کشورها حائز اهمیت است. کشورهای آسیای مرکزی در قیاس با یکدیگر به لحاظ توسعه ساختارهای اقتصادی و داشتن منابع زیرزمینی و ثروتهای خدادادی متفاوتند و برای بهرهبرداری از آنها نیز به سرمایه کلان و فناوری مدرن نیاز دارند و از این نظر در رقابت با یکدیگر به سر میبرند. اگر چه دولتمردان منطقه کاهش وابستگی به روسیه را در رأس برنامههای خود قرار دادهاند، اما به نظر میرسد تا نیل به این هدف دشواریهای در پیش داشته باشند، بنابراین آسیای مرکزی به سبب وابستگی دوران اتحاد جماهیر شوروی همچنان تا حد زیادی نیازمند محصولات و فناوری روسی است.
ب) ترانزیت کالا: اگر چه مسیرها و امکانات حمل و نقل که از آسیای مرکزی عبور میکنند و به روسیه میرسند، بر اثر نبود سرمایهگذاری طی سالیان گذشته، فرسوده و نامطمئن شدهاند اما همچنان برای روسیه که خواهان دستیابی به یک مسیر حمل ونقل و ترانزیت مطمئن است، بهترین مسیر محسوب میشوند.
ج) مهاجرت: از دیرباز نیروی کار از آسیای مرکزی به سوی روسیه حرکت میکرده و این یک روند ثابت و پایدار بوده است.روسیه به جمعیت کارگر مهاجر و ارزان نیازمند است و در بعضی از مناطق پرجمعیت آسیای مرکزی، جمعیت بیکار به اندازهای افزایش یافته است که منبع بالقوه تشنج و ناآرامی به شمار میروند.
د) امنیت: روسیه خواهان یک آسیای مرکزی با ثبات با رژیمهای لائیک است که مردم آنها بتوانند در کنار هم و در یک محیط آرام،زندگی کار و تجارت کنند.از آنجا که تعداد زیادی از اقوام روسی یا روس زبان در قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان زندگی میکنند، بنابراین امنیت داخلی این کشورها به معنی امنیت ملیتهای روسی نیز میباشد و هیچ دولت و گروهی در مسکو نمیتواند نسبت به وضعیت روسها در «خارج نزدیک» بیتفاوت باشد.
از این رو روسیه طی سالهای گذشته سعی کرده نقش موثری در معادلات امنیتی منطقه ایفا کند. این نقش گاهی از طریق میانجیگری در مسائل مهم منطقه نظیر جنگ داخلی تاجیکستان ایفا شده و گاهی نیز از طریق تقویت نیروهای نظامی در کشورهای منطقه پیگیری شده است.در این راستا روسیه سعی کرده توجه بیشتری را به مرزهای تاجیکستان با افغانستان معطوف سازد و قزاقستان را به مهمترین متحد و شریک راهبردی خود در منطقهی آسیای مرکزی مبدل کند. علاوه بر این روسیه قصد دارد در راستای تحکیم جایگاه نظامی خود در آسیای مرکزی، تعداد پایگاههای هوایی خود را بیشتر کند.
ملاحظات امنیتی و استراتژیک
در حال حاضر به نظر میرسد که مهمترین بعد سیاست روسیه در قبال منطقه آسیای مرکزی به عنوان «خارج نزدیک»، عمدتاً تابع ملاحظات امنیتی و استراتژیک باشد، به همین سبب میتوان موارد زیر را به عنوان ملاحظات امنیتی روسیه در منطقه آسیای مرکزی برشمرد:
1ـ حفظ ثبات در منطقه براساس مشارکت نزدیک با دولتهای منطقه
2ـ حق عبور و مرور آزاد در سراسر آسیای مرکزی جهت حفظ روابط با چین، هند و ایران
3ـ حفظ فضای اقتصادی مشترک با جمهوریهای آسیای مرکزی
4ـ بهرهگیری از پتانسیل ژئواستراتژیک منطقه به منظور تأمین نیازهای عینی نظامی و حفظ منزلت روسیه به عنوان یک قدرت جهانی و منطقهای
5ـ رسمیت بینالمللی پیدا کردن نقش و جایگاه روسیه در این منطقه
بدیهی است که روسیه خواهان هیچگونه تحول تنشزایی در این مناطق نیست و هرگونه تلاش برای تسریع روند دموکراسی، مورد حمایت مسکو نخواهد بود.این بدان معنی نیست که روسیه تمایل به گسترش دموکراسی در این منطقه ندارد، بلکه روسها معتقدند هرگونه روش عجولانه برای استقرار و پیشبرد دموکراسی ممکن است موجب انفجار اجتماعی و فروپاشی رژیمهای لائیک و روی کارآمدن اسلامگرایان تندرو و بنیادگرایان شود، بنابراین ممانعت از شیوع «وهابیت» در تمامی مناطق آسیای مرکزی، از مهمترین اولویتهای سیاست خارجی روسیه محسوب میشود.علاوه بر این، حضور و نفوذ کشورهای دیگر از جمله ایالات متحده به عنوان یک بازیگر مداخلهگر در حیاط خلوت روسها نیز میتواند خطر دیگری برای مسکو محسوب شود. بر این اساس هرگونه تنش و ناامنی در این منطقه برای روسیه تهدیدزاست. روابط روسیه با جمهوریهای خارج نزدیک اصولاً تأثیرات فوری بر سیاست داخلی روسیه و میزان شفافیت، توانایی و قدرت نفوذ آن در تنظیم رابطه با خارج داشته است.