به گزارش خبرنگار «جوان»، مردی پلیس را در جریان گم شدن دخترش قرار داد. این مرد گفت: دختر 20 سالهای دارم که کرولال است. چند ماه قبل در یک پارکی در محلهمان با یک زن دوست شد که این دوستی کمکم به وابستگی شدید دخترم به این زن منجر شد. اوایل ما هم خوشحال بودیم چون اخلاق و روحیات دخترم بهتر از قبل شده بود اما این خوشحالی زیاد طول نکشید چون او بیشتر وقتش را درخانه آن زن میگذراند حتی بعضی شبها هم آنجا میماند تا اینکه در ادامه غیبتهایش متوجه شدیم با پسری هم دوست شده که این پسر وضعیت خوبی نداشت. با مخالفتهای من او کاملاً جبهه میگرفت به خاطر همین کار به کتککاری کشید.
*ارتباط پنهانی
این مرد ادامه داد: هر بار او را از خیابان یا خانه آن زن به خانه میآوردم، طولی نمیکشید که دوباره فرار میکرد تا اینکه اخیراً فهمیدم با پسرهای خلاف ارتباط دارد و کارشان از دوستی گذشته است. من میدانم هر چه هست زیر سر آن زن است اما الان خانهاش را عوض کرده و هیچ آدرسی از او ندارم.
با اظهارات این مرد پرونده فقدان این دختر ناشنوا به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.
*دستگیری زن
مدتی نگذشت که کارآگاهان موفق به شناسایی آن زن به نام «یاسمن» شدند اما او به افسر پرونده گفت خبری از این دختر ندارد و در ادامه کارآگاهان متوجه شدند دختر ناشنوا به جز یاسمن با زن دیگری به نام «فاطمه» هم دوست بوده و در حال حاضر با او زندگی میکند.
بدین ترتیب خانه این زن در خیابان آزادی شناسایی و مشخص شد او با برادرش به نام «سیاوش» زندگی میکند. سیاوش پس از دستگیری به افسر پرونده گفت: چند ماه قبل از طریق خواهرم با این دختر آشنا شدم، او مدتی با ما زندگی کرد اما الان هیچ اطلاعی از او نداریم.
*ادامه سرنخ
«فاطمه» که خود یکی از متهمان پرونده بود، آدرس زن دیگری به نام «ساناز» را داد و گفت ممکن است از او خبری داشته باشد.
ساناز هم پس از گذشت چند روز در شرق تهران دستگیر شد و به افسر پرونده گفت: من هم از او خبری ندارم اما میدانم با پسری به نام «مجید» در بلوار ابوذر دوست بود.
*مرحله جدید
با اظهارات این زن مجید هم به همراه دختر کرولال دستگیر و به پایگاه پنجم منتقل شدند.
مجید در اعترافاتش گفت: شش ماه پیش با این دختر در خیابان آشنا شدم.
وقتی فهمیدم کرولال است شرایطش را برایم روی کاغذ نوشتم، او را به خانه بردم و به خانوادهام معرفی کردم. او حاضر نمیشد به خانهاش برگردد به همین خاطر خانوادهام ما را به عقد هم درآوردند.
*هشدار پلیس
سرهنگ محمد نظری رئیس مرکز اطلاعرسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ ضمن هشدار به خانوادهها گفت: ضروری است تا اینگونه پروندهها در محاکم قضایی و انتظامی توسط کارشناسان علوم اجتماعی ریشهیابی شود تا سهم میزان اشتباه خانوادهها، سهم جامعه و سهم سازمانهای مرتبط در به وقوع پیوستن این برنامهها مشخص شود؛ اینکه توجه به فرزندان خصوصاً آنهایی که شرایط این دختر را دارند از وظایف اصلی والدین است، اینکه دوستی یک زن با این دختر در پارک و نهایتاً رسیدن به پسری که در خیابان با او آشنا شده و بدون اطلاع خانوادهها به عقد او درآمده است، همه این مسائل نیاز به ریشهیابی دارد. آیا کسی برای دخترش چنین سرنوشتی را میپسندد؟!