کد خبر: 412528
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۸
آسیب‌شناسی نمایش کودک و نوجوان در آستانه هفدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان
رضا احسان پور و امین خرمی - جشنواره بین‌المللی هفدهم تئاتر کودک و نوجوان بار دیگر بهانه‌ای را برای پی‌جویی دلایل فقر رشد و درجا زدن نمایش کودک و نوجوان در کشور ما به دست داد. در حالی که این‌گونه نمایشی در تمام نقاط جهان به عنوان یکی از اصلی‌ترین گونه‌های آموزشی و پرورشی کودکان و نوجوانان جهان شناخته می‌شود و به کار می‌رود اما متأسفانه با سیر حرکت معکوس در ایران روز به روز مهجورتر و کوچکتر می‌شود. اگر هدف ما پرورش فرهنگی کودکان و نوجوانان کشورمان است بی شک با این روش لااقل برای آینده نزدیک نمی‌توانیم برنامه ریزی قابل قبولی را در زمینه کار آموزشی از طریق اجرای نمایش یا ساخت آثار سینمایی در کشور متصور باشیم. به همین بهانه با تنی چند از هنرمندان شناخته شده این عرصه به گفت‌وگو پرداختیم که حاصل آن از خاطر شما می‌گذرد.
کارهای مقطعی شبیه مسکن است
سالها است که این جمله شنیده می‌شود که برای حل ضعف نمایشنامه نویسی در تئاتر کودک و نوجوان باید رشته‌ای در مورد آن در دانشگاه‌ها ایجاد شود اما متأسفانه از هر در که می‌رویم به این نتیجه می‌رسیم که نگاه مدیریتی کلان در عرصه تئاتر کودک و نوجوان جدی گرفته نشده است و هرکدام از مسئولان و ارگان‌ها با وجود اینکه صحبت‌های درست و راهکاری اجرایی و منطقی برای بهبود این شرایط دارند اما هیچگاه سعی نکرده‌اند با کنار هم قرار دادن آنها به معماری و سازکار درستی در زمینه راهکاری مشترک برای اعتلای نمایش کودک دست یابند و برنامه‌ای مشخص و تدوین شده‌ای ارائه بدهند تا بتوان با اجرایی شدن آن گسترش تئاتر کودک و نوجوان را در همه عرصه‌ها دید.
عادل بزدوده، طراح عروسک و کارگردان شناخته شده نمایش کودک و نوجوان در پاسخ به این سؤال که با توجه به نبود برنامه‌ای منسجم و درست چگونه می‌توان شعار بهبود تئاتر کودک و نوجوان را سر داد و بر آن تأکید ورزید با خنده‌ای معنا‌دار صحبت‌هایش را آغاز می‌کند و می‌گوید:«شما درست روی نکته‌ای دست گذاشته‌اید که خیلی از دوستان از جمله خود من آنقدر در مورد این موضوع حرف زده‌ایم که فکر کنم حرف‌ها تکراری می‌شود. کارهای مقطعی و کارگاهی شبیه مسکن است و برای مدت کوتاهی درد را آرام می‌کند ولی از آنجایی که درد ضعف نمایش کودک و نوجوان در کشور ما عمیق و ریشه‌ای است باید کارهای اساسی و پژوهشی صورت بگیرد و خروجی‌های دانشگاه‌ها معطوف شود به تئاتر کودک و نوجوان تا زمینه رشد فارغ التحصیلانش فراهم شود تا در آینده بتوانیم شاهد آمدن اندیشه‌ها و تفکراتی که تجربیات عملی‌اش به ثبت رسیده، باشیم و تا این کار صورت نگیرد، زمین کشاورزی تئاتر کودک و نوجوان گرفتار دیمی کاری است.»
این کارگردان با ابراز تأسف از اینکه برای نوجوانان هیچ کاری در زمینه نمایشنامه نویسی و اجرای تئاتر صورت نگرفته است، از نوجوانی با عنوان حلقه گمشده بین کودکی و جوانی اسم می‌برد و تصریح می‌کند:«جامعه کودک و خردسال ما با جامعه جوان از هیچ زاویه‌ای به خصوص از نگاه فرهنگی اصلاً اتصالی ندارد. دوران نوجوانی دورانی بحرانی است که فرد در آن آماده قبول مسئولیت‌های آینده جامعه می‌شود و اینکه کاری در این زمینه نمی‌شود به این دلیل است که تعاریف جامعه شناختی در این عرصه در دانشگاه‌ها شکل نمی‌گیرد و افراد متخصص برای فعالیت نداریم.»
عشق و علاقه تنها کافی نیست
وی درباره این موضوع که چرا شیوه‌های مدرن نمایش کودک وارد کشور ما نمی‌شود و کارگردانان ما هنوز اجرای کار کودک را صرفا اجرای یک اثر نمایشی با موسیقی‌های غالبا شبیه هم می‌دانند در مورد موسیقی در تئاتر کودک می‌گوید:«استفاده از موسیقی در تئاترکودک سخت ترین کار است و از آنجایی که کار فرهیخته نیست، موسیقی هم فرهیخته نیست. متأسفانه این در ایران بد تعریف شده است. موسیقی کار کودک تفکر برانگیز است. متأسفانه کسانی که برای کودک موسیقی می‌سازند عاری از تجربه‌های روان شناختی، جامعه شناختی و کودک شناختی هستند.»
جابه‌جایی چندباره مکان برگزاری جشنواره کودک و نوجوان از تهران به اصفهان و همدان از نظر بزدوده، هم دارای تبعات مثبت است و هم منفی ولی او ایجاد زیرساخت و تربیت نیروها برای اجرای کارهای جدید در شهرستان را مهم می‌داند و می‌افزاید:«اکثر بچه‌هایی که در کار کودک فعالیت می‌کنند حتماً علاقه دارند و عاشقانه کار می‌کنند و این ما هستیم که باید این علاقه را با یک جریان علمی همراه کنیم. تا این اتفاق نیفتد کار کودک فقط منحصر به برنامه‌های فصلی و اجراهای مختصر در سال می‌شود.»
تصویری که در جامعه وجود ندارد
یکی دیگر از آسیب‌های جدی نمایش کودک و نوجوان کمبود کار در حوزه کودک و عدم استقبال از جانب فعالان این حوزه است که طبق گفته بسیاری از کارشناسان و هنرمندان نمایش کودک و نوجوان کشورمان ایجاد نکردن انگیزه از سوی متولیان امر مهمترین دلیل این نکته قلمداد می‌شود.
بهروز غریب‌پور، طراح و کارگردان نمایش درباره این مسئله و دلایل جدی گرفته نشدن کار کودک و نوجوان از سطح کلان فرهنگ گرفته تا جامعه می‌گوید:«شما الان از هرکسی که می‌خواهد وارد دانشگاه شود بپرسید می‌خواهد در آینده چه شغلی را انتخاب کند می‌گوید، پزشکی! حتی یک درصد هم از فارغ‌التحصیلان دوران متوسطه را پیدا نمی‌کنید که بگوید در آینده می‌خواهد معلم کلاس اول شود یا کارگردان تئاتر کودک و نوجوان شود. این یک آسیب‌شناسی می‌خواهد. این مثال ساده من بیانگر این است که فرد در انتخاب اول مزایایی می‌بیند که در دومی نمی‌بیند. وقتی به شما می‌گویند دکتر، ارزش و تصوری که از آن حرفه در ذهن ترسیم می‌کند بسیار بیشتر است تا بگوید معلم اول دبستان! این نشان می‌دهد که بسترسازی اجتماعی اصلاً صورت نگرفته و اهمیت این قضیه دیده نشده است. درحالی که همه پزشکان، دانشمندان و علمای عالیقدر و. . . کلاس اول دبستان برایشان یک پایه زرین عمارت است. وقتی جامعه چنین تصوری را القا می‌کند که معلم کلاس اول دبستان شأنیتی ندارد، شما می‌توانید بگویید که کارگردان تئاتر کودک، فیلمساز و نویسنده سینمای کودک با نگاه تحقیرآمیز دیده نشود.»
وی همچنین می‌افزاید:«این قضیه باعث می‌شود گرایش‌ها به‌سمت و سویی برود که آنچه که باید تولید شود و بر روح و روان میلیون‌ها مخاطب خود تأثیر‌گذار باشد، اصلاً به مرحله تولید نرسد و مورد بی‌توجهی قرار گیرد، درحالی که کافی است شما در هر زمینه دیگری از سینما، تئاتر یا نویسندگی به‌سمت بزرگسالان بروید با استقبال و توجه زیادی روبه‌رو می‌شوید. وقتی شما با این عناوین برجسته و پرطمطراق در تئاتر کودک و نوجوان روبه‌رو نمی‌شوید طبعاً زمینه برای حضور حقیرترین و سطحی‌ترین آدم‌ها فراهم می‌شود و نمی‌شود آثار فاخری دید.»
از آب خرد، ماهی خرد خیزد
نوجوان در عبارت «تئاتر کودک و نوجوان» بسیار مظلوم واقع شده است و غریب‌پور نیز با تأیید این قضیه و تأکید بر اینکه دوران نوجوانی و حوزه نوجوان به‌درستی شناخته نشده است، یادآور می‌شود:«تئاتر نوجوان برای این گروه سنی که در آستانه بلوغ قرار دارند و و دنیای پرتلاطمی را می‌گذرانند فوق‌العاده مهم است. بنابراین کسی که می‌نویسند باید اشراف بر این دوران داشته باشد، اشراف به تئاتر و به همه مسائل زیبایی‌شناسی داشته باشد تا یک اثر برای نوجوان تولید کند. از آب خرد، ماهی خرد خیزد. موقعی که توجهی در این زمینه نباشد، وقتی یک نفر به این فکر کند که اگر چندسال روی اثری کار کند و بعد نتیجه‌ای نداشته باشد چرا که باید زندگی‌اش را بگذراند، این می‌شود که می‌رود سراغ سریال‌های ابلهانه‌ تلویزیونی.»
این کارگردان تئاتر کودک و نوجوان با انتقاد از برنامه‌ها و سیاست‌های مسئولان این عرصه اضافه می‌کند:«باید یک دستمال دست گرفت و برای تئاتر کودک و نوجوان ایران گریه کرد. مسئولان فقط بلند شعار می‌دهند و برخلاف آنچه که می‌گویند نگران هجمه فرهنگی هستند، در عمل کوچک‌ترین توجهی به آن ندارند. حتی می‌شود ادعا کرد که آنچه انجام می‌دهند، آب به آسیاب دشمن ریختن است؛ یعنی تماشاگر برای فیلم‌های هالیوودی فراهم می‌کنند.»
از این وضع متعجبم
نمی‌توان از تئاتر کودک و نوجوان حرف زد و به صورت کلی از کودک و نوجوان سخن به میان راند اما آموزش و پرورش را از قلم انداخت. جای تعجب است که این وزارتخانه مهم در زمینه تربیت و پرورش فرهنگی کودکان و نوجوانانی که به عنوان سرمایه‌های طلایی جامعه در اختیار دارد کوچکترین اقدامی انجام نمی‌دهد و تمام هم و غم خود را بر کتب درسی مدارس و دبیرستان‌ها قرار داده است. 17 دوره از جشنواره تئاتر کودک و نوجوان و 24 دوره از جشنواره فیلم کودک و نوجوان می‌گذرد اما دریغ از حمایتی معنوی و نه حتی مادی از سوی وزارت آموزش و پرورش از این جشنواره‌های فرهنگی و تأثیرگذار در بطن جریان فرهنگی جامعه.
مریم سعادت، بازیگر و کارگردان تئاتر کودک و نوجوان در مورد ارگان‌ها و نهادهای مرتبط با این گونه نمایشی از جمله آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که باید تولیدات نمایشی در زمینه کودک داشته باشند، می‌گوید:«نمی‌دانم این نهادها و ارگان‌ها چرا تولیدات ندارند و متأسفانه در جایگاهی قرار ندارم که جواب این غیبت را بدهم. خودم هم از این وضع متعجبم. من و امثال من تجربیاتی که در تئاتر کودک کسب کردیم را از کانون آموختیم و تعجب می‌کنم چرا یک مرکز اینچنینی درسال اینقدر تولیداتش کم است. چکار می‌کنند؟ مگر یکی از کارهای اصلی آنها این نیست؟ وقتی یک ساختمان عریض و طویل به ‌نام مرکز تئاتر کانون پرورش فکری هست، دارند چکار می‌کنند؟ حتی در تلویزیون هم یک مشت کارهای پیش پا افتاده کار می‌شود که به اسم کار کودک و نوجوان از رسانه ملی پخش می‌شود. تلویزیون با پشتوانه قوی‌ای که مربوط به دو دهه پیش است روبه‌رو است، چرا الان این وضع است»!
این بازیگر نام آشنا همچنین خاطرنشان می‌کند:«آیا سیاست و برنامه این است که به کودک توجه نشود؟ پس چرا چیز دیگری گفته می‌شود؟ الان باید به کودک پرداخت. الان باید تولیدات داشت، باید فکر و ذهن کودک را ساخت. برای خود من هم سؤال است. من امسال داور جشنواره تئاتر کودک و نوجوان هستم و از این بابت که می‌توانم تئاتر کودک را ببینم خوشحالم ولی از طرف دیگر نگرانم که نکند کارها درحد قابل قبول نباشد و بیشتر سر خورده‌ام کند ولی باز هم شوق دارم که ببینم چه کارهایی انجام شده است. اگر کار هست باید بشنویم که کار هست. باید اطلاع‌رسانی شود و مردم کار را ببینند و تعریف کنند. تبلیغات را نباید فراموش کنیم. پس اگر یک گوشه شهر یک کاری اجرا می‌شود این دلیل بودن تئاتر کودک نیست.»
انتقاد، انتقاد و باز هم انتقاد
وی با انتقاد از مرکز هنرهای نمایشی، دلیل انحصاری بودن اجرای نمایش کودک و نوجوان به پایتخت و آن هم سالنی خاص را اینگونه بیان می‌کند:«نمی‌گویم یک عده بخیل و تنگ‌نظر در رأس کار هستند که نمی‌گذارند کار کودک اجرا شود. اشکال این است که مسئولان و سیاستگذاران اگر کارهای خوب و ارزشمند ببینند که می‌تواند مطرح شود حتی در سطح جهانی، مسلماً استقبال می‌کنند.»
سعادت در مورد برطرف کردن ضعف در نمایشنامه نویسی و سایر بخش‌های تئاتر کودک و نوجوان نظر متفاوت‌تر از آنچه که اکنون به عنوان راهکار استفاده می‌شود دارد و تصریح می‌کند:«من مخالف این هستم که درسطح شهر مکان‌هایی برای برگزاری کلاس‌های نمایشنامه‌نویسی دایر شود. من اعتقادی به این ندارم. به‌نظر من نمایشنامه‌نویسی باید درکنار اجرای عمومی آثار رشد کند و تا اجرای دائمی برای نمایش‌های کودک و نوجوان تعریف نشود صحبت از رشد نمایشنامه نویسی کودک بی معناست. من اعتقادی ندارم که صرفاً بازیگری عروسکی درس بدهم و هنرجویان در حیطه اجرا کار نکنند یا نمایشنامه‌نویسی تدریس کنم ولی بچه‌ها اجرا و عینیت آن را نبینند. رشد، زمانی صورت می‌گیرد که ما اجرای متعدد آثار را ببینیم. نمایشنامه‌نویسی صرف، آدم را فقط به سمت و سوی قلم قشنگ می‌برد و آدم را از جوهر و روند نمایش دور می‌کند. باید یک مجموعه کنار هم قرار بگیرند و همه مراحل را از نمایشنامه‌نویسی تا اجرا، به‌عهده بگیرند.»
زمان طلایی نوجوانی
به تعبیر وی، نوجوانی مثل Golden Time یا وقت طلایی در فیلمبرداری‌است که بسیار کوتاه است و نور، نه کم است، نه زیاد و اضافه می‌کند: «کار نوجوان دقیقاً وقت طلایی است و خیلی کوتاه است. پرداختن به تئاتر نوجوان یک تخصص غریبی می‌خواهد. خیلی‌ها دوست داشتند فعالیت کنند ولی موفق نبودند و مخاطب ارتباط برقرار نکرده است.»
سعادت در مورد توجه به موسیقی تئاتر کودک و نوجوان و لزوم جدی گرفتن آن و نگاه جدی به کار می‌گوید:«موسیقی کار کودک شبیه دیگر بخش‌های آن است. تصور همه این است که کار کودک یعنی یک کار سهل و آسان، درحالی که اینطور نیست. کار کودک بسیار سخت و درعین حال بسیار مشخص است. کودک تعارف ندارد و اگر کار خوب نباشد ارتباط برقرار نمی‌کند. یعنی نمی‌گوید کار خوبی است ولی. . . کار را پس می‌زند. اکثر افرادی که برای کودک کار می‌کنند تصورشان این است که موسیقی کار کودک باید سبک بوده و سازهای فانتزی و فضای خیلی شاد داشته باشد. این یک تعبیر است ولی به اعتقاد من باید این گروه سنی را جدی گرفت، آن وقت حتی می‌شود از ارکستر استفاده کرد. وقتی در تلویزیون با یک ساز کیبورد موسیقی کار کودک اجرا می‌شود، بدن من می‌لرزد. این توهین به کودک است. شاید ادعا نکند ولی ارتباط برقرار نمی‌کند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار