
حزب توسعه و عدالت به رهبری رجب طیب اردوغان توانست اصلاحات قانون اساسی ترکیه را به همهپرسی گذاشته و تحول بزرگی را در سطح سیاسی این کشور ایجاد کند. در نتیجه این همهپرسی از میزان قدرت نظامیان کاسته شد، حذف احزاب مخالف ممنوع شد، حقوق شهروندی محترم شمرده و در کل چرخش قدرت نسبت به قبل موقعیت مناسبتری پیدا کرد. این اتفاقات در حالی رخ داده که اسلامگرایان بر سر قدرت هستند، بنابراین چنین تحولی با توجه به تقویت اقتصادی ترکیه در چند سال گذشته به تقویت موقعیت اسلامگرایان کمک کرده است. با توجه به اینکه دو کشور تأثیرگذار ایران و ترکیه در سالهای اخیر به شکل آشکار و پنهان به هم نزدیک شدهاند چنین تغییراتی در ترکیه میتواند تأثیرات مهمی بر روابط دو کشور و همچنین تحولات منطقه خاورمیانه داشته باشد.
با توجه به اینکه بسیاری از کارشناسان رأی مثبت به همهپرسی اخیر در ترکیه را به گونهای مهر تأیید بر رفتار سیاسی رجب طیب اردوغان و حزب متبوعش میدانند انتظار میرود که این حزب در انتخابات عمومی سال آینده پیروز شده و موقعیت خود را در عرصه سیاسی کشور محکمتر کند، بنابراین در آینده قابل پیشبینی میتوان گفت که جهتگیریهای سیاسی ترکیه در حوزه خاورمیانه تغییر بنیادی نخواهد کرد و همین تمایلات حزب اعتدال و توسعه ادامه مییابد، بنابراین ترکیه را باید در کنار مقاومت دید البته این به آن معنا نیست که آنکارا روابط خود را با تلآویو قطع کند، زیرا با این کار نه تنها غرب را از خود دور کرده بلکه حساسیت مخالفان داخلی را نیز برمیانگیزد. از سوی دیگر رژیم صهیونیستی ابزارهای زیادی برای آزردن ترکیه دارد که استفاده ابزاری از مخالفان به خصوص حزب پ. ک. ک و همچنین تحریک امریکا و اروپا علیه آنکارا از جمله آنهاست.
با توجه به اینکه ترکیه در این همهپرسی گامهای دموکراتیکی را برداشته، انتظاراتش برای پیوستن به اتحادیه اروپا دست کم روی کاغذ بیشتر شده است، زیرا تغییرات اجتماعی در خصوص حقوق شهروندی مورد استقبال غرب قرار گرفته است، اما مسئله این است که اتحادیه اروپا در ادامه سیاست اسلامهراسی با پیوستن یک کشور مسلمان به این اتحادیه نگران است، بنابراین در دنیای واقعی نمیتوان انتظار داشت که ترکیه در مقصود خود در این زمینه به موفقیتی دست پیدا کرده باشد، بنابراین اروپا هنوز میتواند به عنوان ابزاری در دست رژیم صهیونیستی قرار بگیرد تا ترکیه را در نگاه شرقگرایانه و قرار گرفتن در کنار جمهوری اسلامی ایران به نفع مقاومت در خاورمیانه تحت فشار قرار دهد. از این رو چگونگی تعامل بین تهران و آنکارا نقش مؤثری در خنثی کردن سیاستهای مداخلهجویانه تلآویو خواهد داشت، به خصوص که تلآویو درصدد بوده در بحث قومیت همیشه جمهوری اسلامی ایران را نیز با مشکل مواجه کند، یعنی رژیم صهیونیستی با ابزار قومیت میتواند ترکیه و ایران را همزمان هدف قرار دهد که در این صورت از زاویه مقابل تبدیل به دشمن (مخالف) مشترک ایران و ترکیه و عاملی برای نزدیکی بیشتر این دو میشود.
ترکیه و ایران در یکی دو سال اخیر بسیار به هم نزدیک شدهاند. امضای بیانیه تهران (ایران، ترکیه و برزیل) و رأی مخالف ترکیه به قطعنامه 1929در شورای امنیت (به همراه برزیل) از نمونههای بارز آن است. در واقع همهپرسی اخیر دو نتیجه مهم داشته است. ابتدا همانگونه که گفته شد موقعیت اسلامگرایان را در قدرت ترکیه استحکام میبخشد و دوم اینکه حزب اعتدال و توسعه و دیگر گروهها و نهادهای اسلامگرای ترکیه که با طیف اردوغان قرابت فکری دارند، ترس از حذف شدن نخواهند داشت، چرا که در صورت پیروز نشدن در انتخابات آینده برای بازگشت دوباره به قدرت امید خواهند داشت، زیرا نتیجه همهپرسی اخیر چنین اجازهای را به همه احزاب داده است، بنابراین مخالفان اسلامگرایان نمیتوانند احزاب را از گردونه رقابت حذف کنند. مگر اینکه سکولارها در همهپرسی دیگری قانون اساسی را به ضرر دموکراسی ایجاد شده در همهپرسی دیگری به نفع خود بازگردانند که امکان چنین مسئلهای بسیار ضعیف است، زیرا همهپرسی مسئلهای نیست که هر روزه در کشوری برگزار شود. بنابراین اسلامگرایان در بدترین حالت در عرصه قدرت باقی خواهند ماند یعنی یا در رأس قدرت یا در حالت دولت سایه که در هر صورت میتواند سیاست همگرایی را با ایران دنبال کند.
حوزه انرژی از جمله زمینههای دیگری است که دولت اسلامگرای ترکیه و جمهوری اسلامی ایران میتوانند با یکدیگر تعامل داشته باشند. از سویی ایران یکی از مهمترین کشورهای دارنده انرژی به خصوص نفت و گاز در منطقه و جهان است، اما به دلیل مخالفتهای مکرر امریکا در پروژههای بزرگی مثل خط لوله صلح و طرح ناباکو هنوز به نتیجه نهایی و مرحله صدور انرژی از طریق این مسیرها نرسیده است. از سویی دیگر ترکیه در حال چانهزنی برای انجام و اجرای طرحهای بزرگی مثل انتقال گاز حوزههای آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه به اروپا از طریق خط لوله ناباکو است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان بدون حضور ایران نهایی نخواهد شد، بنابراین با توجه به اینکه غرب و به خصوص اروپا در زمینههای مختلف، به ویژه رهایی دادن اروپا از امپراطوری انرژی روسیه به خاک ترکیه نیازمند هستند، تعامل تهران و آنکارا میتواند به ابزار فشاری برای ورود ایران به پروژه عظیم ناباکو تبدیل شود که بسیاری از معادلات منطقه را دستکاری خواهد کرد، بنابراین با توجه به قوتیابی دولت اردوغان و حزب اعتدال و توسعه که در نتیجه همهپرسی اخیر انجام شد، همگرایی دو کشور در زمینه انرژی و به خصوص پروژه ناباکو بسیاری از سیاستهای تهران و آنکارا را همسو خواهد کرد.