
قریب به بیش از سه ماه است که منطقه کشمیر و جامو هند شاهد زد و خورد خونین بین مردم مسلمان با نیروهای هندی است که در جریان آن تا کنون تعداد زیادی کشته و زخمی شدهاند. دور جدید درگیریها در کشمیر از ماه ژوئن و در پی کشته شدن یک دانشجوی مسلمان به دست نیروهای پلیس به وجود آمد که به دنبال آن خشم مردم برانگیخته شد و آنان را به درگیری با نیروهای هندی کشاند. این زد و خوردها در روز دوم آگوست چنان اوج گرفت که منجر به کشته شدن حداقل 10 نفر و زخمی شدن 50 نفر شد و بر اثر شدت درگیریها عمر عبدالله، سروزیر منطقه کشمیر هند، مجبور شد تا به دهلی برود و برای پایان دادن به خشونتها از مقامات دولت مرکزی هند تقاضای کمک کند. عمر عبدالله با وجود آنکه از مردم خواسته بود تا به اعتراضات خود پایان بدهند اما معترف بود که نمیتوان فقط مردم را دعوت به آرامش کرد بلکه تظاهرات گسترده مردم نشانگر سرخوردگی و خشم آنان است.
تلاش عمر عبدالله برای آرام کردن اوضاع چندان تأثیری نداشت چرا که بعد از سفر وی به دهلی، اعتراضات همچنان ادامه داشت تا آنکه در 13 سپتامبر، مردم مسلمان منطقه که از توهین تعداد معدودی از کشیشهای افراطی آمریکا به قرآن کریم به خشم آمده بودند به خیابانها ریختند تا اعتراض خود را نسبت به آن بیان کنند. نیروهای هندی در پاسخ به تظاهرات آنان با گشودن آتش حداقل 19 تن از تظاهرکنندگان را کشتند و دهها نفر دیگر را زخمی کردند. این اقدام پلیس هند نشان داد که آنان حتی حاضر به قبول حق مسلمانان کشمیر در دفاع از عقاید و مقدساتشان نیستند و پاسخ آن را با گلوله میدهند به نحوی که در روزهای بعدی آمار کشتهها از مرز یکصد نفر نیز بیشتر شد.
جلسه احزاب هند و قانون وضعیت اضطراری
بهدنبال شدت گرفتن بحران، مانموهان سینگ، نخستوزیر هند، در 15 سپتامبر برای یافتن راهحلی رهبران احزاب اصلی هند را به جلسه بحث و گفتوگو در مورد کشمیر دعوت کند. اعضای این جلسه قبول کردند که باید برای روشن شدن علل و ماجرای بحران مأموران حقیقتیاب به منطقه کشمیر اعزام شوند، اما در مورد موضوع اصلی این جلسه به هیچ نتیجه مشخصی نرسیدند. موضوع اصلی این جلسه در مورد قانون سختگیرانه وضعیت اضطراری بود که دولت هند به مدت 20 سال در منطقه کشمیر اجرا میکند و بنابر آن نیروهای امنیتی هند از هر گونه پیگرد و محاکمهای مبرا هستند. این قانون به پلیس و نیروهای شبهنظامی هند اختیارات ویژهای از تجسس و دستگیری را میدهد که همین امر نیز باعث شده تا آنان به نحو گستردهای از آن سوء استفاده بکنند بدون آنکه در مورد اعمالشان احساس مسئولیتی بکنند یا نهادی بر آن کنترل داشته باشد. به عبارت دیگر، احزاب عمده هند در حالی تصمیم به اعزام گروه حقیقتیاب به کشمیر گرفتند که حاضر به لغو علت اصلی خشم مردم نشدند و مردم آن منطقه باید همچنان فشار و خشونت نیروهای امنیتی هند را تحمل کنند.
کشمیر در میان دو قدرت همسایه
همچنان که عمر عبدالله پیش از این گفته بود نمیتوان اعتقاد داشت که یک چنین تظاهرات گستردهای را یک فرد یا گروهی رهبری میکند، بلکه ناآرامیهای اخیر را باید ناشی از سرخوردگی و خشم مردم دانست. در واقع، سالها سرکوب و خشونت نیروهای امنیتی هند در این منطقه صبر مردم را آنچنان لبریز کرده که مجبور شدند در برابر آن به پا خیزند و به گفته بسیاری از تحلیلگران، بزرگترین چالش در دو دهه اخیر را برای حاکمیت هند در کشمیر به وجود آورند. در این بین نباید از منازعه دو کشور همسایه هند و پاکستان نیز غافل ماند زیرا منطقه کشمیر در نقطه اصلی این منازعه قرار گرفته و همین امر موجب وارد آمدن فشار مضاعف بر مردم مسلمان منطقه شده است. در واقع، مناقشه قریب به شش دهه دو کشور بر سر مسئله کشمیر بیش از آن که به حل این مسئله و گشایشی در وضعیت مردم بینجامد بیشتر مبدل به پازل پیچیدهای شده که هر دو کشور در آن بهدنبال منافع خود هستند بدون توجه به خواست اصلی مردم کشمیر برای دستیابی به حقوق خود.
دولت هند از یک سو و با تکیه بر پیمان جدایی با هاری سینگ، مهاراجه وقت منطقه، در سال 1974 حاضر به قبول هیچ نرمشی بر سر قضیه کشمیر نیست و از سوی دیگر، دولت پاکستان و به خصوص نظامیان این کشور به قضیه کشمیر در جهت منافع خود در برابر هند مینگرد تا آنکه با استفاده از آن توجیهی برای حمایت و تجهیز گروههای تند رو و مسلح داشته باشد. نتیجه این پازل تا کنون جنگ بین دو کشور در سالهای 1948 و اندکی پس از استقلال، 1965، 1971 و البته 1999 بوده و روشن است که در میان کشاکش و منازعه دو کشور متضرر اصلی مردم کشمیر هستند که نه میتوانند از حقوق و منابع طبیعی و انسانی خود به نحوی شایسته برخوردار روشن است و نه دورنمایی روشن از آیندهای بهتر داشته باشند. مسلم است که کشورها و نهادهای اسلامی و به خصوص سازمان کنفرانس اسلامی باید در برابر چنین پازل پیچیدهای احساس مسئولیت کنند تا بنابر وظیفه خود برای کمک به مسلمانان منطقه کشمیر و با یک دیپلماسی قدرتمند بتوانند آنان را برای خروج از منازعه قدیمی و بیسرانجام هند و پاکستان یاری دهند؛ کاری که تا کنون در آن کوتاهی ورزیدهاند و همین امر نیز باعث شده تا کشمیر مبدل به زخمی کهنه اما فراموش شده شود.