کد خبر: 411488
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۱:۰۲
شنبه 20 شهریورماه برابر با نهمین سالروز واقعه 11 سپتامبر سال 2001 امریکا بود که مقدمه‌ای برای آغاز سلسله اقداماتی تحت عنوان «جنگ علیه تروریسم» توسط جورج بوش رئیس جمهور امریکا شد و به طور مشخص به آغاز دو جنگ، یکی در افغانستان در سال ۲۰۰۱ و دیگری در عراق در سال ۲۰۰۳ و اشغال نظامی این دو کشور منجر شد‌. برج‌های دوقلو تجارت جهانی در نیویورک و مقر پنتاگون در واشنگتن از جمله مراکزی بودند که در 11سپتامبر 2001 مورد حملات تروریستی قرار گرفت و بیش از 3000 کشته و میلیاردها دلار خسارت مالی بر جای گذاشت. درست چند ساعت پس از فروریختن ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی و پنتاگون دولت بوش بدون هیچ مدرک قابل قبولی، اسامه بن‌لادن و القاعده را به عنوان مظنون شماره یک این حمله معرفی کرد. بنابر اعلام دولت امریکا، ملیت هواپیماربایان واقعه 11 سپتامبر را ۱۵ تبعه عربستان سعودی، ۲ تبعه امارات متحده عربی، یک تبعه مصری و یک تبعه لبنانی تشکیل می‌داد و تیم عملیاتی این حادثه همگی عرب و عضو سازمان القاعده بودند اما برخی شواهد که در این مدت افشا شد و همچنین بهره‌برداری‌هایی که امریکا و رژیم صهیونیستی بر اساس یک طرح و نقشه قبلی از این واقعه در جهت مقاصد نظامی‌گرایانه خود به عمل آوردند حاکی از این واقعیت است که این اقدام تروریستی نمی‌تواند بدون اطلاع و نقش این رژیم و عوامل نفوذی آن در امریکا از لابی‌های یهودی گرفته تا نومحافظه‌کاران حاکم بر دولت بوش صورت گرفته باشد‌.
بهره‌برداری‌های برنامه‌ریزی‌شده صهیونیست‌ها و نومحافظه‌کاران حاکم بر دولت بوش ازحملات تروریستی 11 سپتامبر2001 امریکا در این خصوص می‌‌توان دلایل و شواهد زیادی را بیان کرد‌. از جمله این دلایل بهره‌برداری‌های برنامه‌ریزی شده‌ای بود که دولت نومحافظه‌کار بوش و همچنین رژیم صهیونیستی از این واقعه به عمل آورد که این بهره‌برداری‌ها نمی‌تواند تصادفی و اتفاقی صورت گرفته باشد‌. در بررسی دلایل اینکه چرا دولت نومحافظه‌کار بوش به یک چنین واقعه‌ای نیاز داشت باید چند سالی به عقب برگشت و فضای ناشی از فروپاشی بلوک دو قطبی و تأثیر آن را بر اهداف و سیاست‌های امریکا و همچنین صاحبان صنایع تسلیحاتی این کشور به منزله موتور محرکه اقتصاد این کشور عمل می‌‌کنند در نظر گرفت‌. باید گفت که فروپاشی نظام دوقطبی فضای پارادوکس گونه‌ای را برای امریکا پدید آورد،. به گونه‌ای که از یکسو این کشور فرصت طلایی را در جهت تقویت و تثبیت نظام سلطه به دست آورد که در پوشش‌های مختلف از جمله نظم نوین جهانی به دست آورد و در تلاش بود که حداکثر استفاده و بهره‌برداری را از این فرصت به عمل آورد اما از دیگر سو به دلیل اینکه امریکا تنها رقیب جهانی خود راهم از لحاظ نظری و هم عملی از دست داده بود (چراکه نه کمونیسمی بود که با لیبرالیسم رقابت کند و نه شوروی و بلوک شرق بود که با غرب و امریکا رویارویی کند که این موضوع منافع صاحبان شرکت‌های تسلیحاتی و نظامی را که در دوران جنگ سرد به منزله موتور محرک اقتصادی و صنعتی امریکا عمل می‌‌کردند، تحت‌الشعاع قرار داد) امریکا به یک دشمن فرضی نیاز داشت که بتواند هم به سلطه و هژمونی خودش را بر جهان غالب کند و هم اینکه منافع صاحبان صنایع تسلیحاتی تأمین شود و این دشمن فرضی چیزی نبود جز اسلام که از نظر ایدئولوژی باید جایگزین کمونیسم می‌‌شد و کشورهای اسلامی نیز باید نقش بلوک شرق را از نظر دشمن ایفا می‌‌کردند و با وجود تحقیقات و افشاگری‏های برخی از روشنفکران مبنی بر ساختگی و دروغ بودن حملات 11 سپتامبر، امریکا توانسته است با استفاده از کنترل رسانه‌ای خود، افکار عمومی مردم را به سمت خواسته‌های خود سوق دهد.در این جهت اندکی پس از واقعه 11 سپتامبر، جورج بوش جهان را به خیر و شر تقسیم کرد و بدون استثنا اغلب کشورهای اسلامی را در محور شرارت قرار داد و در این جهت اقدام به اشغال عراق کرد بدون اینکه این کشور هیچ نقشی در حملات 11 سپتامبر یا با القاعده تا آن مقطع ارتباط داشته باشد‌. از این‌رو در صورتی که امریکا در عراق و افغانستان شکست نمی‌خورد و این کشور دچار بحران اقتصادی نمی‌شد چه بسا این امکان وجود داشت که کشورهای اسلامی یکی پس از دیگری به بهانه مبارزه با تروریسم اشغال می‌شدند که البته این اقدام به صورت محدود در پاکستان و یمن صورت گرفته هر چند که در امریکا دولت دموکرات بر سر کار آمده است و این نشان می‌‌دهد که واقعه 11 سپتامبر امریکا بر اساس اهداف و منافع راهبردی و ژئواستراتژیک امریکا و نه دولت این کشور صورت گرفت‌.
آنچه در این میان جالب و قابل تأمل است همپوشانی منافع راهبردی امریکا با منافع رژیم صهیونیستی بوده است‌. به عبارت روشن‌تر حوادث 11 سپتامبر سال 2001 امریکا در مقطعی روی داد که انتفاضه مسجد‌الاقصی در سرزمین‌های اشغالی این رژیم را در وضعیت بغرنجی قرار داده بود به گونه‌ای که این رژیم مجبور بود یا هزینه‌های ادامه انتفاضه را بپردازد یا اینکه در مذاکرات صلح و در قبال مسائل حیاتی به تعهدات بین‌المللی‌اش عمل کند و به سمت تشکیل دولت فلسطینی حرکت کند که در این صورت با توجه به مخالفت‌های موجود از داخل می‌‌توانست دچار فروپاشی شود، به خصوص آنکه اسحاق رابین نخست وزیر وقت این رژیم نیز قربانی این مخالفت‌ها شده بود. در واقع 11 سپتامبر امریکا، رژیم صهیونیستی را برای چند صباحی از این وضعیت بغرنج نجات داد و این فرصت را برای آن فراهم کرد که در فضای آنچه مبارزه با تروریسم تلقی میشد به ترور رهبران بلندپایه فلسطینی بپردازد و در عین حال طرح‌های توسعه‌طلبانه خود را در چارچوب طرح‌هایی چون: جداسازی و احداث دیوار حائل یا طرح تشکیل دولت خالص یهودی پیش برد و بدین ترتیب مذاکرات صلح را که بر اساس توافقات مادرید بنا شده بود کاملاً به شکست بکشاند‌.
نقش امریکا و صهیونیست‌ها در 11 سپتامبر
حتی اگر این فرضیه پذیرفته شود که حملات 11 سپتامبر سال 2001 امریکا به وسیله القاعده و رهبری بن‌لادن صورت گرفت باز این امر از نقش امریکا و رژیم صهیونیستی در این حملات نمی‌کاهد، زیرا در این صورت نقش مدیریتی نومحافظه‌کاران حاکم بر دولت بوش و همپیمانان صهیونیستی آنها در این حملات قوت می‌‌یابد‌. در واقع اسامه بن‌لادن که امریکا آن را مظنون شماره 1 حمله تروریستی در نیویورک و واشنگتن معرفی می‌‌کند، یکی از دست‌پروردگان سیاست خارجی امریکاست و سازمان سیا او را در جریان جنگ افغانستان-شوروی برای مبارزه علیه شوروی به خدمت گرفت، از این رو بازداشت بن‌لادن برای امریکا یک بهانه بود تا به افغانستان حمله کند چرا که به استناد و ادعای خود دولت امریکا قبل از حادثه 11 سپتامبر بن‌لادن بازداشت شده بود، همچنین بعد از این حادثه بن‌لادن به دلیل بیماری کلیوی در یکی از بیمارستان‌های دوبی بستری بود و اگر ملاک حمله به افغانستان بازداشت وی بود چرا با وجود اینکه دولت بوش می‌‌دانست وی در یکی از بیمارستان‌های دوبی بستری است اقدام به دستگیری‌اش نکرد؟ یا اینکه اگر بن‌لادن واقعاً مسئول 11 سپتامبر بود چرا امریکایی‌ها به جای سرگرم شدن به مسئله عراق و تهدید کشورهای مستقل در جهان درصدد دستگیری و مجازات او برنمی‌آیند؟
از دیگر دلایلی که ادعای دولت امریکا را مبنی بر مقصر بودن القاعده در ارتباط با 11 سپتامبر زیر سوال می‌‌برد این است که برج‌های دوقلو توسط مواد منفجره تخریب شده بود. برخورد هواپیما نمی‌تواند به فرو ریختن کامل برج‌های دوقلو و ساختمان 47 طبقه‌ای که در آن نزدیکی‌ها بود، بینجامد. انتشار مدارک مورد ارزیابی قرار گرفته درباره کشف حجم زیادی از الکترودهای بسیار قوی در خاک ساختمان تجارت جهانی توسط دکتر «استیون جونز» و دیگران در مارس 2009 (فروردین 1388) از طریق علمی نشان می‌دهد نوع خاصی از الکترود که توسط نانو تکنولوژی تولید شده بود، عامل پودر شدن 229طبقه بتنی ساختمان تجارت جهانی است. این چیزی است که باعث ایجاد گرد و خاک گرم در روز 11سپتامبر شد. بازماندگان حادثه می‌گویند که گرد و خاک این حادثه به اندازه‌ای گرم بود که آدم را می‌سوزاند. دلیل این گرما، وجود تکه‌های ریزآهن مذاب در گرد و خاک بود که در گزارش سازمان زمین‌شناسی امریکا نیز به آن اشاره شده است. همه این شواهد نشان دهنده این است که از الکترودهای ویژه‌ای برای خراب کردن ساختمان‌ها استفاده شده بود. به صورت منطقی کشف تکه‌های الکترودهای بسیار قوی، به نسخه رسمی توضیحات قابل قبول درباره اتفاقی که در 11سپتامبر برای برج‌های دوقلو افتاد پایان داد.
نه «اسامه بن‌لادن» و نه القاعده هیچ ارتباطی با ایجاد و استفاده از الکترودهای قوی که باعث پودرشدن ساختمان تجارت جهانی شده بود نداشتند. دریافت این حقایق در بین مردم در حال گسترش است و بازی برای افرادی که سعی می‌کرده‌اند واقعیت را درباره 11سپتامبر مخفی کنند به پایان رسیده است.
از طرف دیگر اگر به تلفات 11سپتامبر گذرا نگاهی بیندازیم آمار تلفات یهودیان شاغل در برج‌های دوقلو صفر است که حاکی از آگاهی موساد از این ماجراست‌.
انتظار می‌رفت حدود 4000 اسرائیلی و یهودی در ساختمان‌های «تجارت جهانی» حاضر شوند، ولی آنها در روز 11 سپتامبر سرکار خود حاضر نشدند! زیرا پیام‌هایی از طریق «اودیگو» (سیستم پیام‌رسانی متعلق به اسرائیل) ارسال شده بود و این پیام‌ها به زبان عبری بود و چند ساعت قبل از برخورد اولین هواپیما به ساختمان تجارت جهانی، نسبت به وقوع آن هشدار می‌داد.«آلکس دیامندیس» مدیر عامل شرکت «اودیگو» می‌گوید: «مضامین پیام‌های ارسالی از این قرار بود که اتفاقی بزرگ قرار است در زمان به خصوصی رخ دهد و تقریباً بعد از چند دقیقه این اتفاق افتاد. خبر شرکت اودیگو در روزنامه «واشنگتن پست» منتشر شد، ولی حتی یکی از روزنامه‌های نیویورک به آن نپرداخت.
به اعتقاد«کریستوفر بولین» محقق و نویسنده امریکایی شواهد اولیه دخالت اسرائیل در حملات 11 سپتامبر در واقع همان روز اول وقوع این حملات مشخص شد، ولی هیچ گاه توسط رسانه‌های اصلی که جریان‌ساز هستند دنبال نشد. روز 11 سپتامبر یک خودروی «ون» که پنج اسرائیلی در آن بودند در «نیوجرسی» توقیف شد. دو نفر از این پنج نفر، جاسوس موساد بودند. این پنج نفر روز حادثه در حال فیلمبرداری از فرو ریختن برج‌های دوقلو بودند و آنها فندک‌های خود را روشن کرده و مقابل دوربین در حال خوشحالی کردن و جشن گرفتن بودند، این در حالی بود که برج‌های دوقلو پشت سر آنها در حال سوختن بود. این اسرائیلی‌ها برای یک شرکت ساختگی فیلم سازی به نام «سیستم‌های در حال حرکت ویهاوکن» کار می‌کردند که مشخص شد یکی از مجموعه‌های عملیاتی موساد است که تحت پوشش شرکت فیلمسازی در حال فعالیت است.«دومینیک سوتر» رئیس این شرکت جعلی، با وجود آنکه متهم به ترور و تحت تعقیب «اف‌بی‌آی» بود، اجازه پیدا کرد تا در فاصله زمانی کمی پس از حملات 11سپتامبر به اسرائیل فرار کند. پنج اسرائیلی که برخی از آنها مانع انجام آزمایش‌های دروغ‌سنج روی خود شدند و برخی دیگر نیز در این آزمایش شکست خوردند، چندین شناسنامه جعلی، تیغ مقوابری و مبالغ زیادی پول نقد که در جوراب آنها جاسازی شده بود، با خود داشتند. پلیس «نیوجرسی» نیز وجود مواد منفجره در اتومبیل ون آنها را تأیید کرد. زمانی که این پنج نفر در سال 80 به اسرائیل بازگردانده شدند، سه نفر از آنها در یک برنامه تلویزیونی پربیننده حاضر شدند و اعتراف کردند که آنها مأموریت داشته‌اند حملات 11سپتامبر را به طور مستند فیلمبرداری کنند. در این برنامه اینکه چه کسی به آنها این مأموریت را داده است، مورد بحث قرار نگرفت.
یکی از مقامات اصلی امریکایی که پشت پرده مخفی‌سازی‌های 11 سپتامبر است، «مایکل چرتوف» صهیونیست دستیار دادستان و پسر مأمور موساد است. چرتوف رئیس بخش جنایی اداره قضایی بود که در آن زمان یکی از رؤسای «اف بی‌آی» به حساب می‌آمد. چرتوف از این طریق توانست بر مصادره و تخریب شواهد حیاتی از صحنه حادثه مانند فیلم‌های ضبط شده، تکه‌های هواپیما و بیش از 99 درصد از آهن‌های باقی مانده از ساختمان تجارت جهانی نظارت کند در صورتی که از بین بردن شواهد حیاتی جرم محسوب می‌شود.
در ماه مارس 2010 (فروردین امسال) دکتر «الن سابروسکی» رئیس سابق مطالعات استراتژیک در دانشکده جنگ امریکا طی مصاحبه‌ای رادیویی گفته است: «صددرصد مشخص است که عملیات 11سپتامبر توسط موساد انجام شده است. دکتر سابروسکی همچنین اعلام کرده است که نظامیان ارشد امریکایی نیز می‌دانند که اسرائیل عامل آن بوده است.»
دکتر سابروسکی اولین نظامی امریکایی است که به طور آشکار از این فرضیه حمایت کرده است که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل پشت ماجرای 11سپتامبر بوده است.
نتیجه‌گیری
حملات 11 سپتامبر سال 2001 امریکا بر اساس یک طرح دقیق و جامع صورت گرفت، به طوری که اهداف از قبل تعیین شده به خوبی محقق شد و این امر بیانگر این است که آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد، یک عملیات پیشرفته و پیچیده بوده است، چنین عملیاتی به فناوری جدید و آمادگی‌های لازم که کمتر از یک سال نیست، نیاز دارد. به طور قطع انجام چنین عملیاتی با مشارکت صدها همدست و شریک صورت گرفته است. هر چند امریکایی‌ها تاکنون توانسته‌اند واقعیت‌های مربوط به این اقدام تروریستی را پنهان نگه دارند اما بی‌تردید با گذشت زمان ابعاد جدیدی از این عملیات آشکار خواهد شد چرا که آفتاب همیشه پشت ابر نمی‌ماند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار