کد خبر: 411044
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۸۹ - ۲۰:۴۶
جنبش بیداری که گلن بک از آن سخن می‌گوید


انتظار پیشروی و همه‌گیری «بیداری بزرگ» گلن بک در سراسر امریکا به مانند نهضت‌های بیداری اول و دوم امریکاییان ناراحت کننده است. گلن بک، یک شب قبل از رهبری هزاران نفر در راهپیمایی «به افتخار امریکا» در سالگرد راهپیمایی حقوق مدنی در واشنگتن؛ جایی که دکتر مارتین لوتر کینگ سخنرانی‌اش به نام «سخنرانی رؤیایی» را ایراد کرده بود، صدها هزار نفر از طرفداران پرشوق را در سالن کنسرت کندی سنتر در واشنگتن‌دی‌سی جمع کرد تا در مورد «سرنوشت الهی امریکایی» که او از آن سخن می‌گوید برای آنها سخنرانی می‌کند. بک ادعا کرد که «بیداری بزرگ» دیگری که وی برپا کرده اساساً ایالات متحده امریکا را دگرگون خواهد کرد. با استفاده از آوازهای میهن‌پرستانه و مذهبی، بک (که در سال 2009 بیش از 30 میلیون دلار از این راه به دست آورد)، سیاستمداران و اشخاص نامدار «تیرگی روحی» مردم امریکا را در بوق و کرنا کردند و توضیح دادند که این قضیه بزرگ‌ترین ملت دنیا را به زانو درآورده است. بک، شرکت‌کنندگان را ترغیب کرد که به خاطر داشته باشند امریکا بر پایه اصول دینی یهودی – مسیحی بر پا شده و اینکه دین باید حقوق دینی خود را باز پس گیرد و امریکا را دوباره به قدرت جهانی برساند. اینکه چگونه به طرز اعجاب‌انگیزی، خدا 600 هزار دلار برای این کار مهیا کرد، این شک را برمی‌‌انگیزد که «بیداری بزرگ» وی، یک خواب بزرگ است که به تفرقه، مشکلات اقتصادی، جنگ‌های بیشتر و سقوط امریکا دامن می‌‌زند.
بیداری بزرگ اول امریکا که در سال‌های بین دهه 1730 و دهه 1760 رخ داد، امواجی از احیای اصول مذهبی را به وجود آورد که بر سراسر زندگی و فکر مردم امریکا تأثیر گذاشت. از آنجایی که موضوع اصلی بحث این بود که انسان معصوم آفریده شده ولی از درون قابلیت شرور شدن دارد، احیاگران مذهبی به تأمل درونی و توبه و همچنین نیاز به مهر و عشق خدایی اصرار می‌‌ورزیدند. مخالفت‌ها و مناقشه‌های دسته‌جمعی در این مسائل شامل خرد در مقابل تجربه حسی خدا، به طور تناقض‌آمیزی امریکا را واداشت تا به بردباری در مقابل باورهای مختلف پرداخته و به «آزادی دینی» که در اصول آزادی امریکا نیز وجود دارد تن دهد. بیداری بزرگ اول به خصوص با به چالش کشیدن اقتدار سیاسی و ارتدوکسی (راست دینی) روی دیگر گونه‌های افکار تأثیر گذاشت. این کار منجر به اعلام استقلال و آزاد شدن مستعمرات از سلطه و تفکر مطلق‌گرا شد. در همین زمان، مبلغان دینی دوره‌گرد، خانواده‌های ثروتمند و نجیب در نیوانگلند را هدف گرفته و آنها را از ‌اندوختن ثروت، قماربازی، مسابقات اسب‌دوانی و رقص که بیشتر اوقات استراحت و شیوه زندگی آنان را تحت تأثیر قرار داده بود، برحذرمی‌‌داشتند. شماری از اجتماعات بیداری بزرگ به طور واضح هم از سیاهان و هم از سفیدپوستان تشکیل می‌‌شدند. آنها با برادر و خواهر خواندن هم و تبلیغ مساوات دینی برای تمام اعضا به تشکیل دادگاه‌های دو نژادی و در نتیجه باورهای دو نژادی پرداختند. بعضی از کلیساها نیز مرشدان متملک برده (که «نا حق» شمرده می‌‌شد) و نیز کسانی که از برده‌های خود سوء‌استفاده می‌‌کردند را تکفیر و طرد می‌‌کردند.
در حالی که بیداری بزرگ اول، سلطه‌ای را با ساختار‌های سنتی طبقه اشراف و برده‌داری آن از هم گسیخت و به تأسیس جوامع بر پایه مساوات پرداخت. بیداری بزرگ دوم که از سال 1800 آغاز شد و تا رسیدن جنگ داخلی ادامه داشت، دوباره هدفش لزوم‌ اندوه، توبه و تأمل درونی انسان بود. هزاران نفر در جلسات اردوگاهی شرکت می‌‌کردند و در حال دگرگون کردن افکار و باورهای کالوینی سرنوشت‌گرا و مفهوم «ملت برگزیده خدا» بودند. در نتیجه، مبلغان به دموکرات کردن دین پرداخته و امکان استفاده آن را برای همگان و نه فقط برای گروهی منتخب و نخبگان باسواد فراهم می‌‌آوردند. نکته بسیار مهم، تغییر نگرش گروه زیادی از زنان بود که به خاطر عدم یقین در موقعیت اجتماعی و خانوادگی، به ندای مسیحیت پاسخ می‌‌دادند. در کلیساها، انجمن‌های بسیاری برای کمک به بیوگان و یتیمان و نیز افزایش فرصت شغلی و حق رأی و جمع‌آوری پول برای مأموریت‌های خارجی و تلاش برای ممنوعیت برده‌داری و خشونت خانگی تشکیل شد و به بهبود کیفیت مراقبت‌های مادرانه کمک کرد. همچنین زنان سردمداران فعالیت‌های خیرخواهانه بودند و خود را مسئول حفظ هوشیاری ملت دانسته و سعی در مبارزه با نژاد پرستی، بوم‌پرستی، خشونت‌های سلطه‌گرا و جنگ داشتند. حس دینی خالص آنها به ایجاد جوامع آرمانی زیادی انجامید که در آن بومیان امریکایی، سیاه و سفید در کنار هم به مساوات زندگی می‌‌کردند. بسیاری از استعمارگران جنوبی و انحصارطلبان نیوانگلندی از بیداری بزرگ دوم و تفکر دوستی و رستگاری جهانی و نیات صلح‌آمیز و تساوی اجتماعی آن واهمه داشتند.
اگرچه بیداری بزرگ اول و دوم روی جنبش‌هایی نظیر تعالی‌نگری (ترنسندنتالیزم) و نیز بر جنگ‌طلبی و خدمت وظیفه نظامی و مبارزه علیه دولت‌های زورگو تأثیرگذار بود، ولی چیزی که روزی هوشیاری ملی نام داشت، به مانیفست تقدیر و افسانه‌ها و سمبل‌های آشنای «ملت برگزیده» دوره پیوریتان (پاک دینی) بازگشته بود، اما همچنان بیداری بزرگ به هوشیاری روحی و مبارزه با اصل برده‌داری و به زیر سؤال بردن طبقه اشراف و تجمیع ثروت آنان می‌‌پرداخت. همراه با مؤسسات خیریه، سیاستمداران و مصلحان اجتماعی به ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای اقلیت‌ها و مهجوران جامعه می‌‌پرداختند. بیداری‌های بزرگ که شدیداً از سوی انحصارگران جنوب مورد حمله قرار می‌گرفت، ده‌هاهزار برده آفریقایی را از اسارت رهانید. آنها همچنین تأکید زیادی روی بردباری دینی و استقلال سیاسی داشتند. حین تشکیل جوامع ایده‌آل‌گرا، نظیر بروک فارم و شیکرز، بیداری‌های بزرگ به اصلاحات زیادی در حوزه حقوق بشر در مدارس، مکان‌های کار و زندان‌ها پرداخته و نیز به افراد ناتوان ذهنی و جسمی کمک‌های زیادی کردند. تکیه براصل شرارت انسان در مقابل نشانه‌های اخلاقی درونی شرم و ‌اندوه که با خودخواهی در ستیز است، گاه به گونه‌های دیگر نافرمانی‌های مدنی می‌‌انجامید. در بعضی موارد، جنگ‌های خودمحور و همچنین نسل‌کشی بومیان امریکایی و جاه‌طلبی‌های سلطنتی نادیده گرفته می‌‌شدند.
گلن بک و وابستگان مفهوم «تقدیر الهی امریکا» که او از آن دم می‌زند شاید بخواهند داستان پرودنس کراندال که بسیار تحت تأثیر بیداری بزرگ دوم بود را به یاد بیاورند. زمانی که وی گرداننده مدرسه دخترانه با نفوذی در کانکتیکات بود، یک کشاورز برجسته آفریقایی - امریکایی قصد ثبت‌نام دخترش، سارا هریس را در آنجا داشت. با موافقت کراندال در ثبت‌نام آن دختر، بسیاری از والدین اعتراض کرده و دخترانشان را از آن مدرسه بیرون کشیدند. کراندال مدرسه خود را تبدیل به مؤسسه تربیت معلم برای زنان امریکایی – آفریقایی‌تبار کرد با افزایش اعتراضات مردمی، قانونگذار ایالتی کانکتیکات، «قانون سیاهان» را وضع کرد که به موجب آن مدارس کانکتیکات نمی‌توانستند از دانش‌آموزان خارج محدوده ثبت‌نام کنند. کراندال قانون را زیر پا گذاشت و در نتیجه بازداشت شد. در فضایی کاملاً جنجالی، دادستان‌ها او را محکوم کردند اما اتهامش در مرحله استیناف از او سلب شد. اگرچه مردم به مدرسه وی حمله کردند (که نهایتاً به تعطیلی آن انجامید)، اما نام او به عنوان کسی که در مقابل «اعتقادات راسخش، هیچ چیز مثل مرگ، زندگی، فرشتگان، قدرت، فضای موجود، پیامدها، اوج، حضیض و هیچ چیز دیگری جلودارش نبود»، به خاطر خواهد ماند. عقاید و ایمانش به مشیت الهی شامل مساوات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای همگان بود و نه برای عده‌ای خاص.
در مقایسه با «مشیت الهی امریکا» که گلن بک از آن سخن می‌گوید آیا بیداری و رؤیای بزرگ پرودنس کراندال، سارا هریس و دکتر مارتین لوترکینگ، بهتر و امریکایی‌تر نیستند؟ و تا آنجایی که به خاطر دارم، درمان بیماری‌ها و ناراحتی‌ها در دوران بیداری بزرگ رایگان بودند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار