بحث مهاجرت معکوس از تهران به شهرستانها و روستاها، مسألهای است که دولت مصّر به اجرای آن است. در همین زمینه دولت طرح ثبتنام از متقاضیان خروج از پایتخت را در میان کارمندان خود اجرا کرد که هنوز با توفیق آنچنانی مواجه نشده است. درباره اینکه چه مقدماتی برای ترغیب مردم به رفتن از تهران نیاز است و در شهرستانها چه تحولاتی و چگونه باید اتفاق بیفتد تا جمعیت به سوی آن مکانها سوق پیدا کند با «هادی مقدسی»عضو کمیسیون اجتماعی و نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستیم. مقدسی که اقتصاددان است از ملزومات اجرای این طرح گفت و از کمبودهای شهرش که مردم حوزه انتخابیهاش «پاریس کوچولو» مینامندش. البته از طرحهایی که قرار است در بروجرد اجرا شود و آبادانی را به ارمغان بیاورد هم با شعف و امیدواری بسیار سخن گفت.با توجه به اینکه چند ماهی از آغاز بحث مهاجرت از تهران میگذرد، فکر میکنید این طرح عملی باشد؟بسم الله الرحمن الرحیم. این طرح یک طرح ضروری و در عین حال ایدهآل است اما من موفق شدن آن را منوط به مقدماتی میدانم و انجام کارهایی. در ابتدا هم این است که جذابیتهای تهران را برای تازه واردها به حداقل برسانیم و از آن طرف جذابیت شهرستانها برای زندگی را بالا ببریم تا کسی به دنبال مهاجرت به تهران نباشد. در آن صورت پس از مدتی میتوان مسیر را تغییر داد.یعنی اگر جذابیتهای تهران کم بشود، جمعیت به پایتخت مهاجرت نمیکند؟این یک بعد قضیه است. شرایط بد کار و زندگی در نقاط دورافتاده هم دخیل است اما جذابیتها که شامل خیلی از امتیازات زندگی کردن بهتر است موجب میشود که مردم از اقصی نقاط کشور به تهران بیایند تا از شرایط سخت و دشوار شهرستانها دور بشوند. آنها میآیند که به رفاه، آسایش و آرامش برسند و این طبیعت انسانهاست که هرجا این امتیازات باشد به سوی آنجا میرود. این امتیازات به صورت ویژه در تهران و چند شهر بزرگ کشور موجود است.مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به کلانشهرها، بویژه تهران دهههاست که ادامه دارد؛ چرا بعد از انقلاب برای جلوگیری از آن فکری نشد؟ما روی قبل از انقلاب آنچنان بحثی نداریم چون تکلیف آن حکومت معلوم بود. آنها میخواستند مردم را به زندگی شهرنشینی بکشانند و کار و تلاش و تولید را در کشور رو به اضمحلال بردند. اما تأسف من از باب این است که در 32 سال عمر پربرکت انقلاب سیاستگذاریهایمان نتوانست توطئهها را خنثی کند. اینکه عدهای طراحی میکردند که جامعه ما مصرفی بشود.شما مصرفی کردن جامعه ما را توطئه میدانید؟صد درصد.مقصودتان از اینکه جذابیتهای تهران را بکاهیم و بر جذابیت شهرها و روستاها بیفزاییم چیست؟یک مثال میزنم. خیلی راحت 300- 200 میلیارد تومان برای ساخت یک پل در تهران خرج میشود اما برای یک جاده روستایی که ممکن است50-40 روستا با جمعیتی بالغ بر 50 هزار نفر را که فقط مولد هستند و همه وجودشان برای کشور سود است، اعتبار نمیدهند که آسفالت شود.ولی مردم تهران برای ساخت این پلها و بزرگراهها عوارض میدهند؟چون درآمد دارند و شغل. دولت هم از اعتبارات عمومی کمک میکند تا مردم تهران بتوانند از یک چهارراه به راحتی عبور کنند اما به شهرستانها که میرسد خساست میکنند، البته در سالهای اخیر خدمات خوبی به روستاها و شهرهای محروم داده شده است اما در سالهای گذشته بیشتر امکانات برای تهران و چند شهر بزرگ بود. مثلاً در بحث گاز اول باید به روستاها میدادند بعد به شهرها. این به بحث عدالت محوری نزدیکتر بود. الان درصد روستاهایی که گاز دارند بسیار کم است. تازه همین روستاها هم در چند سال اخیر دارای گاز شدهاند. در حوزه انتخابی من از 180 روستا فقط 30 روستا گاز دارند در حالی که این امکان وجود داشت تا ما 90 درصد روستاها را گاز بدهیم.با دادن این امکانات مشکل حل میشود؟در کم شدن مشکلات مهاجرت بسیار اثرگذار است. همین گاز باعث بهتر شدن اوضاع روستاها شده است. اگر در زمان طاغوت سیاستی بود که امکانات به روستاها بدهد مهاجرت به کلانشهرها تشدید نمیشد. ببینید ما در سالهای قبل و بعد از انقلاب چقدر در بخش صنعت هزینه کردیم. ممکن است بگویند ضروری بوده اما اگر همین سرمایهگذاری را در بخش کشاورزی میکردیم، میتوانستیم تحولی در کشاورزی کشور ایجاد کنیم و حالا میتوانستیم جزء صادرکنندگان محصولات استراتژیک کشاورزی باشیم. البته برای اصلاح این قصور و تقصیرها دیر نشده است. ما اگر بتوانیم برای کسی که در تهران برای 300 هزار تومان کار میکند و در ساختمانهای نیمه کاره میخوابد یک شغل با 200 هزار تومان در روستای محل زندگیاش تعریف کنیم به روستایش برمیگردد. با اشتیاق هم برمیگردد. ولی تا الان این نوع سیاستگذاری مغفول مانده است.فکر میکنید با وجود جذابیتهای تهران و محرومیتهای شهرستانها، چند سال طول بکشد تا مردم قانع شوند ازتهران بروند یاحداقل دیگر به پایتخت مهاجرت نکنند؟نباید انتظار یک تحول ضربالاجلی داشته باشیم. به قول سعدی شیرازی «سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل/ بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران» بحث مهاجرت معکوس یا همان مهاجرت از تهران به شهرستانها یک پروسه زمانبر است. جمعیت امروز تهران حاصل 50 سال مهاجرت است و اکنون تبدیل به یک غده بزرگ شده که باید جراحی شود. منتها به شکلی که به کالبد اجتماعی ما آسیب وارد نکند. با فشار و زور نمیتوان جمعیت را انتقال داد. اینکه کارمندان را به زور از تهران بیرون کنیم جوابگو نیست. ما باید در شهرستان شرایطی را ایجاد کنیم که کارمند به هیچ عنوان حاضر نشود آنجا را ترک کند و به تهران بیاید.بالاخره نگفتید چند سال طول میکشد؟بستگی به سیاستگذاریها دارد.براساس سیاستگذاریهای فعلی چند سال طول میکشد مهاجرت به تهران متوقف و سپس مهاجرت از تهران به دیگر نقاط کشور انجام شود؟خیلی راحت بگویم براساس آنچه عمل میشود، طرح مهاجرت جمعیت از تهران خیلی موفق نخواهد بود. اما اجرای این طرح بسیار ضروری است و باید کاری کنیم که غیر از آنهایی که چارهای جز ماندن ندارند، بقیه خودشان ترجیح بدهند از تهران بروند.کلیاتی درباره کارهایی که باید انجام شود تا مردم به مهاجرت ازتهران راغب شوند فرمودید، کمی وارد مصادیق شویم؟بله. دولت و مجلس باید به شکلی برنامهریزی کنند که امکانات و پتانسیلهای رفاهی که در تهران وجود دارد به شهرستانها منتقل شود. مثلاً باید ظرفیت دانشگاههای تهران را به حداقل برسانیم و امتیازات دانشگاهی را به شهرستانها بدهیم. الان دانشآموز سیستانی ترجیح میدهد در دانشگاه صنعتی شریف قبول شود و بیاید تهران. چون مدرک شریف اعتبار بالایی دارد. میتوانیم یک صنعتی شریف در زاهدان تأسیس کنیم. اگر همه مراکز استان یک مرکز درمانی مثل بیمارستان میلاد داشته باشند یا استخدام در تهران متوقف شده و سهمیههای آن به شهرستانها داده شود دیگر جمعیت به سوی تهران نمیآید.همه این کارها را هم که بکنیم چون وضع درآمدها در تهران بهتر است، مردم به سوی پایتخت میآیند؟الان دولت دارد شاخ و برگهای وزارتخانهها و سازمانهای خودش را به شهرستانها منتقل میکند. خوب است یک امتیاز ویژه تعریف کنیم از راه قانونی. حالا یا به صورت طرح مجلس یا لایحه دولت به مجلس بیاید و تبدیل به قانون بشود. مثلاً قانون بگذاریم که اگر یک کارمند ساکن تهران 700 هزار تومان در ماه میگیرد به همان کارمند شهرستان یک میلیون تومان بدهیم. با توجه به اینکه سطح هزینهها در شهرستانها به مراتب پایینتر از تهران است، کارمند احساس میکند با حقوق یک میلیون تومانی زندگیاش راحتتر میشود و کلی هم میتواند پسانداز کند. همه تسهیلات مثل وام و امکانات باید به شهرستانها داده شود به ویژه به روستاها. در دادن اعتبارات به روستاها خساست نکنیم تا مردم به ماندن در روستاهایشان ترغیب شوند و جمعیت شهرها را هم جذب کنند.فکر میکنید با دادن حقوق بیشتر و امکانات مردم حاضر میشوند از تهران بروند؟همه ارکان نظام باید دست به دست هم بدهند تا این طرح به سرانجام برسد. دولت به تنهایی از عهده کار بر نمیآید. الان کار از هم گسیخته و غیر منسجم است اما وقتی دولت، مجلس، قوه قضائیه و دیگر دستگاهها پای کار باشند، طرح مهاجرت معکوس عملیاتی میشود. باید شرایط را طوری طراحی کنیم که مردم زندگی در نقاط دوردست و شهرستانها چه زادگاهشان باشد یا نباشد را انتخاب کنند. الان 80 درصد ساکنان تهران، مردم اصیل این شهر نیستند بلکه از جاهای دیگری آمدهاند. به خاطر شرایطی که برای تهران ایجاد شد و برای شهرستانها نشد. اینها آمدند و این جمعیت عظیم تهران را تشکیل دادند حالا نمیتوانیم به زور آنها را از پایتخت بیرون کنیم، باید امکانات در شهرستانها و روستاها ایجاد شود تا مردم خودشان بروند.ما استعدادهای بالقوه در زمینههای مختلف در نقاط دورافتاده زیاد داریم اما از آن استفاده نمیکنیم و آنوقت انتظار داریم رشد هشت درصدی در اقتصادمان اتفاق بیفتد. ما برای اینکه به رشد اقتصادی مد نظر رهبر معظم انقلاب برسیم با وضع فعلی موفق نخواهیم شد. در حال حاضر 30 تا40 درصد پتانسیلهای اقتصادی ما فعال است در حالی که در نقاط دورافتاده توانمندیهایی چون معادن، زمینهای قابل کشت و نیروی انسانی زیاد است اما اکنون همه جذابیتها در تهران متمرکز شده و آن کسی که میتواند مولد باشد در شهرستان، در تهران به مشاغل کاذب روی آورده است.برای رفع این مشکلات چه باید کرد، آن هم با توجه به اینکه در کشور ما زمینهای حاصلخیز زیاد است و با وجود کمبود منابع آبی اگر از تکنولوژیهای جدید استفاده شود و بهرهوری به بالای 50 درصد برسد میتوانیم به صادر کننده انواع محصولات کشاورزی تبدیل شویم؟باید برای صنعت و کشاورزی سرمایهگذاری کرد. به این شکل جمعیت روستاها حفظ میشود چون کشاورزی متعلق به روستاهاست. حتی میتواند جذب جمعیت کند. دولت قبل از ارائه بودجه سال 89 اعلام کرد که اعتبار بخش کشاورزی را از چهار هزار میلیارد تومان به 10 هزار میلیارد تومان ارتقا میدهد. مجلس از این موضوع استقبال کرد و تلاش شد که این اتفاق بیفتد چون وقتی اعتبارات کشاورزی دو و نیم برابر بشود، تحولی بزرگ در کشاورزی اتفاق میافتد. اما این اتفاق نیفتاد. ما باید کاری کنیم که اگر کسی هزار متر زمین زراعی دارد از همان هزار متر اموراتش را بگذراند. ما باید اعتبارات بانکی را سوق بدهیم به سمت ایجاد امید در کشاورزان تا آنها بمانند و با کار و تلاششان جذابیت ایجاد کنند و دیگران را هم به بازگشت تشویق نمایند. اگر این کارها انجام شود کسی حاضر نمیشود آب و هوای خوب شهر و روستایش را رها کند و به تهران دود آلود بیاید.آقای مقدسی! همه بحثهای مربوط به مهاجرت به مسائل اقتصادی برنمیگردد؛ همه چیز شغل، درآمد و مسکن نیست. مثلاً افراد مسن دوست دارند به شهرهای زادگاهشان برگردند. به ویژه آنها که شهرهایشان شرایط آب وهوایی مطلوبی دارد. آنهایی هم که آب و هوای خوبی در شهرستان ندارند میخواهند به شهرهایی غیر از تهران بروند اما به دلیل کمبود بیمارستان خوب، پزشکان متخصص و مجرب، اورژانس سریع و کارآمد و دارو در شهرها و روستاها، همچنان در تهران ماندهاند. برای این بخش چه باید کرد؟دلیل اینکه پزشکان به تهران گرایش دارند، وجود دانشگاههای علوم پزشکی و درآمد بالا در پایتخت است. بیمارستانها زیر نظر دانشگاههای علوم پزشکیاند و پزشک میآید که عضو هیأت علمی بشود و درآمد خوبی داشته باشد. حالا اگر دانشگاههای علوم پزشکی به شهرهای کوچکتر منتقل شود و درآمد ماهانه یک پزشک در شهرستان به جای اینکه 400 هزار تومان باشد، دو میلیون تومان بشود و عضو هیأت علمی هم باشد، وضعیت درمانی این شهرها، مطلوب خواهد شد. اگر مشکل استخدامی و درآمد پزشکان را رفع کنیم انواع تخصصها را در شهرستانها خواهیم داشت. ما از اقصی نقاط کشور در تهران پزشک داریم. اینها اگر امکانات در شهرهایشان باشد به زادگاههایشان برمیگردند. مثلاً شهر بروجرد آب و هوایی خوب دارد. اگر مشکلات درمانی آن از طریق آمدن دانشگاه علوم پزشکی که متخصصان را به این شهر جذب میکند حل شود، این پتانسیل را دارد که مهاجرت کردگان خودشان برگردند. پزشکان مجرب و متخصص این شهر که به جاهای دیگر رفتهاند برمیگردند و حتی پزشکان شهرهای دیگر هم میآیند.قرار است به بروجرد دانشگاه علوم پزشکی داده شود؟اقدامات اولیه انجام شده و واگذاری امتیاز دانشگاه علوم پزشکی به بروجرد تصویب شده است و در آیندهای نزدیک شاهد افتتاح آن خواهیم بود. الان مشکل زمین آن رفع شده و کارها یکی یکی در حال انجام است.یکی از دلایل مهاجرت وضعیت آب و هوایی برخی استانهای کشور است. مثلاً استانهایی چون خوزستان و سیستان و بلوچستان با پدیده گرمای شدید یا گرد و غبار مواجه هستند و تا کیلومترها آن طرفتر از شهرهای این استانها، آب وهوای خوب وجود ندارد. با این وجود چگونه میشود جمعیت مهاجرت نکند؟دوبی قطعاً از استان سیستان و بلوچستان بد آب و هواتر است، اما پیست اسکی چهار فصل دارد. مشکل استانهایی مثل سیستان و بلوچستان فقدان یا کمبود زیرساختهای لازم است. گرد و غبار خوزستان هم مقطعی است اما اگر امکانات باشد گرمای شدید و همه مصائب را میتوان به یک وضع مطلوب برای زندگی تبدیل کرد.در کشور ما این همه شهرکهای صنعتی برای ایجاد اشتغال ساخته شد اما باز هم جمعیت به سوی تهران و شهرهای بزرگ میآید، چرا؟وضعیت شهرکهای صنعتی ما، مثل زمانی است که هیتلر حمله کرده بود. یک نفر در این شهرکها نمیبینید. مثلاً درشهرک صنعتی بروجرد مجوز سه کارخانه موتور سازی دادند اما به بن بست خورد.چرا این اتفاق افتاده؟چون از منابع موجود درست استفاده نمیکنیم. یک سال 1200 میلیارد تومان پول میدهیم به عنوان وام و اقسام تسهیلات و سال دیگر قفل میزنیم به بانکها؛ باید سیاستگذاریهای نسنجیده و تجربیات اشتباه را تکرار نکنیم. اساساً دولت برای بحث مهاجرت معکوس چه برنامهای دارد؟درباره جزئیات برنامه از سازمان مدیریت و برنامهریزی بپرسید. قطعاً دولت برنامهای را تعریف کرده و اکنون در حال اجرای آن است اما من به شما میگویم بدون هماهنگی با تمام ارکان نظام و انسجام قوای سهگانه به ویژه مجلس این طرح عملیاتی نیست. شاید دلیل اینکه دولت بعضی وقتها تمایل به هماهنگی با مجلس ندارد بخش عملکردن نمایندگان است. به هر حال برخی نمایندگان با اعتبارات مثل گوشت قربانی رفتار میکنند و هر کسی به دنبال آن است تا سهم بیشتری برای حوزه انتخابیهاش بگیرد تا رأی بیشتری دفعه بعد بیاورد؟همین الان در بررسی برنامه پنج ساله پنجم داریم روی این موضوع کاری کنیم تا بخشینگری از مجلس حذف شود و همه اول منافع ملی را ببینند. حتی به دنبال استانی کردن انتخابات مجلس هستیم تا نماینده بداند اول نماینده 70 میلیون ایرانی است بعد نماینده استان و بالاخره نماینده شهر خودش است. استانی شدن انتخابات به ضرر شهرهای کوچک و محروم استانها نیست؟نه. هر شهری تعداد نمایندگانش را حفظ میکند اما نمایندهها به جای اینکه فقط از شهر خودشان رأی بگیرند از کل استان رأی میآورند. مثلاً در شهری که دو نماینده دارد 9 نفر کاندیدا میشوند آن دو نفری که بیشترین رأی استان را بیاورند از این شهر به مجلس راه مییابند. ضمن اینکه یک دیدگاه اشتباه وجود دارد و آن اینکه نماینده از آسفالت و جدول خیابانها و کوچه پس کوچههای حوزه انتخابی تا مبارزه با استکبار و قانونگذاری را بر عهده دارد حال آنکه اینها باید تفکیک شود. به هر حال شهرهای محروم جز نماینده مجلس، کسی را در حاکمیت کشور ندارند؟ما طوری برنامه مینویسیم که مناطق محروم در اولویت تزریق اعتبارات و ساخت و سازها باشند و هر کسی در هر مسئولیتی قرار گرفت سرجای خودش باشد تا بتواند پاسخگو بوده و مشکلات را رفع کند. در این برنامه باید اقشار آسیبپذیر تحت پوشش قرار بگیرند و از اینکه امکانات در تهران جمع شود باید اجتناب شود. آن وقت دیگر وزیر نمیتواند برای انجام کاری سر نماینده منت بگذارد چون طبق برنامه، وظیفهاش را انجام داده است. یعنی تا حالا برنامه نبوده و کارها براساس رابطه و منتگذاشتن انجام شده است؟برنامه بوده اما با اشکالات بسیار همراه بوده است. این اشکالات را داریم در برنامه پنجم رفع میکنیم. برگردیم به بحث مهاجرت معکوس! اگر دستگاههایی یاکسانی قرار باشد از تهران بروند اولویت با چه گروههایی است؟مراکز صنعتی در اولویت رفتن هستند. اگر این اتفاق بیفتد هم موجب کاهش آلودگی هوا و محیط زیست تهران میشود و هم اشتغال در شهرستانها را رونق میدهد. با انتقال کارخانجات صنعتی،کارگران و کارمندانشان هم باید بروند. آیا برای یک شمالی یا آذری سخت نیست که در بروجرد زندگی کند؟ بهتر نیست این امکان فراهم شود که هر کسی به شهر یا استان خودش برگردد؟بحث این نیست که من مال فلان نقطه کشور هستم پس برگردم همانجا. من به جایی میروم که بستر لازم برای رشد و نمو خود و خانوادهام مهیا باشد. ضمن اینکه کار و زندگیام برای کشور هم سودمندتر باشد. همه مشکلات، یک موضوع اقتصادی دارد. اگر یک کارگر شمالی آمد بروجرد و یک تمکن مالی و اقتصادی پیدا کرد ترجیح میدهد که از یک زندگی زیر قرض در تهران به زندگیای روی بیاورد که پسانداز هم میتواند بکند و پس از بازنشستگی به شهر و دیار خودش برگردد. ما این امکانات و فضا را از کارمندانمان در تهران گرفتهایم.ولی این انتقال تبعات اجتماعی دارد. خودتان گفتید که دولت نباید به اجبار کارمندان را وادار به ترک تهران کند؟اینجا اجباری در کار نیست بلکه نوعی تشویق و ترغیب است. مطمئن باشید تقابل و درگیریهای بحث مهاجرت معکوس در سایه رفع مشکلات اقتصادی افراد از بین میرود چون کلی از مشکلات اقتصادی کارگران و کارمندان برطرف خواهد شد. همه باید دست به دست هم بدهند تا شرایط زندگی بهتر در شهرستانها را فراهم کنند آن وقت میبینید که مردم با اشتیاق تهران را ترک خواهند کرد. این یک دیدگاه صرف اقتصادی است اما مردم کشور ما خانواده محور هستند و پول و امکانات را در کنار خانواده و در شهر خود میخواهند. اگر در طول چند سال گذشته به تهران آمدهاند با رضایت نیامدهاند بلکه بالاجبار بوده. آیا بهتر نیست حالا که بحث مهاجرت معکوس شده به شهر و استانشان برگردند؟ اگر توزیع امکانات عادلانه باشد و مشکلات اقتصادی فرد برطرف شود خانوادهاش و اطرافیانش را هم به آن شهر خواهد آورد. آنها اگر ببینند در بروجرد زندگی بهتری خواهند داشت حاضر نمیشوند به زادگاهشان برگردند. شاید یکی از رموز موفقیت کشورهای پیشرفته این بوده که افراد ابتدا به کشورشان، بعد شهرشان و بعد به خودشان فکر کردهاند اما در کشور ما برعکس است. من اول به خودم بعد اگر فامیلهایم را کنار بگذارم به شهرم، بعد به استانم و دست آخر اگر توانی ماند برای برنامههای ملی صرف میکنم. این جریان باید معکوس شود. یعنی باید اول کل مملکت را با سیاستگذاریهای کلی با محور اجرای عدالت که شعار اصلیمان و دغدغه رهبر معظم انقلاب است در نظر بگیریم و برایش برنامهریزی کنیم آن وقت در چارچوب این برنامه شهر من هم آباد میشود چون برنامه است و گفته میشود امکانات باید به مناطق محروم و دورافتاده داده شود. آیا در این چند سال عدالت بود که ما بیمارستانهای آنچنانی در تهران داشته باشیم و آن وقت بیماران در سیستان و بلوچستان به خاطر نبودن یک پزشک متخصص بمیرند. این نواقص را باید جبران کنیم. الان ما چه در تدوین بودجه و چه درتعریف وظایف و رسالتهایی که بر عهده داریم به طرف کلاننگری رفتهایم. یکی از مباحثی که در طرح مهاجرت معکوس مطرح شده، خروج دانشگاهها از پایتخت و ایجاد شهرهای دانشگاهی است. قرار است چه کاری درباره دانشگاهها انجام شود؟در این مورد باید مطالعه شده پیش رفت. مثلاً اصفهان که شهری صنعتی است باید شهر دانشگاهی صنعتی شود. شهری که ارزش گردشگری دارد باید رشتههای دانشگاهی مرتبط در آن راهاندازی کرد. این یعنی توزیع امکانات دانشگاهی در سطح کشور با توجه به استعدادهای هر منطقه. ولی مقصود انتقال دانشگاهها به کلانشهرهایی چون اصفهان نیست چون مشکلات این شهرها کمتر از تهران نیست. مقصود این است که دانشگاهها به شهرهای متوسط و کوچک انتقال داده شود و مجتمعهای دانشگاهی در آنها ایجاد شود. با توجه به مسائل فرهنگی کشور ما و خانواده محور بودن جامعه ما بهتر نیست هر استان یک شهر دانشگاهی داشته باشد. هر چند شهر مجاور هم، رشتههای دانشگاهی یکدیگر را کامل کنند تا به دانشجویان ما به ویژه دختران هم لطمهای وارد نشود؟اینها نیاز به کار کارشناسی دارد. در توزیع رشتههای دانشگاهی باید به گونهای عمل شود که حداقل آسیب را داشته باشد. گفتید برای انتقال دستگاهها، مراکز صنعتی در اولویت هستند اما انتقال صنایع، هزینههای هنگفتی را بر کشور تحمیل میکند؟به هر حال دولت در این ماجرا باید هزینه کند. زمینش که مجانی است. میماند ماشین آلات و ساختمان کارخانه که دولت باید برای آن اعتبار اختصاص دهد و همانطور که گفتم کارمند و کارگرش را هم بالاتر از تهران بدهد تا در عوض از هزینههایی که تهران بر کشور تحمیل میکند کاسته شود. با این حساب، خلوت شدن تهران خیلی طول میکشد. آن هم در شرایطی که رئیس جمهور شخص بسیار پرکار و مصممی است؟اگر مدیرانی که آقای احمدینژاد پشت سر خودش انداخت یک سوم اراده و خستگی ناپذیری ایشان را داشتند،وضع بسیار بهتر از الان بود. عدم بهکارگیری مدیران خلاق مشکلات را بیشتر میکند. بیشتر شدن استانهای کشور تا چه اندازه به توسعه برخی شهرها کمک میکند؟خیلی خوب است. من موافق هستم. ولی ایجاد استان جدید، اعتبار جدید میخواهد، در برنامه پنج ساله پنجم هم که مطرح نشده؟اعتبار جدید نمیخواهد بلکه همان اعتبارات عادلانهتر توزیع میشود. حتی اگر اعتبارات مضاعف بخواهد هم ارزش دارد. من از سال 76 بهدنبال آن هستم که شمال لرستان بههمراه بخشهایی از همدان و مرکزی در استانی به نام «زاگرس» مجتمع شود. الان استان البرز از تهران جدا شد، قطعاً خدمات رسانی به ساکنان استان جدید، بیشتر و بهتر میشود. این طرح در برنامه پنجساله پنجم مطرح نشده اما مگر استان البرز در برنامه چهارم بود.عدهای هم معتقدند فقط زمینهای استان جدید گرانتر میشود؟اگر اینطور هم بشود باتوجه به بهتر شدن وضع خدماترسانی، سازندگی و آبادانی استان جدید، میارزد.