سينا تکاور- زهرا رهنورد، همسر ميرحسين موسوي كه به عنوان يكي از شركاي فرقه سبز شناخته ميشود، در گفتوگويي با سايت ضدانقلابي به سرپوش گذاشتن بر شكستهاي پيدر پي اين جريان طي ماههاي اخير اقدام كرده است. البته وي تلاش كرده است كه در اين مصاحبه استراتژيهاي جديد فرقه سبزها را نيز تبيين كند. شايد سؤال نخست مصاحبهگر از رهنورد بتواند تمام آنچه را كه طي ماههاي گذشته بر اين فرقه گذشته است، هويدا كند. سؤالي كه اينگونه است: آيا جنبش سبز منفعل و خاموش شده است؟ چرا امسال در روز قدس هيچ نشاني از سبزها وجود نداشت؟ اين سؤالي بود كه نه تنها خبرنگار سايت مورد نظر به دنبال آن بود، بلكه اكثر وابستگان به فرقه سبز نيز مدام اين موضوع را مطرح ميكردند كه واقعاً چه بر سر اين جنبش! آمده است؟ شايد دليل اصلي بروز اين سؤال، چشم بستن بر روي واقعياتي است كه از سوي رسانههاي داخل در خصوص اين جريان منعكس ميشود و از طرف ديگر دل خوش كردن به اطلاعات رسانههاي خارجي است كه براي تحقق منافع خود حاضر به انتقال واقعيات به مخاطبان اندك خود نيستند. اين موضوع در حالي است كه با دستور اكيد رهبران اين جريان، وابستگان سبز از دريافت اطلاعات از طريق رسانههاي داخلي پرهيز داده شدند، تا از طريق ايزوله كردن آنها مانع ادامه ريزش در فرقه خود شوند. اين دقيقاً همان چيزي است گروهك منافقين در كمپ اشرف بر سر اعضاي خود آورد و آنها اطلاعات خود را تنها از طريق شبكه داخلي اين اردوگاه به صورت كاناليزه دريافت ميكنند. اعتراف به حركات هيجانياما شايد مهمترين بخش اين مصاحبه، مربوط به اعتراف زهرا رهنورد، در خصوص حركات هيجاني سبزها در وقايع پس از انتخابات است. وي فرقه سبز را محصول هيجانات مردم در خصوص دزديده شدن رأي خود دانسته است تا از اين طريق به صورت ضمني اعتراف كند كه با تحريك همين هيجانات مردمي از سوي رهبران سبز، قصد تحقق هدف غايي آنها در خصوص براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران را داشتهاند. البته وي در كنار اين ادعا، يك اعتراف ديگر هم كرده است و آن اين است كه وي گفته جنبش سبز اينك به عقلانيت رسيده است. اين سخن به معناي اين است كه بيشتر حركات فرقه سبز بدون عقلانيت بوده و حالا كه تحركات خياباني متوقف شده است آنها به عقلانيت رسيدهاند. البته وي در ادامه گفته است كه ديگر جنبش سبز تنها به ابطال يك صندوق رأي با همان شرايط مشابه رضايت نميدهد تا بر تمامي حرفهاي سران اين جريان كه براندازي نظام را امري غيرممكن ميدانستند و ميگفتند كه اين برنامهها فقط براي بازستاني رأي است و نه براندازي نظام، خط بطلان بكشد و هدف نهايي آنها را تنها سرنگوني نظام جمهوري اسلامي عنوان كند. پنهان كردن شكستهارهنورد در بخشي ديگر از اين گفتوگو سعي در پنهان كردن شكستهاي فرقه فتنه كرده و بهرغم اينكه در روز قدس و با آن همه تبليغات رسانههاي مختلف، حتي يك نفر از اعضاي اين فرقه حاضر نشد به خيابان بيايد، گفته كه ما در روز قدس بازنده نبوديم. البته وي هيچ اشارهاي به از بين رفتن پايگاههاي اجتماعي فرقه سبز نكرده و دليل اين باخت را به گردن حاكميت انداخته است. برنامههاي جديد براي فرقه سبزرهنورد كه از سوي ميرحسين موسوي «خانم متفكر لقب » گرفته در بخش ديگري از اين گفتوگو پس از توجيه شكستهاي مختلف اين جريان، برنامههاي جديد اين فرقه را نيز به صورت غيرمستقيم تشريح كرده است. وي با بيان اينكه در شرايط فعلي تكنولوژي حرفهاي جديدي براي شيوههاي مبارزه دارد از توسعه ساختارهاي اجتماعي اين جنبش به روستاها سخن به ميان ميآورد و خواستار آگاهي بخشي از سطوح نخبگان و تحصيلكردگان به سمت تودههاي مردم شده است. وي گفته است اگر اين شبكهها به روستاها برسد ميتوان به پيروزي نهايي اميدوارتر بود. اين سخن رهنورد در حالي است كه پيش از اين، فرقه فتنه ادعاهاي بسيار زيادي در خصوص نفوذ در ميان عامه جامعه به ويژه گروههاي روستايي داشته است. اين موضوع به حدي جدي بود كه آنها به صراحت ادعا كرده بودند كه حدود 33 درصد از 15 ميليون رأي جامعه روستايي را در سبد خود دارند و اين را دليلي براي پيروزي در انتخابات ميدانستند. اما حالا صحبت از توسعه اين شبكهها در ميان روستاييان به ميان ميآورند كه اين سؤال را مطرح ميكند به راستي چه اتفاقي براي اين 33 درصد از جامعه روستايي هوادار سبزها و ميرحسين موسوي آمده است؟ما با لائيكها همكاريماما شايد مهمترين بخش سخنان رهنورد به اعتراف وي به وجود افراد لاييك در فرقه سبز اختصاص دارد. اين اعتراف رهنورد در حالي صورت ميگيرد كه پيش از اين رهبران اين فرقه تلاش ميكردند كه خود را يك جنبش ديني معرفي كنند تا از ظرفيتهاي اين دسته بزرگ ازجامعه اسلامي ايران بهره ببرند اما زماني كه ديدند جامعه متدينين حاضر به همراهي با فرقه سبز نيستند سعي كردند از معدود افراد جامعه كه همان لائيكها هستند استفاده ابزاري كنند تا شايد براي بهبود وضعيت مقبوليت خود گامي برداشته باشند. البته اين ادعا يادآور همان ماجراي دين سبز نيز هست كه در آن وابستگان به اين فرقه به صراحت از وجود افراد لاابالي نظير همجنسگرايان در فرقه سبز خبرداده بودند و از آن حمايت كردند. بيشك آن چيز كه امروز در حوالي فرقه سبز در حال روي دادن است خبر از پايان عمر و مرگ اين فرقه ميدهد در حاليكه رهبران اين فرقه حاضر به پذيرش اين واقعيت نيستند و تلاش ميكنند با تكان دادن جسد اين فرقه، آن را زنده نشان دهند. سرانجام فرقه فتنه يادآور داستان غريقي است كه براي رهايي و نجات به هر خس و خاشاكي چنگ ميزد، غافل از آنكه سرانجام محتوم او غرق شدن بود و بس. الغريق يتشبث بكل حشيش.