نشست تدوین نقشه حرکتی سینمای ایران و نقد «طعم گیلاس»دستور غربیها: سینمای فقر تعطیل، حالا وقت سیاست استامین خرمیهشتمین و آخرین نشست نقد فیلم کانون اندیشه جوان، صبح روز گذشته (چهارشنبه 17 شهریور) با حضور ناصر برهان آزاد، مدرس سینما و منتقد این سلسلهنشستها با پخش فیلم «طعم گیلاس» (1376) اثر عباس کیارستمیمحصول مشترک سینمای ایران و فرانسه و برنده نخل طلای 1997 جشنواره «کن» برگزار شد. نگاه نژادپرستانه در سینمای سفارشی کیارستمیبرهان آزاد در ابتدا با اشاره به شیوهها و شگردهای برخی از جشنوارههای سیاسی مانند «کن»، ساخت فیلمی مانند «طعم گیلاس» را در آن سال پیرو پروژه کوچک شمردن و سیاه نشان دادن جامعه ایران و فرهنگ آنکه از سوی غربیها کلید خورده بود دانست و اعطای نشان شوالیه به کیارستمیبرای این فیلم را نه فخر و غرور هنر ایران که نشانهای برای شناختن شوالیههای ارتش مهاجم رسانهای غرب در برابر ایران و ایرانیان ذکر کرد و افزود: «اینها توهمات فردی و خصومت شخصی نیست. در این فیلم تمام افرادی که انتخاب شدهاند از دسته افرادی هستند که نگاه سادهای به زندگی دارند و سعی میکنند مانند فرهنگ ایرانی از تمام وجوه زندگی و نه صرفاً مادیات آن لذت ببرند اما با انتخاب یک سرباز کرد،یک طلبه افغان و یک کارگر ترک، در حقیقت این افراد که نگاهی ساده و انسانی به زندگی دارند تماماً افرادی با بلاهت تصویر میشوند و صرفاً آن نظامیسابق در رژیم گذشته که نماینده قشر روشنفکر و فهمیده جامعه نیز هست با درک سختیها و مسیرهای پر پیچ و خم زندگی به این نتیجه رسیده که بهترین چاره برای هر فرد فهمیده – به تعریفی که ذکرش رفت - که در این جامعه زندگی میکند، خودکشی است.»سینمای سیاسی این منتقد با اشاره به نگاههای تند غربیها در زمینه تخریب قوم و فرهنگهای کهن در برابر تاریخ و فرهنگ ناچیز آنها گفت: «زمانی به برخی از سینماگرانی که با سفارتخانهها در ارتباطند و مواجب گیر آنها هستند، دستور میدهند که در فیلمهایشان چهره مردم و فرهنگ افغانستان را بکوبند (سینمای محسن مخملباف)، بعد به سراغ ایران و کوبیدن نژادها و قومیتهای مختلف میآیند (سینمای کیارستمی) و بعد دستور میدهند که کردها را با ساخت آثار سینمایی نابود کنند (سینمای بهمن قبادی) و وقتی اوامرشان انجام شد شاهدیم که همان سینماگران را به حاشیه میرانند. نمونه این مسئله برگشت 27 فیلم تولید داخل طی دو سال گذشته از سوی جشنواره «کن» بود با این جمله که دوره فیلمهایی که فقر و معضلات اینچنینی را در ایران نمایش میدهد به پایان رسیده و اکنون عصر،عصر سینمای سیاسی است. برای همین مخملبافها هنر را کنار میگذارند و سخنگوی اپوزیسیون میشوند، قبادیها به فیلمسازی زیرزمینی روی میآورند و کیارستمیها هم در گوشهای از دنیا فیلمی درباره عتیقهها و زیرخاکیها تولید میکنند.»برای ایستادن باید همواره دفاع کرداین مدیر تولید سینما بار دیگر با اشاره به فضای فیلم که تمام آن در گرد و غبار، دود، آشغال، مسیرهای خاکی و محلهای جمعآوری زبالههای شهر تهران فیلمبرداری شده است و مدام در نماهای باز – لانگ شات – در انتهای تصویر شاهد حرکت جرثقیلهایی هستیم که گویا دارند تمدن مدرن را میسازند و فعلاً زندگی در همین خاک و خاکروبهها جاری است، یادآور شد: «همیشه دشمن ما در خارج از مرزها وجود ندارد، برخی اوقات ما ضربههای بسیار کاریتری از نیروهای داخلی خوردهایم که تنها خط و جهتدهی آنها از آن سوی مرزها مشخص شده است. من نمیدانم چطور ما مدام میگوییم که دفاع مقدس تمام شده؟! برای مردمیکه زیر بار ظلم نمیخواهند بروند، دفاع همیشه وجود دارد و امروز نوبت دفاع فرهنگی است.»نقشه حرکت وجود دارد، همت نهبرهان آزاد در بخش پایانی صحبتهایش گفت: «امروز وزارتی متولی فرهنگ این کشور است که پسوند ارشاد را به همراه خود دارد، پس موظف به امر به معروف است اما نه زبانی که با عمل!متأسفانه این وزارتخانه بایدها را با نبایدها در امور اجرایی خلط کرده، در حالی که وظیفه این نهاد پرداختن به بایدهاست و نبایدها را باید به ارگانهای نظامی و انتظامیسپرد، به همین دلیل است که تمام نیروی اجرایی این وزارتخانه صرف پاسخگویی به انتقاداهای موجود میشود و کمتر اثری تولیدی به معنای مطلق ناب کلمه شاهد هستیم تا پاسخی در برابر هجمه فرهنگی غرب باشد. سینماهای ما در ایام شهادت تعطیل هستند، مگر با باز بودن سینماها در ایام عادی ما کاری غیردینی انجام میدهیم که در روزهای مناسبت دینی آن را تعطیل میکنیم. سینماها در این ایام اتفاقاً باید شلوغتر باشند آن هم با تولید آثار فاخر و مناسب! آیا چنین کارهایی وجود دارد؟متأسفانه خیر! پس نقشه حرکتی ما مشخص است و کوتاهی از خود ماست.»