
فرهاد اصلانی - تاثیر ملاقلیپور در سینمای دفاع مقدس آنقدر بزرگ است که با تنگنظرانهترین نگاهها هم نمیتوان عظمت آن را انکار کرد. او موج جدیدی را در نگاه و ساخت آثار سینمای دفاع مقدس به وجود آورد. آثار سینمایی وی به شخصیت مستند جنگ بسیار نزدیک شد و توانست آن نگاه شیک و قاعدهمندی که تا پیش از این در سینمای دفاع مقدس وجود داشت را تغییر دهد.
شخصیتهای آثار او برخلاف قهرمانهای آثار سینمایی دفاع مقدس که اغلب در تمام امور توانا بودند و هیچ اتفاق ناگواری برای آنها نمیافتاد و. . . کاملاً متفاوت بود و به واقعیت موجود بسیار نزدیک بود؛ در یک کلام باید بگویم که کاراکترهای آثار رسول ملاقلیپور بیش از هر چیزی انسانهایی بودند با تمام نقاط ضعف و قوتشان، قهرمانهای او مضطرب میشدند، میترسیدند، زخمی میشدند، پشیمان میشد و. . .
بدون شک یکی از اصلیترین دلایلی که در طی یک دهه اخیر سبب سیر نزولی کمی و کیفی در تولید آثار سینمایی دفاع مقدس شده است به این امر باز میگردد که اکثر هنرمندان این گونه سینمایی و همچنین مسئولان و متولیان هنر سینما بیشتر سعی کردهاند که حرف بزنند تا در عمل به تولید آثار سینمایی دفاع مقدس کمک کنند. در حقیقت مدعیان سینمای دفاع مقدس تبدیل شدهاند به یک سری تئوریسینهای سیاسی و از مسیر فیلمسازی به صورت کامل خارج شدهاند. دفاع مقدس محملی برای سخنرانیهای آنان شده است و نسل بعد هم اگر دورخیزی داشت تا به احیای این سینمای فراموش شده بپردازد به دلیل نداشتن تجربه آن هنرمندان و عدم درک واقعیت جنگ از نزدیک و عدم حمایت دچار سرخوردگی شدند و حتی آنانی که دوشادوش ملاقلیپور در جنگ حضور داشتند و این حماسه را با تمام زوایایش درک و لمس کردند و میتوانستند با ساخت آثار قوی به اعتلای سینمای دفاع مقدس یاری رسانند همه در حرف، کلام و شعار به صورت مدعی ظاهر شدند و جز دو یا سه نفر سایر کارگردان دیگران نتوانستند پا به پای حرفهایشان در عمل هم ثابت کنند که هستند.
حاج رسول ملاقلیپور یک انسان و یک کارگردان شهودی بود و روح و روان خود را با فضای فیلمی که در حال ساخت آن بود به صورت کامل درگیر میکرد. در حقیقت او فیلم را پیش از کلید زدن به صورت کامل در ذهنش ساخته بود. بسیار در کار خود مسلط بود و در عین حال در کارگردانی از غریزه فطری خود تبعیت میکرد، هر اتفاقی که در صحنه میافتاد بازتاب آن را در صحنه متجلی میکرد. این حس شهودی بودنش همه را حتی نزدیکترین و باسابقهترین همکارانش را حیرتزده میکرد. هیچگاه کیفیت فیلم خود را فدای کمیت نساخت و بارها و بارها پای میز تدوین و در حین چینش تصاویر فیلمش بخشهای بزرگی از اثرش را که گمان میکرد در راستای کیفیت فیلم بیشتر از آنکه مفید باشند، ضربه زننده هستند حذف میکرد. در حین کار تنها به کار وفادار بود و به هیچ چیز دیگری نمیاندیشید.
به جرات و با افتخار میگویم که من در دوران جوانی جنگ را احساس کرده بودم اما با حضور در پروژه «سفر به چزابه» و در طول زندگی کوتاه اما عمیق و کاملاً درگیرانه به همراه سایر عوامل و در کنار حاج رسول من جنگ را شناختم و با تک تک سلولهایم آن را درک کردم، بیاغراق ماهیت و مفهوم جنگ را من در فیلم رسول ملاقلیپور درک کردم. کاش هنوز هم با ما بود.