
اوایل دولت نهم بود که به گفته برخی «مرد نخست فناوری اطلاعات ایران» یعنی عبدالمجید ریاضی طرحی را رونمایی کرد که به گفته خودش براساس آن برای دسترسی به اینترنت دیگر نیازی به گردش در مسیرهای بینالمللی نبود و امنیت در شبکه ایجاد میشد. اما با گذشت حدود 5 سال و ورود دولت دهم مرد نخست آی تی ایران دیگر جایی در این طرح ندارد و وزارت ارتباطات نیز فهمیده که با توجه به پیچیدگیهای این طرح و نبود زیرساخت مناسب، این کار توجیه لازم را ندارد.
به گزارش خبرنگار «جوان»، ریاضی که در دولت نهم به عنوان معاون فناوری اطلاعات در ساختمان شماره یک وزارت ارتباطات برای خود برو و بیایی داشت اکنون دیگر کسی از وی نامی نمیبرد. طرحش نیز گویا مانند صاحبش در سکوت کامل خبری است. شاید مسئولان بالاتر وی میدانستند که حتی نام «اینترنت ملی» نیز از دید کارشناسی درست نیست و با گذشت زمان و انتقادات گسترده از طرح وی مجبور شدند نام نوزاد تازه متولد شده را به شبکه ملی اینترنت تغییر دهند!
طرح اینترنت ملی یا شبکه ملی اینترنت چیست؟
براساس این طرح قرار بود شبکهای عظیم در کشور ایجاد شود تا هر کار و فعالیتی که در حوزه سایبر کاربران و دیگر افراد انجام میدهند در درون کشور رخ دهد. یعنی شبکهای مختص ایران باشد. ریاضی گفته بود که «دسترسی ما به اطلاعات حتی در داخل کشورمان، از یک مسیر بینالمللی گذر میکند و از این جهت پهنای باند زیادی مصرف میکنیم به همین دلیل داشتن اینترنت ملی پهنای باند درخواستی ما را کاهش میدهد و هزینه کمتری را هم به کشور تحمیل میکند. نکته دیگر این است که هماکنون وابستگی ما به شبکه اینترنت زیاد است. اگر روزی ارتباط ما با اینترنت قطع شود، تمام دسترسی ما نیز مختل میشود.»
بنابراین با این شرایط این طرح میخواست یک فضای اختصاصی اینترنت را برای ایران ایجاد کند. علی اکبر جلالی، کارشناس و منتقد این طرح پیش از این درباره مفهوم «اینترنت ملی» گفته بود: واژه «اینترنت ملی» یک واژه نامفهوم است که مطرح شده و به هیچ وجه نتوانسته است جایگاهی برای خود در میان نخبگان و کارشناسان پیدا کند.
وی گفته بود که تقریباً تمام کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات و رسانه در کشور در مورد این واژگان (اینترنت ملی) ابهام دارند و در مقابل آن موضع گرفتهاند، اما نمیدانم برخی از مسئولان چرا اصرار دارند که این نام را با هر وسیله و هر هزینهای حفظ کنند. جلالی با اشاره به اینکه در هیچ کجای دنیا بحث «اینترنت ملی» نداریم، گفت: «به نفع کشور است که این بحث اینترنت ملی رسماً کنار گذاشته شود تا این همه ابهام بیهوده و تشویش و. . . ایجاد نشود.»
به اینترانت ملی راضی شویم!
بنابر این گزارش اگرچه اینترنت ملی بر روی کاغذ و ایده بسیار سهل و ساده است، اما در عمل کاری بس دشوار و حتی غیر ممکن مینماید. به چند دلیل نمیتوان چیزی به نام اینترنت ملی داشت. به نظر آگاهان سخن ریاضی بیشتر در قالب یک شبکه اینترانت ملی میگنجد تا اینترنت ملی. کارشناسان معتقدند برای داشتن یک شبکه اینترنت داخلی و اختصاصی چندین پارامتر اصلی و مهم باید فراهم شده باشد. برای برآورده کردن این کار به چند IXP یا در مقیاس بسیار وسیع به یک روت سرور (ROOT SERVER) نیاز است که اکنون بخش عمدهای از روت سرورها در امریکا قرار دارد. بنابراین عملاً کنترل شبکه اینترنت در دست آمریکا است. دومین نیاز ایجاد شبکههای بزرگ زیرساختی به ویژه در حوزه دیتاسنتر است. ضمن اینکه دولتمردان باید فکری به حال محتواهای ذخیره شده در سرورهای خارجی کنند.
یکی از سؤالات اساسی که معاون سابق فناوری اطلاعات در خصوص ایدهاش به طور شفاف جواب نداده است این بود که ایجاد اینترنت ملی یا شبکه ملی اینترنت اگر به شبکه بینالمللی متصل نشود به چه دردی میخورد؟
با گذر زمان متوجه شدهایم که این طرح نیز همانند بسیاری از طرحهای پیشنهادی به دلیل عدم پیشبینی شرایط و زیر ساختهای کشور و ناهمخوانی با نیاز روز جامعه به بایگانی منتقل خواهد شد. طرحی که در نهایت به اتصال چندین مدرسه به اینترنت منجر شد. گویا تنها خروجی این طرح اتصال مدارس به اینترنت بوده است.
ضمن اینکه داشتن شبکه ملی اینترنت که لفظ درستش اینترانت است، سالهای سال است که در اکثر کشورها ایجاد شده است. اما طرح و ایده وزارت ارتباطات گویا با تمام دنیا فرق میکند و میخواهد اینترنت را که بینالمللی است و ذات آن هم جز این موضع نیست، ملی کند.
در حال حاضر گسترش تجارت الکترونیکی و سایر تجارتها بر پایه اینترنت بنا گذاشته شده است. بسیاری از امور به اینترنت وابسته شده و ارتباطات بینالمللی به راحتی از این راه مجازی امکانپذیر میشود. حال اگر قرار باشد ما شبکه اختصاصی داشته باشیم که با تمام دنیا فرق داشته و هر وقت که مسئولان صلاح بدانند به اینترنت بینالمللی متصل شویم انجام امور با چه زمان و هزینهای امکان پذیر خواهد بود. چرا همیشه ما میخواهیم راهی را برویم که دیگران تجربه کردهاند و موفق نشدهاند. چرا باید حدود 5 سال با آزمون و خطا پیش رفته و در نهایت دست خالی برگردیم.
اگر معاون سابق فناوری اطلاعات، وقت و زمان خود را صرف بهبود فضای کسب و کار الکترونیکی، کمک به ایجاد شرکتهای توانمند در حوزه دیتاسنتر، تدوین طرحهای زیربنایی برای بهرهمندی بیشتر کاربران و شرکتها از مزیتهای اینترنت،ارائه طرحهایی برای ارزانسازی اینترنت و کمک به رفع اختلالهای شبکه فعلی و توسعه تجارت الکترونیک که به ایجاد اشتغال پایدار و گسترده منجر میشود میکرد، اکنون فضای اینترنت کشور به گونهای دیگر بود.
البته برخی کارشناسان معتقدند که با وجود گذر زمان و تغییرات تکنولوژی در حوزه سایبر زمانی که این طرح به سرانجامی برسد، استانداردهای شبکههای فعلی منسوخ شده است.