«فاصلهها» عنوان سریال شبانهای بود که از آغاز تابستان هر شب مهمان خانه مخاطبان شد و به بازگویی شکاف بین نسلها در جامعه امروز ما پرداخت و روایتگر نسل جنگ و دفاع مقدسی بود که در قالب سنت شکل گرفته و عرف رایج اجتماعی را درونمایه رفتاری خود قرار داده بود.سریال «فاصلهها» به رغم انتخاب موضوع خوب و دغدغهمند درجامعه، از پرداختن به ریشه برخی از مسائل حول محور داستان خود عاجز ماند و در کنار آن در به تصویر کشیدن برخی زوایای داستان و شخصیت پردازیها به ورطه تکرار دچار شد. این فیلم با وجود نقاط ضعف در شخصیت پردازی، کارگردانی و فیلمنامه از مجموعههایی بود که با استقبال خوبی روبهرو شد. از سوی دیگر با نمایش قسمت پایانی این سریال و تلنگر نویسنده به مخاطب برای نتیجهگیری مثبت از آن شاهد رضایت مخاطب از پایان بندی «فاصلهها» بودیم که امید مخاطب را تبدیل به ناامیدی نکرد، بهرغم اینکه مخاطب فیلم و سریالهای ایرانی به اتفاقات عجیب و غریب و با ربط و بیربط قسمتهای انتهایی این سریالها عادت کرده بودند. به همین مناسبت و با اتمام سریال «فاصلهها» گفتوگویی با محمد تقی فهیم، منتقد فیلم و سریالهای تلویزیونی ترتیب داده و نقاط ضعف و قوت این سریال را مورد تحلیل و بررسی قرار دادیم. فرهنگ سازی ازطریق سریالهای 90 قسمتی این اقدام تلویزیونی که انبوه سازی را تداوم ببخشد. کار مثبتی است. من با سریالهای پرقسمت موافقم. درحال حاضر دنیا به این درک رسیده که با تداوم سریالهای پرتعداد میتواند فرهنگ سازی کند و بعد آن را تبدیل به رفتار و آداب و رسوم کند. وی با تأکید بر اینکه تا موضوعی به صورت مداوم نمایش داده نشود قطعاً تأثیرگذاری کمتری نیز خواهد داشت، تصریح کرد: هر چه سریالها اعم از طنز یا ملودرام با تعداد بالا به نمایش گذاشته شود میتواند تأثیر به سزایی در ذهن مخاطب گذارد. مخاطبان سرباز رسانه بیگانه شدهاندوی با اشاره به هجمه جنگ فرهنگی و شبکههای متنوع ماهوارهای و کاهش جذب مخاطب و دشواری نگه داشتن مخاطب پای تلویزیون در سالهای اخیر اظهار داشت: اگر میخواهیم مخاطبانمان را سرباز رسانههای بیگانه نکنیم و توجه خانوادهها به سیما را از دست ندهیم باید با ساخت سریالهای پرقسمت مخاطب را جذب تلویزیون کرد، متأسفانه اغلب این سریالها با موضوع و پیامی یکسان ساخته شده و مانع از همراهی تماشاگران میشوند. با سریالهای 90 قسمتی مخاطب در چنگ رسانه استفهیم با اشاره به رضایت مخاطبان از سریال «فاصلهها» اذعان داشت: «فاصلهها» توانست هدف سیاستگذاران و دستاندرکاران آثار تلویزیونی را محقق سازد ودر عمل نیز اثبات کرد که میتوان با سریالهای روتین شبانه یا سریالهای پرقسمت هفتگی، مخاطب را در چنگ رسانه نگه داشت.وی با اشاره به تأثیر مخاطب انبوه این سریالها بر اذهان جامعه، خاطر نشان کرد: از آنجایی که مخاطب انبوه در جریان اجتماعی، مسائل فرهنگی را جابهجا میکند، بنابر این رسانه ملی میتواند با گرفتن این مخاطبان در چنگال خود اهداف فرهنگیاش را پیش ببرد. کپیبرداری، کلیشه نازلی که مانع خلاقیت است فهیم در خصوص افت کیفی برنامههای روتین نود شبی گفت: در این سریالها از کمیت عبور کرده و به کیفیت میپردازیم. بحث کیفیت را از دو جهت ساختاری و محتوا میتوان مورد بررسی قرار داد. وی افزود: کیفیت ساختاری و هنری شامل بازیگری، فضا سازی، طراحی صحنه، دکور و گریم است که همه این عوامل مهم است اما تا آنجایی که بتوانیم به موضوع و پیام برسیم.در بخش ساختار هم باید انبوه سازی کنیم اما این مسأله به این معنا نباشد که چون غرب دست به انبوه سازی زده و به سمت تولید آثار معنایی رفته ما هم این کار را پیبگیریم. این کپی برداریها در طول زمان به کلیشههای نازلی تبدیل میشود که جلوی خلاقیت ما را میگیرد. اگر در جامعه هنرمندان احساس التهاب سیاسی یا اجتماعی را میکنند باید آثار پرقسمتی ساخته شود که این آثار را به چالش کشیده و آسیب شناسی کند. فهیم با تاکید بر لزوم کیفیت موجی آثار ملی تصریح کرد: گرته برداری و کلیشه سازی با بومی کردن آثار متفاوت است، به این معنی که فرهنگ وآداب و رسوم ایرانی در آثار ما جلوهگری کند و قدرت انتقال نشانههای بومی به مخاطب در مجموعههای تلویزیونی لحاظ شود. وی با اشاره به قصهگویی قوی سریال «فاصلهها» اظهار داشت: این سریال توانست در قسمتهای مختلف فراز و فرودهای زیادی را تدارک ببیند و این قصهگویی پرنشیب و مهیج همیشه مورد توجه همه مخاطبان حتی قشر روشنفکر جامعه بوده است. فهیم جسارت نزدیک شدن «فاصلهها» به موضوعات مهم جامعه را از دیگر ویژگیهای این سریال سیما دانست و این امر را برتری سریال «فاصلهها» از دیگر مجموعههای سیما خواند.وی در عین حال یادآور شد: البته اگر جسارت توأم با حفظ شئونات نباشد گاهی میتواند نقض غرض باشد. به طور مثال اگر قرار است قدم جسارت آمیز برداریم باید یک قدم جلوتر حرکت کنیم نه صد قدم.وی افزود: در حال حاضر آسیب شناسی روابط دختر و پسر جزو ملزومات رسانه ملی است ولی این امر به معنای قبح شکنی و عرف زدایی در جامعه نیست. یعنی اگر در نمایش این مقولهها بیشتر از یک قدم حرکت کنیم. خود به خود این امر باعث میشود مردم آن اثر را متعلق به واقعیت خودشان ندانند و به نوعی از آن فاصله بگیرند و به آن اثر بدبین شوند. لزوم ایجاد نگاه امیدوارانه به داستاندر تمام ملودرامهای دنیا نگاه امیدوارانه آنها به قضایا وجود دارد به عنوان مثال سینمای هند استوار است بر ملودرام به طوری که فیلمها و سریالها با افقهای ملودرامانه و امیدوار کننده پایان مییابند. این امر در سریال «فاصلهها» حتی در ترانه تیتراژی نیز وجود داشت به طوری که حتی در اوج استیصال هم به خدا نزدیکتر میشویم و خداوند نقاط روشن را برای ما رقم میزند. از سوی دیگر برخی فیلمسازان فکر میکنند همه قصهگویی باید پیرامون بحران باشد و بحران همه تاروپود زندگی این آدمها را گرفته است و باعث القای انرژی منفی به مخاطب میشود. یعنی در نمایش این آثار همه افراد دچار بحرانهای اخلاقی، رفتاری و تربیتی هستند حتی شخصیت اصلی این سریالها نیز دچار بحرانهای رفتاری است. تبدیل بحرانهای قصهگویی به زندگی کاراکتری در «فاصلهها» نقض غرض بود که میتوانست نویسنده کار بر اساس بحران افکنی در فیلمنامه و در سیر قصه ماجرا را روایت کند نه در کاراکتر آدمها که الزاماً نیز همه آدمها دچار مشکلات فردی و شخصیتی باشند.