
انیمیشن سینمایی «قلب سیمرغ» به کارگردانی وحید نصیریان این روزها مراحل صداگذاری را با حضور حمید فرخ نژاد، رضا کیانیان، الهام پاوه نژاد و پرویز پورحسینی به اتمام رسانده است و به گفته کارگردانش آماده اکران است. نصیریان که دل خوشی از حمایتهای صورت گرفته از فیلمش و کلاً انیمیشن در ایران ندارد، معتقد است: مشکلات ساخت انیمیشن در ایران به قدری زیاد است که اگر قرار باشد «تیم برتون» هم در چنین شرایطی فیلم بسازد، قطعاً موفق به ارائه اثر خوبی نخواهد شد. از همین رو پای صحبتهایش نشستیم تا کمی از فیلمش و مشکلات انیمیشن در ایران برایمان بگوید.
کار دقیقاً الان در چه مرحلهای است و چه زمانی «قلب سیمرغ» به اکران خواهد رسید؟
فیلم هم اکنون در مرحله میکس و مسترینگ است و آخرین روزهای آمادهسازی را پشت سر میگذارد و چیزی حدود یک هفته دیگر کاملاً تمام میشود و بعد یک پروسه چهار، پنج روزه را خواهیم داشت تا تبدیل به نسخه 35 و نگاتیو شود. در مورد زمان اکران باید بگویم هنوز خیلی زمان مشخصی مد نظر مرکز گسترش (تهیه کننده) نیست ولی به احتمال خیلی زیاد اولین اکران ما در جشنواره فیلم کودک همدان خواهد بود.
اکران در سینماها چه زمانی است؟
اکران در سینما برای یک کار انیمیشن سخت است. فکر میکنم اگر مشکلی پیش نیاید شاید در پاییز قلب سیمرغ اکران شود.
از بازیگران معروفی برای صداپیشگی در این فیلم استفاده کردید، آیا این کار به خاطر این است که جذابیت کار زیاد شود یا نه هدف دیگری داشتید؟
سوال خوبی پرسیدید. گروه ما درحین اینکه کار رو به جلو میرفت در مورد اینکه کاراکترهایمان به چه شخصیتها و چه خصوصیاتی نزدیکترند بحث میکردیم. نهایتاً به یک عده خاصی رسیدیم. آقای پرویز پورحسینی را برای نقش سپنتا انتخاب کردیم. خانم الهام پاوه نژاد در نقش هما و آفرین. آقای رضا کیانیان را برای نقش شیردال و حمید فرخ نژاد را برای نقش رخش انتخاب کردیم و سه نقش دیگر را به نامهای رها، رستم و مادر به بچههای انجمن گویندگان جوان سپردیم که بسیار خوب و مسلط گفتند و خود من هم به جای دم شیردال صحبت کردم. در خصوص انتخاب این دوستان باید بگویم که واقعاً توانایی برایم مهم بود. خیلی مهم بود کسانی که میخواهند صدا پیشگی کار را انجام دهند حتماً بازیگر تئاتر بوده و با فن بیان آشنا باشند. خب خاستگاه همه این دوستان هم تئاتر بود. واقعاً به عنوان کارگردان از کار خیلی راضی هستم. خوشحالم کاراکترها آن چیزی شدند که میخواستم و همه بدون هیچ تغییر و صداسازی با صدای خودشان، نقشهایشان را به بهترین شکل گفتند. برخلاف کارهای دیگری که از هنرپیشگان برای صداگذاری استفاده میکنند و فقط حرف میزنند و هیچ حسی ندارند در این کار هنر پیشگان واقعاً با احساس به جای کاراکترها حرف زدند.
در جایی گفته بودید که کاراکتر رخش و براساس شخصیت فرخ نژاد نوشته شده است. آیا این طور است؟
اصلاً این طور نیست. این اشتباهی که چند سایت از حرفهای من برداشت کردند. واقعیت این است فرخ نژاد خودش را براساس شخصیت رخش سینگ کرده است؛ یعنی همان لهجه آبادانی و آکسانهای معروفش را هم در این کار دارد. اساساً زمانی که ما کار را شروع کردیم، قرار نبوده که به جای کاراکترها این هنرپیشگان حرف بزنند باشند.
قلب سیمرغ از کجا شکل گرفت؟ قصه و داستانش را از کجا آوردهاید؟
نزدیک چهار سال قبل یک ایدهای داشتم که با آفریده مدیر عامل وقت مرکز گسترش در میان گذاشتم و ایشان هم خوشش آمد و از همان جا کلید این کار خورده شد. برخلاف تصور خیلیها داستان فیلمنامه هیچ الهام خاصی از شاهنامه نگرفته و فقط از کاراکترها و اسطورههای شاهنامه سود بردیم. مثلاً در این کار کاراکتر رستم و رخش را داریم.
رستم همان رستم شاهنامه است؟
بله همان رستم است. ولی ما تکیه نکردیم بر داستانها و بیشتر هویت کاراکترها را استفاده کردیم. میشود گفت عملاً فیلمنامه کاملاً تخیلی است و براساس ذهنیت نویسندگان شکل گرفته است. قصه قلب سیمرغ در آینده دور چیزی حدود سال 2050 روایت میشود؛ زمانی که جنگ اتمی شده و جهان، رو به نابودی است، اژدهاک از دل کوه دماوند سر برون میآورد و تمام جهان را سنگ میکند و فقط سه نفر سالم و زنده میمانند که یکی از آنها قهرمان قصه ماست که میخواهد قلب سیمرغ که میتواند برای بشر صلح بیاورد را نجات بدهد.
جایی گفته بودید قلب سیمرغ انیمیشن آخر الزمانی است؛ منظورتان قصه کار است ؟
انیمیشن یا کلاً فیلم آخرالزمانی تعریفهای خاص خودش را دارد. داستان پایان گرفتن جهان و مشکلاتی که برای بشرآن دوره امکان دارد اتفاق بیفتد سوژه جدیدی نیست ولی جذابیت دارد. چرا؟ به خاطر اینکه الان در جهانی که ما زندگی میکنیم همیشه بشر انتظار چنین فجایعی را دارد که مثلاً یک بمب اتمی بریزد سرش یا یک ویروس بیاید و همه جهان را نابود کند. همین توهم باعث میشود که ژانر ایجاد بشود. توهم مرگ و نابودی زمین و نجات زمین. این توهمی است که خیلی از قدرتمندان جهان با آن درگیر هستند و از اینرو خود این موضوع باعث پیدایش و ساخت فیلمهای با موضوع آخرالزمان شده است. داستان ما هم میتواند در جهان آینده مستتر باشد. تمام ذهنیتم از ابتدای ساختن این فیلم این بوده که قهرمانسازی کنم.
برای کی؟
برای نوجوانان، برای بچههای خودمان که مثلاً اینقدر با جومونگ حال نکنند. ببیند ما خودمان خیلی چیزهای قشنگتری داریم. در واقع میخواستم بچههایی که با اسپایدرمن و سوپرمن آشنا شدند قهرمان ایرانی را هم بشناسند.
حرف شما درست، ولی چرا ما در همه انیمیشنهای سه بعدیمان و حتی گیمهایمان یک شخصیت ایرانی نداریم؟ منظورم طراحی شخصیت است. همه فضاها و شخصیتها کاملاً غیر ایرانی و غربی است. مثلاً طراحی کاراکتر سهراب را میبینیم که بیشتر شبیه خارجیهاست. حالا چطور توقع داریم که با شخصیتی که قیافهاش کاملاً غربی است بخواهیم قهرمانسازی ایرانی کنیم؟ مشکل کار کجاست؟ ما در طراحی ضعیف هستیم یا نه مشکل نرم افزاری داریم یا نه فکر میکنیم مخاطب از این تیپها بیشتر خوشش میآید؟
حق کاملاً با شماست. در مورد کار خودم میتوانم بگویم که هر ایرادی داشته باشد که دارد ولی در این قضیه کاملاً از آن دفاع خواهم کرد. در قلب سیمرغ خوشبختانه این امر اصلاً نیفتاده است و تمام فضاها و شخصیتها کاملاً ایرانی است. این یک معضل وحشتناکی است که متأسفانه فضای کل انیمیشن و گیم ما را فرا گرفته است. مثلاً کار آقای یغماییان رسماً دیزنی است. یا در کار دیگری شمشیر نینجا دست رستم است و سهراب تیشرت دارد.
ولی درآن سو میبینیم که مثلاً گیمی مثل «شاهزاده ایرانی»، ایرانی بودن را خیلی بهتر نشان میدهد. واقعیتش این کار باید از یک جا شروع میشد. بچهها چه در گیم و طراحی کاراکتر تنبل هستند.
برای ساخت قلب سیمرغ پژوهشهای بسیار زیادی داشتم و تمام تلاشم را کردم که فضاها و کاراکترها کاملاً ایرانی باشد و حتی در این کار کمی اغراق هم شاید کرده باشم. ما امروز در انیمیشن خیلی نیاز داریم که انیمیشن ایرانی داشته باشیم؛ یعنی چیزی که مال خودمان باشد وگرنه ما تا 100 سال دیگر هم نمی توانیم برسیم به دیزنی و پیکسار. مثلاً همان کاری که میازاکی در انیمیشن ژاپن انجام داد. ما زمانی میتوانیم در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم که مال خودمان و از جنس خودمان باشد و الا تولیدات خارجی با کیفیت که هست چه نیازی است که ما کپی دست چندم آنها را تولید کنیم.
تکنیک کار چیست و از چه نرمافزارهایی استفاده کردید؟
تکنیک کار 3dاست و نرم افزارهای حاشیهای زیادی هم داشتیم.
هزینه کار چقدر شده است؟
هزینهای که برای این پروژه به ما تعلق گرفت شاید برابر یک ماه یک استودیو در اروپا و یک یا دو هفته کار در آمریکا باشد. در اصل ما این فیلم را با بودجه کمی ساختیم، اما همواره میان عدهای این شبهه وجود داشت که این اثر با هزینههای بسیار بالا ساخته شده، اما به هیچ عنوان این گونه نبوده و فقط به دلیل عشق اعضای گروه است که چنین فیلمی به مراحل پایانی نزدیک شده است. من هم اگر طی این سه سال سریال، تیزر یا هر چیز دیگری ساخته بودم شاید ۳۰ یا ۴۰ برابر این فیلم درآمد داشتم.
فکر میکنید اگر کار اکران بشود مخاطب دارد؟
این مسأله سختی است. من از بابت خود فیلم نگرانی ندارم. اگر تهیه کنندi همت کوچکی کند و کار خوب تبلیغ شود شک ندارم که استقبال خیلی خوبی از این کار میشود. اگر یک صدم تبلیغاتی که برای بعضی از این فیلمهای سینمایی میشود برای قلب سیمرغ و به طور کل فیلم انیمیشن شود شک نکنید که فروش بسیار بالایی خواهد داشت.
شاید یکی از مشکلات اکران انیمیشن در ایران همین بکر بودن است؟
دقیقاً همین طور است. ببینید فیلمهایی را دیدم که برای بزرگسالان بود ولی دسته دسته بچهها را از مدارس میبردند تا این فیلم را ببیند ولی چرا کسی این کار را برای انیمیشن که اصولاً برای کودکان و نوجوانان ساخته میشود نمیکند. اگر ما تماشاگر را به دیدن انیمیشن ایرانی عادت دهیم شک نکنید که پرفروشترین فیلمها مثل همه دنیا فیلمهای انیمیشنی خواهند بود. انیمیشن ایران به شدت محتاج نمایشهای خاص است تا دیگر از آن به عنوان کارتون یاد نکنند.
مشکل اساسی انیمیشن ما در چیست؟
ما تهیهکننده و مدیر و متولی انیمیشن نداریم. این معضل ماست. وگرنه انیماتور داریم، نرم افزار داریم، فیلمنامه نویس داریم. ببینید در دنیا هنوز فیلم ساخته نشده تبلیغاتش شروع میشود ولی کار ما آماده اکران است و هنوز هیچ تبلیغی راجع به کار نمیشود. چند بار به دوستان گفتم از نمونههای خارجی حداقل یاد بگیریم. انیمیشن پاندای کونگفو کار 120 میلیون دلار هزینه ساختش شده ولی چیزی حدود 320میلیون دلار هزینه تبلیغش. اگر انیمیشن قلب سیمرغ در اکران شکست بخورد مقصر تولید نیست، مقصر تهیه کننده و تبلیغات کم کار است و حتی اگر این قضیه برعکس باشد میگویم قابلیت فیلم نبوده و این تبلیغات بوده که مخاطب را به سینما آورده است. با این وضعیت حمایتی فیلم انیمیشن جلو نمیرود. دروغه به خدا اینکه میگویند ما از انیمیشن حمایت میکنیم دروغه. همه دارند میگویند حمایت میکنیم. این فیلم که با پول کم ساخته شده، یک مدیری از من حمایت کرد آن هم آقای آفریده بود. کارگردان ایرانی تنهاست و با یک دست باید هزار کار انجام بدهد.