
امین خرمی - نزدیک به دو هفته است که فیلمی با عنوان «SALT» بر پردههای سینماهای جهان اکران شده است.این فیلم در ژانر اکشن سیاسی با داستانی که سعی میکند دوران اوج جنگ سرد ما بین امریکا و روسیه و جاسوسانی که آن روزها حیاتیترین نقش را در پیروزی قدرتهای استعمارگر بازی میکردند را درمدت زمان 100 دقیقهای برای مخاطبان زنده کند.
اما این تمام ماجرای فیلم نیست، چرا که ضرورت نشان دادن اختلافات بنیادین و تسلط برقدرت بلامنازع برجهان از سوی امریکا و روسیه این روزها نمیتواند کوچکترین جذابیتی برای مخاطبان سینما بهخصوص در سطح جهان داشته باشد و برهمین اساس «کرت ویمر» و کارگردان استرالیاییتبار امریکایی این فیلم از نویسنده اثر خواست تا با دستمایه قراردادن بحث جاسوس و جاسوسبازیهای خاص فیلمهای دوران جنگ سرد عدم توفیق خاص سفارش سازمان CIA (سازمان جاسوسی امریکا) درباره ساخت اثری جهت کمرنگ نشان دادن امریکا پس از لشکرکشی به عراق و کشتار مردم بیگناه و ایجاد تفرقه میان مسلمانان سنی و شیعه این کشور تحت امر مبارزه با تروریسم و همچنین بدبین شدن نگاههای جهانی به این کشور بهعنوان یک متجاوز سیاهنما، فیلمی را با مضمونی درظاهر تلخ اما در باطن نشاندهنده نقش قهرمانی امریکا برای حضور و وجود صلح در جهان برای مخاطبان به نگاش درآورد.
از قهرمان مرد که زن شد
فیلمنامه «SALT» در ابتدا برای بازی تامکروز ـ سوپراستار فیلمهای حادثهای و جاسوسی هالیوود ـ نگارش شده بود و قرار بود در آن کروز نقش مأمور سازمان جاسوسی روسیه را بازی کند که به داخل سازمان CIA راه پیدا میکند و بخشی از نقشههای ترور، بمبگذاری، حمله و کشتار این سازمان را بهجهت تخریب چهره جهانی آن برملا کند که در اواسط راه توسط مأموران سیا شناسایی میشود و باید تمام تلاش خود را به کار بندد تا بیگناهیاش را ثابت کند اما طبق ضربالمثل معروف و جاری در سازمان CIA که «آدم بیگناه» آدم مرده است ـ برگرفته از فیلم «همه مردان رئیسجمهور» با بازی داستین هافمن ـ آن جاسوس فرصتی برای اثبات بیگناهی خود پیدا نخواهد کرد چرا که به محض دستگیری کشته خواهد شد پس دو راه بیشتر در روبهروی خودش ندارد و 1) تسلیم شدن و مردن و 2) تبدیل شدن به یک قهرمان جهانی و کوتاه کردن دست قاتلان CIA از کشتن وی بهدلیل بازتاب جهانی.
عقل سالم حکم به رأی دوم میدهد و وی بدون کوچکترین دلیل باورپذیر و صرفاً از روی یک کامپیوتر روشن در سازمان CIA متوجه میشود که اسرائیل جهت بمباران تهران و مکه از امریکا درخواست کمک مالی و پشتیبانی جهانی کرده اما هنوز جواب آن کشور توسط امریکا فرستاده نشده و این مأمور ـ جاسوس ــ که تا میانههای فیلم حافظ منافع روسیه بوده برای نجات جان خود و کسب یک چهره موجه جهانی و بینالمللی تصمیم میگیرد درظرف 48ساعت پیش رود پیش از فرستادن پاسخ مثبت یا منفی امریکا به سران اسرائیل با خنثی کردن و نابود کردن این عملیات خود را به چهرهای صلحجو با اعتبار بینالمللی تبدیل کند تا صرفاً جان خود را از دست مأموران CIA نجات بخشد.
اما با اکران شدن این اکشن سیاسی همه طرفداران به جای حضور تامکروز درنقش مأموری به نام «SALT» با چهره آنجلینا جولی ـ سوپر استار زن سینمای هالیوود ـ درهمین نقش برخورد میکنند. داستان هیچ تغییری نکرده اما آن جاسوس مرد برای اولینبار درطول تاریخ سینما و سری فیلمهایی با دستمایه جاسوسبازی با یک جاسوس چندجانبه زن برخورد میکنند که حالا در نقش مصلح و قلندر جهانی نیز ظاهر میشود که علاوه بر جلوگیری از بمبگذاری در مکه و تهران (بدون حضور فیزیکی در این دو شهر از دو کشور متفاوت در این کره خاکی) در پایان با نشان دادن بازتاب مثبت جهانی از حرکت او و جلوگیری کردن از انفجار بمبها و کشتار مردم مسلمان، سران امریکایی را که کمی در تصمیمگیری جهت حمایت یا عدم حمایت اسرائیل در این بمبگذاریها دودل بودند به قطعیت میرساند که درپاسخ به جواب آن نامه باید گزینه «NO» یا همان جواب منفی را فشار دهند!
عوامفریبی به ضعیفترین شکل ممکن
اگر بپذیریم که تهیهکنندگان این فیلم بهدلیل سوژه تکراری و کهنهخودشان بحث حضور و نقش جاسوسان در بین جنگ قدرت مابین روسیه و امریکا) با ورود اولین جاسوس زن به تاریخ سینما ضمن نوآوری درجلب مخاطب جهت فروش خود تاحدودی موفق بودهاند اما با سری به نقش فیلمهای سایت YAHOO و دیدن درجه و رتبه مجلهها و روزنامههای سینمایی که به این فیلم دادهاند بهراحتی با درجه D ـ ضعیف ـ مواجه میشویم و درمییابیم که این فصل درکل به جز آن نوآوری که ذکرش رفت در ساخت داستانی و پرداخت روایت تصویری به اتفاق نظر 16رسانه درجه ضعیف را اخذ کرده، اما چرا؟
الف) جنگهای امروزین حتی اگر باز هم بر سر قدرت باشد از جنگهای سرد و نقش جاسوسان در آن فاصله گرفته و به نبردهای همهجانبه رسانهای تبدیل شده که فیلم در خوانش ابتدایی خود درباره پیش کشیدن شیوه جنگ مدرن امروزین برای کسب قدرت راه را به غلط رفته است!
ب) اگر باوجود تمام بازیهای سیاسی جاری در بین جریانات سیاسی جهان بازهم بپذیریم که امریکا و ورسیه امروزه روز هم که بحث دهکدهجهانی در سایه اتحاد ولو بهظاهر نیز مطرح است باز درپی رسیدن به قدرت تکقطبی درجهان هستند که همه این فرض بیشتر به محال نزدیک است تا حتی دارا بودن رگههایی از واقعیت دیگر با یک قهرمان وارد گود مبارزه نمیشوند، چرا که وسایل پیشرفته ارتباطاتی هر انسان ـ جاسوسی را با تمام مهارتهای فردی و جمعی در کوتاهترین زمان ممکن رسوا میسازد و اینجاست حضور چندین قهرمان در سایه یک کار تیمی و نه تک نفره برای رسیدن به موفقیت امری الزامی برای باورپذیر ساختن موضوع مورد مناقشه برای مخاطب به شمار میرود، چرا که دیگر دوران «جیمزباندها»، «راکیها، «رمبوها» و «آرنولدها» در همهجا جز خاطرات دور مخاطبان سینما تمام شده است.
ج) وقتی تمام تلاش همپیمانان رژیم اشغالگر قدس صرف این امر میشود که حتی به قدر ذرهای چهره کثیف، زشت و خونآشام این رژیم ظالم را درسطح جهان خوب و زیبا نشان دهد، نه این فیلم که صدفیلم دیگر نیز اگر با هویت سیاهنمایی مخاطب و عدم حمایت امریکا از این کشور و عدم حصول موفقیت اسرائیل در امیال شیطانی خود بر پرده اکران شود اما باز درعمل تغییری به سمت مثبت دیده نشود و به قول همان اصطلاح خودمانی آن فقط فیلم است و حقیقت چیز دیگری است.
مردم و مخاطبان در سراسر جهان به نیات این کشورها در راستای اسلامهراسیشان پیبردهاند و گواه این مدعا همان الصاق پسوند درجه ضعیف به این فیلم توسط 16 رسانه امریکایی است و بس.
د) و نکته آخر اینکه این فیلم بار دیگر نشان داد که هنر سینما به عنوان مهمترین و اصلیترین رسانه فراگیر درجهان میتواند دارای قدرت معنابخشی و معناسازی جهانی باشد و برمسئولان و متولیان امور سینمایی کشور ماست که با جدی گرفتن این رسانه ضمن حمایت همهجانبه از آن چه به لحاظ سختافزاری و چه نرمافزاری شرایطی را فراهم آورند تا سینمای ما نیز بتواند توان رقابت با سایر کشورها را داشته باشد تا ما نیز با ساخت آثاری فاخر و تأثیرگذار بتوانیم توان جریانسازی جهانی را داشته باشیم و با ابزار خود دشمنان به مبارزه با آنها بپردازیم.