
عبدالله کاردان منش - در میان تعاریف گوناگون از نویسندگی و ماحصل آن اعم از داستان یا متن نمایشی و ... میتوان نویسندگی را امری بدون ساحت تصور کرد که در آن نویسنده به عنوان خالق یک اثر ادبی قادر به حرکت و غوطه وری در فضایی است که میپسندد، اما در وجهی دیگر داستان به عنوان ماحصل کار نویسنده امری است تک ساحتی؛ داستان حتی در شیوه مدرن آن موضوعی است ساختارمند که نمیتوان آن را به هر صورت و ترکیبی در ذهن تجسم کرد. به زبان سادهتر داستان حتی در مدرنترین ساختار خود و در مدرنترین شیوه نگارشیاش پیرو اسلوب و شیوههایی برای نگارش و ثبت خود به عنوان داستان است.
با این حساب میتوان گفت که نویسنده برای خلق فضای داستانی خود قادر به هر نوع از اندیشیدن است، اما ماحصل این اندیشیدن را نمیتوان به هر سبک و سیاق بیقاعدهای عنوان داستان نام برد.
مجموعه داستان«اسرار انجمن ارواح» که به قلم چیستا یثربی، نویسنده و نمایشنامه نویس نام آشنای کشور و توسط انتشارات نامیرا روانه بازار کتاب شده است را در واقع باید تجربهای معلق مانده میان همین دو آسیب دید. نام یثربی در برابر مخاطبانی که با آثار داستانی و نمایشی آشنایی دارند، پیش از قضاوت در ارتباط با این اثر داستانی خواسته یا ناخواسته خود را با ذهنیتهای مختلفی روبهرو کرده است. ذهنیتهایی که او در گفتوگوهای کم و بیش مطول خود نیز نیازی به دور شدن از آنها در خود ندیده است، موضوعاتی مانند نگاه تک بعدی او به پدیدههای اجتماعی پیرامون خود و نیز زن محوری گاه متعصبانه او در خلق آثار که بی شک باید آنها را در تمامی آثار نمایشی و داستانی یثربی جست و جو کرد.
داستانهای مجموعه داستان اسرار انجمن ارواح نیز در سادهترین نوع نگاه، تکلمهای است برهمین ذهنیت.
تمامی شخصیتهای متحرک، جاندار و تأثیرگذار در داستانهای یثربی در این مجموعه را زنان و عمدتاً دخترانی تشکیل میدهند که با اصرار عجیب نویسنده که میتواند ناشی از نگاه فضاسازی نمایشی نامهای او به متن داستانی باشد، با خلق کمتر دیالوگی یا حتی منولوگ فضای داستانی او را شکل میدهند.
اما اساسیترین موضوع در برخورد با فضای داستانهای این مجموعه شک کردن در قائل شدن به ساختار داستانی برای آنهاست. متنهای یثربی در این مجموعه در بهترین حالت طرحهایی برای خلق داستانهایی در آینده به شمار میروند که در مواردی با پرداخت و فضا سازی خوبی نیز همراه بودهاند اما با اصرار عجیب نویسنده، بسیاری از این افراد از خود هویت و شناسنامه شخصیتی داستانی مشخصی پیش روی مخاطب باز نمیکنند و در نقش یک عنصر جنبی که در کامل کردن تصویرسازی فضایی عمدتاً دراماتیک مورد نظر یثربی میتواند مؤثر باشد، نقش ایفا میکند و درست در همین جاست که میتوان این داستانها را بهترین شکل قطعاتی از یک پازل گم شده برای بیان یک امر حس به زبان نمایش و نه داستان دانست.
بسیاری از داستانهای این مجموعه فاقد بدنه داستانی مشخص و خط سیر داستانی هستند، تعلیق و کشش داستانی به منظور ایجاد شاخههای مختلف داستانی در این آثار به شکل قابل توجهی فراموش شده است و نویسنده هیچ تلاشی برای شخصیت پردازی پیرامون داستان خود نمیکند. این درحالی است که فضا سازی و آنچه پیرامون شخصیتهای داستانی او در داستان در حال رخ دادن است، به بهترین شکل ممکن در این داستانها خلق شده است.
یثربی در داستانهای «اسرار انجمن ارواح» سرشار از ایدههای بدیع است. او انسانهایی را خلق میکند که کنشها و واکنشهای آنها هر یک به تنهایی میتواند منشأ خلق وقایع داستانی قابل اعتنایی باشند، اما نویسنده با عدم خلق شخصیتها و فضاهای حاشیهای و نیز مانور منطقی بر حضور هر یک از آنها در داستانهای خود، در نهایت به خلق متنی دست یافته است که پس از پایان مرور آنها نمیتوان استنتاجی منطقی و فرا متنی از آنها داشت و به زبان سادهتر خواننده را ناخود آگاه به این سؤال میرساند که «خوب؛ چی؟»
دغدغههای یثربی در خلق این مجموعه و ممارست او در خلق زاویه نگاهی تازه در ادبیات داستانی و نمایشی که عمدتاً بر پایه حضور زنان شکل میگیرد، موضوعی قابل احترام و تحسین بر انگیز است اما با کمال احترام باید گفت اسرار انجمن ارواح را نمیتوان به معنای کامل داستان دانست و این مسأله که این متن در فضای ذهنی او به عنوان خالق با چه هدفی تدوین یافته است را به امری قابل توجه و قابل تأمل تبدیل میکند که نگاهی به مجموعه آثار تألیف شده توسط وی در این سالها آن را گوشزد میکند؛ بیان یک دغدغه شخصی.
اما این موضوع که هزینهای که مخاطب برای روبهرو شدن با دغدغههای شخصی جناب نویسنده باید پرداخت کند تا چه اندازهای قابل لمس و درک است، موضوعی است که باید از جانب خود او برای آن پاسخی اندیشیده شود، چرا که مخاطب ایرانی داستان، در گذر سالها نشان داده است در این حوزه اهل معامله و هزینه نیست.