کد خبر: 407704
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۲
گفت‌وگو با مجتبی رحماندوست
حمید نورشمسی - مجتبی رحماندوست از معدود نویسندگان و دانشگاهیان فعال این روزهای ادبیات داستانی انقلاب اسلامی است که جدای از تمامی مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای مرسوم درحیطه بررسی نقاط قوت و ضعف این بدنه 30‌ساله، برای نخستین‌بار به تألیف مجموعه نظریات و تئوری‌های خود درحیطه داستان‌نویسی برمبنای قرآن کریم و نیز با درونمایه حوادث منجر به پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس کرده است. گفت‌وگو با رحماندوست با موضوع بررسی چند‌وچون تئوری‌پردازی‌های وی پیرامون اقتباس داستانی از قرآن کریم و نیز اصول داستانی قصه‌های قرآنی صورت گرفت که در ادامه از منظر شما می‌گذرد.


جناب رحماندوست از نظریات مکتوب شما در حوزه داستان‌نویسی برمبنای قرآن به‌نظر می‌رسد که شما معتقدید آنچه در متن قرآن به‌عنوان داستان مطرح شده است؛ در قالب داستان‌نویسی کلاسیک امروز ما قابل تکرارشدن نیست و نمی‌توان به معنی کامل امروز داستان قرآنی نوشت؛ این مطلب صحیح است؟
البته اگر از متن کتاب اخیر من اینگونه برداشت می‌شود، من باید در متن آن تجدیدنظر کنم. آنچه که من به‌طور کلی در ارتباط با آن صحبت کردم موضوع گونه‌شناسی قصه‌های قرآن است. من معتقدم برخی المان‌های داستان‌نویسی کلاسیک در داستان‌های قرآنی به چشم می‌خورد؛ مثلاً تعلیق، دیالوگ، کشمکش، صحنه، نماد و شخصیت‌پردازی. بنابراین نمی‌توان گفت که آنچه داستان امروزی از این نظر دارد در داستان‌های قرآنی وجود ندارد. از سوی دیگر در داستان‌های قرآنی موضوعاتی وجود دارد که درساختار رمان کلاسیک امروز نمی‌گنجد؛ مثل احکام کلی صادر کردن، پیام مستند دادن و... لذا در مجموع هم موارد افتراق و هم موارد اشتراک میان داستان‌نویسی قرآنی و امروزی به چشم می‌خورد که من جمع‌بندی آن را در مجموع به مخاطب واگذار کرده‌ام.
اما از کنار هم قراردادن این اشتراکات و افتراقات می‌خواهیم چه نتیجه‌ای بگیریم؟
من می‌خواهم بگویم ما نیاییم براساس قواعد داستان‌نویسی برای خداوند نعوذبالله تعیین تکلیف کنیم. نگوییم که حتماً نباید براساس قواعد کلاسیک داستان در قرآن قصه می‌گفته است و نگوییم که آنچه گفته است نیز با قواعد کلاسیک ما درتضاد است. گاهی در قصص قرآنی انبیا، به زبان عموم سخن می‌گویند و به لسان قوم خود و از سوی دیگر زبان قرآن هم به زبانی نازل شده است که زبان رایج در عصر خود بوده است و از تمامی المان‌های شناخته شده در زمان خود برای ارتباط با مردم بهره برده است. اگر در قرآن چیزی به‌عنوان داستان وجود دارد مقتضیات آن هم به رسمیت شناخته می‌شود ولی تعهدی هم نداریم که آنچه در قرآن قصه نامیده می‌شود تابع نعل به نعل تجربیات و نظرات داستانی ماست.
پس منظور شما این است که قصه‌های قرآنی یک تیپ از قصه‌نویسی است که می‌تواند به‌صورت‌های دیگر هم در داستان تعمیم بیابد؟
بله، داستان‌نویسی قرآنی نوع تازه‌ای از قصه‌نویسی است؛ البته من تنها برداشت‌های شخصی خودم را می‌گویم. من فکر می‌کنم همچنان‌که ما پدیده‌ای با ‌عنوان رمان مستند را امروزه در کشورمان داریم به‌ویژه در سال‌های اخیر اثری مثل «دا» را کسی رمان نمی‌داند اما به‌نظر من این کتاب را باید رمان بدانیم. براساس نظریات رمان غربی نمی‌توان این کتاب را رمان دانست اما بسیاری از المان‌های رمان‌نویسی در آن وجود دارد. حال اگر «دا» را رمان بدانیم یا نمونه‌های مشابه را و آن را گونه‌ای خاص از رمان بدانیم؛ آنگاه می‌توان داستان‌های قرآن را نیز گونه‌ای تازه از داستان معاصر بدانیم که در مواردی با داستان امروز در شباهت است.
با این تفسیر شما معتقدید داستان قرآنی تعریف مجزایی نسبت به سایر گونه‌های داستان می‌پذیرد؟
بله، حتماً؛ البته من درصدد ارائه تعریف جامع و مانع در این مجال نیستم ولی برداشتم از نوع روایت در قرآن این است که قصه‌گویی قرآنی با بسیاری از معیارهای داستان‌نویسی کلاسیک تطبیق دارد اما به خاطر مستتر بودن و کلی‌گویی و... با آن تفاوت دارد و درمجموع به‌خاطر جاذبه و تعلیق که الزاماً همانند جاذبه و تعلیق داستان امروز نیست، به آن تعریف جدایی باید داد.
به نظر می‌رسد شما معتقدید برای خلق داستان قرآنی باید ساختارهای داستان کلاسیک را به نوعی دچار شکست و تغییر کرد؟
همه را نه، مثلاً اگر دیالوگ را در داستان امروز به کلی به‌رسمیت بشناسیم، صحنه را توصیف کنیم و... داستان ما و داستان قرآنی دچار اختلاف و شکست نمی‌شوند. اما حرف من این است که در داستان‌نویسی قرآنی الزامی نداریم که تمام این ساختارها را بپذیریم.
در 30سال گذشته ما به‌غیر از بازنویسی و اقتباس از داستان‌های قرآنی، حرکت دیگری در این نوع داستان نوشتن عملاً انجام نشده است. آیا نویسندگان ما هنوز نتوانسته‌اند نسبت و تناسب خود را میان شکل کلاسیک داستان و شکلی که شما آن را داستان‌نویسی قرآنی می‌نامید برقرار کنند؟
نمی‌توان قاطعانه آن را تأیید کرد. در غرب محدودیت‌هایی برای نویسندگان ایجاد شد که آنها را به ساختارشکنی وادار کرد. البته این ساختارشکنی در ادامه باعث شد به اصطلاح از آن سوی بام برزمین بخورند. اما فراموش نکنیم آنچه توسط آنها شکسته شد مبانی داستان‌نویسی کلاسیک خود آنها بود، درحالی که ما الان برای خلق داستان قرآنی معتقد به این نوع ساختارشکنی نیستیم.
گاهی امروز دیده می‌شود ساختارهای داستان مدرن ما به دلیل آنکه درد مردم ما نیستند توسط داستان‌نویسان قرآنی رعایت نمی‌شوند و گاهی هم البته دیده می‌شود. بنابراین ملغمه جدیدی که امروز در این نوع داستان‌نویسی داریم را نمی‌توان داستان قرآنی دانست. اگر داستان قرآنی بخواهد در کشور ما به‌خود شکل وجودی بگیرد باید جلساتی هدفمند ایجاد و مبانی نظری آن را کاملاً تدوین کرد تا مشخص شود امروزه می‌تواند الگوی داستان‌نویسی مدرن باشد یا خیر.
علت اینکه در این رابطه تاکنون صحبت‌های تئوریک ویژه انجام نشده است را درچه می‌دانید؟
رمان در ایران پدیده نوظهوری است و به‌نوعی ادبیات داستانی مدرن هیچکدام از آثار یکصد سال داستان‌نویسی ایران نتوانسته جهانی شود. زمانی که ملتی در خلق و ایجاد داستان و رمان موفق باشند می‌توانند به خلق رمان و داستان برسند. اما به‌دلیل نو بودن پدیده رمان در ایران هنوز نمی‌توان در ارتباط با آن کار نظری کرد.
تا چند وقت باید خود را در این مورد نگه داریم و بگوییم هنوز زمان انجام کار نظری نیست؟
(می‌خندد) شاید تا پایان برنامه‌های اقتصادی پنج ساله هفتم و هشتم.
شما مؤلفه‌های داستان قرآنی امروزی را چه می‌دانید؟
این همان صحبت‌های نظری است که هنوز تدوین نشده است. من اگر بخواهم بگویم درحد یافته‌های خودم می‌گویم و البته آدم‌های دیگری هم هستند که با نظرات من مخالف باشند ولی در مجموع معتقدم تا قبل از ترسیم ساختار این داستان نباید مؤلفه‌های آن را پاسخ داد.
پس از مخاطب هم بخواهیم تا زمانی که مؤلفه‌های داستان قرآنی را تدوین می‌کنیم شما انتظار کار ویژه‌ای نداشته باشید؟
البته من مجبورم که به این سؤال بگویم نه. من می‌گویم که داستان قرآنی امروز را نباید تنها در ساختار داستانی اقتباسی و بازنویسی جست‌وجو کرد. می‌توان کارهای جدیدی کرد. شما همین کتاب «نگهبان غار» را ببینید؛ داستان 14 حیوان در قرآن؛ در این کتاب مبانی داستان رعایت شده ولی درونمایه آن از قصه‌های قرآن کریم دریافت شده است. یعنی نویسنده در ساحت‌های جدیدی وارد شده اما قصه همچنان قصه قرآنی است. پس ما مجبور به تحمل ساختارهای اقتباسی نیستیم یا بازنویسی بلکه باید همتمان را بیشتر کنیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار