کد خبر: 406248
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۲۱:۱۹
بررسی جایگاه زنان در تلویزیون و سینما درگفت‌وگوی «جوان» با فاطمه گودرزی
وقتی دیدمش باورم نمی‌شد او همان فردی است که بارها در قاب تلویزیون یا بر پرده سینما دیده‌ام. او بر خلاف اکثر نقش‌هایی که بازی کرده بود، زنی آرام، غمگین و کم حرف نبود، بلکه حسابی پر انرژی و پرجنب و جوش و اهل حرف زدن بود. فاطمه گودرزی فردی است که بازیگری را به خاطر خود بازیگری انتخاب کرده است؛ یعنی با عشق و علاقه.ظاهراً تنها چیزی که در بازیگری برایش مهم نیست شهرت و دیده شدن است. می‌گوید حاضر است به خاطر خانواده‌اش حتی از دنیای بازیگری خداحافظی کند. سریال «فاصله‌ها» برای ما بهانه گفت‌وگو با او بود، اما مگر می‌شود با گودرزی حرف زد و صرفاً به یک سریال بسنده کرد. چه چیزی باعث شد که به بازیگری علاقه‌مند شوید، میل به دیده شدن شما را به این حرفه کشاند یا ...؟!شاید باورتان نشود ولی در آن شرایط به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم همان شهرت یا به قول خودتان دیده شدن بود. اصلاً آن زمان بازیگرها انگیزه‌شان از ورود به این حرفه این نبود. نگاه ما در آن دوران به بازیگری یک جور عشق و بازی حرفه‌ای بود شاید به این خاطر که در آن مقطع جامعه بازیگری محدودتر بود و آدم‌هایی که وارد آن می‌شدند نگاه‌شان به این مقوله حرفه‌ای تر بود. آن زمان من حتی به شهرت فکر هم نمی‌کردم فقط حسی توأم با عشق بود که من را با سرعت زیاد به سمت بازیگری سوق داد.اما شهرت جزو لاینفک بازیگری و چیز جدا ناپذیری از این حرفه است. وقتی برای اولین بار طعم شهرت را احساس کردید چه حسی داشتید، خجالت، افتخار، خوشحالی، ناراحتی یا ...؟!این از آن احساس‌هایی است که نمی‌توانم خیلی راجع به آن حرف بزنم و حسم را در آن مورد توضیح بدهم، بعد از فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» بود که مردم من را به طور کامل شناختند و با انگشت در خیابان نشانم می‌دادند. یادم است اولین بار داشتم در خیابان راه می رفتم که چند خانم به سراغم آمدند، کلی سؤال ازمن راجع به فیلم کردند بعد خواستند با من عکس بگیرند و امضا و این جور حرف‌ها. آن لحظه واقعاً‌ حس عجیبی داشتم که تا آن روز نظیرش را تجربه نکرده بودم، حسی بین خوشحالی و خجالت. حس مورد توجه قرار گرفتن در ضمیر ناخودآگاه انسان‌ها وجود دارد و آنها از اینکه در کانون توجه قرار بگیرند بدون تردید لذت می‌برند اما من همواره دوست داشتم در عین حال که با مردم هستم از کنار آنها بودن نیز لذت ببرم. البته همیشه سعی داشتم خودم و زندگی شخصی‌ام را از آماج حاشیه در امان نگه دارم. شاید باورتان نشود اما حفظ کانون و کیان خانواده برای من به مراتب بالاتر از هر چیز دیگری قرار دارد به همین خاطر آمادگی این را کاملاً دارم که به خاطر حفظ خانواده‌ام و زمانی که احساس کنم شغل من به آنها ضربه‌ای وارد می‌کند آن را رها کنم.چقدر جالب، این اولین بار است که از یک بازیگر زن این حرف‌ها را با این غلظت و اطمینان می‌شنوم این به خاطر آن است که به حرفه‌تان دل بسته نیستید؟این مسأله برای خیلی از دوستانم هم جالب است. اتفاقاً‌ من به حرفه‌ام خیلی هم دلبسته هستم اما وابسته نیستم و می‌توانم بین خانواده و حرفه‌ام بدون تأمل خانواده‌ام را انتخاب کنم. به نظر من خانواده با ارزش‌ترین چیز هر انسان است و آنها باید درحفظ آن کوشا باشند نه اینکه باکوچک‌ترین اتفاقی قید آن را بزنند. من با وجود عشقی که به بازیگری داشتم زمانی که همسرم ازدواج کردم به او گفتم هر وقت دوست داری یا احساس کردی بازیگری به زندگی مشترکمان لطمه می‌‌زند به من بگو تا برای همیشه آن را رها کنم... و هنوز هم روی حرفم هستم ولی خب تا به امروز او از من چنین تقاضایی نکرده است چرا که معتقد است حرفه من به زندگی‌مان لطمه‌ای نزده است.فاطمه گودرزی را ما تا مدت‌ها با یک کاراکتر تقریباً یکسان می‌دیدیم. در بیشتر نقش‌هایش کاراکتر زنی دردمند و غمگین را بازی می‌کرد اما مدتی است که تابوشکنی کرده و به سراغ نقش‌هایی متفاوت‌تر رفته است؟یک بازیگر معمولاً در دایره پیشنهاداتی که برای بازی به او می‌شود نقش‌اش را انتخاب می‌کند، خب من هم با این تفسیر از این قاعده مستثنی نیستم. در کشور ما هم باب است تا فردی در نقشی خوب ظاهر می‌شود همه از او توقع دارند در آن قالب ظاهر شود و چنین نقش‌هایی را ایفا کند ولی خب مدتی است که تصمیم گرفتم کمی ساختارشکنی کنم و به سراغ نقش‌های دیگری هم بروم که تا حدی هم موفق به این امر شدم.نکته جالب در مورد شما این بود که بعد از آنکه شما را از نزدیک دیدم ذهنیتی که راجع به شما داشتم به کلی تغییر کرد. من به واسطه نقش‌هایی که از شما دیده بودم شما را فردی آرام و کم حرف تصور می‌کردم ولی خب در مقابل با عکس این قضیه مواجه شدم.خب این تصور را خیلی‌ها راجع به من دارند که بعد از دیدن من هم معمولاً تغییر می‌کند. مردم من را به واسطه کاراکترهایی که تا به حال بازی کرده‌ام می‌شناسند و شاید به دلیل نقش‌هایی که تا به حال از من دیده‌اند اکثراً من را زنی غمگین و گوشه‌گیر تصور و فکر می‌کنند من فردی آرام هستم در حالی که بعد از آنکه من را می‌بینند ذهنیتشان به کلی تغییر می‌کند چرا که من فردی فوق‌العاده اکتیو و پرجنب و جوش هستم و حسابی اهل حرف زدن، بحث کردن و شرکت در محافل اجتماعی هستم.به نظر شما چرا ما در پرداخت به شخصیت‌های زن قصه‌مان ضعف داریم و اکثر کاراکترهای زن‌های ما شبیه به هم هستند و قابلیت کمی برای پرداخت دارند و کمتر در آن خلاقیت می‌بینیم؟یکی از ابزارهای بازیگر برای بروز و القای تفاوت، گریم است که در ایران گریم چندان درخدمت بازیگران زن نیست و گریم‌ها کمک چندانی نمی‌توانند به آنها بکند و این مسأله در دراز مدت خودش حس تکرار می‌آورد. از طرفی در نگارش سناریوها افراد خیلی تقلیدی در مورد کاراکتر زن عمل می‌کنند. آنها از ترس اینکه به ممیزی برنخورند شخصیت زن‌ها را چندان واگویه نمی‌کنند و به آن نمی‌پردازند در حالی که شاید بتوان با یک نگاه نسبتاً متفاوت این نقطه را در آنها تقویت کرد در هر حال محدودیت‌هایی که به لحاظ عادت در بازی زنان بازیگر وجود دارد مانع از به وجود آمدن حس رئال در آنها می‌شود ولی با این اوصاف ما بازیگران زن زیادی داریم که در این شرایط و با حفظ همه شئون اسلامی بسیار درخشیدند وحس هر بیننده‌ای را برانگیختند.وقتی به کارنامه هنری‌تان نگاه می‌‌کنید چه احساسی دارید تا به حال شده به خودتان بگویید کاش فلان فیلم را اصلاً بازی نمی‌کردم یا در فلان کار نقشم را به بهترین شکل بازی می‌کردم؟بله، بالاخره وجود چنین احساساتی طبیعی است شاید آن دوران مثل حالا نگاه من به بازیگری تا این حد حرفه‌ای نبود، گاهی هم نقشی بوده که با خودم بگویم اگر با همه این تجربیات20 ساله هم برگردم بازهم آن نقش را به همان شکل ایفا می‌کنم چرا که در نوع خودش بهترین بود. شاید قبل از اینکه وارد این حرفه شوم چنین فلسفه‌ای نداشته‌ام و حتی بعد از چند کار هم به عمق این ایدئولوژی پی‌نبرده بودم اما بازیگری به نظر من ترکیبی از روانشناسی، محیط شناسی و خصلت شناسی است و اینکه شما همه اینها را از یکدیگر تمیز بدهید کار دشواری است. خیلی اتفاق افتاده که من کاراکتر نقشم را دوست نداشتم اما برخی لحظات نابی در آن وجود داشت که به خاطر آن لحظات ناب بخواهم آن کار را انتخاب کنم.شما کارتان را با فیلم سینمایی «خانه‌خلوت» از این رسانه شروع کردید و خب با سریال‌های پرطرفداری مانند «دردسر والدین»، «ترانه مادری» و «فاصله‌ها» به شهرت بیشتری رسیدید به نظر شما اساساً کدامیک از این رسانه‌ها تأثیرگذارتر هستند و خودتان به کدام تعلق خاطر بیشتری دارید؟با «خانه خلوت» کار حرفه‌ای در سینما را شروع کردم ولی قبل ازآن دو، سه کار تلویزیونی انجام دادم که سکوی پرتاب خوبی بود برای هر کسی که هدفی دارد برای وارد شدن به عرصه بازیگری البته برای من خیلی فرق ندارد به دلیل این که در هر دو عرصه حرفه‌ای کار می‌کنم و با کسانی که کار کردم همه حرفه‌ای بودند ولی در حال حاضر تلویزیون جایگاه بهتری نسبت به سینما دارد. در سینما فعلاً از بازیگرانی مثل من استفاده نمی‌شود، برای نقش‌هایی از من دعوت می‌شود که به هیچ وجه آنها را دوست ندارم به همین سبب آنها را قبول نکردم اگر وضع همین گونه ادامه پیدا کند دیگر در سینما کارنخواهم کرد. وقتی جلوی دوربین سینما می‌روم که نقشم را دوست داشته باشم اما تلویزیون گسترده‌تر است. اگر به من حدود 20 کار متفاوت پیشنهاد می‌شود شاید یک فیلمنامه که با روحیات من برای کارکردن نزدیک باشد را انتخاب می‌کنم و این که گروه چه کسانی باشند و چه قصه‌ای کار شود. همیشه سعی کردم نقش‌هایی که تا به حال بازی کردم و از من پخش شده شبیه به هم نباشد، با این حال شما باز هم می‌توانید شباهت‌هایی بین آنها ببینید.بر عکس حالا در دوران قبل بیشتر بازیگران تمایل داشتند در فیلم‌‌هایی که بیشتر فاخر و معنوی هستند حضور داشته باشند اما حالا بیشتر بازیگران تمایل دارند در آثار تجاری حضور داشته باشند این قضیه حتی در مورد کارنامه هنری شما هم وجود دارد؟درست است، زمانی که در سینما بیشتر فعال بودم سعی می‌کردم کارهایی که ارزش معنوی و هنری داشته باشد را بازی کنم و نقش‌های گیشه پسند که به من پیشنهاد می شد با نقش‌های تجاری را اصلاً قبول نمی‌کردم. درست عکس حالا که همه علاقه دارند کارهای تجاری انجام دهند و مشتاقند نقش‌های گیشه پسند به آنها پیشنهاد شود چون در حال حاضر فیلم‌های تجاری بیشتر مطرح می‌شود. آن موقع من چنین سیاستی نداشتم البته شاید اکنون تفاوت داشته باشد. در آن زمان ما معتقد بودیم فیلمی بهتر است که حرفی برای گفتن داشته باشد و صرفاً برای سرگرمی ساخته نشده باشد بنابر این سال‌هایی که من در سینما فعالیت داشتم سال‌های اوج سینما بود. رونق فیلم‌های خوب سینما این شانس را به من داد در بهترین فیلم‌ها بازی کنم. من معتقدم زیاد دیده شدن هنر نیست، مهم این است که چطور دیده شوی. دوست داشتم و برایم مهم بودکه در سینما هدفمند کار کنم. فیلم‌های آن زمان هم این طور بود مثل «بهشت پنهان»، «مهاجران»، «تابلویی برای عشق»، «حریف دل» یا «غزال» که توانستم با ایفای نقش در آن از جشنواره سیمرغ بگیرم. در کل آن زمان یک نگاه خاصی وجود داشت که به مقوله زن پرداخته می‌شد و برایم جذاب بود.با این اوصاف شما چرا در انتخاب‌هایتان کمی تغییر رویه دادید؟من هنوز هم در فیلم صرفاً گیشه‌ای حضور ندارم و سعی می‌کنم در انتخاب‌هایم با وسواس عمل کنم ولی خب دایره انتخاب‌های شما برای یک نقش منوط می‌شود به پیشنهادهایی که به شما می‌شود و شما از آن میان باید نقشی را انتخاب کنید. در هر حال سعی می‌کنم برای فرار از تکرار و بازی در فیلم‌های تجاری گزیده کارتر شوم، ولی خب گهگاهی مجبور می‌شوی در آثاری حضور پیدا کنی که شاید قلباً تعلق زیادی به آن نداری.سریال «فاصله‌ها» با بازی شما پخش شد. اگر اشتباه نکنم این دومین تجربه بازیگری شما بود. چه شد که برای این مجموعه دعوت شدید؟من تجربه موفقی را با آقای سهیلی‌زاده در سریال «ترانه‌مادری» داشتم و در اثری حضور داشتم که هم مخاطب زیادی داشت و هم بسیار تأثیر‌گذار بود. از طرفی نقشم هم بسیار چالش برانگیز بود و جای کار زیادی داشت. در هر حال آن خاطره خوش باعث شد که وقتی ایشان از من برای سریال «فاصله‌ها» دعوت کرد بعد از خواندن فیلمنامه با آغوش باز پذیرفتم چراکه نقش لیلا در فاصله‌ها با فرخنده «ترانه مادری» تفاوت زیادی داشت و مخاطب با دیدن چهره من احساس تکراری بودن به او دست نمی‌داد به همین خاطر پیشنهاد بازی در این نقش را پذیرفتم.تا به حال برای شما پیش آمده که مشکلات در حرفه‌تان آن قدر به شما فشار بیاورد که به خودتان بگویید من دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم؟نه، مطمئن باشید که من اگر روزی از عرصه بازیگری دور شوم به خاطر مشکلاتم در عرصه بازیگری نبوده چون وقتی پای عشق و علاقه در میان باشد می‌توان مقابل هر مشکلی ایستاد. به نظر شما «فاصله‌ها» توانست با مخاطبان ارتباط برقرار کند و آن تأثیرگذاری لازم را روی مخاطب بگذارد؟فاصله‌ها موضوعی داشت که برگرفته از اتفاقات جامعه و خانواده‌ بود و به تفاوت میان نسل‌ها و اختلافات خانوادگی می‌پرداخت و به خاطر همین موضوعیتش هم توانست با مخاطب ارتباط زیادی برقرار کند. من احساس می‌کنم این سریال اثرگذاری زیادی روی مخاطب گذاشت و این را من از اتفاقات جامعه دریافت کردم.سریال شما همزمان با سریال زیر هشت پخش شد به نظر شما پخش همزمان این سریال با فاصله‌ها در بالا بردن کیفیت این دو کار تأثیر داشت؟بالاخره وقتی در کاری رقابت باشد کیفیت آن هم افزایش پیدا می‌کند، شاید این رقابت بیشتر از آنکه میان بازیگران باشد درمیان سازندگان است ولی خب این مسأله باعث شد که کیفیت کارها بالا رود و این مسأله بیشتر به نفع مخاطبان است.شما در این سریال نقش مادری را بازی می‌کنید که درمقطعی نتوانست با فرزندش آنچنان ارتباط برقرار ‌کند، حالا در زندگی شخصی‌ رابطه‌تان با فرزندانتان چطور است؟فوق‌العاده است، به نظرم مادرشدن یک اتفاق فرخنده و بزرگ در زندگی هر فرد است. من از زمانی که باردار شدم یک حس شیرین همه وجودم را فراگرفته بود. حس اینکه یک موجود زنده‌ای در بدن من از وجودم تغذیه می‌کرد. این برای من یک بلوغ و تکامل بود که در بارداری‌ام تجربه کردم و لحظه به لحظه دنیا آمدن «پویان» و «آوا» برای من شاد و لذت‌بخش بود. بعد از اینکه مادر شدم احساس کردم که صبوری به صفات اخلاقی‌ام اضافه شد و قدرت مقابله‌ام با مشکلات بیشتر شده است. شاید به همین خاطر است که می‌گویند: «بهشت زیرپای مادران» است، درهرحال من سعی می‌کنم همیشه رابطه‌ام با بچه‌هایم دوستانه باشد.به نظر شما زندگی یک مادر بازیگر با مادران عادی چه فرقی دارد و آیا اصلاً این مسأله در نحوه تربیت بچه‌های شما تأثیری داشته است؟قطعاً بی‌تأثیر نبوده است، حرفه‌های هنری و فرهنگی بینش روشنی را نسبت به محیط اطراف به فرد می‌دهد. یک بازیگر باید با جریانات روز دنیا آشنا باشد و همین آشنایی و آگاهی در تربیت و شیوه رفتار او با فرزندانش هم تأثیر می‌گذارد.اگر دست خودتان بود نقشی را که در فاصله‌ها داشتید باتوجه به جایگاهش در داستان و مختصاتی که در این سریال دارد چگونه پرورش می‌دادید.هر بازیگری اگر بخواهد برای خودش نقش بنویسد همه سریال نقش خود همان بازیگر می‌شود. ما وقتی مجموعه‌ای را می‌سازیم تعدادی آدم به‌عنوان کاراکترهای مختلف درکنار هم هستند تا یک سریال معنی پیدا کند و روی مردم اثر بگذارد. شناخت جایگاه افراد در متن یک سریال که توسط نویسنده آن قصه مشخص می‌شود به این صورت معنی و مفهوم پیدا می‌کند. من فکر می‌کنم هیچ‌کس نمی‌تواند به اندازه خود نویسنده یک نقش را پردازش کند. درهرحال یک بازیگر فقط به بازی خودش فکر می‌کند و به بهتر شدن آن فکر می‌اندیشد درحالی که آنها کلیت یک اثر را درنظر می‌گیرند.خیلی از بازیگران بعد از مدتی وسوسه قرار گرفتن پشت دوربین به سراغشان می‌آید و دوست دارند کارگردانی را هم تجربه کنند شما چطور به کارگردانی فکر می‌کنید؟همسر من عبدالرضا گنجی کارگردان است و من به واسطه ایشان با سختی‌های این کار آشنا هستم و می‌دانم که کارگردانی چه سختی‌هایی دارد.در تکوین شخصیت هنری‌تان همسرتان چه نقشی داشته است؟یکی از مشوقان اصلی من در این عرصه همسرم بود و ایشان باتوجه به شناختی که از شخصیت من داشتند، زمینه‌ساز ورودم به دنیای بازیگری شدند زیرا خودم به شخصه شناخت زیادی از فعالیت در محیط‌های هنری نداشتم و درکنار همسرم این شناخت را به دست آوردم.شما برای فیلم «غزال» سیمرغ گرفتید، بردن سیمرغ بازیگری چه شرایطی را در ادامه راه برایتان رقم زد؟در کشور ما وقتی بازیگری جایزه می‌گیرد دیگر به سراغ او نمی‌آیند زیرا این تصور وجود دارد بازیگری که جایزه گرفته سطح توقعش بالا رفته و طلب دستمزدهای آنچنانی می‌کند البته برای من که بیش از یک فیلم در سال بازی نمی‌کردم تفاوت چندانی نداشت و در ادامه همان حضور سالی یک بار به کار در سینما ادامه دادم ولی خب جدا از این موضوع گرفتن سیمرغ حس خوبی دارد؛ حس مورد توجه قرار گرفتن، تشویق و تحسین حسی نیست که بتوان از کنار آن ساده رد شد و بسیار زیبا و لذت‌بخش است.این روزها پخش سریال‌های هفتگی به صورت چشمگیری کاهش پیدا کرده است و همه ترجیح می‌دهند آثار به شکل روتین پخش شود، شما با این شرایط موافق هستید و فکر نمی‌کنید این مسأله اول از همه به بازیگر به خاطر زیاد دیده شدن ضربه بزند؟شاید بهتر باشد شما این سوال را از کسانی بپرسید که دائم در معرض دیده‌شدن هستند چون من معمولاً سالی یک‌بار بیشتر بازی نمی‌کنم چرا که کلاً از تکرار‌ گریزان هستم. خود من به شخصه تلاش می‌کنم اگر گاهی کار می‌‌کنم و مردم از آن استقبال می‌کنند، کارها چندان به هم نزدیک نباشد منتهی این اشکال از فیلمنامه‌هاست که همه شبیه به هم هستند. گاهی اوقات بعضی از وجه‌هایی از چند کاراکتر که من کار می‌کنم ممکن است به هم نزدیک باشد، زمانی که سریال‌ها هفتگی پخش می‌شد مردم حس پیگیرتری در وجودشان بود و با عشق خاصی آثار را دنبال می‌کردند اما خب الان عادت کردند تندتند فقط سریال ببینند و چون دائم آن را می‌بینند شاید آن پیگیری لازم دیگر در وجودشان نباشد چون عادت کرده‌اند همه چیز را به سرعت به دست آورند البته به عقیده من این مسأله می‌تواند به کالبد سریال‌سازی ضربه بزند چرا که باید پذیرفت شاید آثار روتین مخاطب بیشتری داشته باشد اما به همان نسبت ممکن است به خاطر شتابزدگی‌های معمولی که در این کارها وجود دارد از کیفیت‌ نهایی این کارها کاسته ‌شود. شاید ساخت کارهای روتین بد نباشد اما بهتر آن است که ما در کنار آن تبلیغات وسیعی را هم برای کارهایی که به صورت هفتگی پخش می‌شود داشته باشیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار