
پایگاه اینترنتی آنتیوار در مقالهای تصریح کرد که سیاست چین دوگانه است و هر چند ظاهرا با تحریمهای غرب علیه ایران همکاری میکند اما از منافع خود در بخش انرژی ایران نخواهد گذشت.
به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی آنتیوار در مقالهای به قلم "آنتوانتا بزلوا " (Antoaneta Bezlova) تصریح کرد: به نظر میرسد که تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه ایران فضای جدیدی را برای سرمایهگذاری شرکتهای مشتاق چینی در ایران باز کردهاند.
در حالی که چین اخیرا به بزرگترین شریک تجاری ایران تبدیل شده است برخی تحلیلگران چینی بر این باورند که گستره جدیدی از فرصتهای اقتصادی در ایران ایجاد شده است.
چین کشوری است که تشنه منابع انرژی است و قراردادهایی به ارزش دهها میلیارد دلار با ایران به امضا رسانده که اجازه دسترسی این کشور را به بخش نفت و گاز ایران میدهد. چین همواره به شراکت با ایران که صاحب چهارمین منابع نفت جهان و دومین منابع گاز جهان است ابراز علاقه کرده و برای رسیدن به این شراکت فرآیندی دشوار را پشت سر گذاشته که نمیخواهد آن را به خطر بیاندازد.
نویسنده مقاله تصریح کرده است: در یادداشتهای منتشر شده از سوی کسی که سالها سفیر چین در تهران بوده است، "هوا لیمینگ " (Hua Liming)، آمده است که پس از آنکه چین در دهه 1990 میلادی به یک وارد کننده نفت تبدیل شد، دیپلماسی این کشور با ایران کاملا تابع نیازهای چین به انرژی بوده است. سال گذشته ایران 11 درصد نفت چین را تامین کرد و پس از آنگولا و عربستان سعودی سومین تامین کننده نفت چین محسوب شد.
تحریمها شرکتهای غربی را از میدان رقابت خارج کرده است
به نوشته بزلوا، چینیها در ضمن تامین نیازهای نفتی خود از طریق ایران به انجام برخی پروژههای سرمایهگذاری در بخش انرژی ایران نیز مبادرت ورزیدند و به تدریج جای شرکتهای غربی را که با تحریمهای غرب مجبور به خروج از میدان رقابت بودند، گرفتند. بیش از 100 شرکت چینی حاضر در ایران به کشیدن جاده، ساخت نیروگاه، ساخت کارخانجات ذوبآهن و پتروشیمی اشتغال دارند.
با رسیدن سطح مبادلات تجاری ایران و چین به 21.2 میلیارد دلار در سال 2009، چین عملا به بزرگترین شریک تجاری ایران بدل شد. هر چند که بر روی کاغذ اتحادیه اروپا همچنان بزرگترین شریک تجاری ایران محسوب میشود اما اگر کالاهای چینی صادر شده از طریق امارات عربی متحده به ایران در نظر گرفته شود، چین اتحادیه اروپا را در مبادلات تجاری با ایران پشت سر خواهد گذاشت.
بنابر گزارش فوق، گسترش روابط تجاری ایران و چین برخی را به این فکر انداخته است که شاید اطمینانی که چین برای ایران ایجاد کرده است باعث شده تا رویکرد ایران نسبت به شرکای تجاری غربی خود تا این حد همراه با بیاعتنایی باشد.
"دکتر هارش وی. پنت " (Harsh V. Pant)، استاد دانشگاه کینگ در لندن در این خصوص میگوید: "با افزایش فشارهای بینالمللی بر ایران طی چند سال گذشته در خصوص برنامه هستهای این کشور، شرکتهای غربی شروع به کاهش مراودات خود با ایران کردند و همین امر باعث شد که ایران بیشتر در حوزه سرمایهگذاری در نفت و گاز به چین روی بیاورد. تصویب دور جدید تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران بدین معنی خواهد بود که چین همچنان حامی ایران خواهد بود و لذا دلیلی ندارد که ایران به مذاکره با غرب چندان راغب باشد. "
بزلوا در ادامه مینویسد: تحریمهای اتحادیه اروپا بیش از هر چیز صنایع نفت و گاز ایران را هدف گرفتهاند که ستون فقرات اقتصاد ایران محسوب میشود و علاوه بر آن تجارت خارجی و خدمات مالی هم در این تحریمها گنجانده شده است. این تحریمها ضمن منع سرمایهگذاری اتحادیه اروپا در بخش نفت و گاز ایران، صادرات تجهیزات کلیدی و تکنولوژی پالایش و بهرهبرداری از گاز طبیعی به ایران را ممنوع میسازند.
وزاری خارجه اتحادیه اروپا یک ماه پس از آنکه ایالات متحده تحریمهای خاص خود علیه ایران را اعمال کرد از تحریمهای جدید خود علیه ایران خبر دادند. شورای امنیت سازمان ملل نیز کمی پیش از تحریمهای ایالات متحده، قطعنامه چهارمی را علیه برنامه هستهای ایران صادر کرد و چین نیز با موضع نامعلوم خود به این قطعنامه رای مثبت داد.
دوگانگی سیاستهای چین
"جاناتان هولسلگ " (Jonathan Holslag)، محقق امور چین در موسسه بروکسل در این خصوص میگوید: "هر چند که چین نمیخواهد کاملا هم عقیده با غرب دیده شود و امیدوار است که شراکت راهبردی خود با ایران را حفظ کند اما از سوی دیگر نمیخواهد دچار روابط پیچیده با واشنگتن هم بشود. "
هولسلگ بر این باور است که چین کمکم در حال ارسال سیگنالهایی است که به ایران میگویند که باید با سازمان ملل همکاری کند. از جمله این سیگنالها پایین آوردن سرعت سرمایهگذاری در حوزه نفتی یادآوران و تاخیر در پرداخت برخی وامها بوده است.
چین برای آنکه در نظام جامعه بینالملل به ذینفعی به اصطلاح مسئولیتپذیر تبدیل شود تلاش کرده است تا در کنسرت قدرتها در فشار آوردن به تهران ساز مخالف ننوازد اما به هر حال این کشور تلاش دارد تا منافع خود در ایران را حفظ کند. چین برای به دست آوردن اعتبار بینالمللی تلاش میکند تا اهمیت بیشتری به خلع سلاح هستهای بدهد.
به عقیده هولسلگ، چین بر این باور است که تحریمها سازنده نبوده و بنیادگرایی را در ایران تقویت میکنند. به عبارت دیگر تحریم ایران به ملیگرایی هستهای در این کشور دامن میزند.
به نوشته بزلوا، چندی پیش یک دیپلمات بلندپایه چینی خواستار آغاز دور جدیدی از تلاشهای دیپلماتیک برای رفع رکود حادث شده در خصوص مذاکرات مرتبط با برنامه هستهای ایران شد و تصریح کرد که چین به روند مذاکرات در خصوص برنامه هستهای ایران پایبند است.
روزنامه چینی "گلوبال تایمز " فاش ساخت که چین در توافقی با قدرتهای غربی تضمین دریافت کرده است که تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران هر چه که باشد منافع چین در خصوص منابع انرژی ایران به خطر نیفتد.
این در حالی است که به گفته دکتر پنت تحریمهای جدید اتحادیه اروپا علیه ایران محدودیتهای زیادی برای صنایع نفت و گاز ایران فراهم آورده و اجازه نمیدهد که این صنایع با پتانسیل واقعی خود مشغول به کار باشند، لذا چین در بهرهبرداری کامل از این منابع با مشکل مواجه خواهد شد.
هوا لیمینگ در نوشتههای خود با یادآوری مشکلات میانه دهه 1990 میلادی در امن کردن مسیر صادرات نفت ایران به چین مینویسد که هر چند ایران اکنون سالانه 27 میلیون تن نفت خام به چین صادر میکند اما هنوز کمبود دانش فنی و تکنولوژی، بهرهبرداری چین از این منابع را با مشکلاتی مواجه کرده است.