در روانشناسی رفتاری صهیونیستها همیشه یک نکته با برجستگی خود را نشان داده است و آن اینکه هرگاه وقت هزینه دادن و پذیرش شکست فرا میرسد، شکاف و منازعه و اتهامزنی و خالی کردن شانه از مسئولیت در بین سران این جامعه خودنمایی میکند. البته از آنجا که روح عمومی صهیونیسم بر قدرتطلبی و برتری طلبی نیز هست، در رفتار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و صعود به پلکانهای بالاتر نیز این مشاجرات تا آنجا پیش میرود که تخریب طرف مقابل با تمامی ابزارها مباح میشود.
مقامات رژیم صهیونیستی که خود را مصون از هرگونه بازخواست و فشار بینالمللی میدانند و چتر حمایت قدرتهای غربی و پرچمداران دموکراسی و حقوق بشر را بر سر دارند، برای گذشتن از تمامی مرزهای غیرانسانی و توحش و استکبار، با یکدیگر مسابقه میدهند. ولی با رسوایی در حمله به کاروان آزادی غزه و قتل و غارت این کاروان، عقب نشستهاند. بهویژه اینکه پس از چند ماه فراز و نشیب از صدور گزارش و مصوبه کمیته حقوق بشر سازمان ملل و مجادلات لفظی مقامات ترکیه با رژیم صهیونیستی، عاقبت از سوی بان کی مون کمیتهای بینالمللی مسئولیت تحقیق در این جنایت را متکفل شده است و نمایشی که رژیم صهیونیستی با تشکیل یک کمیته تحقیق داخلی و مشارکت دو چهره خارجی بهراه انداخته بود، بینتیجه ماند. مقامات صهیونیستی که تجربه کمیته وینوگراد را در شکست جنگ 33 روزه به یاد دارند، از هماکنون برای فرار از مسئولیت آماده میشوند. حاصل این فضا این است که ژنرال باراک در مقام وزارت جنگ و ژنرال اشکنازی در مقام رئیس ستاد ارتش صهیونیستی به جان هم افتادهاند تا مسئولیت را متوجه یکدیگر کنند. با اینکه هم تصمیمگیران و هم مجریان نظامی این رژیم در خلق جنایتهای مستمر شریک هستند و با اینکه این دو ژنرال هر دو از یک حزب(کارگر) میباشند ولی پذیرش هزینههای شکست و رسوایی و جنایت و وسوسههای حفظ قدرت و رهبری در حزب کارگر بهراحتی این دو ژنرال را در مقابل هم قرار داده است. کار این جدال بدانجا رسیده که ژنرالهای دیگر ارتش صهیونیستی برای رسیدن به پست ریاست ستاد ارتش صهیونیستی دندان تیز کرده و با استخدام اصحاب رسانه در این رژیم، علیه یکدیگر یا علیه ژنرال اشکنازی از فضای رسانه هم استفاده کرده و پردهدری میکنند.
جالب اینکه صهیونیستها در شرایطی که رجزخوانی حمله به محیط خارجی یا فلسطینیها را با طبل پرصدای رسانهای به اجرا میگذارند در درون به جان هم افتاده و هر کس ساز خود را میزند.
البته همین پدیده که تکثر برای کسب محوریت قدرت و اثرگذاری هماکنون در بین فرماندهان پنتاگون، سرویسهای اطلاعاتی، دستگاه وزارت خارجه و دیپلماسی با کاخ سفید و جامعه اطلاعاتی امریکا نیز در جریان است و از درون حزب دموکرات نیز این شکاف بزرگ هویداست و مهمتر از همه اینکه حتی کاندیداهای حزب دموکرات برای انتخابات میاندورهای و فرمانداری ایالتهای امریکا نیز خود را از اوباما مبرا میدانند، حاصل این دعوا و شکافها، گرایش به افراطیگری در جامعه صهیونیستی و امریکا و حاصل افراطیگری نیز فروپاشی و شکست است.