کد خبر: 404298
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۷:۵۹
كارشناس مسائل امریكا در گفت‌وگو با «جوان»:
سیدحسن روتن - با وجود اینكه مقامات امریكایی به ویژه اوباما در ماه‌های اخیر همواره بر در پیش گرفتن‌ دیپلماسی در قبال ایران تأكید می‌كردند، اقدام اخیر تعدادی از اعضای مجلس نمایندگان ‌امریكا در ارائه قطعنامه‌ای مبنی بر حمایت از حمله رژیم صهیونیستی به ایران صحت این ادعای مقامات امریكا را با تردیدهای جدی در عرصه بین‌المللی مواجه كرده و باعث به چالش كشیده شدن سیاست مذاكره اوباما در قبال ایران شده است. در همین زمینه جوان آنلاین گفت‌وگویی را با جیم والش، كارشناس مسائل سیاسی در امریكا انجام داده است.در روزهای اخیر تعدادی از اعضای مجلس نمایندگان امریكا قطعنامه‌ای را به مجلس ارائه كردند مبنی بر لزوم حمایت از حمله اسرائیل به ایران. این مسأله در زمانی اتفاق می‌افتد كه دولت امریكا درصدد اعمال سیاست دیپلماسی در قبال ایران است. دلیل ارائه این قطعنامه به نظر شما چیست؟در وهله اول باید اشاره كنم كه این قطعنامه به تصویب نرسیده و تنها به مجلس ارائه شده است. معمولاً لایحه‌های زیادی در مجلس ارائه می‌شود، اما تعداد كمی از آنها تصویب می‌شوند. این مسأله به ویژه در مورد قطعنامه‌هایی كه در مورد جنگ است، اتفاق می‌افتد. دلیل این مسأله نوع سیاست داخلی امریكاست. البته این نكته را باید در نظر داشت كه نظام دولتی امریكا براساس استقلال قوا میان كنگره و رئیس‌جمهور شكل گرفته است و در نظام امریكا رئیس‌جمهور مسئولیت و قدرت اصلی را در سیاست بر عهده دارد. درست است كه كنگره می‌تواند قوانین را تصویب كند، اما این یك مسأله نمادین است. البته تصویب این قطعنامه تأسف‌برانگیز و ناگوار خواهد بود، اما به هر حال تصویب آن معنا و مفهومی نخواهد داشت. این مسأله تنها به دلیل تأثیر عوامل سیاستمدار داخلی امریكا رخ داده است زیرا گروه‌هایی در امریكا وجود دارند كه به شدت با ایران مخالفند. برخی از آنان به دلیل نوع روابط ایران با اسرائیل و برخی دیگر به دلیل مسائل سیاسی و حقوق بشر در ایران با این كشور مخالفند.درست است كه در كنگره درمورد مصالحه با ایران هیچ اتفاق نظری وجود ندارد (دقیقاً همان وضعیتی كه در مجلس ایران وجود دارد) اما این در حالی است كه‌ این افراد در سیاست خارجی امریكا مسئولیتی ندارند و مسئولیت اصلی در این مورد به عهده رئیس‌جمهور امریكاست و می‌توان گفت كه مصالحه میان دو كشور كار آسانی است.شما اشاره كردید كه افرادی در امریكا با ایران مخالفند، آیا از لابی صهیونیستی هم در بین این افراد كسی وجود دارد؟بله، مطمئناً در بین این افراد، از لابی اسرائیل هم افرادی وجود دارند. برخی از آنها علاقه‌مند به اقدام جداگانه بر ضد ایران هستند. این افراد لابی‌هایی از گروه‌های حامی حقوق بشر، برخی از لابی‌های ایران- امریكا و برخی دیگر كه با ایران مخالفند اما تحریم را نیز نمی‌پذیرند و همچنین لابی‌های حامی روابط امریكا و اسرائیل را شامل می‌شود. اگر فردی یك تحلیلگر و البته عضو كنگره باشد و در عین حال فعالیت سیاسی نداشته باشد و معتقد باشد كه سیاست خارجی اهمیتی ندارد، گرفتن رأی موافق از وی كار آسانی است زیرا هیچ هزینه‌ای برای او در برندارد.آیا این افرادی كه شما اشاره كردید با ایران مخالفند، می‌توانند روی تصویب این قطعنامه در كنگره تأثیرگذار باشند؟درست است كه قطعنامه ارائه شده است، اما تلاش برای تصویب آن مسأله دیگری است. البته ارائه این قطعنامه به باور برخی افراد، كار قانونی اعضای كنگره است، زیرا این افراد گمان می‌كنند كه می‌توانند با استفاده از ترغیب كنگره برای ایجاد مناقشه نظامی، آسان‌تر به اهداف مورد نظر خود دست یابند، البته چنین مسأله‌ای از لحاظ سیاسی برای امریكا بسیار خطرناك است، به ویژه زمانی كه امریكا در جنگ افغانستان و عراق درگیر است. من معتقدم تصویب این قطعنامه بسیار مشكل و دور از دسترس است. ارائه قطعنامه و لایحه آسان است و هر كسی در كنگره و مجلس می‌تواند این كار را انجام دهد، اما جلب حمایت اكثریت برای تصویب آن كار سختی است. من فكر می‌كنم، رئیس‌جمهور در این مورد با هیأت رئیسه كنگره مذاكراتی انجام دهد و مانع به تصویب رسیدن قطعنامه شود.منظور شما این است كه رئیس‌جمهور امریكا با قطعنامه مخالف است؟بله، مطمئنم كه وی مخالف است.وزیر امور خارجه چطور، وی نیز مخالف است؟خب، به هر حال وزیر امور خارجه باید در سیاست خارجی از رئیس‌جمهور تبعیت كند، به همین دلیل وزیر امور خارجه نیز با این قطعنامه مخالفت خواهد كرد، البته باز هم باید به بحث استقلال قوا میان كنگره و رئیس‌جمهور اشاره كنم. رئیس‌جمهور تمایل ندارد كه كنگره در سیاست خارجی دخالت كند، اما كنگره به این كار تمایل دارد، بنابراین تنش‌ها و درگیری‌ها میان كنگره و رئیس‌جمهور در این مورد همواره در جریان است. من اطمینان دارم كه اوباما با قطعنامه مخالف خواهد بود و حدس می‌زنم كه هیأت رئیسه كنگره نیز با آن مخالف خواهد بود و قاعدتاً این مسأله در مورد وزیر امور خارجه نیز صادق است.منظور شما این است كه افرادی كه این قطعنامه را ارائه كرده‌اند در اقلیت هستند؟بله، همین‌طور است. به نظر من افراد كمی كه در اقلیت هستند، تمایل دارند در مورد حمله به ایران به اسرائیل چراغ سبز نشان دهند، اما من از این بابت نیز اطمینان دارم كه اكثریت كنگره از ایران حمایت نمی‌كنند و همانطور كه دیدیم پیش از این قطعنامه تحریم بر ضد ایران به تصویب كنگره رسید، البته قطعنامه قبلی سریع تصویب شد و فرصت مخالفت با آن نبود. اما این قطعنامه قطعاً مخالفان زیادی خواهد داشت، البته من فكر می‌كنم كنگره هنوز به مرحله مخالفت و ناخرسندی از ایران نرسیده است.این اعتقاد وجود دارد كه افرادی در كنگره هستند كه قصد دارند سیاست اوباما را در قبال ایران تغییر داده و یك سیاست خصمانه را جایگزین آن كنند. نظر شما در این مورد چیست؟به نظر من انجام این كار برای كنگره بسیار مشكل است، زیرا نظام كنگره به صورتی نیست كه بتواند سیاست خارجی را مدیریت كند. كنگره حق مذاكره با كشورهای دیگر را ندارد. دارای سفیر در خارج از كشور نیست، دارای وزارت خارجه نیست، بنابراین اجرای این كار برای كنگره بسیار سخت است. كنگره تنها می‌تواند لایحه تصویب كند و رئیس‌جمهور این حق را دارد كه با دخالت كنگره در سیاست خارجی مقابله كند. كنگره می‌تواند یك طرح را ارائه و تصویب كند، اما در مورد اجرای آن رئیس‌جمهور در اولویت است و كنگره در جایگاه بعدی قرار دارد.برخی در ایران معتقدند سیاست اوباما در قبال ایران در واقع روی دیگر سیاست بوش است؛ مسأله‌ای كه از سوی برخی در امریكا نیز مورد تأیید است.این باور وجود دارد كه بوش به وضوح از گزینه عملیات نظامی سخن می‌گفت، اما اوباما سخنان وی را به طور غیرمستقیم و به گونه‌ای دیگر تكرار می‌كند.اخیراً مقاله‌ای از سوی شما با عنوان راه‌های حل اختلافات ایران و امریكا منتشر شده است. آیا شما برای پیشنهادات ارائه شده خود در این زمینه چشم‌انداز مناسبی می‌بینید؟من فكر می‌كنم فرصت برای اجرای این پیشنهادات از بین نرفته است. به هرحال ما سرانجام باید این مشكلات راحل كنیم و برای حل این مشكلات به راه‌حل‌هایی نیاز داریم كه پیشنهاد من یكی از این راه‌حل‌هاست. احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران پس از یك سال اعلام كرد كه ایران به میز مذاكرات بازخواهد گشت. این مسأله نشان‌دهنده تمایل ایران برای تداوم مذاكرات است. این مذاكرات می‌تواند آرام آرام به موفقیت برسد و باعث ایجاد اعتماد میان طرفین شود. در واقع مشكل اصلی در این مورد این است كه ما از اكتبر سال گذشته تاكنون هیچ مذاكره‌ای نداشته‌ایم.شما بارها بر این نكته تأكید داشته‌اید كه ایران و امریكا می‌توانند سیاست تنش‌زدایی میان یكدیگر را درپیش گیرند. شما و افرادی كه از این نظریه حمایت می‌كنند، تاكنون چه اقداماتی برای كاهش تنش میان دو كشور انجام داده‌اید؟ما در این مورد تلاش زیادی انجام داده‌ایم من مرتباً با افراد مختلف در رسانه‌ها و روزنامه‌ها گفت‌وگو می‌كنم. دائماً در حال مصاحبه با شبكه‌های تلویزیونی و مطلع از مناسبات دولت اوباما و اعضای كنگره هستم و سخنرانی‌های مختلفی در این زمینه انجام می‌دهم. در واقع به نظر من دو راه اصلی برای فعالیت در این زمینه وجود دارد؛ نخست آنكه باید افكار عمومی را در این زمینه با خود همراه كنیم كه البته كار سختی است، زیرا مردم تلویزیون تماشا می‌كنند و تلویزیون عموماً در این مورد احساسی عمل می‌كند، بنابراین ما باید برای برقراری ارتباط با افراد از طریق تلویزیون و روزنامه تلاش كنیم و راه دوم نیز دیدار با مقامات دولت و كنگره است تا بتوان آنها را به حمایت از دیپلماسی و مذاكره ترغیب كرد.به نظر شما این اقدامات مؤثر خواهد بود؟مسلماً. تجربه من نشان می‌دهد كه حتی اگر این مسأله مدت طولانی به طول بینجامد، باز هم به نتیجه می‌رسد زیرا در میان سیاستگذاران افرادی هستند كه تمایل دارند این مشكلات را از طریق مذاكره حل كنند و به دیپلماسی علاقه دارند، البته این تصور در میان افراد حاضر در دولت اوباما وجود دارد كه آنها دست خود را به سوی ایران دراز كردند، اما جوابی نگرفتند و ایرانیان احساس می‌كنند كه اوباما همانند بوش عمل می‌كند، بنابراین هر دو طرف به هم بی‌اعتمادند، در عین حال ایرانیان معتقدند برخی اظهارات مقامات دولت اوباما به ویژه كلینتون، همانند اظهارات خصمانه دولت قبلی است، بنابراین هر دو طرف منطقی برای بی‌اعتمادی دارند. ما می‌توانیم به این روند روابط سرد و خصمانه و بی‌اعتمادی میان دو طرف ادامه دهیم، اما این روند برای هر دو طرف بد و نامناسب خواهد بود، زیرا منافع مشترك زیادی با یكدیگر دارند، بنابراین ما مجبوریم برای حل مشكلات به میز مذاكره بازگردیم.شما احتمال حمله اسرائیل را به ایران تا چه حد می‌دانید و تأثیر آن بر منطقه چه خواهد بود؟این احتمال وجود دارد، اما احتمال وقوع آن در یك دوره زمانی كوتاه بسیار كم است. در حالی كه هر چه مشكلات و تنش‌ها در مورد ایران طولانی‌تر شود، احتمال وقوع حمله بیشتر خواهد بود. هم اكنون امریكا صدها هزار نیرو در عراق و افغانستان دارد، بنابراین اكنون نمی‌تواند به ایران حمله كند. اما نكته اینجاست كه امریكا در حال عقب‌نشینی نیروهای خود است و اگر نیروهای خود را در منطقه در یك یا دو سال آینده كاهش دهد(كاری كه در حال انجام دادن آن است) بنابراین احتمال وقوع حمله در دو سال آینده افزایش می‌یابد، بنابراین این مسأله در آینده نزدیك رخ نخواهد داد، اما اگر دیپلماسی در دو یا سه سال آینده به نتیجه نرسد، من نگران هستم كه استفاده از نیروی نظامی به عنوان یك احتمال قوی در نظر گرفته شود. این مسأله هم برای ایران، هم برای امریكا و هم برای منطقه تبعات منفی بسیاری خواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار