کد خبر: 403384
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۰
از غيبت چندساله تا بررسي آثار طنز در گفت‌وگوي «جوان» با مهران غفوريان
مهران غفوريان در سال‌هاي نه‌چندان دور آدم مشهوري در تلويزيون بود. او خالق سريال محبوب و پرطرفدار «زير آسمان شهر» بود كه بيش از 92 درصد طرفدار داشت، اما بعد از ساخت سري 3 اين سريال كه موفقيتي نداشت، به طور عجيبي نه‌تنها از سطح اول اين حرفه كناره گرفت بلكه هيچ خبري هم از او در ديگر سطوح هنري نبود. غيبت طولاني او در اين عرصه باعث شد كه شايعات و حرف و حديث‌ها پيرامون او بالا بگيرد كه خودش تسليم شود و تصميم به بازگشت بگيرد، آن هم با يك توپ پر. او امسال سال نسبتاً پركاري را پشت سر گذاشت و آثار خوبي را هم از خودش به جا گذاشت. او بهترين پاسخ به شايعه‌پردازان را در بازگشتش به عرصه هنري دانست.آقاي غفوريان مدتي بود كه از شما خبري نبود اما سال 88 و سال 89 حسابي جبران كم‌كاري‌ها را كرديد و حضور پررنگي در تلويزيون به‌ويژه سينما داشتيد؛ چه شد كه بعد از مدتي وقفه دوباره بازگشتيد؟خب. من مدتي به لحاظ روحي در شرايطي قرار گرفته بودم كه دوست داشتم از فضاي بازيگري دور باشم. از اين فرصت استفاده كردم و به سفر رفتم. مي‌خواستم از اين فرصت استفاده كنم تمدد روحيه داشته باشم اما ظاهراً از اين فرصت برخي از فرصت‌طلبان استفاده و عليه من شايعه‌سازي كردند.يعني فكر مي‌كنيد به دليل اينكه مدتي از فضاي كار دور بوديد اين شايعات عجيب و غريب در مورد شما به وجود آمد؟بله؛ آنقدر شايعات در‌ غياب من زياد بود كه خودم هم‌ زماني كه آنها را مي‌شنيدم شوكه مي‌شدم؛ خب برخي از كارهاي من باعث شد كه حرف و حديث‌ها در مورد من ساخته شود... يك بار گفتند فلاني خودكشي كرده! يك بار گفتند غفوريان تحت تعقيب است! يك جا برايم حجله زدند گفتند غفوريان مرده است، يك بار هم گفتند او به حبس رفته است؛ مثلاً يكبار من براي مداوا به بيمارستان مراجعه كرده بودم آمده بودند در اتاق ريكاوري عكس گرفته بودند و اين عكس را در مجله چاپ كرده بودند كه واقعاً از اين موضوع ناراحت شدم. اين موضوع‌ها باعث شد بيشتر به حاشيه بروم... اين حرف و حديث‌ها فقط به اين خاطر بود كه من حضور نداشتم در حالي كه اين غيبت من به خاطر خستگي روحي و جسمي‌ام بود. من فقط مي‌خواستم‌ يك فرصتي به خودم بدهم و كمي استراحت كنم.با اين اوصاف چه شد كه دوباره تصميم به بازگشت گرفتيد؟ تحت تأثير شايعاتي كه عليه شما ساخته بودند قرار گرفتيد و مي‌خواستيد با بازگشتتان به اين شايعات پايان دهيد يا دلتان براي اين كار تنگ شده بود و مجابتان كرد كه بازگرديد؟تصميم‌گيري من در تركيبي از همه آنها بود؛ از طرفي احساس مي‌كردم عده‌اي دارند از اين فرصت پيش آمده سوء‌استفاده مي‌كنند و با ايجاد شايعه و حاشيه ذهن افكار عمومي را نسبت به من مخدوش مي‌كنند، از طرفي ديگر من عاشق كارم بودم و فكر مي‌كردم اين مدتي كه به خودم استراحت دادم حسابي تمدد روحيه كردم و مي‌توانم با انرژي و توان مضاعفي به كاري كه دوستش دارم بازگردم. مجموعه همه اين افكار من را براي بازگشت مجاب كرد.در جايي از حرف‌هايتان به اين مسأله اشاره كرديد كه عده‌اي فرصت‌طلب قصد داشتند افكار عمومي را عليه شما مخدوش كنند. فكر مي‌كنيد در آن مقطع آنها به خواسته‌شان رسيدند؟خوشبختانه نه، مردم ما افرادي هنردوست هستند و به هنرمندانشان احترام مي‌گذارند چرا كه روح هنر را مي‌فهمند. ‌ زماني كه چهار و پنج سال غيبت داشتم مردم هر كجا من را مي‌ديدند با علاقه و لبخند به سوي من مي‌آمدند، انگار كه همسايه يا آشناي قديمي‌شان را مي‌ديدند كه چند سال از او بي‌اطلاع بودند. با كمي دلخوري مي‌پرسيدند آقا مهران كجا هستي؟ چرا خبري ازت نيست؟ ما دلمان برايت تنگ شده، من هم با آنها حسابي حرف مي‌زدم و متقاعدشان مي‌كردم كه در اين مدت از فشردگي و حجم بالاي كارهاي روتين خسته شدم. از طرفي فكر مي‌كردم شما هم از ديدن چهره من احساس تكراري بودن مي‌كنيد اين بود كه تصميم گرفتم براي مدتي حضوري كمرنگ‌تر داشته باشم. اينها را گفتم كه بگويم مردم من را فراموش نكرده بودند؛ هنوز هم دوست داشتند اما با ادامه پيدا كردن شايعات ممكن بود در دلشان شكي بيفتد يا...مردم به واسطه سريال شبانه «زير آسمان شهر» با شما نوستالژي دارند. اين سريال هنوز هم در ليست سريال‌هاي پربيننده سازمان قرار دارد. اگر از سريال‌هاي مهران مديري فاكتور بگيريم ما بعد از اين كار اثري را نداشتيم كه تا اين حد بتواند موفق باشد، چرا كه اين سريال جزو اولين كارهايي بود كه شكل آثار طنز را از حالت اپيزودي خارج كرد و به شكل داستاني كه در آپارتمان رخ مي‌دهد تغيير داد؟همين‌طور است كه گفتيد؛ سريال «زير آسمان شهر» اثري بود كه در زمان خودش حسابي گل كرد و به نوعي بنيانگذار سريال‌هاي طنز از اين دست بود. اين سريال توانسته بود مخاطبان پرشماري را به خود جذب كند و كاراكترهايي كه در آن سريال نقش‌آفريني كردند بعدها به يك كاراكتر محبوب تبديل شدند و شايد هنوز هم برخي از آنها نتوانستند محبوبيت آن دوران خود را تكرار كنند. خوشحالم هنوز اين كار در حافظه مردم جا دارد؛ چرا كه «زير آسمان شهر» توقع مردم را از كارهاي طنز بالا برد و به آنها نشان داد كه مي‌توان در اين زمينه خلاقيت داشت.شما علت موفقيت اين سريال را در آن مقطع در چه مي‌دانيد؟براي موفقيت يك كار نمي‌شود يك عامل را جدا كرد و گفت‌ مثلاً چون فيلمنامه خوب بود كار گرفت يا بازي‌ها آنچناني بود، كارگرداني يا... هر كدام از اينها شايد دليل موفقيت يك كار باشند اما نه به تنهايي... براي موفقيت يك كار بايد همه چيز آن درست سر جاي خودش قرار گرفته باشد؛ اين طوري است كه اثري موفق مي‌شود و شايد اگر يك جاي كار فقط بلنگد آن اثر ديگر موفق نباشد. «زير آسمان شهر» هم نمونه موفق يك تيم خوب، هماهنگ و يكدل بود؛ يادم است در زمان پخش اين كار آنقدر مردم به آن علاقه داشتند كه حتي خيابان‌هاي شهر خلوت مي‌شد. كم پيش مي‌آيد اثري تا اين حد موفق باشد. بعد از پخش آن سريال من گاهي آنقدر از جاهايي تقدير و تشكر شدم كه خودم هم تعجب كردم؛ مثلاً شركت تواناپر به من لوح سپاسي داد به خاطر اينكه در زمان پخش آن كار مصرف برق به طرز محسوسي كاهش پيدا مي‌كرد.چه جالب، سطح كارهاي طنز مدتي است كه به شدت نزول پيدا كرده است و در جاهايي به لودگي تنه مي‌زند؛ فكر مي‌كنيد علتش چيست؟سطحي كار كردن و اينكه طرف درك درستي‌ از طنز ندارد. طنز بايد يك پيام را با خودش به همراه داشته باشد؛ يعني پيامي را در قالب كنايه و خنده به مخاطبش القا كند تا از اين طريق تأثيرگذاري بيشتري داشته باشد اما لودگي فاقد اين موضوع است و صرفاً باعث مي‌شود فرد بخندد و پيام، حرفي ‌ براي گفتن ندارد. فكر مي‌كنم الان 80 درصد از كارهايي كه به اسم طنز ساخته مي‌شود لودگي است. اين موضوع هم قطعاً به ضرر سينماست و در مقطعي دودش به چشم‌مان مي‌رود، چون ما بايد مسيرمان را در طنز رو به تعالي داشته باشيم نه اينكه در جا بزنيم و دور خودمان بچرخيم، البته آدم در مقطعي به همين درجا زدن‌ها راضي است؛ چرا كه بيشتر كارهاي ما نوعي برگشت به عقب است. شما كارهاي چارلي چاپلين را ببينيد؛ سال‌هاي زيادي از زمان توليد آن مي‌گذرد. چارلي حتي ديالوگ هم ندارد اما با مخاطبانش به خوبي ارتباط برقرار مي‌كند. با اينكه به خط قرمزها هم احترام مي‌گذارد و هيچگاه آنها را رد نمي‌‌كند اين نمونه كامل فردي است كه اشراف كاملي به اوضاع جامعه و وضعيت زندگي مردم داشت و قادر بود آن را به زيبايي بيان كند.در آثار طنزي كه در كشورمان توليد مي‌شود فردي هست كه كارهايش را دوست داشته باشيد و احساس كنيد ذائقه مخاطب را به خوبي مي‌شناسد و دوست داشته باشيد با او كار كنيد؟ بله، مهران مديري فردي است كه از توانايي‌ بالايي براي ساخت كارهاي طنز برخوردار است. او نبض مخاطب را به خوبي مي‌شناسد و به سليقه آنها اشراف كامل دارد به همين خاطر است كارهايي را كه مي‌سازد در ميان مردم گل مي‌كند. اگر فرصتي پيش بيايد از همكاري با ايشان استقبال مي‌كنم.بخش زيادي از فيلم‌هاي سالانه در ژانر طنز توليد مي‌شود. با وجود تمام تلاشي كه عوامل در اين فيلم‌ها مي‌كنند اما اكثر آنها در خنداندن مردم ناموفق هستند و نمي‌توانند آنها را آن طور كه بايد بخندانند؟اشكال كار همين جاست؛ براي خنداندن مردم نبايد زور زد و به هر وسيله متوسل شد تا آنها به هر قيمتي بخندند. درست است ما بايد كاري كنيم كه مردم بيايند و فيلم‌هاي ما را تماشا كنند اما نه به قيمت از دست رفتن محتوا و كلاس سينماي كمدي. نبايد چون اسم طنز به ميان مي‌آيد هر كاري‌كرد، متأسفانه شرايط ما به گونه‌اي است كه تا كاري مي‌گيرد همه مي‌خواهند به تقليد از آن كار بسازند بدون اينكه در اين زمينه تخصص داشته باشند.يعني شما فكر مي‌كنيد علت اينكه آثار تلويزيوني ما دچار ضعف است به اين دليل است كه ما افراد كار بلد و متخصصي‌ در اين زمينه نداريم؟بله، بهترين كار اين است كه كمي روي فكر هزينه كنيم. ما كمدين‌هاي خوبي داريم و بايد روي فيلمنامه‌ها هم كار كنيم. متأسفانه در خيلي از فيلم‌هايي كه ساخته مي‌شود خيلي از كارگردانان، كارگردان‌هاي كمدي ساز نيستند و خيلي از نويسندگان هم نويسنده طنز نيستند؛ به خاطر اينكه تب كمدي‌سازي در ايران رواج پيدا كرده است به اين سمت مي‌آيند غافل از اينكه كار طنز يكسري ريزه كاري دارد كه فقط آنهايي كه در آن زمينه تجربه دارند مي‌توانند از پس آن برآيند.شما هم تجربه بازي در تلويزيون را داشتيد و هم سينما را؛ به نظرتان اساساً كاركردن در اين دو رسانه با يكديگر تفاوت دارد يا خير؟در سينما به دليل اينكه تصويربرداري روي نگاتيو انجام مي‌شود بازيگر و عوامل بايد حرفه‌اي‌تر رفتار كنند و بايد در بازي‌هايشان يكسري ريزه‌كاري را هم لحاظ كنند اما در تلويزيون قضيه كمي فرق مي‌كند؛ حجم توليدات تلويزيوني به مراتب بيشتر از توليدات سينمايي است و به همين خاطر بازيگر به دليل درگيري‌هاي كاري خسته‌تر مي‌شود و مي‌تواند از همه توانش در كار استفاده كند، ولي با اين اوصاف بازيگر تلويزيوني از ابزارهاي بيشتري براي برقراري ارتباط با مخاطب برخوردار است و شايد به همين خاطر است كه من حضور در تلويزيون را بيشتر دوست دارم؛ چرا كه مي‌توانم نفس به نفس مخاطب را كنار خودم احساس كنم و حداقل حسن كارهاي تلويزيوني آن است كه تا به امروز اكثر آنهايي كه در اين ژانر و در اين رسانه فعاليت كردند سابقه و تجربه اين كار را بيشتر دارند.يعني فكر مي‌كنيد سطح توليدات تلويزيوني در ژانر طنز به مراتب بالاتر از آثار سينمايي است؟بله، همان طور كه گفتم افراد كاربلدتري در اين حرفه هستند. مشكل بزرگي كه من در سينما دارم اين است كه بيشتر نويسندگان، نويسنده‌هاي طنز نيستند و كارگردانان هم در اين عرصه تبحر چنداني ندارند به همين خاطر است كه تلويزيون را به سينما ترجيح مي‌دهم.ولي شما در بيشتر آثار سينمايي كه حضور داشتيد آنها به كارهاي پرفروشي تبديل شدند؟بله، فيلم‌هاي «حلقه‌هاي ازدواج» و «دختر ميليونر» جزو كارهاي پرمخاطب بودند اما من هنوز روي حرفم هستم و كارهاي تلويزيوني را بيشتر دوست دارم.چند وقتي است كه در انتخاب بازيگران سريال‌هاي طنز مد شده است كه از نابازيگر‌ها استفاده مي‌شود، البته اين مسأله به خودي خودش بد نيست اما زماني سوال برانگيز مي‌شود؛ اين افراد كه غالباً افراد پا به سن گذاشته هستند در همان قالبي كه ابتدا با آشنا شناخته شدند كليشه مي شوند و ما دائم شاهد تكرار آنها در همان قالب هستيم.من در قسمت قبلي گفت‌‌وگو‌يمان به اين مسأله اشاره كردم كه عده‌اي احساس مي‌كنند خنداندن مردم كار راحتي است، به همين خاطر در آن سختگيري‌هاي مرسوم در كارهاي ديگر انجام نمي‌شود؛ در حالي كه كار جوك با كار كمدي زمين تا آسمان متفاوت است و خيلي‌ها متأسفانه اين دو را با هم اشتباه مي‌گيرند و مي‌گويند مثلاً فلان رفيق ما خيلي جوك است مي‌شود وارد كار طنز شود، به نظر من اينكه طرف مي‌تواند با حرف‌ها و حركاتش يكي دو نفر را بخنداند كه دليل نمي‌شود كمدين خوبي باشد. خب برخي از اين آدم‌ها به شكل تصادفي ممكن است در كاري موفق شوند اما دليل نمي‌شود كه چون يكبار در قالبي موفق بودند مي‌توانند مدام آن را تكرار كنند.من مخالف آمدن چهره‌هاي جديد به اين ژانر نيستم اما خب بايد بستري فراهم شود كه افراد مستعد شناخته شوند بعد هم از يكسري فيلترها رد شوند تا چهره‌هاي با استعداد وارد اين عرصه شوند نه.ظاهراً يكي از اركان موفقيت براي يك بازيگر طنز در كشور ما تسلط در بداهه گويي است در حالي كه اين مسأله در هيچ جاي دنيا به حد كشور ما رواج ندارد. همه چيز روي روال و بر اساس يك برنامه‌ريزي از پيش تعيين شده است. به نظر شما اصلا بداهه گويي به بالا بردن سطح طنز كمك مي‌كند يا نهمن خودم به بداهه‌گويي در طنز معتقدم و فكر مي‌كنم بداهه در كاري، 80 درصد در بهتر شدن كار طنز تأثير دارد. من با هر كارگرداني كه كار مي‌كنم آنها خودشان در همان ابتدا از من مي‌خواهند كه فيلمنامه را با دقت و تا به انتها بخوانم و بعد نظرم را روي كاغذ بياورم تا او در ساخت فيلم از اين نظرات استفاده كند. به شخصه اگر بداهه و خلاقيت‌هاي شخصي‌ام را روي كاغذ نياورم احساس مي‌كنم نمي‌توانم خوب بازي كنم و در اين صورت اصلاً از كارم راضي نيستم. بداهه‌گويي باعث مي‌شود بازيگر از خلاقيتش براي بالا بردن سطح كار استفاده كند.اما بايد پذيرفت كه در هيچ جاي دنيا كه صاحب سينما هستند تا اين حد بداهه‌گويي رواج ندارد و همه چيز طبق فيلمنامه پيش مي‌رود چون اگر در كار، هر كسي بخواهد ديالوگ خودش را به شكل بداهه بيان كند كه اصلا‌ سنگ روي سنگ بند نمي‌شود؟اين زماني رخ مي‌هد كه فيلمنامه كار توسط يك فرد واقعاً حرفه‌اي نوشته شده باشد و هيچ نقيصه‌اي نداشته باشد. مطمئن باشيد آن زمان من بازيگر واو به واو آن را اجرا خواهم كرد اما پيدا كردن فيلمنامه‌هايي اين چنين جامع و كامل در ژانر طنز مثل پيدا كردن سوزن در انبار كاه است. شما سال‌هاست كه در عرصه بازيگري فعاليت مي‌كنيد. از همان ابتدا هم ما شما را فقط در قالب طنز ديديم و هيچ گاه شما را در اثر جدي نديديم. اين مسأله علت خاصي دارد يا ...!؟خب من در اين قالب شناخته شدم و جا افتادم. اگر بخواهم تغيير ژانر بدهم بايد كاري باشد كه ارزش خطر كردن را داشته باشد. من دوست ندارم تصويري كه مردم از من در ذهنشان ساخته‌اند با حضور در يك كار ضعيف خراب شود به همين خاطر دوست دارم‌ در يك كار جدي ظاهر شوم كه از هر جهت اثري قابل اعتنا باشد. شما زماني يكي از پربيننده‌ترين مجموعه‌هاي طنز روتين را ساختيد. بدون ترديد خيلي‌ها انتظار دارند شما را بار ديگر در مقام كارگردان ببينند؟ اصلاً چه شد كه ما شما را ديگر در مقام كارگردان نديديم؟خب همانطور كه گفتيد من روزگاري اثري را ساختم كه 92 درصد بيننده داشت. بعد از اين كار ديدم نمي‌توانم كاري بسازم كه از «زير آسمان شهر» بهتر باشد پس كار جديدي نساختم، چون با ساخت اين سريال توقع‌ها از من بالا رفته و من نبايد اين توقع را پايين بياورم. احساس مي‌كردم بايد حال و هواي خودم هم براي كار مناسب باشد تا بتوانم يك كار خوب بسازم. ان‌شاء‌الله در سال جديد يك سريال روتين خواهم ساخت و تمام تلاشم را مي‌كنم كه كار متفاوتي ارائه دهم. اين روزها دارم روي فيلمنامه‌كاري كه در ذهنم است حسابي كار مي‌كنم؛ چرا كه معتقدم فيلمنامه اساس موفقيت يك كار است. سريال «زير آسمان شهر» از متن خوبي برخوردار بود كه توسط رضا عطاران نوشته شده بود. يادم است وقتي 10 قسمت اول را روي كاغذ خواندم متوجه شدم كه كار با استقبال زيادي روبه‌رو خواهد شد. ما قرار نبود يك كار پربيننده بسازيم بلكه مي‌خواستيم سريالي بسازيم كه اصطلاحاً منفجر شود و سر و صدا كند كه اين كار انجام شد. اتفاق در پربيننده شدن اين كار كمترين نقش را داشت؛ چرا كه همه چيز ما حساب شده و براساس برنامه‌ريزي بود. من بار ديگر دنبال چنين كاري نيستم و نمي‌خواهم با ساخت يك كار ضعيف خاطره خوش آن سريال را خراب كنم. شما هم تجربه كارگرداني را داشتيد و هم بازيگري؛ از ميان اين دو كدام يك را بيشتر مي‌پسنديد؟كارگرداني را...به خاطر اينكه خوش ژست‌تر است؟نه، بحث خوش ژستي و اين جور حرف‌ها نيست. در كارگرداني مسئوليت كل كار با شماست طبيعي است كه دستتان هم بازتر است چون مي‌توانيد كار را به ايده آلتان نزديك كنيد و براساس خواسته‌هايتان بسازيد، اما در بازيگري شما در تيم فرد ديگري هستيد و بايد مطابق افكار و خواسته‌هاي او خودتان را تطبيق دهيد، به همين خاطر است كه من كارگرداني را نسبت به بازيگري ترجيح مي‌دهم، هر چند كه فعاليت بازيگري من به مراتب بيشتر از كارگرداني است و يك جورايي حسابي به آن وابسته هستم.شهرت جزء لاينفك بازيگري است؛ با آن چطور كنار آمديد؟در مقابل كلمه شهرت مي‌توانم از كلمه عادت استفاده كنم. منظورم اين است كه من ديگر به شهرت عادت كرده‌ام و تبديل به جزئي از زندگي‌ام شده است. شهرت هم دردسر دارد هم شيريني‌هاي خاص خودش را. دردسرهاي جامعه وقتي به سمت من مي‌آيد كه احساس مي‌كنم از سوي جامعه درك نمي‌شوم و در وجود خودم خلأيي را احساس مي‌كنم‌ اصلاً اين تفكر درست نيست چون فلاني كار طنز انجام مي‌دهد مي‌توان به راحتي با او شوخي كرد؛ مثلاً مردم هيچ وقت با يك پزشك و يا مهندس يا وكيل نمي‌آيند در برخورد اول شوخي كنند اما در برخورد با يك كمدين حتي زماني كه در بيمارستان و شرايط بدي او را مي‌بينند دوست دارند با او شوخي كنند و بخندند در حالي كه ... فكر مي‌كنيد در عرصه بازيگري ما سوپراستار داريم؟سوپر استار شايد به آن معني و مفهومي كه در دنيا است نداشته باشيم اما خب افرادي را داريم كه ستاره هستند. به نظر من ستاره شدن يا ستاره بودن فقط مختص به بازيگر نيست، يك فرد مي‌تواند در هر عرصه ستاره شود. به نظرتان خنداندن مردم به واسطه فيلم‌هاي كمدي نسبت به قبل سخت‌تر شده است؟سخت‌تر شده به دليل اينكه مردم سطح سليقه‌شان به واسطه تماشاي فيلم‌هاي كمدي مختلف بالاتر رفته و به قولي همه راه و روش‌هايي كه سازنده‌ها براي خنداندن مردم به كار مي‌گيرند را بلد هستند؛ به همين خاطر به راحتي در مقابل هر حركت يا ديالوگي نمي‌خندند. در كل به عقيده من خنداندن مردم كار سختي است چون كه سليقه‌هاي متفاوتي وجود دارد و راضي نگه داشتن آن همه سليقه كار راحتي نيست. اينكه مي‌گويند كمدين‌ها در زندگي عادي‌شان افراد شادي نيستند صحت دارد؟كمدين‌ها مثل انسان‌ها هستند و زندگي‌شان پر از لحظات شاد و غمگين است. از آنها نبايد انتظار فرا انساني داشت و از آنها متوقع بود تحت هر شرايطي لبخند بزنند. خب بعضي‌ها معتقدند كمدين‌ها چون از شرايط سخت جامعه و مشكلات مردم مطلع هستند لحظه‌اي كه جلوي دوربين قرار مي‌گيرند براي كمك كردن به فراموش شدن مشكلات مردم مي‌خندند. شايد بخشي از اين حرف درست باشد اما من باز هم به اين معتقدم كه آنها در زندگي شخصي‌شان يك فرد عادي هستند با داشتن قابليت‌هاي يك فرد عادي. با اينكه امسال سال نسبتا‌پركاري را پشت سر گذاشتيد اما همچنان مردم سريال «زن بابا» را در رأس كارهاي محبوب امسال شما قرار مي‌دهند؟زن بابا از تيم خوبي برخوردار بود. من قبلاً با سعيد آقاخاني تجربه همكاري و دوستي داشتم. حضور او به من انگيزه مضاعف براي اين كار داد و چون عوامل به خوبي انتخاب شده بودند و فيلمنامه كار هم قوي و مردم پسند بود كار پرمخاطب شد. نظرت راجع به سريال‌هاي روتين چيست؟در كل به خاطر ميزان مخاطب و اثرگذاري‌اش مساعد است اما خب معمولاً شتابزدگي در اين كارها باعث مي‌شود كه كل كار تحت تأثير قرار بگيرد. متأسفانه چند وقتي است با اينكه تلويزيون مناسبت‌ها را مي‌داند اما سفارش كارها را مي‌گذارد براي دقيقه 90 كه باعث مي‌شود به دليل حجم بالاي كار از كيفيت آن كاسته شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار