نفيسه ابراهيمزاده انتظام- او ميگويد: معاملهاي هم اگر باشد با خداست نه با خلق خدا. او راست ميگويد. در آرمانشهري كه او به خاطر ساختنش از تمام دنياي مستي، پارههاي خم را برگزيد، هيچ بيحجابيبه بهانه رسيدن به تمدن وجود نداشت و بانوانش در ملأ عام بر طبل بيحجابي نميكوفتند. هيچ كجاي نقشه شهر و كشوري كه او با تكههاي بدنش آن را حفظ كرد كسي سگ به بغل از ارزشهاي اعتقادي و انقلابي سان نميديد. صحبت از جانبازان است. شهدايي كه تاريخ براي ما تكرارشان ميكند كه يادمان باشد «شهادت هنر مردان خداست.»مرداني كه در آشفته بازار دنيا آلود كمتر كسي صدايي از آنها ميشنود و سراغي از آنها ميگيرد مگر به بهانه روزي به نام روز جانباز. كساني كه قسمتي از بدنشان را به پيكر اين سرزمين دوختهاند تا بماند. جانبازي كردهاند تا بماند. تا الگوي زنده و عملي باشند براي آموزش جانبازي. جانبازي در عرصه خدمت. آئينهاي هميشگي براي تعميم ايثارگري جامعه و دولتمردان در عرصه خدمت. درست است، آنقدر نگاهمان به شهوت شهرت و ثروت آلوده است كه سختتر از قبل معني ايثار را ميفهميم. شايد تنها كسي كه درد نفسي كه قرار بود آمدنش ممد حيات و برآمدنش راحت جان باشد را درك ميكند همسر جانباز باشد. هم او كه در ثواب ايثارگري مردش شريك است و عجب سجدهگاهي است دستان بيادعاي بلند همتش. جانباز شهيد زنده است. براي شهادت آنچه كه به حس كردن ميارزد و در نگاه نميگنجد. خودشان كه ميگويند با خدا معامله كردهاند. اما در شهادت نامه اين معامله كسي پاي ارزششكني، بيحجابي، بيقانوني، مسجدهاي خالي و ماهوارههاي روشن را امضا نكرده است. جسارت نميكنم كه از تبصره 2 ماده 39 لايحه ايثارگري بگويم كه يك تايپيست اضافه و كمش كرده. از هزينه درمان و زندگي و درصد جانبازي و سرفههاي خشك و ويلچر و خانهاي در طبقه چهارم ساختماني بيآسانسور. از خياباني كه به همت او امروز هست اما جايي بهاندازه عرض صندلي چرخدار او ندارد و از سرعت ماشين 100 ميليوني آقازادهها که جز تأسفي برايش باقي نمي گذارد. در دنيايي كه او جانباز شد؛ نه در بهشتي كه امام خميني(ره)، او و همقطارانش را در آن شريك كرده بود، پر بود از عمار و جعفر و هيچ امامي دنبال عمارش نميگشت. ميدانم تلخي كلامم شايسته ستايش بزرگواري واژه ايثار و جانبازي نيست. به راستي تنها فرشتگاني كه بر بسترش طواف ميكنند و شمار سرفههايش را دارند و ويلچرش را بر بالهاي خود حمل ميكنند ميتوانند از اجر عظيم ايثارش بگويند. خوش به حالش كه هنوز از دنياي ما دور است. بگذار او قضاوت كندكه آيا از عرصهاي كه براي بودن و خدمت در كشور فراهم كرده است خوب بهره بردهايم؟ آيا در سجادهاش دارويي براي نسيان گاه و بيگاه ما دارد؟ قهرمان وطنم كاش تعريف واژه ايثار، ايستادگي، جانبازي و شهادت به يك روز منتهي نميشد.