محمد ایوبیمهریزیبعثت انبیاء عظام همواره یک نشانه بزرگ برای همه بشریت تلقی میشده؛ نشانهای که بشریت به وسیله آن درمییافته که همواره مشمول هدایت و رحمت خدای خویش است اما در این میان بعثت پیامبر خاتم دارای ویژگیها خاص خود است.رسول اکرم (ص) مبعوث میشود و با بعثت او قرآن متولد میگردد؛ قرآنی که به مهر خاتمیت قرار است آخرین نسخه سعادت بشری باشد.بعثت پیامبر خاتم از این رو یک نقطه عطف برای جریان هدایت است. از سوی دیگر در حدیثی گرانقدر رسول عالی مقام اسلام میفرمایند: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق یعنی همانا من برای تکمیل سجایای اخلاقی برانگیخته شدم.گویی هدف رسالت پیامبر که در قرآن کریم،آمده است چیزی جز اخلاق نبوده و نیست. اخلاق و ارزشهای انسانی به این تعبیر روح قرآن کریم است و عصر قرآن بدون اخلاق عصری بدون روح و پیکرهای بیجان تلقی میشود.تاریخ سراسر مجاهدت پیامبران نیز حاوی چنین معنایی است که محتوای تعالیم وحیانی چیزی جز برقرار کردن یک جامعه اخلاقی و ارزشی نبوده است.چه بسا انسانهای ظاهراً با ایمان که از چنین روحی بی بهره بودند و سرانجام بیایمان از دنیا رفتند و افراد بیایمانی که به واسطه تخلق به اخلاق الهی، سرانجام راه هدایت را از تاریکی بازشناخته و با ایمان شدند.چنانکه در برخی احادیث اشاره شده که کافر خوشاخلاق از مؤمن بداخلاق در دستگاه پرعظمت حضرت باری گرامیتر است. چه بسا اخلاق خوب مشرک او را به گوش کردن درست پیامهای حق رهنمون شود و اخلاق بد اهل ایمان دیگران را از مرام حقه گریزان کند. به مانند آن شعر معروف که میگوید: گر تو قرآن بدین نمط خوانی/ ببری رونق از مسلمانی.قرآن کریم، متولد میشود و بالاترین پیام اخلاقی را به جهانیان عرضه میکند که بالاترین معنا نیز بدون اخلاق نیکو قابل انتقال و ابلاغ نیست.آیهای که به پیامبر خاتم خطاب میکند که: ای پیامبر اگر تو خشن و سنگدل بودی مردم از پیرامونت پراکنده میشدند (و چه بسا حقایق کلام تو را نمیپذیرفتند) یا در جایی به مسلمانان توصیه میکند که: لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه یعنی به تحقیق در فرستاده خدا برای شما سرمشقی نیکو است و زمانی که میخواهد این سرمشقها را نمایان کند و فرستاده خود را بازشناساند، میفرماید: انک لعلی خلق عظیم یعنی ای پیامبر به راستی که برای تو اخلاق نیکو بسیار بزرگی است.یا در آیات دیگری که میفرماید: یکی از منتهای خدا بر مسلمانان این است که پیامبری از میان خودشان مبعوث شد که سختی و دشواری مردم برای او بسیار سخت و دشوار است و بر همکیشانش مهربان و رئوف است.باری چنین روح بزرگ و اخلاق شایستهای است که اسلام را با تمام محتویاتش بارور میکند و نام پیامبر را تا جاودانه تاریخ گسترده و سرفراز میدارد. تا آنجا که دینش در سراسر گیتی پراکنده شود و این وعده قرآن کریم است.اگر بخواهیم به این دید، به موضوع تولد قرآن به عنوان گرانسنگترین یادگار الهی در زمین و پیامبر به عنوان بزرگترین و کاملترین نوع بشر و دردهای امروز جامعه جهانی پیوندی برقرار کنیم میبینیم که بعثت و برانگیخته شدن پیامبر هنوز هم سرشار از پیامهای ناب برای آدمیان و در برگیرنده حرکتهای بزرگ برای نجات بشر از درهم تنیدگیهای زندگی خود است. برخی از پیامها به شرح ذیل است:الف) قرآن کریم محتوای عالیترین پیام از برترین فرستنده (خدای بزرگ ) به اشرف مخلوقات خود یعنی انسان است.کسی نمیتواند برتر از محتوای قرآن را بیاورد و این دعوی است که از سوی خدا بیش از 14 قرن بیپاسخ مانده است، اما با این حال نمیتوان منکر شد که نقش پیامبر در ابلاغ این محتوای بزرگ و شگفت آور چقدر مهم است.پیامبر به بیان امروز ما رسانه این پیام است؛ رسانهای که میخواهد پیام را با ضریب القایی چشمگیر به مخاطب منتقل کند و این القای بالا بدون اخلاق حسنه او میسر نخواهد بود.این مطلب نشان میدهد که بدون رسانه خوب پیام ارزشمند نیز نمیتواند به گونهای که شاید و باید عمل کند و مثمر ثمر باشد. این مطلبی است که امروزه بسیاری از نهادهای فرهنگی و مذهبی ما از آن رنج میبرند و به عبارتی،درد امروز کار فرهنگی محسوب میشود.شاهکلیدهای رفتاری پیامبر در نوع فعالیتهای فرهنگی امروز جزو فضیلتهای فراموش شده یا در حال فراموشی است.پیامبر رسانهای است که عالیترین محتوا را دریافت کرده و بدون کم و کاستی به کمفرهنگترینهای بشری منتقل میکند و پیام رسالت او ماندگار میشود.شاید اگر هر یک از ما بودیم با نگرهای که به جغرافیای انسانی جزیرهالعرب داشتیم این مفاهیم عالی را در سطح ذهنیت ایشان فرو میکاستیم ولی پیامبر رسانهای است که این کار را بدون کم و کاست جلو میبرد.امروزه از بزرگترین مشکلات رسانههای فرهنگی ما چنین دستکاریهای سلیقهای در ساختار پیامهای اصیل است که اتفاقا پیام را از اثر و پایداری لازم دور میکند.ب) قرآن کریم بالاترین پیام است اما بالاترین پیام نیز باید از رسانهای منتقل شود که روح اخلاق و درست برخورد کردن در وی حلول داشته باشد.این اصل امروز هم یکی از لوازم کار فرهنگی است و چه پیامهای خوبی که به خاطر ارائه نادرست ابتر و ناتمام میماند؟ج)پیامبر اکرم(ص) آغازگر یک نهضت اخلاقی در جهان است و جامعه را از نوزاد کشی،ظلم، دروغ، حقخوری و ظلم باز میدارد.سؤال این جاست که اگر آن وجود نازنین از آنچه بدان امر میکند بی بهره باشد،چگونه خواهد توانست این پیام را با زبان و قلم و رفتار به اطلاع هم کیشان خود برساند.حضرت محمد صلیاله علیه و اله از این رو یک مجسمه و یک نماد برای همه آن چیزهایی است که بدان امر میکند و این اصل یکی از مهمترین اشکالات امور فرهنگی و ابلاغ کارهای درست و شایسته امروز ما در زمینه ابلاغ پیام است. امروزه مطالبه حقی وجود دارد که کارگزاران فرهنگی خود به نسبت عامل فرهنگی باشند و رفتار و کلام و منش ایشان بتواند جریانهای ناب فرهنگی را به سوی آنها رقم بزند.بیتردید خودسازی رمزی است که باید از حرا و جبلالنور آموخت تا لیاقت کار فرهنگی و ابلاغ رسالتهای شایسته را پیدا کرد.د)امروز مهمترین دردهای بشری نزدیکتر شدن به حوزه اخلاق است. جهان از بیاخلاقی و بیبندو باری در اکثر عرصهها رنج میبرد و زمانی است که از این میان دوباره باید خروش پیامبر از میان کلام خدا بیرون کشیده شود و دوای دردهای آلام بشری از این منظر بتواند کمک شایانی کند.امروزه به جای زنده به گور کردن دختران، سقط جنین متعارف شده.به جای نکاح باطل و غیراخلاقی عرب جاهلی فساد و آزادی جنسی در جهان تبلیغ میشود و به جای سحر و جادو و آدمی در هیپنوتیزم تبلیغات در بند دجال گونه رسانههاست.این بار دوباره قرآن است که با نهیب فاین تذهبون دوباره انسان را به خود میخواند و به او روح تقوا را میآموزد تا دچار گسیختگی بیش از این نشود.رسول را باید دوباره یافت و اخلاق و آرمانها و عملش را برای همگان فریاد زد...