حسین فصیحی : جلسه محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد. ذبیحزاده نماینده دادستان در این جلسه بزه انتسابی به متهم(علی) را محرز دانست و خواستار مجازات او شد. اولیای دم نیز درخواست قصاص کردند.
متهم در ادامه به جایگاه ویژه فراخوانده شد. او گفت: ارتکاب قتل عمد را قبول ندارم. او به دادگاه گفت: من 35 سال پیش سرمایه خوبی داشتم و مشغول تجارت بودم. در آن زمان مقتول اوضاع اقتصادی مطلوبی نداشت و به دلیل علاقه و رفاقتی که با او داشتم، تصمیم گرفتم با کمک به او شرایط را برای ترقیاش فراهم کنم. من 150 هزار تومان به او دادم تا ضمن ازدواج با فعالیت در یک حرفه کار مناسبی نیز برای خودش فراهم کند. من به او کمک کردم تا با اجاره دفتری در صنف آهنفروشی مشغول کار شود. از آن پس به ندرت ارتباط ما با یکدیگر کمرنگ شد و پس از گذشت سالها اوضاع اقتصادی من رو به افول گذاشت. من صاحب دختران بیماری شده و برای درمان آنها نیازمند پول شدم. سال گذشته تصمیم گرفتم به سراغ مقتول – محمد - بروم و پولی که سالها قبل به او داده بودم مطالبه کنم. با توجه به اینکه 150 هزار تومان با برآورد روز مبلغ 50 میلیون میشد او از دادن پول طفره میرفت و همواره پرداخت آن را به روز یا زمان دیگری موکول میکرد.
متهم در ادامه گفت: یک روز محمد به من گفت که همسرم از ماجرای 150 هزار تومان خبر ندارد. او گفت: تمام سرمایهاش در دست پسرانش است و خانهاش هم به نام همسرش است، اما به من قول داد پولم را ظرف یک هفته پرداخت کند، اما با گذشت یک ماه از او خبری نشد.
متهم گفت: یکی از بستگانش که از اختلاف ما باخبر شده بود تنها راه دریافت طلبم را متوسل شدن به تهدید عنوان کرد و من دریافتم که این تنها راه ممکن برای رسیدن به طلبم است.
متهم گفت: من اسلحهای که سالها از پیش داشتم برداشتم و راهی خانه محمد شدم. او به همراه پسرش سوار بر خودرو زانتیا در حال خروج از خانه بود که من داخل ماشین نشستم و بار دیگر از او خواهش کردم پولم را به دلیل مشکلات عدیدهام پرداخت کند.
پسرش به من گفت: بهتر است برای حل مشکل به کلانتری برویم. از آنجا که خانهشان نزدیک کلانتری بود او از خودرو پیاده و راهی کلانتری شد.
من برای اینکه به او بفهمانم تهدیدم جدی است اسلحه را به سمت او گرفتم. پسرش دستان مرا گرفت و در این گیر و دار تیری از اسلحه شلیک و به او اصابت کرد. متهم در آخرین دفاع از خود گفت که من قصد دریافت طلبم را داشتم که به قتل منجر شد و اولیای دم در حال حاضر باید طلب مرا پرداخت کنند.
قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و پس از مشاوره با مستشاران با بررسی محتویات پرونده متهم را به قصاص محکوم کرد.