ابراهیم زاهدیمطلقپیش ازبحث:وقتی دیدارهای رهبرانقلاب در10 ماه گذشته با هنرمندان و اهالی فرهنگ و قلم به چندین برابر دیدار با اعضای دولت یا سایر اقشار میرسد، پیامی دارد که اگرهیچ کس درک نکند، خود اهالی هنر به صرف هنرمند بودن باید هنر درک آن را داشته باشند. یک: سال 78 بود و یکی از آن دیدارهای نسبتاً خصوصی نویسندگان و یکی دو نفر هم از سینماگران با رهبر انقلاب؛ آن روز حضرت آقا مسائل مهمی را که آن روزها کشور درگیرش بود شرح دادند؛ از تهاجم فرهنگی تا شبیخون فرهنگی و از مسائل مبتلا به دوران مشروطه - که بسیار مورد توجه ایشان است و اهتمام دارند که همه اهل هنر و قلم وقایع آن برهه را بخوانند و بدانند تا استعمار مجدداً بر ما و ملت ما همان مسائل را فرود نیاورد - تا بر دار کردن ملت و شیخ و. . . . اما نکتهای که از آن روز به یاد من مانده و هر بار نوشتنش به تأخیر افتاده، این جمله است که با جدیت به نویسندگان گفتند (نقل به مضمون): اینجا از گروههای مختلف میآیند؛ از دولت و سیاسیون تا صنعتگران و... ما از هر کدام از گروهها یک مطالبهای داریم. از شما نویسندگان هم مطالبهای دیگر... بعد شرح مفصلی دادند از ماجرای اختلافافکنی در ماجرای مشروطه و از بین بردن سران و رهبران مردم تا آنجا که هرگروه به دفع و کنار رفتن دیگری از صحنه راضی شد و سر آخر آن که این ماجرا از نظر ایشان شبیخون فرهنگی بود در زمان خودش. حالا ما باید شیوه شبیخون فرهنگی دوره خودمان را بشناسیم. دو: شنبه که دیدار رهبر انقلاب با جمعی از مدیران سیما و تهیهکنندگان، کارگردانان، بازیگران و سایر دستاندرکاران هنرهای نمایشی در شبکههای خبری و خبرگزاریها منتشر شد، اول شروع کردم به حساب کردن و جمع زدن که این چندمینبار است در طول10ماه گذشته که رهبر انقلاب به مناسبتهای مختلف با هنرمندان (اعم از سینماگر یا نویسنده و... ) دیدار میکند. وقتی به رقم بالای 5 رسیدم، شروع کردم به محاسبه اهمیت فرهنگ نزد ایشان و اهتمام عالیترین مقام سیاسی که در 10 ماه گذشته شدیدترین هجومها و پیچیدهترین ترفندهای براندازانه را پس از جنگ تحمیلی دیده است. با این وجود، به جای دیدار با سیاسیون یا نظامیان، چندباره با اهل هنر و فرهنگ دیدار کردهاند. تعدد دیدارهای رهبر انقلاب با اهل فرهنگ و هنر - به ویژه سینماگران - و نسبت غیرقابل مقایسه آن با دفعات دیدار با سایر دستاندرکاران دولت و یا سایر مشاغل و اهل صنعت یا هر حرفه و تخصص نشان دهنده جهت نمای رهبر است برای شناخت ابزار دشمن در جنگ ناملموس. خصوصا ً رهبری که میگوید «کشور را در همه حال سیاستمداران اداره کردهاند اما در بحرانها همیشه سرداران نجات دادهاند.» حال این دیدارها حکایت از آن دارد که جنگ امروز را نه سیاستمداران اداره میکنند و نه نظامیان صحنههای جنگش را طراحی میکنند. بلکه شرح وظایف سیاستمداران به شناسایی ابزارهای دشمن تغییر مسیر داده و عملکرد نظامیان هم در طراحی و آرایش این کالک جنگی دگرگون شده است. این را با تماشای فیلمهایی که به اکران سینماهای جهان میرسند یا سریالهایی که به شبکههای تلویزیونی تقدیم میشوند، میتوان فهیمد. اگرچه در جمع بسیاری از سادهلوحان سینمایی ما، هنوز این شعار غرب طرفدارانی دارد که هنر را با سیاست چه کار؟! امروز، شبیخون فرهنگی نه در عرصه سیاسی و نه در عرصه نظامی، بلکه با امتزاج سیاست و نظامیگری در قالب هنر و سپردن آن به یک سناریست قوی، بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون در حال رخ دادن است و به همین دلیل هم تأکید رهبر انقلاب خطاب به هنرمندان سینما و تلویزیون بر این نکته است که: اگر شما در آثار خود با هوشیاری و دشمنشناسی، ایستادگی تاریخی ملت ایران را به زیبایی ترسیم کنید، خود قهرمان یک داستان حقیقی میشوید و اثر نمایشی شما نیز مطمئناً جذابتر و گیراتر خواهد بود و این مسالهای است که از جامعه هنرمندان و به ویژه هنرمندان فعال در صدا و سیما توقع میرود. سوم: جمله بسیار زیبایی دارد مرحوم حسنین هیکل نویسنده و روزنامهنگار معروف مصری که به دلیل اهمیتش بارها استفاده کردهام؛ او درباره حضرت امام خمینی(ره) و اندیشههایش میگفت: امام توپخانههای بزرگ را (کنایه از اندیشه و چشماندازهای انقلابی امام خمینی) در اختیار دارد. اما پیاده نظام خوبی ندارد. (در جنگ وظیفه توپخانهها درهم کوبیدن مواضع و استحکامات دشمن است و وظیفه پیاده نظام هم استقرار در مواضع دشمن و تحکیم مواضع به دست آمده.) نویسنده مصری میگفت امام با آن نفوذ کلام و قدرت بیان بر اندیشههای انحرافی و باطل دشمنان میتازد اما شما (یعنی ما) آن اندیشهها را پیگیری نمیکنید. به همین دلیل بازهم دشمن به مواضع از دست داده باز میگردد. چهارم: یکبار دیگر میتوان دیدارهای رهبرانقلاب را با اهالی فرهنگ در این 10 ماه مرورکرد؛ کدام مواضع در هم کوبیده شده و کدام مواضع به تسخیر درآمده و در آن تحکیم مواضع شده است؟