
وحيد حاجيپور - با پير شدن چاههاي نفتي کشور، ضرباهنگ هق هقهاي نفتي مخازن هيدروكربوري کشور نظم بيشتري به خود ميگيرد و از همين روست که هشدارها براي کاهش توليد نفت ايران از هر سو شنيده ميشود. چند روز گذشته بود که پادشاه عربستان اعلام کرد که توسعه ميادين جديد را متوقف کرده است تا با برجاي گذاشتن ذخاير نفتي براي نسل آينده اعراب، از تمام توان توليد چاههاي قديمي بهره گيرد. اين در شرايطي است که کارشناسان نفتي بر اين باورند که ايرانيها روشهاي ثانويه توليد را به حال خود رها کرده و تنها به فکر اکتشافات جديد هستند. دليل اين ادعا نيز ضريب پايين برداشت از مخازن نفتي ايران است که رقمي بين 22 تا 25 درصد است. دکتر محمد کرامتي رئيس پژوهشکده مطالعات مخزن در پژوهشگاه صنعت نفت در گفت و گو با «جوان» به تشريح وضعيت مخازن کشور ميپردازد و در نهايت به اين نتيجه ميرسد که با تجميع فعاليتها در امور ازدياد برداشت ميتوان گامهاي خوبي براي توليد حداکثري نفت با لحاظ کردن توليد صيانتي برداشت. وي پايين بودن ضريب برداشت را به ساختار مخازن ايران مربوط ميداند.
ميگويند مخزنهاي نفتي مان خيلي زود رنج و پرناز هستند. تأييد ميکنيد؟بله، مخازن نفت ايران يکي از پيچيدهترين و مشکلسازترين مخازن دنيا به شمار ميروند. در برداشت نفت از اين مخازن بايد نهايت دقت و صيانت به کار گرفته شود چرا که براثر وارد آمدن فشار بيش از حد روي مخزن به منظور توليد بيشتر نفت، مخزن اصطلاحاً قهر و نفت درونش مهاجرت کرده و ضربه بزرگي به ثروت بالقوه کشور وارد ميکند. اين رفتار تنها مختص مخازن نفتي ماست؟تقريباً همينطور است. بافت مخازن ما بسيار فني بوده و کار کردن روي آنها شرايط و دانش بالايي را ميطلبد. شما در هيچ يک از نقاط نفتي جهان نميتوانيد مخازني را بيابيد که مانند ايران تا اين حد اهل ناز باشند كه براي توليد از آنها بايد تمام جوانب کار را در نظر گرفت. شايد اينگونه القا شود که با توجه به تجربه صد ساله ايران در برداشت از مخازن خود، توليد نفت براي آنها سادهتر شده که ذهنيت اشتباهي است. ايران هماکنون با داشتن 137 ميليارد بشکه ذخيره قابل استحصال نفت، بايد تلاشهاي بسياري براي برداشت از اين ذخاير صورت گيرد، زيرا در شرايط کنوني غالباً برداشت از بخشهاي آسانتر مخزن انجام شده و بخشهاي سختتر آن باقي مانده است. بسياري از مردم بر اين باورند که ما روي نعمتي خوابيدهايم که وضعيت کشور را در دنيا از همه صادرکنندگان نفت بالاتر قرار داده در حالي که وضعيت مخازن نفت ما، بسيار سختتر از بقيه کشورهاست. مايلم براي وسعت ديد مخاطبان فرق مخازن کشور با مخازن ديگر کشورها را تشريح کنيد. اتفاقاً همين ديدگاه به وجود آورنده انتقادهاي ناحقي عليه صنعت نفت شده است و بسياري بر اين باورند که ميداني کشف شده و با حفر چند چاه توليد نفت به سرانجام ميرسد در حالي که اين طور نيست. فقط کافي است به تشريح مخازن پرداخته شود تا سختي کار در صنعت نفت ايران با ديگر کشورها مشخص شود. به طور کل مخازن نفتي به دو دسته کربناتي و ماسه سنگي تقسيم ميشوند. در زمين شناسي نفت يکي از تخصصهاي مهم که توسط زمينشناسان و مهندسين حفاري بسياري مورد توجه قرار گرفته است، نحوه استخراج نفت از چاه است که در اينباره ابتدا انرژي طبيعي موجود در مخزن را نسبتاً به نوع سنگ ذخيره (ماسهاي - کربناتي) مشخص ميكنند و سپس نسبت به برداشت کامل از چاه با به کار بردن روشهاي پر هزينه و نيز تزريق بخار يا گاز نظر ميدهند. مخازن ماسه سنگي داراي ضريب بازيافت بالايي در برداشت هستند به طوري که کشورهايي که از اين نوع مخزن برخوردار هستند نفت شيرين و سبک دارند و يک قدم از ديگر توليد کنندگان نفت جلوتر هستند. با ضريب بالاي برداشت؟بله، در اينگونه مخازن ضريب برداشت تا 60 درصد هم رسيده است. كه بسيار رويايي است اما چنين اتفاقي در مکزيک رخ داده است ضمن اينکه نبايد فراموش کرد رفتارهاي اينگونه مخازن قابل پيشبيني و بسيار ساده است. پس بهرهبرداران به هيچ عنوان نگران اين موضوع نيستند که مثلاً با افزايش يا کاهش برداشت عکسالعمل مخزن مثبت خواهد بود يا خير، چرا که به خوبي ميدانند بهترين و قابل پيشبينيترين مخازن دنيا را در دست دارند. در حالي که در ميدانهايي كه بافت مخازنشان کربناتي است چنين خصيصهاي به هيچ عنوان ديده نميشود، آن هم زماني که مخازن کربناتي شکافدار باشند. بين مخازن نفتي، ماسهاي بهترين وکربناتي سختترين و بدترين مخزن شناخته ميشود. کشورهاي حوزه آمريکاي لاتين، مرکزي و شمالي و بخشي از آفريقا داراي مخازن ماسهاي بوده و کشورهاي حوزه خليج فارس بيشتر مخازنشان که حدود 90 درصد برآورد ميشود، کربناتي به شمار ميآورند. حالا خود اين کربناتيها هم خود به چند دسته تقسيم ميشوند که پيچيدهترين نوع آن در ايران قرار دارد. از مخازن شکافدار ميگوييم. پيش از اينکه به مخازن شکاف دار بپردازيد، بفرماييد که چه تفاوتي ميان تحليل و نفوذ پذيري( دو شاخص مهم در ميزان توليد نفت) اين دو نوع وجود دارد؟تحليل و نفوذپذيري اين دو مخزن بسيار با هم فاصله دارند به طوري که کشورهايي که از مخازن ماسه سنگي برخوردارند توليد نفت و درصد بازيافتشان چندين برابر مخازن ايران است. در برخي از اظهار نظرها شنيده ميشود که مثلاً چرا ميانگين ضريب بازيافت مخازن در ايران 24 درصد است و در عربستان 36 درصد. پاسخ به اين پرسشها کاملاً فني است و افرادي که اهل فن هستند به خوبي ميدانند که نوع مخازن ما بيشتر از اين جواب نميدهد. البته تلاشهاي زيادي در پژوهشگاه صنعت نفت و ديگر شرکتهاي نفتي در حال انجام است تا با بهرهگيري از تکنولوژيهاي روز بتوانيم اين رقم را افزايش دهيم. براي درک بهتر اين مطلب بايد گفت مخزن هيدروکربوري ساختاري است تحليل و نفوذپذير در زيرزمين که انباشتي طبيعي از هيدروکربورها را به صورت مايع يا گاز در خود جاي داده و بهوسيله سنگهاي غيرتراوا از محيط اطراف مجزا شده است. در توصيفي ملموستر ميتوان مخازن هيدروکربوري را به بادبادکي پر از هوا تشبيه کرد که پوسته اين بادبادک نقش همان سنگهاي غيرتراوا را بازي ميکند و به محض سوراخ کردن اين محيط متعادل سيالهاي مخزني (همچون هوا که به سرعت از بادبادک خارج ميشود) توسط نيروهاي هيدروليکي به درون چاه رانده ميشوند. البته قدرت اين رانش طبيعي همزمان با توليد از مخزن کاسته ميشود، چنانکه براي نمونه گفته ميشود مخازن ايران به طور متوسط سالانه 8تا 10 درصد افت طبيعي فشار مخزن و افت دبي توليد از چاه دارند. پس کاهش توليد هم روندي طبيعي است؟همين طور است، نگاه کنيد براي توليد نفت از يک مخزن بايد سه مرحله را در نظر گرفت. مرحله اول توليد طبيعي است که هنوز هم در چندين مخزن از جمله اهواز که مخزن بسيار خوبي است، ديده ميشود. مرحله اول بازيافت پس از عمليات حفر چاه و اصابت آن به مخزن نفت، به دليل فشار زياد موجود در مخزن، جريان نفت به سوي دهانه خروجي چاه سرازير ميشود. اين مرحله از استخراج که عامل آن فشار داخل خود مخزن است به «بازيافت اوليه نفت» موسوم است. با افزايش توليد و کاهش فشار، سرعت توليد نيز کاهش مييابد تا اينکه فشار به حدي ميرسد که ديگر نفت خارج نميشود. در اين مرحله ممکن است، تنها ?? تا ?? درصد کل نفت مخزن استخراج شود. علاوه بر فشار مخزن، عوامل ديگري مانند خواص سنگ مخزن و ميزان تحليل آنها و نيز دماي مخزن نيز در ميزان توليد مؤثرند. مرحله دوم بازيافت که در ايران به کار گرفته شده است. از روشهاي مؤثر در مرحله دوم يکي «سيلابزني آب» و ديگري «سيلابزني گاز» يا «تزريق گاز» است. در روش سيلابزني آب، آب با فشار زياد، از طريق چاههاي اطراف چاه توليد نفت ، وارد مخزن شده و نيروي محرکه لازم براي استخراج نفت را به وجود ميآورد. معمولاً در اطراف هر چاه نفت، چهار چاه براي تزريق آب وجود دارد. لازم به ذکر است تزريق «بخار آب»، دما را افزايش و گرانروي را کاهش ميدهد. در اين روش که از بخار آب به جاي آب استفاده ميشود، با کاهش گرانروي نفت، جريان آن راحتتر صورت گرفته و سرعت توليد بالا ميرود. در روش سيلابزني گازي، گاز (مانند گاز طبيعي) با فشار زياد به جاي آب وارد مخزن شده و نفت را به طرف چاه خروجي به جريان مياندازد. اما پس از استخراج به کمک روشهاي مرحله دوم هنوز هم ?? الي ?? درصد نفت ميتواند به صورت استخراج نشده در مخزن باقي بماند. در اينجاست که استخراج نفت به کمک روش مرحله سوم صورت ميگيرد. يکي از روشهاي مرحله سوم تزريق محلول «مايسلار» است که پس از تزريق آن، محلولهاي پليمري به عنوان محلول بافر به چاه تزريق ميشود. در آمريکا ممکن است روشهاي استفاده از محلولهاي مايسلار تا ?? درصد کل روشهاي مرحله سوم را شامل شود. محلول مايسلار مخلوطي از آب، مواد فعال سطحي، مواد کمکي فعال سطحي، نفت و نمک است. در روشهاي جديد تهيه محلول مايسلار، نفت، نمک و مواد مکمل فعال سطحي حذف گرديدهاند.ميتوانيد بگوييد که چند مخزن کشور در مرحله اول و دوم قرار دارند؟آمار دقيقي در اين خصوص در دست ندارم اما آنچه مشخص است، اينکه بيشتر مخازنمان در مرحله دوم و سه يا چهار مخزن در مرحله اول قرار دارند که آنها هم تا چند سال ديگر به مرحله دوم ميرسند. مارون و اهواز جزو اين دسته هستند که فعلا ازعملکرد خوبي در توليد برخوردارند. در حال حاضر 25 ميدان در اولويت مطالعات جامع قرار گرفتهاند؛ با توجه به ظرفيت پژوهشکده براي مطالعات مخزن، چندين پيشنهاد فني ارائه کرديم. آب تيمور هم در دسته اين ميادين است؟بله. هدف از اين مطالعه، توصيف مخزن و مدلسازي است كه به اين منظور گام اول جمعآوري اطلاعات خواهد بود كه از طريق لرزهنگاري، استفاده از چاهنگارهاي تصويرگر، اطلاعات آزمايشگاهي مانند نفوذپذيري نسبي و مطلق و فاكتور سيمانشدگي يا اشباع بهدست ميآيد. با اين حال کاهش توليد، دامان صنعت نفت را گرفته که نشأت گرفته از عدم توجه ويژه به توليد ثانويه است؛ ميتوان منکر اين شد؟البته به اعتقاد من عدم تزريق جدي به مخازن نفتي، نبود يک سيستم دقيق و متولي اصلي در اين خصوص است به ويژه در مرحله مطالعات. بررسيهاي صورت گرفته مانند مطالعات جزيرهاي شده به طوري که هر شرکتي طرحي را تهيه کرده و براي افزايش توليد خود به مسئولان ارائه ميدهد و خيلي بهتر است متولي اصلي مثل پژوهشگاه صنعت نفت براي پيگيري ازدياد برداشت تعيين شود تا اقدامات در يک پروسه منظم روي ريل خود حرکت کند. من بر اين باورم چنين حرکتي در حال حاضر نياز فعلي صنعت نفت است و بايد هرچه زودتر اين بلاتکليفي به پايان برسد. بهترين روش در ميان راهکارهاي مختلف همان تزريق گاز و آب است؟نوع مخازن ما با اين دو روش بيشترسازگارند ضمن اين که در حال مطالعه براي بهرهگيري از ديگر روشها نيز هستيم. بررسيهاي صورت گرفته نشان ميدهند که ?? مخزن از کل مخازن نفتي مناطق نفتخيز جنوب در اولويت تزريق – گاز- قرار دارند که در?? مخزن زمان تزريق سپري شده و هر چه سريعتر بايد از افت فشار آنها جلوگيري به عمل آيد، هشت مخزن ديگر نيز ظرف ?? سال آينده نياز به تزريق خواهند داشت. ما فهرستي دقيق تهيه کردهايم که بر اساس معيارهاي مهمي همچون مشترک بودن ميدانهاي نفتي بايد هرچه زودتر عمليات تزريق گاز صورت پذيرد.