انتشار خبر دستگیری 11 جاسوس روسی به فاصه تنها چند روز از دیدار به ظاهر بسیار صمیمانه رئیسجمهور روسیه از امریکا شوکآور بود و بسیاری در حال گمانهزنیهایی برای درک اهمیت زمانبندی انتشار آن هستند. به ویژه آنکه بنا بر ادعای پلیس فدرال امریکا، این حلقه جاسوسی از حدود یک دهه پیش تحت نظر بودهاند، در واقع این سؤال مطرح است که چرا پس از یک دهه آن هم در این مقطع خاص این خبر رو میشود.
همکاریهای روسیه و غرب پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از طیف گسترده رویارویی غیر مستقیم نظامی ( حمله به گرجستان) تا همکاریهای گسترده اقتصادی و سیاسی پیش رفته است، اما دو طرف به رغم این کوشیدهاند تا تصویری که از یکدیگر به افکار عمومی هم ارائه میدهند همراه با تهدید و بی اعتمادی باشد.
تنها از سال 2009 تاکنون دیمیتری مدودف 7 بار با باراک اوباما دیدار داشته است، اما راز اختلاف میان این گرمای کم نظیر درسطح روابط دیپلماتیک رسمی با سرمایی که از تصویر جنگ سرد مانند بازی جاسوسان در سطح دپیلماسی عمومی ایجاد میشود، چیست؟به روشنی آشکار است که غرب اصرار دارد تا چهره خطرناک خرس روسی که در تابستان 2008 به صورت متحد غربیها( گرجستان) پنجه کشید تلطیف نشود و حتی حاضر است در مسیر این خطرناک نمایی آنقدر پیش رود که با زدن تیترهایی چون «روسها در میان ما هستند» بوی جنگ سرد مشام امریکاییها را پر کند؛ البته تنها امریکا نیست که چنین میکند. مصاحبه روز گذشته رئیس سابق سرویس امنیتی داخلی انگلیسی که گفته بود سرویسهای جاسوسی روسیه همانند دوران جنگ سرد در انگلیس فعالیت دارند، نشان میدهد که انگلیسیها هم بدشان نمیآید از این فضا استفاده کنند. بدین ترتیب خرس روسی شاید شکار کردنی نباشد، اما میتوان در مواقع لزوم با القای سرمای زمستانی دوره جنگ سرد او را به خواب آلودگی کشاند تا از پنجههای آن در امان ماند. در زیر تلاش شده است دو بعد از کارکردهای انتشار و زمانبندی این انتشار در مسیر خطرناک نمایی روسیه و القای تصویر جنگ سرد میان دور رقیب قدیمی برای امریکاییها مورد بررسی قرار گیرد.
1- لایحه سانسور و قطع اینترنت:
در روزهای گذشته منابع خبری امریکا اعلام کردند دو لایحه بسیار مهمی به سنای امریکا ارائه شده که بر اساس آن رئیسجمهور امریکا اختیار مییابد در مواقعی که تشخیص بدهد دستور قطع اینترنت یا سانسور و فیلترینگ سایتهای اینترنتی را بدهد. القای جدیت جاسوسی در میان مردم و نمایندگان کنگره امریکا طبعاً نوعی توجیه افکار عمومی و نیروی محرک برای تصویب چنین لایحهای است. در راستای زمینه سازی برای این کار در روزهای گذشته موجی خبری در امریکا به راه افتاده که تلاش میکند با استفاده از فضای فعلی خطر اصلی جاسوسی را در حوزه نوین سایبری مطرح کند. روز شنبه دیوید ایگناتیوس، ستوننویس معروف روزنامه واشنگتنپست هشدار داد که نباید واقعه اخیر دستگیری جاسویان روس سبب غفلت از جاسوسی سایبری شود. وی در مقاله خود ضمن اشاره به تخصص روسها و به طور خاص اشخاصی چون ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه در ایجاد شبکههای جاسوسی در غرب، برای اینکه نشان دهد روسها تنها در حوزه سنتی جاسوسی تهدید نیستند به حمله سایبری روسها به گرجستان و قطع اینترنت این کشور پیش از حمله زمینی اشاره میکند تا خطر روسها در حوزه پنجم رویارویی قدرتها را عینی و ملموس سازد. مجله اکونومیست هم سه روز قبل از نوشته ایگناتیوس، مقاله مفصلی را راجع به جنگ سایبری نوشت که ابتدای این مقاله به نقل گزارشی از انفجار یک خط لوله نفتی در سال 1982 در سیبری مرتبط میشود که علت آن یک کامپیوتر دستکاری شده توسط سازمان اطلاعات مرکزی امریکا بوده است. روسها این رایانه را از یک شرکت کانادایی برای هدایت جریان نفت دزدیده بودند، اما نمیدانستند که این کامپیوتر به گونهای دستکاری شده است که در صورتی که دستورات درست دریافت نکند منجر به اختلال سیستم شود. اکونومیست جنگ سایبری را جنگ در حوزه پنجم میخواند (فضای سایبری را پس از زمین، دریا، هوا و فضای اطراف زمین پنجمین حوزه خوانده میشود). این مجله نیز به قطع اینترنت گرجستان و استونی به عنوان حوادثی که روسها در آن دست داشتهاند، اشاره میکند.
2- تصویب پیمان استارت در کنگره امریکا
به رغم آنکه پیمان جدید کاهش سلاحهای راهبردی میان رؤسای جمهور امریکا و روسیه 8 آوریل در پراگ امضا شد و دومای روسیه چند روز پس از آن، این پیمان را تصویب کرد، اما هنوز این پیمان از تصویب نمایندگان کنگره امریکا نگذشته است. به ویژه آنکه اخبار و گزارشها از نارضایتی نمایندگان جمهوریخواه از مفاد پیمان جدید حکایت میکند. طبیعی است که فضای ضد روسی ایجاد شده میتواند محرکی برای تشدید مخالفت کنگره با این پیمان باشد. برخی معتقدند امریکاییها چماق تصویب نشدن این پیمان را بر سر روسیه نگه داشتهاند تا مبادا روسیه با استقرار سامانه ضد موشکی در لهستان که مربوط به طرح تعدیل شده سپر موشکی امریکا در اروپاست، مخالفت شدید کرده یا احتمالا کارشکنی جدی انجام دهد. بنابراین امریکا هر وقت بخواهد دست به تحرکاتی جدی در اروپای شرقی و قفقاز بزند باید منطقاً روحیه سنتی ضد روسی حاکم بر کنگره را تحریک کند. اگرچه در مورد پیمان استارت هر از گاهی برخی مقامات امریکایی در سنا حضور مییابند و به اصطلاح تلاش میکنند که نمایندگان را به رأی دادن به این پیمان تشویق کنند ( آخرین آنها دیروز از سوی مایکل مولن، رئیس ستاد مشترک و رابرت گیتس، وزیر دفاع صورت گرفت)، اما در واقع هدف اصلی این کار علامت دادن به طرف روسی است که متوجه چماق مذکور باشد. به ویژه که امریکاییها به خوبی میدانند روسها بنا به شرایط اقتصادی اصلاً به دنبال حفظ زرادخانه سلاحهای استراتژیک خود نیستند و از این رو براحتی از معاهده جدید پس نخواهند کشید.
اتفاقاتی که در چند روز گذشته نیز افتاده تأیید کننده این فرضیه است: روز شنبه در جریان دیدار هیلاری کلینتون، وزیر خارجه امریکا از لهستان دو کشور بالاخره قرارداد دفاع موشکی را امضا کردند. این قرارداد به امریکا اجازه میدهد از سال 2018، موشکهای رهگیر قابل انتقال خود را در لهستان مستقر کند. اگرچه کلینتون به نمایندگی از دولت اوباما و در سخنانی مشابه دولتمردان بوش گفت که هدف از استقرار این موشکها حفاظت اروپا از خطر فزاینده از جانب کشورهایی مانند ایران است و این قرارداد خطری برای روسیه نخواهد بود و با اینکه ظاهراً هم طرح جدید نسبت به طرح دولت جورج بوش، تعدیل شده، اما روسیه با استقرار موشکهای دفاعی امریکا در لهستان مخالف است. با این وجود شدت مخالفت روسیه با آن کافی است متوجه شویم که چماق امریکایی کارکرد خود را داشته است: روسیه با جدی شدن خبر امضا در ماه گذشته تنها اقدام به صدور یک بیانیه خشک و خالی کرد که در آن تصریح شده بود «منطق همکاری امریکا و لهستان در زمینه دفاع موشکی را درک نمیکند»، بسنده کرد. البته این چماق میتواند کارکردهای دیگری هم داشته باشد که به کشمکش میان امریکا و روسیه به حوزه قفقاز مربوط میشود و برای درک درست کارکرد آن باید منتظر تحولات آتی و واکنشهای روسیه ماند.