کد خبر: 397864
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۳
ناگهانی بودن پیروزی انقلاب اسلامی آن هم درکشور بسیار مهمی همچون ایران، باعث ایجاد در هم ریختگی نظم و برنامه‌ریزی‌های استراتژیک و بلندمدت ابرقدرت‌ها شد. آنها هیچ یک پیش‌بینی چنین تحول عظیمی را نکرده و برای مقابله با آن برنامه مشخصی نداشتند. امریکا به عنوان مهم‌ترین کشور مؤثر در تحولات ایران زمان شاه، بزرگ‌ترین بازنده تحولات داخلی ایران بود. در نتیجه انقلاب، سلطه امریکا درایران پایان یافت و مجموعه روابط نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی که ایران را به امریکا پیوند می‌داد از هم گسسته شد. به همین جهت امریکا برای اعاده نفوذ و حیثیت خود در ایران، متوسل به هر کاری شد و در این مسیر از هر نوع اقدامی علیه ایران کوتاهی نکرد.
شاید این سخن یکی از اعضای شورای امنیت ملی امریکا که گفته بود: «انقلاب ایران، واشنگتن را به وحشت انداخت؛ وحشت از اینکه موج انقلاب ایران سراسر خلیج فارس را در بر بگیرد و به عربستان سعودی هم سرایت کند و ما برای بازداشتن ایران از این مسیر، به هر اقدامی دست خواهیم زد» نشان از رفتارهای بسیار غیرانسانی‌تری می‌داد که ایران اسلامی می‌بایست پس از یک دهه از پیروزی خود آن را تجربه می‌کرد. کشته شدن انسان‌های بی‌گناهی که بیشترین گناه آنها، خواستن یک زندگی آرام در دنیای متلاطم و متوحش قدرت‌هایی بود که برای رسیدن به امیال شیطانی خود، از آن سوی کره زمین آمده بودند تا قلب انسان‌های معصومی را نشانه گیرند. ترس آنها از این بود که اگر به این انقلاب امکان داده شود تا در آرامش به سر برده و میدانی برای معرفی یک نظام اسلامی پیدا کند، جاذبه وکشش این انقلاب موجب گردد نه‌تنها کشورهای اسلامی به صورتی غیر قابل مقاومت به طرف آن نظم کشیده شوند، بلکه کشورهای غیر مسلمان نیز که از بلوک‌بندی‌های وضع موجود در جهان در رنج هستند، مدل و شیوه‌ دیگری را در اختیار داشته و از آن پیروی‌کنند. آنچه امروز در قلب قاره امریکا و در بین کشورهای حوزه پیرامونی ایالات متحده همچون ونزوئلا، بولیوی و ... شاهد هستیم، نشان داده است به‌رغم آن نگرانی‌ها و اقدامات خصمانه امریکا، انقلاب خمینی کبیر و خامنه‌ای عزیز کار خود را کرده است. اگر می‌بینیم کودتای نوژه علیه ایران طراحی می‌شود، حمله نظامی از طریق صحرای طبس شکل می‌گیرد، جنگ تحمیلی 8 ساله با مدیریت امریکا کلید می‌خورد و در غیر انسانی‌ترین آنها حادثه‌ای همچون امروز در حمله ددمنشانه به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد و جان 290 انسان بی‌گناه و بی‌دفاع با فجیع‌‌ترین حالت رخ می‌دهد، همه همه به دنبال ترسی بوده است که امریکا از رشد، گسترش و پیشرفت انقلاب و ایران اسلامی داشته است.
اظهارات روشن «دانیل پایپس» رئیس مؤسسه پژوهش‌های خارجی امریکا در سمیناری که یک سال پس از حادثه 12 تیر 1367 در ترکیه بیان شده بود، راز همه این دشمنی‌‌ها را آشکار می‌سازد. اینکه چرا امریکایی‌ها با وجود همه هزینه‌های سنگین معنوی حمله به یک هواپیمای مسافربری، دست به چنین اقدامی زدند. «پایپس» در این سمینار در نگرانی‌های خود از ایران گفته بود: «ما تا 10 سال پیش حساسیت خاصی نسبت به اسلام نداشتیم. اما امروز این طور نیست و همه ما نسبت به این پدیده جدید در ایران و برخی کشورهای دیگر، باید با حساسیت بیشتری برخورد کنیم. امروز مسلمانان جهان به ایران نظر دارند و از آن الگو برداری می‌کنند.»
این سخنان پایپس نشان می‌داد در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، آنها شاهد تحلیل نیروی نظامی عراق بودند و باید به هر نحو ممکن ورق جنگ را به نفع خود برگردانند و حمله موشکی به شهرها، حمله به نفتکش‌ها در خلیج فارس و در نهایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران از مصادیق آشکاری بود که تنها برای جلوگیری از رشد انقلاب اسلامی در منطقه طراحی و اجرا می‌شد. امروز که تاریخ بیست و اندی ساله پس از حمله ددمنشانه امریکا به هواپیمای مسافربری و همه دشمنی‌های این قدرت سلطه‌طلب را به ایران مرور می‌کنیم و از سوی دیگر شور انقلابی ملت‌های آزاده جهان به ویژه مردم عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و ایستادگی ملت‌های دیگر را در مقابل امریکا مشاهده می‌کنیم، بر حقانیت انقلاب خمینی کبیر و راهی که آن بزرگوار برای ملت ایران ترسیم کرده، بیشتر پی می‌بریم. در این مسیر ای‌ کاش انقلابیون پشیمان از گذشته درس می‌گرفتند و آزموده را بار دیگر نمی‌‌آزمودند. آنها که یکبار تاوان فاصله از اصول ترسیم شده امام (ره) را دیده و آثار سوء آن را لمس کرده بودند، امروز به درستی می‌دانند حمله امریکا به هواپیمای ایرباس 665 در تیرماه 1367، حاصل‌گوش نکردن به فرمان ولی فقیه زمان حضرت امام(ره) در سال‌هایی است که برای اولین‌بار خبر عزیمت ناوهای امریکایی به خلیج فارس به سمع آن بزرگوار رسید و آن حضرت با فراخوانی مسئولان سیاسی و نظامی کشور، نظر صریح خویش را اینگونه ابراز نمودند: «من نظرم این است که با حضوراین ناوها در خلیج فارس، به سمت آنها شلیک شود». چرا این اتفاق نیفتاد؟ چه کسانی مانع شدند؟ حتی زمانی که آقایان با برخی استدلال‌های چوبین، چنین رفتاری را خطرناک معرفی کردند، چرا امام (ره) خوش ضمیر ما در لحظه خروج آقایان اصرار بر شلیک به ناوهای امریکایی داشتند؟ چرا آقایان با برخی مصلحت سنجی‌ها، اصول غیر قابل خدشه امام (ره) را زیر پا گذاشتند؟ دیری نگذشت که ملت‌ ایران نتیجه زیر پا گذاشتن «اصل ایستادگی در مقابل ظالم» که امام (ره) تبیین کننده و هشدار دهنده آن بودند را به عینه دیدند و کشته شدن 290 مسافر بی‌گناه حاصل این بی‌مبالاتی و فاصله گرفتن از اصول ترسیم شده امام (ره) بود. آقایان بخواهند یا نخواهند به جهت همین تبصره‌ها و مصلحت‌هایی که به نظر امام (ره) زدند، امروز باید نسبت به همه اقداماتی که امریکایی‌ها در خلیج فارس انجام می‌دهند، پاسخگو باشند.
آن روز امام (ره) خط را در مقابل امریکا در صورت حضور در خلیج فارس روشن کردند و امروز نیز ولی فقیه زمان حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در مقابل نفوذ دشمن در بدنه نیروهای انقلاب و ضربه به نظام در بستر جریان فتنه این هشدار را می‌دهند. باشد که دگربار زمان نگذرد و باز پس از 20 سال دست بر دست نزنیم و حسرت بی‌توجهی به هشدارهای رهبری نظام را نخوریم، چرا که تاوان فاصله از اصول سنگین و خسارات ناشی از آن غیر قابل جبران است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار