
هنوز چندروزی از ممنوعالورود شدن دو بازرس آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دلیل افشای اطلاعات محرمانه برنامه اتمی به ایران نگذشته است که سخنگوی آژانس از استعفای معاون دبیرکل آژانس خبر میدهد.
به گزارش «جوان» به نقل از آسوشیتدپرس گیلتودور گفت: ما تأیید میکنیم که آقای (اولی) هاینونن به دبیرکل درباره استعفای خود بهدلایل شخصی اطلاع داده است.تودور افزود: دبیرکل تصمیم گرفته است که ضمن قدردانی از زحمات ایشان برای آژانس به قصد ایشان احترام گذارد. سخنگوی آژانس درباره جانشین احتمالی هاینونن چیزی نگفت. علیاکبر صالحی مدیرکل سازمان انرژی اتمی ایران روز 30 خرداد در مصاحبه با رادیو گفتوگو اعلام کرد که ایران مانع از ورود دو بازرس آژانس به ایران شده است. وی دلیل این تصمیم را برملا کردن گزارش آژانس پیش از انتشار رسمی آن و همچنین ارائه اطلاعات غلط توسط این دو نفر عنوان کرد تا بار دیگر مسأله نشت غیرقانونی اطلاعات کشورهای عضو آژانس درصدر اخبار قرار گیرد. درپی این تصمیم ایران روزنامه «جوان» در گزارشی مفصل در چهارشنبه هفته گذشته به نقش اولی هاینونن مرد شماره دو آژانس در نشت اطلاعات ایران پرداخت. هاینونن که اصالتاً فنلاندی است از سال 1983 وارد این سازمان شد و آخرین سمت وی معاون امور پادمانهای آژانس بوده است. از آنجا که مهمترین کار این معاونت تعیین و نظارت بر بازرسان اتمی است درطول این مدت هاینونن را رئیس بازرسان نیز میخواندهاند. وی از طراحان اصلی «طرحمدالیته» بود که طی آن قرار شد تمامی مسائل مطرح درباره برنامه هستهای ایران توسط آژانس بهصورت سؤال مطرح و طی فرآیندی کاملاً فنی ـ حقوقی به آنها جواب داده شود تا مسأله هستهای ایران برای همیشه تمام شود. بهرغم اذعان خود مقامات آژانس مبنی بر پاسخدهی شفاف ایران به تمامی سؤالات اما مسأله هستهای ایران باز هم کش پیدا کرد. بسیاری معتقدند اولی هاینونن که خود مستقیماً ریاست تیم مذاکره آژانس درطرح مدالیته را بهعهده داشت، نقش مهمی در ارائه گزارشهای دوپهلوی آژانس درباره برنامه هستهای ایران ایفا میکرد و همچنین برخلاف مقررات صریح آژانس برای حفظ و نگهداری اسرار کشورهای عضو، اطلاعات طبقهبندی شده ایران را به سرویسهای اطلاعاتی امریکا و رژیم صهیونیستی منتقل میساخت.
وی همچنین از جمله مطرحکنندگان اصلی ادعای ارتباط برنامه اتمی ایران با دانشمند پاکستان (عبدالقدیرخان) بود و در زمینهسازی برای اتهامزنی بر ایران براساس «مطالعات ادعایی» نقش محوری داشت.
زنی همراه با لپتاپ
ظهر یکی از روزهای ماه می سال 2004 تلفن دفتر آقای هاینونن به صدا درآمد و طبق معمول منشی او به تلفن جواب داد. پشت خط زنی بود که اصرار داشت اطلاعات هستهای ذیقیمتی دارد و میخواهد مستقیماً با هاینونن صحبت کند. بعد از چند بار اصرار، منشی موضوع را با هاینونن درمیان میگذارد و هاینونن شخصاً پشت خط با زن سخن میگوید. مرد شماره دو آژانس خیلی زود قانع میشود که این زن مأمور یا حداقل فرستاده سیا است ولی اطلاعاتی که در قالب لپتاپ هستهای ارائه شده، بهقدری مهیج هستند که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد. مدتی بعد او این اطلاعات را با هیأتهای نمایندگی حاضر در وین درمیان میگذارد و داستانی به نام لپتاپ هستهای به پرونده هستهای ایران اضافه میشود، داستانی که هنوز هم ادامه دارد.
پلیس خوب، پلیس بد
نحوه عملکرد مرد شماره دو آژانس هستهای در ماههای پایانی حضور البرادعی در آژانس به قدری با او زاویه پیدا کرد که گزارشهایی درباره اختلاف این دو دوست دیرینه نیز منتشر شد؛ دو دوستی که فعالیتهای هستهای کرهشمالی آنها را به هم نزدیک کرد ولی ماه عسلشان با تولید کیک زرد در ایران تلخ شد. در ماههای آخر حضور البرادعی در آژانس، رسانههای اسراییلی از البرادعی بهعنوان «پلیس بد» نام میبردند و هاینونن را با لفظ «پلیس خوب» توصیف میکردند.
اشپیگل درهمین رابطه در گزارشی نوشت: «اگر بخواهیم در دنیای جاسوسی به جز جیمز باند فقط از یک نفر دیگر اسم ببریم، بدون شک او اولیهاینونن است.»