ترجمه: آزاده صابریاو خالق اثر مشهور «افغان با چشمان سبز» است، همان دختر نوجوان افغان که 13 ساله است و 25 سال است که به چشمهای دنیا زل زده است. شربت گول حالا با همان زیبایی وحشی و رامنشدنی در نمایشگاه استومککاری حضور دارد و جایی میان آن همه رنگ روی دیوار به ما نگاه میکند. عکاس این اثر یک امریکایی چشمآبی شهرتی به مراتب کمتر از تابلوی خود دارد. او بدون ذرهای فروتنی میگوید:«هنوز هم این پرتره را دوست دارم. احساسات مختلفی در این چهره آمیخته شده است؛ شگفتی، ترس و کنجکاوی در چشمهای او میتوانید قصهای را بخوانید، میتوان از درون آن چشمهای خود را به داخل زندگی این دختر جوان بیندازید و او را به خود نزدیک ببینید.»همه نسخههای این اثر که شربت گول، دختر افغان(1984) نام دارد به فروش رفته است. نسخه شماره دو اثر که بزرگترین قطعه این عکس است در ابعاد 102×152 سانتیمتر در شمارگان 8 عدد چاپ شده است.امروز قیمت آن 70 هزار یورو است! چیزی خاصی در این تصویر به چشم میخورد که خلاصهای است از زندگی کودکی که میان سرخوشی زندگی و بدبختی معلق است.استو 12 سال بعد دوباره با جستوجوی بسیار همین افغان را یافت، نگاه او پس از ازدواج کمی تغییر کرده بود و تصویری مشابه که عکاس امریکایی از وی برداشت با قیمتی کمتر از پرتره اولیه به فروش میرود. دو تصویر وقتی کنار هم قرار میگیرند زیبایی غریزی را نشان میدهند و در پاریس، میلان و رم تحسین میشوند.پشتون بدلیاما چگونه این زیبایی نصیب عکاس شد؟ استو که خود را نیویورکی میداند به سال 1950 در فیلادلفیا زاده شده است و نخستین بار، فقر و بیچارگی را وقتی از نزدیک دید که در 27 سالگی به مدت دو سال مقیم هندوستان شد.او با بودجه اندک 9 هزار دلار تصمیم گرفت تا تجربه زندگی بینهایت ساده در این منطقه افسونگر را با دیگران سهیم شود و از این طریق برای خود شغلی هم دست و پا کند.استو مک کاری شرح میدهد:«در آغاز تنها تصویر است. باید زمان بگذرد تا بتوانید آنچه را میبینید بفهمید و دریابید که چه کار میتوانید بکنید.»قدرت تصاویر او در کیفیت سینمایی و تسلط بر عکاسی رنگی است و نگاه انسانی به جهان را ترویج میکند. او در سال 1984 از طرف انجمن ملی عکاسان مطبوعاتی امریکا به عنوان عکاس مجله سال دست یافت و در همین سال توانست چهار «جایزه اول» را در مسابقه عکس خبری جهانی کسب کند.چنین موفقیتی را کمتر عکاسی میتواند به دست آورد. استو تعریف میکند:«مدت یک سال و سه ماه راهی افغانستان شدم، گذرنامه نداشتم و مثل پشتونها لباس پوشیدم. در دوران اشغال شوروی کمتر عکاسی توانسته بود پا به افغانستان بگذارد.»او که از 1986 عضو بنگاه عکاسی مگنوم است مدام در سفر است. از برمه گرفته تا یمن و دیگر نقاط آسیا. او عاشق سینماست و «همشهری کین»، «ای برادر تو کجایی» و همه آثار تیم برتون را تحسین میکند.او در سال 2009 بابت عکاسی از سربازان مجروح در عراق جایزه گرفت اما کمتر از داخل ایالات متحده عکس میگیرد:«غیر از نیویورک و معماری آن دیگر جاهای امریکا برایم هیچ جذابیتی ندارد. ترجیح میدهم راهی شوم.»منبع: فیگارو