
اين در حالي است که افرادي چون شهيد بهشتي ، که اتفاقاً مورد تهمت انحصارطلبي و بي اخلاقي سياسي بودند، در تمام دوران ها و به دور از هياهو، عملاً به اين مسائل پايبندي داشتند.آقاي پيشگاهي فرد که بيش از 20 سال از نزديک با شهيد بهشتي آشنايي داشته و در ابتداي انقلاب مسئول صدا و سيماي اصفهان بوده است، خاطره اي خواندني از همين مسئله دارد:"بني صدر پس از رسيدن به مقام رياست جمهوري، براي سفر به اصفهان برنامه داشت؛ هرچند که او به شهرهاي مختلف مسافرت کرده بود، اما اصفهان جايگاه خاصي براي او داشت ... از اين رو طرفداران بني صدر در اصفهان به راديو تلويزيون فشار مي آوردند که بايد درباره اين سفر تبليغات گسترده اي بشود.... در همان زمان آقاي عبدالله نوري با من تماس گرفت و پرسيد: «بني صدر مي خواهد در روز عيد مولود رسول اکرم (صلي الله عليه وآله) به اصفهان بيايد. شما مي خواهيد چه کاري بکنيد؟» گفتم: «ما در اين مورد هنوز به نتيجه اي نرسيده ايم. مانده ايم که چه کنيم.» گفت: «شما به اينجا (تهران) بيا تا به يک جمع بندي برسيم.»بنده که از قبل تصميم گرفته بودم براي مشورت باآيت الله بهشتي به تهران بروم، پذيرفتم و از اين رو به محض ورود به تهران، نزد آقاي نوري رفتم. به هر حال او در آن زمان مسئول مستقيم من بود (در آن زمان آقاي عبدالله نوري همراه با آقاي علي اکبر محتشمي پور به عنوان سرپرست [صدا و سيما] در طبقه سيزدهم محل استقرار مدير عامل فعاليت داشتند).وي [عبد الله نوري] در آن ملاقات به من گفت: «مي خواهي چه کني؟» گفتم: «چه کار مي شود کرد؟ بالاخره بني صدر به عنوان رئيس جمهور مملکت به اصفهان مي آيد.» گفت: «نه، بايد ترفندي انديشيد تا مردم در مراسم استقبال او شرکت نکنند.» گفتم: «آقاي نوري چنين چيزي امکان ندارد. ...» گفت: «نه، من به شما مي گويم چه کار کني.»او پس از مشورت با آقاي محتشمي مرا واداشت که فيلم سينمايي «محمد رسول الله (صلي الله عليه و آله)» را که هنوز پخش نشده و در اکران سينمايي با استقبال رو به رو شده بود، با اعلام قبلي در همان ساعت سخنراني بني صدر از تلويزيون پخش کنم. نوري معتقد بود از آنجا که خيلي ها اين فيلم را نديده اند، ولي تعريف آن را شنيده اند، با استقبال عمومي رو به رو مي شود. کپي فيلم را ه به من داد.من در پاسخ گفتم: «آقاي نوري اين کار غير ممکن است و از طرفي با عث مظلوم نمايي بني صدر مي شود.» گفت: «نه نگران نباش. بايد از اينکه جمعيت زيادي براي سخنراني او در ميدان امام جمع شوند، جلوگيري کرد.»
با وجود آنکه کپي فيلم را از عبدالله نوري گرفتم، اما براي مشورت به منزل شهيد بهشتي رفتم. ... در آن ملاقات قضيه آمدن بني صدر به اصفهان را گفتم و نظرش را پرسيدم.آقاي بهشتي با آرامش پاسخ داد: «خب اينکه مسئله اي نيست، بني صدر به همه استان ها مي رود.» گفتم: «امکان آن هست که ميدان امام مملو از جمعيت بشود.»گفت: «خب پر بشود.» گفتم: «آقاي بهشتي شما خودتان بهتر مي دانيد، اين موضوع موجب مي شود که او دوباره هياهو راه بياندازد و عليه شما تبليغ کند و سفر او بهانه اي براي کوبيدن شما بشود و باز ماجري شعار و سوت و کف تجديد بشود. ما که نمي توانيم گزارش آن را پخش نکينيم. از همين حالا هم آمده اند و مي گويند اطلاعيه هاي مربوط به سفر رئيس جمهور را پخش کنيد.» گفت: «خب بکنيد.» گفتم: «شما خيلي بزرگواريد، در حالي که او عليه شما اين همه فحاشي مي کند.»در اين موقع آن شهيد عزيز گفت: «آقاي پيشگاهي، شما حساب ما را جدا کنيد. آن يک بحث جداگانه اي بين ما و آنهاست که تکليف آن را امام بايد مشخص کند. فعلاً او رئيس جمهور قانوني مملکت است و مردم به رئيس جمهورشان علاقه مندند. شما مي خواهيد چه کارکنيد؟»گفتم: «پس آقا بايد يک مسئله ديگر را برايتان بگويم. من امروز پيش رئيسمان، آقاي نوري، بودم . ايشان يک برنامه و ترفند ديگري در اين باره دارد.» گفت:«چه هست؟» گفتم: «ايشان مي گويد در روز ورود بني صدر به اصفهان فيلم محمد رسول الله (صلي الله عليه و آله) را پخش کنيد.»در اين هنگام چهره شهيد بهشتي کاملاً بر افروخته [شد] و با حالتي برآشفته گفت: «برو به آقاي نوري بگو آيا ما مي خواهيم از اين به بعد با اين روال و سيستم حقانيت خود راپيش ببريم؟ اين چه نوع سياست بازي است؟ چه اشکالي دارد که مردم از رئيس جمهور استقبال کنند؟ اگر او به امام وفادار ماند چه بهتر، وگرنه همين مردم او را بيرون مي اندازند. اين سياست بازي ها را کنار بگذاريد.»بدين ترتيب با اين رهنمود شهيد بهشتي به اصفهان بازگشتيم و تبليغات هم از تلويزيون پخش شد."(خاطرات محمد پيشگاهي فرد، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي، صفحات 221 تا 224)