ماسوله، میراثی ماندگار برای اعصار بیزمانتأخیر هواپیما هم تأثیر نکرد رضا علیزاده* «جونکو تانیگوچی» متخصص برنامههای فرهنگی دفتر منطقهای «یونسکو» در ایران اوایل ماه گذشته برای پیگیری روند ثبت جهانی شهرک تاریخ – فرهنگی «ماسوله» وارد گیلان شد. این سفر گذشته از نوع جایگاهی که ماسوله میتواند در عرصه مناسبات فرهنگی بینالمللی پیدا نماید، از چند وجه قابل تأمل و دارای اهمیت میباشد. انتخاب یک عصر بهاری برای حضور این نماینده منطقهای یونسکو زمینه را فراهم میکرد تا این میهمان تازه وارد بیشتر زیباییهای گیلان را لمس کند. فرودگاه سردار جنگل رشت ساعت 45/17 را زمان ورود اولین پرواز روز سه شنبه از تهران اعلام کرد. بر همین اساس مقدمات میزبانی این نماینده بینالمللی فراهم و مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در این فرودگاه حضور یافتند. مهمترین چالش همیشگی گردشگری کشور، در تأخیر طولانی مدت این پرواز هواپیمایی خود را نشان داد.بعد از یک انتظار طولانی مدت مسافران در فرودگاه بینالمللی مهرآباد و نگرانیهایی که کادر فرودگاه از مشکلات فنی هواپیما در مسافران ایجاد نمودند، سرانجام با 3 ساعت تأخیر هواپیما در فرودگاه رشت به زمین نشست و نماینده یونسکو با دل نگرانی بهجا مانده از یک پرواز پرالتهاب، با روی گشاده و لبخندی گرم میهمان گیلانیان شد. با همه خستگی سفر، تانیگوچی پس از حضور در هتل کادووس رشت، بیآنکه چمدان خود را در اتاق قرار دهد، گفتوگوهای مقدماتی را آغاز کرد. باانگیزه و ریزبینانه گوش میداد و با دقت و وسواس پاسخ میداد. در لابی فرصتی دست داد و این مصاحبت غیر رسمی در زمان صرف شام و پس از آن تا پاسی از شب ادامه یافت. این عطش برای شنیدن و انتقال اطلاعات، در نوع خود جالب و تحسینبرانگیز بود. گزارشی از پیشینیه تاریخی، ساختار محیطی، بافت و معماری و ویژگیهای مردم شناسی و گردشگری ماسوله از جمله مباحثی بود که به آن پرداخته شد. این مهم از سوی هر یک از طرفین مورد تأکید قرار گرفت که گره خوردن طبیعت و تمدن بشری و در عین حال تأمین منافع هریک بر دیگری نکته اساسی عبور تاریخی ماسوله بوده است. اما این گذر سخت بیآنکه وقعی بر مصیبتها و بلایای طبیعی از جمله زلزله، سیل و ... نهاده باشد، همچنان پایدار و استوار خود نمایی میکند. ماسوله توانسته خود را تا به امروز حفظ نماید؛ آنچه مشخص است این است که حفظ هویت تاریخی و مانایی این سامان، عمق و ریشهای ماندگار در مردم ماسوله دارد و البته این موضوع فارغ از منافعی است که به اعتبار وظیفهمندی ماموریتی یک دستگاه اجرایی و یا سرمایهگذارانی است که به اقتضای منافع مادی جستوجوگر مسائل این منطقه هستند. مشخصاً مردم مشتاق ثبت جهانی ماسوله و گروههای ذینفوذ اجرایی و اقتصادی، نگران محدودیتهایی میباشند که در اثر حفظ این موزه منحصر به فرد معماری اتفاق خواهد افتاد. بی هیچ تعارف و فرافکنی باید اذعان کرد که ماسوله در یک سردرگمی و بلاتکلیفی از تعریف توسعه قرار دارد. هر دستگاه اجرایی به نوبه خود مسیر توسعه را تعیین میکند؛ سازمان مسکن و شهرسازی، شهرداری و ... طرح توسعه ترسیم میکنند، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز از منظر خود به این موقعیت حساس میپردازد و این موازی کاری خواسته یا ناخواسته میبایست در یک کجا به یکدیگر متصل شده تا بقای ماسوله را تضمین کند. صنایع دستی که از دیرباز چشم و چراغ این شهرک تاریخی بوده است ؛ سالخوردگانی که با عروسک دست بافت زنان ماسولهای دوران کودکی را سپری نموده و گذر عمر را با پای پوش «چموش» طی کردهاند متأسفانه امروز صنایع دستی چینی را آلوده به بازارهای سنتی و دستفروشان خود میبینند؛ تلاش معاونت هنرهای سنتی و صنایع دستی در احیای مجدد صنایع دستی در شرف فراموشی و فراموش شده از جمله «چموش» کاریست بس بایسته و حرکتی رو به جلو، اما حسی درون گرایانه تر میطلبد تا خطر مبتلا به کالای صنایع دستی خارجی کمرنگتر و توانمندی هنر دست حرفه مندان و هنرمندان صنایع دستی ماسوله بیش از پیش عرضه اندام نماید. بسترهای زیرساختی گردشگری ازجمله: محور دسترسی، پارکینگ، سرویس بهداشتی، تأمین اماکن اقامتی و پذیرایی استاندارد و ... اگرچه از الزامات انکارناپذیر ماسوله به شمار میآید، اما در نوردیدن قواعد و چارچوبهای اساسی ماسوله و تخریب بافت، منظر و چشم انداز آن خطایی است جبران ناپذیر و به عبارتی یک ضد ارزش به معنای کامل خود در توسعه گردشگری این منطقه تلقی خواهد شد. آنچه بدان پرداخته شد کلیاتی بود از آنچه در گپ و گفتی گذرا در هتل کادووس با تانیگوچی نماینده یونسکو به بحث گذاشته شد. امیدوارکه نه بلکه باید چشم دوخت به آینده و با اعتماد به نفس و شهامتی استوار تن داد به ثبت جهانی ماسوله و قواعد انکارناپذیر آن، چراکه نسلی امروز به نظاره نشسته و نسلی در آینده قضاوت خواهد کرد از هر آنچه بر این دیار خواهد گذشت. *معاون گردشگری استان گیلان