
دیمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه به دعوت رسمی باراک اباما رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به سفر سال گذشته وی در همین ایام به مسکو، روز 22 ژوئن (برابر با اول تیرماه) به واشنگتن رفت.
این سفر در حالی صورت می گیرد که با بررسی اجمالی روابط روسیه و امریکا طی یک سال گذشته، به خوبی در مییابیم که هنوز اقدام عملی جدیای در جهت تعامل و همگرایی بین دو طرف پیرامون مسائل و اختلافات بسیار موجود، صورت نپذیرفته است و تنها گام مثبت و عملی در روابط دو کشور طی این مدت، امضای پیمان استارت جدید بوده که آن نیز باید مراحل قانونی بعدی خود را طی نموده و در هر کشور به تأیید مجالس ملی و عالی (سنا) برسد تا بتواند عملی گردد.
اظهارات چندی قبل رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا علیه روسیه و خطاب بیمار روانی دارای بیماری اسکیزوفرنی (!) به روسیه و مسئولان این کشور، خود از عمق بسیار زیاد اختلافات و تنشها میان دو کشور حکایت دارد؛ موضوعی که بدون شک برخی از شاهبیتهای آن از جمله سرفصلهای مورد گفتوگو در سفر مدودف به آمریکا خواهد بود و میباشد.
موضوعاتی مانند پیگیریهای حقوقی و سیاسی برای تصویب نهایی پیمان استارت، استقرار سپر و سامانه دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی و متقابلاً استقرار موشکهای اسکندر روسیه در کالینگراد و دریای سیاه، کنترل سلاحهای نامتعارف و موشکهای دوربرد و استقرار آنها در نقاطی که هدف آن دو کشور میباشند، بحث سامانه مشترک موشکی اروپا و روسیه، موضوع همکاریهای روسیه و ناتو و طرحهایی که روسیه در این قالب به ناتو ارائه نموده و منتظر پاسخ رسمی و عملی این سازمان میباشد در دستور کار مذاکرات کاخ سفید و کرملین خواهد بود. اوباما و مدودف موضوعات مهمدیگری نظیر اوضاع قرقیزستان و بحثهای مربوط به شکست انقلابیون رنگین در این جمهوری و اوکراین، اختلافات بسیار عمیق و شدید روسیه با گرجستان و حمایت همهجانبه و سرسختانهای که آمریکاییها از حاکمیت این جمهوری طی 7 سال اخیر داشته و دارند، بحثهای مرتبط با موضوعات دوجانبه و فیمابین دو کشور در سایر ابعاد اقتصادی، صنعتی، گمرکی، بانکی، موضوع عراق، افغانستان، کوزوو و... را نیز روی میز خواهند داشت. بدون تردید یکی از محورهایی که در دستور بحث و گفتوگو بین دو رئیس جمهوری قرار داشته و دارد بحث هستهای جمهوری اسلامی ایران و قطعنامه 1929 است: موضوعی که آمریکاییها سعی دارند تا از آن به عنوان یک نقطه مورد تفاهم و مورد اشتراک، حداکثر بهرهبرداری خبری و تبلیغاتی را نمایند و از آن به عنوان ابزاری جهت موفق جلوه دادن اینسفر حداکثر استفاده را بکنند.
با توجه به رویکرد روسیه در چند سال اخیر و شیب اقدامات مسکو در قبال آمریکا و غرب، برخی کارشناسان مسائل روسیه معتقدند که روسها بحث ورود به جنگ سرد را به طور مجازی طرح میکنند تا از آن در تعریف معادلات خود با آمریکا و غرب بهرهبرداری کنند. روسیه در حوزه سیاست خارجیاش به دنبال شکار فرصتهای آمریکا و غرب بوده و اساساً به دنبال منفعتطلبی است و با چنین رویکردی نمیتوان از تعامل دائم یا مناسبات استراتژیک سخن به میان آورد.
معنای این نگاه آن است که سفر مدودف و به معنای تعامل و همگرایی دو کشور نیست، بلکه دو کشور سعی دارند در قالب این قبیل سفرها و نشستهای مشترک، از کولهبار مشکلات مشترکشان بکاهند؛ مشکلاتی که تعداد و سرفصل عناوین آنها بیشمار است و مدودف در سفر خود به آمریکا آنها را به دوش میکشد.
البته طبیعی است که مدودف به منظور موفق جلوه دادن سفر خود، در عرصه افکار عمومی و در سطح رسانهها و مطبوعات، روی موضوعات ثالث و دیگر بیش از اندازه مانور کرده و در ظاهر فلسفه انجام سفر خود را، تفاهم و هماهنگی بر سر همین موضوعات عنوان و قلمدد نماید، موضوعاتی مانند بحث هستهای جمهوری اسلامی ایران، بحران کره شمالی و برخی مسائل مرتبط با حضور آمریکا و ناتو در افغانستان و تلاش روسها در ارائه راه ترانزیت هوایی و ریلی به آنها تا از طریق سرزمین و خاک روسیه به افغانستان آذوقه و تجهیزات مورد نیاز خودشان را حمل نموده و در این راستا از بهانه داشتن پایگاه نظامی در برخی جمهوریهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، آمریکا را سلب بهانه نماید.
نتیجه نهایی اینکه، آمریکا و روسیه راه درازی را در مسیر همگرایی و حتی همکلامی پیشرو دارند، چه برسد به تعامل و یا متفق گردیدن.