کند و کاوی در دو اثر جدید از استاد جلالالدین فارسیدرسهایی که باید بیاموزیم اما...مریم آزادیدر بهار 89 و به فاصله دو ماه آخر این فصل، شاهد انتشار دو کتاب از استاد جلالالدین فارسی در زمینه نظام هستی و آموزههای وحیانی بودیم که توسط انتشارات رایان در دسترس علاقهمندان قرار گرفت.«درس پروردگار درباره منظومه هستی، انسان و زندگی» در 285 صفحه و «درس پروردگار درباره دشمن» در 295 صفحه با قطع وزیری که به موضوع انسانشناسی و هستیشناسی با بهرهگیری از قرآن و استناد به برخی روایات میپردازد.استاد فارسی در این کتابها به این نکته تأکید دارد که چون خداوند حی و قیوم، مبدأ و منتهای هستی و آفریدگار عالم های متوالی و گوناگون است بنابراین تنها راه شناخت وی از طریق شناخت نشانههای آفرینشی یا فرازهای درسی اوست همانا آیات قرآن است. پس راه شناخت خدا، شناخت منظومه هستی و انسان است و این تنها خداوند است که منظومه را با سنتش به ما میشناساند تا آگاهانه و حسابشده و با علم و اطلاع از پیامد اعمال و زندگیمان عمل و زندگی کنیم.کتاب «درس پروردگار درباره دشمن» را میتوان ادامه کتاب اول دانست. زیرا دشمنشناسی را جزئی ضروری از درس پرودگار میداند و معتقد است هر جان زندهای، کیفیت زندگی و اعتلای آگاهانه و آزادانه آن را دشمنان متعدد و متنوعی تهدید میکنند که در اغلب موارد صورت ظاهری آنان مشخصاً دشمن و دشمنانه نیست. بنابراین شناخت و تفکیک آنان ضروری و لازم است و این ممکن نیست مگر با شناخت خداوند و راهنماییهای او از طریق آموزههای قرآنی.استاد جلالالدین فارسی از معدود متفکران مبارز و مسلمانی است که از آغاز دوره جوانی پا در راه مبارزه قلمی گذاشته است. او آنچنان از سطح بالای دانایی و علم برخوردار شد و به درجهای از اعتبار و نشر این علوم رسیده بود که به شهادت صحیفه امام(ره) اجازه استفاده از بیتالمال را به منظور نگارش کتاب علیه مارکسیسم از سوی امام خمینی(ره) دریافت کرد. تألیفات پرشمار او تا سالهای اخیر که تعدادشان به بیش از 30 اثر میرسد حکایتی صادق از این مدعاست. اما نکته قابل تأمل اینکه آموزش راههای شناخت ایزد هستی و بهرهمندی از آموزههای وحیانی نیاز هر انسان و راه تکامل و رستگاری است. این آموزهها دراین دو کتاب به عنوان درس پروردگار مطرح شدهاند و علیالاصول مشمول آن باید بر همگان باشد. این در حالی است که نکات علمی و مفیدی به روش تخصصی ولی بسیار غامض و پیچیده بیان شده به گونهای که با کمال تأسف استفاده و بهرهبرداری از آن نه تنها برای هر کس، بلکه برای مخاطب خاص و آشنا به این محتوا آسان نیست.بیان یک منظور با چند جمله پیچیده که به یکدیگر عطف شدهاند، درک مطلب را سخت و ذهن را خسته و مخاطب را از منظور دور میکند. استفاده از کلمات مصدری نیز مزیدی بر علت است.آنچه قابل ذکر است اینکه در صورتی که نویسنده این دست متون از قلمی روانتر استفاده کند، مفاهیم و محتوای مفید و پرباری که در پس این الفاظ و جملات نهفته است، بیشتر نصیب خوانندگان خواهد شد. کما اینکه این سهولت درک را در کتاب درس پروردگار درباره دشمن به مراتب میتوان داشت زیرا نرمش بیشتری در قلم استاد احساس میشود.دریغ که از چنین مفاهیمی به دلیل چنین اسبابی دور بمانیم.