کد خبر: 395866
تاریخ انتشار: ۰۲ تير ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۶
جوان از فعالیت شناسی آقازاده‌ها گزارش می‌‌دهد:

«آقازاده» درس می‌‌خواند. آن هم کجا؟ آن سر دنیا. آن هم در چه مقطعی؟ معلوم است دیگر، PHD می‌‌خواند. در بهترین و باکلاس‌ترین دانشگاه‌های دنیا. فردا هم که شد آقای دکتر و پا گذاشت در ایران، معلوم است که شغلی کمتر از وزیر و وکیل در انتظارش نیست. هر چه باشد، پسر کو ندارد نشان از پدر. . .
«آقا زاده» کار می‌‌کند. چه کاری؟ همان کارهای معمولی و پیش پا افتاده. مثلاً ؟ برج‌سازی، صادرات، واردات و بعد هم اگر فرصتی داشته باشد برای دست گرمی، اتوبان هم می‌‌کشد، کارخانه هم می‌‌سازد. هر چه باشد، زندگی خرج دارد و باید برای گذراندن امورات، کار کرد.
«آقا زاده»!؟ درباره چه چیزی حرف می‌‌زنید؟ وزیر سابق نفت؟ رئیس سابق سازمان انرژی اتمی؟ نه! پس کی؟ برای رسیدن به شناخت کاملی از مفهوم آقازاده باید صبور بود. باید باز هم برای خود، برخی مفاهیم را از نو، هجی کرد و باید به این نتیجه رسید که آقازاده بودن و آقازاده شدن، چیزی نیست که بتوان درباره‌اش به سادگی حرف زد و مطلب نوشت. آقا زاده‌ها، همه جا هستند. آنها در تهران، لندن، مالزی، دوبی و امریکا رفت و آمد می‌‌کنند و خانه دارند. آقازاده‌ها، برای برخی از مردم، مفهومی بسیار عجیب و ناشناخته‌اند و برای برخی دیگر، آقا‌زاده بودن و آقا زاده شدن، یکی از امور روزمره است. زیرا آقازادگی، باید در خون و گوشت انسان باشد، مثل اشراف زادگی یا دست کم بزرگ زادگی یا. . .
آقا زاده‌های ایرانی از تمام آقا زاده‌های دنیا جدا هستند. آنها علاوه بر آنکه دستی بر آتش سیاست دارند، برخی حوزه‌ها مانند آموزش، صادرات، واردات و صنایع زودبازده با ارزش افزوده فراوان را تیول خود کرده‌اند، صنایعی مانند برج سازی، انبوه سازی و برخی کارهای تجاری و شبهه تجاری مانند واردات غیر قانونی یا همان قاچاق خودمان. این دیگر نوبت است: آقازاده قاچاقچی!
آقازاده‌های درسخوان
حکایت درس خواندن آقازاده‌ها، حکایتی خواندنی و دلکش است. از آن جایی که دانشگاه در این مملکت قحط است، آقا زاده‌ها ترجیح داده‌اند برای تحصیل به آن طرف آب بروند. برای همین، دانشگاه‌های خوش آب و هوای اروپا و به طور خاص، انگلیس، پذیرای استعداد فراوان آقازاده‌هایی است که با استفاده از پول بادآورده پدرانشان برای گرفتن مدارک علمی و پیمودن مدارج ترقی جلای وطن کرده‌اند و به کسوت دانشجو درآمده‌اند. معضلی به نام «آقازاده‌های درسخوان» به قدری مهم است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم آستین‌ها را بالا زده‌اند و برای درآوردن ته و توی ماجرا، وارد گود شده‌اند. در یکی از اظهارنظرهای جنجال‌برانگیزی که نماینده مردم محلات در مجلس بر زبان آورده است، 3 هزار آقازاده در خارج از کشور تحصیل می‌‌کنند که معلوم نیست برای چه از خیر تحصیل در دانشگاه‌های با کیفیت داخل می‌‌گذرند و برای گرفتن مدارکی که صحت و سقم علمی آنها زیر سئوال است به آن سوی دنیا می‌‌روند.
حجت الاسلام علیرضا سلیمی که در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس عضویت دارد، با اعلام این مطلب، می‌‌گوید برخی از پایان نامه‌هایی که این آقازاده‌ها برای گرفتن مدرک پایان دوره تحصیلات خود به دانشگاه‌های بیگانه ارائه می‌‌کنند، از اطلاعات محرمانه دولتی پر شده است که مشتری اول و آخر آن سرویس‌های جاسوسی بیگانه هستند. به گفته این مقام مسئول، کمیسیون آموزش و تحقیقات و تبع آن مجلس، از این پس به موضوع پایان نامه‌های برخی از افراد در خارج از کشور ورود پیدا خواهد کرد. چرا که بر اساس اطلاعات موثق، منبع برخی از این پایان نامه‌ها دستگاه‌های دولتی هستند.
سلیمی همچنین اعلام کرده است موضوع برخی از این پرونده‌ها که توسط مسئولان سابق و فرزندان آنها و برخی مسئولان فعلی که در خارج از کشور تحصیل می‌‌کنند، مسائل امنیتی و محرمانه کشورمان است که از سوی نهادهای علمی کشورهای مذکور به آنان ارجاع می‌‌شود.
ولی چه دستگاه‌های در معرض تخلیه اطلاعات از کانال آقازاده‌های درسخوان هستند؟ اطلاعات موثق می‌‌گوید بعضی از اطلاعاتی که پایان نامه‌های آقازاده‌های درسخوان به سرویس‌های جاسوسی خارجی درز می‌‌دهند، پر است از اطلاعاتی که مربوط است به دستگاه‌ها و نهادهای مهم و تعیین‌کننده‌ای مانند مجلس، دولت و سازمان‌های پژوهشی وابسته به این قوا، همچون مرکز پژوهش‌های مجلس. طبق تحلیل نهادهای مسئول، برخی از اطلاعات نشت کرده توسط پایان نامه‌های آقازاده‌ها تاکنون ضربات سنگینی را به نظام وارد کرده که تبعات آن همچنان ادامه دارد.
با این تعبیر، به نظر می‌‌رسد آقازاده‌هایی که با منابع مالی مشکوک، دانشگاه‌های رنگ و وارنگ آن سوی آب‌ها را متر می‌‌کنند، یکی از خدمتگزاران پر و پاقرص سازمان‌های جاسوسی کشورهایی هستند که دشمنی آنان را ایران، در طول قرن‌ها ثابت شده و اظهر من الشمس است.
هدف: لندن
با وجود جمعیت قابل توجه سه هزار نفری دانشجویان آقازاده در آن سوی مرزها، به نظر می‌‌رسد لندن به عنوان قطب بی بدیل جذب این آقازاده‌ها، در صدر شهرهایی است که آقازاده‌ها را جذب خود کرده است. آمارهای موثق می‌‌گوید بیش از 500 نفر آقازاده ایرانی به عزم دیدار از دانشگاه‌های سرزمین مه و باران، چمدان‌های خود را بسته‌اند. مروری بر عملکرد سازمان‌های جاسوسی استعمارگر پیر بریتانیا نشان می‌‌دهد یکی از بهترین روش‌هایی که بالاترین بازدهی را برای دستگاه اطلاعاتی آن کشور (اینتلیجنت سرویس) داشته، به کارگیری دانشجویان یا فارغ التحصیلانی ایرانی است که در دانشگاه‌های معتبر بریتانیا درس خوانده‌اند و اکنون تحت پوشش‌های مختلفی فعالیت جمع آوری و انتقال اطلاعات را به این سرویس‌ها بر عهده دارند که بسیار ماهرانه طراحی شده است. یعنی به قدری حرفه‌ای و هوشمندانه این افراد را به قلاب اطلاعاتی سرویس‌های جاسوسی انگلیسی گیر‌انداخته‌اند که حتی خودشان نیز خبر ندارند مدت‌هاست به عنوان جاسوس و منبع اطلاعاتی مشغول خدمت به اجانب هستند. در همین راستا، فاطمه آیا، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، اعلام کرده که در حال حاضر تعداد قابل توجهی از فرزندان مسئولان به تحصیل در کشور انگلستان مشغولند و ما از ایرانیان می‌‌خواهیم تحصیل در دانشگاه‌های انگلیسی را تحریم کنند.
ولی آیا تحریم تحصیل در دانشگاه‌های انگلیسی، مشکل درز دادن اطلاعات (خواسته یا ناخواسته) به اجانب را حل خواهد کرد؟ یکی از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این مورد نظر شنیدنی دارد. به گفته سلیمی، انتظار مجلس از قوه قضائیه این است که مقابل این آقازاده‌ها که اطلاعات مردم و نظام را در اختیار سرویس‌های بیگانه قرار می‌‌دهند، ایستادگی و محاکمه است، چرا که این کار، خیانت است و خیانت قابل چشم پوشی نیست.
از طرف دیگر، آقازاده‌هایی که برای درس خواندن به آن سوی آب‌ها پرواز می‌‌کنند، بعد از مدتی با کاغذی باز می‌گردند که روی آن عناوین مختلفی مانند master و PHD به چشم می‌‌خورد. با این حساب، باید منتظر ماند تا حضور این آقازاده‌ها در قامت استادان دانشگاه، مسئولان اجرایی و همچنین تصدی آنها در مقامات و مشاغل مختلف را نظاره کرد. مجلس می‌‌گوید از مراجع مربوطه می‌‌خواهیم تا مدارک برخی از آقازاده‌ها و مسئولانی که با رانت و بدون چارچوب علمی از خارج کشور گرفته شده است، معتبر شناخته نشود. به بیان دیگر، ارزش علمی و اداری مدارکی که حاصل پیوند نامیمون آقازاده‌ها با سرویس‌های اجنبی است، آنقدر پایین و ‌اندک است که نباید به آن توجهی کرد. ولی اینجاست که سؤال اصلی به میان می‌‌آید: آیا تاکنون اقدامی عملی برای جلوگیری از تردد علمی آقازاده‌های مشکوک به دانشگاه‌های خارجی به میان آمده است یا باید شاهد باشیم اطلاعات محرمانه کشور، همچنان مانند نقل و نبات در پایان نامه‌های آقازاده‌ها، دست به دست بگردد؟
آقازاده‌های مارکوپولو
جهانگردی، عیب نیست. البته هنر هم نیست، زیرا اگر پول باشد، گشتن جهان سوار بر آخرین مدل هواپیماهای پهن پیکر، کار سختی به نظر نمی رسد. با این همه، برخی آقازاده‌ها به‌اندازه‌ای برای جهانگردی زحمت می‌‌کشند که به نظر می‌‌رسد مصداق «کثیر السفر» باشند. به گفته یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، پنج نفر از فرزندان یکی از سران کشور در طول یک سال، بیش از 20 بار به خارج از کشور تردد دارند. محمد کرمی راد، با اشاره به اینکه وزارت امور خارجه، سفرهای مشکوک این آقازاده‌ها را رصد می‌‌کند و اطلاعات دقیقی از تعاملات مشکوک و قابل تأمل آنها در اختیار دارد، می‌‌گوید: تردد برخی آقازاده‌ها به خارج از کشور به‌اندازه‌ای زیاد است که قابل تصور نیست و این در حالی است که بسیاری از مردم، توان سفر به شهرهای نزدیک را هم ندارند.
البته نباید از نظر دور داشت دید و بازدیدهای خانوادگی، یکی از دلایل «مارکوپولو» شدن آقازاده‌هایی است که خویشاوندانی را در آن طرف دنیا دارند. زیرا با وجود آقازاده‌ای که پس از ناآرامی‌های فتنه گران در انتخابات سال گذشته، جلای وطن کرده و اکنون در دامان بریتانیای استعماری زندگی می‌‌کند، بیراه نیست خواهران و برادران وی برای احوال پرسی هم که شده، ماهی دو بار، سری به لندن بزنند و ساعت خود را با «بیگ بن» میزان کنند.
از آقازاده‌های معلوم الحالی که برای سر زدن به اموال دانشگاه‌های خود، یا به تعبیری متواری شدن از دست عدالت به لندن گریخته‌اند، بگذریم، عدد 1500 آقازاده‌ای که هم اکنون در خارج از کشور زندگی می‌‌کنند، موضوع قابل چشم پوشی و‌اندکی به نظر نمی‌آید. مقامات مسئول می‌‌گویند مسئولان سابق و برخی از فرزندان آنها که تعدادشان از 1500 نفر بیشتر است، افتخار زندگی در ایران را برای به دست آوردن زندگی در خارج از کشور، ترک کرده‌اند و اکنون با استفاده از رانت‌های موروثی و سوءاستفاده از شخصیت پدرانشان، زندگی مرفهی را برای خود در آن سوی گیتی به هم زده‌اند. گفته می‌‌شود برخی از این آقازاده‌ها در بر هم زدن اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور نقش داشته‌اند و با اقدامات و اظهارات خود زمینه توطئه را برای دشمن فراهم کرده‌اند، ولی به دلیل دور ماندن از کشور، هنوز به جزای اعمال خود نرسیده‌اند.
آقازاده‌های برج ساز
چندی پیش، روزنامه جوان با انتشار مطلبی، فاش کرد برخی از آقازاده‌های دم کلفت با استفاده از رانت‌هایی که در دوران مسئولیت پدر خود به دست آورده‌اند، دست به برج‌سازی و کارهای تجاری زودبازده زده‌اند. ساختن بناهای شیک و رفیع در گرانترین نقاط پایتخت و پیش فروش واحدهای تجاری، اداری و مسکونی این برج‌ها با رقم‌های نجومی، سیل پول‌های بادآورده را به سوی این آقازاده‌ها سرازیر کرده است تا آنها با تکیه به حاشیه امنی که پدرشان به وجود آورده، از این طریق، جایگاه خود را در معادلات نامشروع و مشکوک قدرت در پشت پرده تحکیم بخشند. اطلاعات موثق حاکی از این است که آقازاده‌های معمار، با استفاده از روابطی که توسط مسئولان سابق دولت به وجود آمده، برج‌هایی را در شمال تهران ساخته و به مردم می‌‌فروشند، در حالی که خریداران و بهره برداران خود نیز اطلاع ندارند ملکی را که می‌‌خرند، پولش به جیب چه کسی می‌‌رود.
آقازاده‌های برانداز
حضور برخی آقازاده‌ها در میان سیاستمدارانی که امروز به عنوان مخالفان آشکار و نهان نظام در داخل کشور شناخته می‌‌شوند، بحث جدیدی نیست. عقبه آن به سال‌های قبل از انتخابات نهم ریاست جمهوری باز می‌‌گردد، با این حال، انتخابات نهم ریاست جمهوری به صورتی آشکار، نقاب از چهره این آقازاده‌ها برانداخت، زیرا آنها به دلیل حضور دولت نهم و محمود احمدی‌نژاد در مصدر امور، منافع اقتصادی خود را در معرض خطر دیدند و با روشی آشکارتر، به تاثیر گذاری در حوزه سیاست پرداختند. اکنون که 5 سال از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری می‌‌گذرد، یکی از دغدغه‌های اصلی دستگاه‌های امنیتی و سیاسی کشور، مطالعه و کنترل تبعات حضور این آقازاده‌ها در حوزه سیاست است. حیدر مصلی، وزیر اطلاعات، در طول دوران کوتاه تصدی خود، بارها از این آقازاده‌ها حرف زده و با بیان اینکه در جنگ نرم، لطمه از سوی آقازاده‌ها نیز وارد می‌‌شود، از نگرانی دستگاه متبوع خود در مبارزه و کنترل این افراد پرده برداشت. وی چندی پیش از این اظهار نظر نیز در گفت‌وگو با ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان، با اشاره به جزوه‌هایی که راهکارهای براندازی نظام در آن بررسی شده بود، از نقش برخی آقازاده‌های برانداز، سخن گفت.
علاوه بر این، مصلحی در بخشی اظهارات خود، با اشاره به حضور آقازاده‌های کاسب کار، از آنها به عنوان «دانه درشت‌های اقتصادی» نام برده و با اظهار اینکه «آقازاده‌ها و غیر آقازاده‌ها دانه درشت‌های اقتصادی را تشکیل می‌‌دهند و هیچ تفاوتی میان آنها برای معرفی به دستگاه قضایی قائل نیستیم» از اراده دستگاه امنیتی کشور برای مقابله با فساد فزاینده مالی آقازاده‌ها خبر می‌‌دهد.
از سوی دیگر، اطلاعات موثق نشان می‌‌دهد برخی آقازاده‌ها که در انتخابات دو دوره گذشته ریاست‌جمهوری، بارها طعم قهر ملت با پدرانشان را چشیده‌اند با به راه‌انداختن دستگاه‌های واردات بدون مجوز، اقدام به سودجویی اقتصادی کرده‌اند تا به نقش تاریخی خود به عنوان تامین کننده مالی تشکیلات پدر، ادامه دهند. استفاده از آقازاده‌هایی که با استفاده از حاشیه امن اسم و رسم پدری، اقدام به کارهای تجاری و شبهه تجاری می‌‌کنند، سابقه‌ای طولانی مدت دارد. نقش آنها به عنوان عابربانک و سرمایه گذار برای فعالیت‌های سیاسی پدر که خود محاسبه می‌‌کنند ممکن است منجر به قاپیدن مقامات سیاسی شود، نقشی آشکار و غیر‌قابل کتمان است. این چنین می‌‌شود که پیوند «قدرت» و «ثروت» در وجود یک شخص به نام آقازاده متجلی می‌‌شود تا امتیازجویی و رانت خواری به عنوان سنت ناپسند «نوکسیه‌گان» و «قدرت پیشه‌گان» در سایه نام پدرانشان تداوم یافته و حاصل این پیوند، فربگی اقتصادی ودست و پا کردن نفوذ سیاسی خاصی برای خود و خانواده شان می‌‌شود. نفوذ و پولی که نشان داد در برخی معادلات سیاسی مانند انتخابات سال گذشته، می‌‌تواند به چه میزان ویرانگر، فتنه برانگیز و براندازانه قلمداد شود. زیرا کیست که نداند یکی از عمده‌ترین گروه تعزیه گردان اغتشاشات خیابانی و آشوب‌های رسانه‌ای که منجر به فتنه 88 شد، آقازاده‌هایی بود که مطامع خود را در خطر می‌‌دیدند و با به کارگیری همه امکانات خود، جامعه را به تشنج کشیدند شاید از این رهگذر، نمدی برای کلاه پوسیده خود، بسازند.
آقازاده‌های رسوا
علی شجاعی
امریکایی‌ها به همه چیز افتخار می‌‌کنند، از جمله به رسوا بودن. برای همین است مجله امریکایی «فارین پالسی» در یکی از شماره‌های خود، 5 نفر از رسواترین آقازاده‌های جهان را به همراه شرح حال رسوایی‌ها و دسته گل‌هایی که به آب داده‌اند، چاپ کرده تا قبح اعمال آقازاده‌های فرنگی در آن کشور بیش از این بریزد.
سوای شماره یک: شیخ تیرانداز
شیخ عیسی بن زاید بن سلطان آل نهیات فرزند رئیس سابق امارات و برادر حاکم کنونی کشور، با وجود عدم برخورداری از سمت رسمی حکومتی، یکی از برجسته ترین افراد در عرصه عمران و ساخت و ساز در امارات به شمار می‌‌‌رود. به دنبال افشای نوار ویدئویی از اعمال شکنجه شیخ عیسی علیه یک بازرگان که در یک شب در صحرا صورت گرفته اکنون اسم وی با بدرفتاری و سوءاستفاده از قدرت مترادف شده است.
این نوار ویدئویی که شبکه «ای بی سی» امریکا در سال گذشته پخش کرد؛ گروهی از مردان را نشان می‌‌‌دهد که به شیخ عیسی در شکنجه یک بازرگان افغانی که وی را به کلاهبرداری متهم کرده است؛ کمک می‌‌‌کنند. این نوار ویدئویی همچنین شیخ عیسی را نشان می‌‌‌دهد که با سلاح خودکار به اطراف این مرد افغانی تیراندازی و دهان وی را پر شن می‌‌‌کند و به زخم‌های وی نمک می‌‌‌پاشد.
مجله فارین پالسی این موضوع را درخصوص یکی از اعضای خاندان حاکم امارات امری بسیار نادر توصیف کرد که پاک کردن این لکه ننگ از دامن خاندان امارات از ساخت یک آسمان خراش بیشتر زمان خواهد برد.
رسوای شماره 2: شاهزاده‌ای با پاسپورت تقلبی
«کیم یونگ نام» 38 ساله فرزند «کیم یونگ ایل» رهبر کره شمالی در مرتبه دوم این فهرست قرار دارد. کیم یونگ نام به همراه زن و پسرش در فرودگاه ناریتا شهر توکیو پایتخت ژاپن هنگام تلاش برای ورود به خاک این کشور با گذرنامه تقلبی جمهوری دومنیکن و با نام مستعار «بانگ چیونگ» بازداشت شده بود. این رویداد برای پدر نام که در آن زمان از موج تایید مطبوعات بعد از سفر خود به اروپا و دیدار با «مادلین آلبرایت» وزیر امور خارجه وقت امریکا برخوردار بود، ننگ و شرمساری زیادی به همراه داشت.
رسوای شماره 3:‌هانیبال چادر نشین
هانیبال قذافی 33 ساله در رتبه سوم فهرست بدترین پنج فرزند سران جهان قرار دارد به گونه‌ای که سرهنگ قذافی در سال‌های اخیر لحن خود را با رهبری طرح سیاسی برای ترسیم دوباره چهره کشورش و بهبود روابط با غرب تغییر داد اما مانع بزرگ در مسیر وی چه بسا فرزندش‌هانیبال است که نقش تخریبی را در اروپای غربی به نام خود ثبت کرد.
هانیبال برای اولین بار در سال 2004 میلادی در رادار ویژه پلیس ردیابی شد و پلیس پاریس رد وی را سوار بر خودروی پورشه در حالت مستی و با سرعت 90 مایل درساعت در خلاف جهت خیابان الیزه گرفت اما‌ هانیبال بعد از آن به خاطر برخورداری از مصونیت دیپلماتیک آزاد شد.
بعد از گذشت دوماه از این رویداد، مدیریت یکی از هتل‌های پاریس از پلیس درخواست کمک کرد زیرا‌هانیبال دوست دختر خود را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و پلیس وی را که یک کلت با خود داشت؛ خلع سلاح و آن را مصادره کرد.‌اندکی بعد از آزادی‌هانیبال برای دومین بار، یک هتل دیگر از پلیس درخواست کمک کرد زیرا‌هانیبال شروع به تخریب وسایل آن کرده بود و اخیراً نیز به وی اتهام انجام حملاتی زده شد.
موضوع برای فرزند رهبر لیبی به همین جا ختم نشد زیرا وی سال گذشته به خاطر ضرب و شتم خدمتکار یکی از هتل‌های شهر ژنو پایتخت سوئیس در این کشور بازداشت شد. «معمر قذافی» همانند هر پدری واکنش نشان داد و با روی آوردن به اعتراض دیپلماتیک، دیپلمات‌های سوئیسی را اخراج کرد.
رسوای شماره 4: چشم بادامی میلیاردر
«هو‌هایفنگ» 38 ساله فرزند هو جین تائورئیس جمهور چین در رده چهارم این فهرست قرار دارد. به نوشته فارین پالسی، به احتمال زیاد وی از روابط و جایگاه پدرش در بهم زدن ثروت هنگفت سوء استفاده کرده است.
رسوای شماره 5: کودتا گری از بریتانیا
مارک تاچر 56 ساله فرزند مارگارت تاچر، نخست‌وزیر انگلیس پنجمین نفر در فهرست بدترین پنج فرزند سران جهان قرار دارد. مارک با سوء‌استفاده از روابط مادرش با مناطق ثروتمند در آفریقا، خاورمیانه و آسیا ثروت زیادی جمع کرده است.
مارک در سال 2004 میلادی در خانه اش در شهر کیپ تاون در آفریقای جنوبی به خاطر نقض قوانین این کشور در حمایت از کودتا در کشور گینه استوایی دستگیر شد و با پرداخت 500 هزار دلار غرامت آفریقای جنوبی را ترک کرد.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار