
اگر نگاهی به تحولات فلسطین بیندازیم، مشخص میشود که سه موضوع در عرصه فلسطین در جریان است. نخست به جریان انداختن مذاکرات سازش ولو به صورت غیرمستقیم است که جورج میچل، نماینده ویژه اوباما مسئول پیگیری آن است. دوم لغو محاصره غزه است که پس از حمله رژیم صهیونیستی به ناوگان آزادی و کشتار سرنشینان کشتی ترکیهایی مرمره ابعاد بینالمللی به خود گرفته است که البته در این خصوص دو رویکرد مشاهده میشود. رویکرد اول که از طرف محور مقاومت و حامیان آن پیگیری میشود بر لغو کامل محاصره اقتصادی غزه مبتنی است که به طور غیرقانونی بر بیش از یک و نیم میلیون سکنه غیرنظامی غزه تحمیل شده است.
رویکرد دوم از سوی کشورهای غربی دنبال میشود که بیشتر بر کاهش محاصره مبتنی است تا لغو آن. در این جهت برخی از کشورهای اروپایی پیشنهاد کردهاند که ناوگان دریایی اروپایی با استقرار در سواحل غزه مسئولیت بازرسی کشتیهای امدادرسانی به مقصد غزه را بر عهده بگیرند. هر چند حماس با این پیشنهاد مخالفت نکرده اما مسئولان رژیم صهیونیستی تصریح کردهاند که نمیتوانند امنیت خود را در اختیار دیگران قرار بدهند. از این رو این رژیم برای رهایی از فشارهای بینالمللی و به عنوان ترفندی برای تداوم بخشیدن به ادامه محاصره غزه، فقط با لغو تحریم معدودی از کالاها موافقت کرده و برای مثال ورود سیمان و مصالح ساختمانی را همچنان در لیست اقلام ممنوعه قرار داده است که به نظر میرسد هدف از آن حفظ خرابیهای موجود در غزه برای مجبور کردن ساکنان این منطقه به ترک آنجاست. در این میان مواضع امریکا در میانه مواضع رژیم صهیونیستی و اروپا قرار دارد و در مجموع بر کاهش محاصره مبتنی است تا لغو آن. با وجود اینکه رژیم صهیونیستی بهخصوص پس از روی کار آمدن کابینه ضد صلح نتانیاهو در برخلاف سیاستهای کشورهای غربی درباره مذاکرات صلح گام برداشته است و از این طریق منافع و سیاستهای منطقهای آنها را به چالش گرفته است، امااین کشورها همچنان به همسویی خود با این رژیم ولو در مواردی مانند تحمیل محاصره بر ساکنان اراضی اشغالی غزه که برابر اصول و قوانین حقوق بینالملل جنایات جنگی محسوب میشود، ادامه دادهاند که علت اتخاذ چنین سیاستی را به صراحت در اظهارات خوزه ماریا ازنار، نخست وزیر سابق اسپانیا مشاهده کرد که گفته است رژیم صهیونیستی خط مقدم دفاع ما در منطقه خاورمیانه است که به خاطر تکیه بیش از حد ما بر نفت آن، منطقه حساس برای ما محسوب میشود. وی همچنین رژیم صهیونیستی را بخش اساسی غرب خوانده و افزوده ریشههای غرب به ریشههای مسیحی- یهودی باز میشود و در صورت حذف عامل یهودیت از تمدن غرب و زوال رژیم صهیونیستی ما نیز از بین خواهیم رفت.
اما موضوع سومی که در عرصه فلسطین جریان دارد و در روزهای اخیر پس از حمله رژیم صهیونیستی به ناوگان آزادی بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته لزوم آشتی ملی بین فتح و حماس است که در این جهت بحثهایی بین حماس و فتح در خصوص پذیرش طرح مصر در جریان است و در حالی که فتح بر تغییرناپذیری مفاد طرح مصر تأکید دارد اما حماس لزوم ایجاد تغییراتی را در این طرح مد نظر دارد. گفتوگوهای ملی فلسطین که با هدف پایان دادن به اختلافات داخلی فلسطین از 20 اسفند سال 87 آغاز شده است هم اکنون به خاطر مخالفتهای مصر و تشکیلات خودگردان فلسطین با ملاحظات حماس به برخی بندهای توافقنامه آشتی ملی به حال تعلیق درآمده است. مخالفت حماس با اصول و چارچوب بازسازی سرویسهای امنیتی فلسطین و همکاری مشترک سرویسهای اطلاعاتی با کشورهای دوست از جمله ملاحظات این جنبش درباره طرح مصر است. این در حالی است که از دیدگاه مصر و غرب حماس باید با تایید طرح صلح اعراب در مسأله فلسطین، موافقت خود را با راهحل دو دولتی و مرزهای ۱۹۶۷ فلسطین اشغالی ابراز کند تا تغییرات مورد نظرش در توافقنامه آشتی ملی فلسطین اعمال شود. اما آنچه که در این میان مسلم و مبرهن است اینکه امریکا و رژیم صهیونیستی مانع اصلی در سر راه تحقق آشتی ملی هستند زیرا از سرگیری مذاکرات فلسطینی- رژیم صهیونیستی جزو اولویتهای کاخ سفید محسوب میشود و نمیخواهد رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین مقید به آشتی ملی با حماس یا دیگر گروهها شود و رژیم صهیونیستی نیز در چارچوب راهبرد خود از بروز و تعمیق هر گونه اختلاف و تفرقه میان فلسطینیها استقبال میکند و در تعمیق آن به هر طریق ممکن میکوشد و به شدت از ایجاد و تقویت هر گونه وحدت داخلی میان فلسطینیها در هراس است.