با تصویب قطعنامه 1929 در شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی ایران و بررسی دقیقتر مفاد گنجانیده شده در آن بهخوبی میتوان دریافت که این قطعنامه نیز دنبالهرو همان چهار قطعنامه تصویب شده- قبلی بوده و چی جدیدی را برای بیان و عرضه کردن به افکار عمومی مردم در جهاد ندارد.
بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران مسائل سیاسی و بینالمللی بر این باورند که این قطعنامه به لحاظ شکل و محتوا اگرچه در ظاهر از سوی امریکاییها و چهار قدرت دارای حق وتوی دیگر یک پیروزی قلمداد میشود، اما به جهات مختلف و در حقیقت این قطعنامه نیز سندی دال بر شکست تلخ برای این کشورها در عرصه بینالملل بوده و هست، چرا که امروز سازمان ملل متحد و بهویژه شورای امنیت آن صرفاً تحت چارچوب خواست و منافع پنج قدرت دارای حق وتو خود تصمیم میگیرد و نه بر مبنای عدالت و واقعیات جاری بر جهان و معادلات آن.
- ساختار فعلی سازمان ملل ساختاری نیست که از آن برای کشورهای مستقل احقاق بیرون بیاید و امروزه نظام سلطه، سازمان ملل را با حق وتو در اختیار خود گرفته است و برخوردهای دوگانه و تبعیضآمیز با موضوعات و رخدادهای بینالمللی دارد.
- همزمانی تقریبی وتو قطعنامه شورای امنیت در قبال موضوع محکومیت رژیم صهیونیستی در حمله به کاروان غزه و کشتار بیرحمانه امدادگران انساندوست، توسط آمریکاییها و انگلیسیها و همچنین چشمپوشی آنها در قبال مسائلی همچون بحث هستهای رژیم صهیونیستی و پاسخگو نبودن این رژیم در برابر مجامع بینالمللی در قبال سلاحهای هستهای و کشتار جمعیای که در اختیار دارد و... همگی بیانگر این مسأله مهم هستند که این سازمان صرفاً ابزاری است در دست قدرتهایی همچون امریکا و انگلیس و سه قدرت دگیر دارای حق وتو و امروزه دیگر این سازمان برای سایر کشورها در جهان نمیتواند کارایی داشته باشد. این سازمان در واقع ساختاری برآمده از حال و هوای حاکم بر جهان در سالهای پس از جنگهای جهانی اول و دوم بوده و نمیتواند نسخه خوب و کاملی برای جهان امروز و بهویژه کشورهای نوظهور در آن باشد.
تصویب قطعنامه 1929 ثابت کرد که این موضوع آن هم به فاصله اندکی پس از اجلاس تهران و ارائه تفاهمنامه سهجانبه بین جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و برزیل به سازمان ملل، بیش از آنکه مترتب بر بحث هستهای جمهوری اسلامی ایران باشد بیانگر یک نوع تقابل نظام سلطه با کشورهای بازیگر نوظهور در جهان یعنی جمهوری اسلامی ایران، ترکیه و برزیل است؛ واقعیتی که بیانگر شکست سنگین و تلخ برای امریکا و همپیمانانش در این مقطع بوده و هست. این قدرتها با تکرار سناریویی که در گذشته هم چهار بار آن را نوشته، منتشر کرده و سرداده بودند، هیچ تأثیری را در عمل بر جمهوری اسلامی ایران و رفتار و بازیگری آن در عرصه بینالمللی نداشته است، چیز جدید و نویی را ارائه نداده و باعث بیآبرویی و اثبات ماهیت و خوی بیمنطقی و سلطهطلبی خود شده و اثبات کردند که آنها همواره به راه تقابل اعتقاد دارند و نه تعامل و حرکت در مسیر حق و درستی و احترام به حقوق ملتها.
نکته دیگر اینکه تصویب این قطعنامه و تکرار روال بیمنطق و در عین حال بیاثر و تکراری گذشته، بار دیگر به همگان ثابت کرد که رفتار آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز در قبال بحث هستهای جمهوری اسلامی ایران، رفتاری سیاسی و برگرفته از خواست امریکا و متحدانش بوده و هست و این رفتار برپایه علمی و عقلی نبوده و نیست.
نتیجه اینکه این رفتار امریکا و تکرار همان ادعاهای واهی گذشته که همگی در عمل بیاثر بوده و هستند، به حرکت و بازیگری جمهوری اسلامی ایران در هیچ عرصهای تأثیرگذار نبوده و نخواهد بود و این قبیل نسیمها، بر موج سهمگین و خروشان ملت غیور ایران کوچکترین تأثیری نداشته و نخواهد داشت. این قطعنامه عزم جمهوری اسلامی ایران را جزم خواهد کرد تا در مسیری حرکت کند که بر پایه آن مانع هژمونی و سلطه تعداد اندک و خاصی از دولتها در قبال سرنوشت کشورهای جهان باشد؛ موضوعی که بدون شک نتیجه آن اثبات شکست روزافزون امریکا و همپیمانانش در این صحنه و کارزار بوده و هست و نتیجهای بهجز از بین رفتن حیثیت و آبروی امریکا و چهار قدرت دیگر دارای حق وتو همراه آن را، در ترد مردم آزاداندیش و آزادیخواه، در بر نخواهد داشت.