
چند هفته پيش، برخي كم سليقگيها در مجموعه تلويزيوني«در چشم باد» آن هم براي عدم فضاسازي مناسب تهران در سال 60 باعث شدكه برخي نشريات و روزنامهها سيلي از انتقادات را به سوي عوامل سازنده آن خصوصاً مسعود جعفري جوزاني روانه كنند.اگرچه برخي از اين انتقادها كاملاً به جا و دلسوزانه بود ولي با شروع بخشهاي مربوط به جنگ و دفاع مقدس، حتي آنهايي كه خرده حسابهايشان را با اين سريال، در قالب نوشتههايشان صاف ميكردند، در يادداشتهايي، زبان به تحسين گشودند. استفاده هنرمندانه از اسپشيال افكتهاي رايانهاي و فضاسازيهاي كاملاً باورپذير از جمله نكاتي بود كه به بينندگان سريال « در چشم باد» رونقي دوباره داد. حتي در اين قسمتها، از پلانهاي كشدار و خسته كننده هم خبري نبود. بازيگر نقش ا ول در قالب يك ايراني فرنگ ديده به راحتي با فضاي جبهه و جنگ مأنوس شد و با جرياناتي كاملاً باورپذير در جريان دفاع مقدس حل شد.اوج اين درخشش در قسمتي بود كه طي آن، عمليات بيتالمقدس به نمايش درآمد و تصاويري آرشيوي از سرلشكر شهيد حسن باقري كه در حال توجيه منطقه عملياتي بود پخش شد. اين تصاوير واقعي و آرشيوي به نحو هنرمندانهاي با بازي پاك نيت در نقش شهيد باقري تلفيق شد و تجربهاي جديد در فيلمهاي سينمايي دفاع مقدس را به بينندگان ارائه داد.اگر چه ظاهر، حالت صدا و قدو قواره پاك نيت كاملاً مطابق شهيد باقري نبود ولي استفاده بجا و كاتهاي دقيق به سؤالات حضار، هيچ لطمهاي به باورپذيري اين سكانس نزد و به نحوي كامل، مراحل عمليات بيتالمقدس را براي بيننده تشريح كرد.موفقيت مسعود جعفري جوزاني در نمايش صحنههاي جنگي بهترين دليل است براي اينكه ارگانهايي مانند بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس از او حمايت كنند تا در ادامه مسير فيلمسازي خود، آثار ديگري را در اين زمينه بسازد.