
پایگاه اینترنتی دیولت آلمان، تحلیلی درباره اوضاع افغانستان ارائه داده و در آن از تمایل غرب برای ورود متحدان جدید به مسأله این کشور خبر داد. این تحلیل نشانگر نگرانی اروپاییها از بازی جدید آمریکا در افغانستان است، به ویژه آنکه فصل تقسیم غنائم در افغانستان نزدیک شده، آنها نگرانند آمریکا، نقشهای اصلی را به متحدان جدید که قدرت کمتری داشته و حرفشنوی بیشتری از امریکا دارند واگذار کند؛ متحدانی که همسایه افغانستان یا در نزدیکی این کشور قرار دارند.
تحلیل دیولت برپایه سخن کرزای رئیس جمهور افغانستان که گفته: «اکنون زمان آن فرا رسیده است که کشورهای همسایه افغانستان نیز تا حدی عهدهدار مسئولیتشان شوند.» البته قبل از کرزای، ناتو اعلام کرد تجهیزات خود را با کمک روسیه و آسیای میانه به افغانستان منتقل میکند. امریکاییها هم نسبت به ورود روسها، چینیها و هندیها به عرصه تحولات افغانستان، چراغ سبز نشان دادهاند. واقعیت این است که اروپا نتوانست نقش حمایتی خود برای امریکا در افغانستان را به خوبی ایفا کند. آلمانها مناطق کمتر خطرناک شمالی را انتخاب کردهاند. فرانسویها پس از کشته شدن سربازانشان به معامله با طالبان روی آوردهاند. انگلیسیها با طالبان قرارداد ترک مخاصمه و همکاری بستهاند و به این ترتیب، امریکا را در تحقق اهدافش دچار مشکل کردهاند. اکنون که امریکا تصمیم دارد نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کند و به نام سازندگی این کشور، نیروهای امنیتی را جایگزین نماید، همکاری همسایگان لازم شده است. البته امریکا نمیخواهد به جمهوری اسلامی ایران جای نفوذ بدهد. به همین دلیل پاکستان، هند، چین، روسیه، ترکیه، عربستان سعودی، آسیای میانه و هر عنصری که جای نفوذ ایران در افغانستان را محدود کند و مهمتر از آن هژمون امریکا در بحث افغانستان و برخی مباحث دیگر همچون مسأله هستهای تهران را بپذیرد، از سوی واشنگتن وارد بازی خواهد شد. این مسأله البته از هماکنون محکوم به شکست است چرا که نقش تاریخی ایران در تحولات افغانستان، محدود شدنی نیست. به ویژه آنکه طرفهای دیگر در بحث کمک به افغانستان تاکنون فقط ادعا کردهاند و ایران تنها کشوری است که به تعهدات خود در قبال همسایه شرقیاش عمل کرده.
از سوی دیگر حضور بلندمدت امریکا در افغانستان و افزایش هزینههای اشغالگری که حالا با بحران اقتصادی هم تلاقی پیدا کرده، واشنگتن را ناچار کرده از همسایگان پرنفوذ مثل چین، روسیه، هند و پاکستان و بعضاً ثروتمند نظیر عربستان سعودی کمک بگیرد و بخشی از هزینهها را به دوش آنها بیندازد.
انجام این عمل در زمانی که فصل تقسیم غنائم فرا میرسد به معنای دادن نقش اصلی به متحدان درجه دو امریکا و نیمکتنشین کردن ستارههای مدعی در زمین بازی افغانستان است.
به هرحال امنیتبخشی به منافع امریکا در افغانستان بدون کمک همسایگان و ذینفوذهای منطقه امکانپذیر نیست. اما عمل امریکا، نوعی تنبیه متحدان اروپایی هم میتواند باشد. این مسأله درباره پاکستان هم با تفاوتهای کوچکی صدق میکند. در آنجا هم امریکا نقش اصلی را خود برعهده گرفته و در حال تقویت حضور متحدان درجه دو خود در این کشور است. امریکا میخواهد اثبات کند که فرمانده جهان است و اگر اروپاییها نخواهند در مسیر او حرکت کنند، جایی در معادلات واشنگتن نخواهد داشت. برای این امر حاضر است به خطر بزرگی که آیندهاش را تهدید میکند هم جای پا بدهد و چین را شریک غنائم افغانستان کند.