
وزیر دفاع امریکا هفته گذشته در اظهارنظری در لندن دلیل تغییر رویکرد دولت ترکیه در مسأله فلسطین را مخالفت اروپاییها با درخواست این کشور جهت پیوستن به اتحادیه اروپا خواند. رابرت گیتس همچنین در روز بعد در پایان نشست دو روزه وزرای دفاع ناتو در بلژیک گفت که از ترکیه به خاطر رأی مخالف به قطعنامه تحریم ایران ناامید شده است با این وجود او کوشید به نوعی این ناامیدی را توجیه و رأی ترکیه را ناشی از اختلاف طبیعی در عضو قدیمی ناتو دانست.
برخی از محافل داخلی در مورد نقش فزاینده ترکیه در جهان اسلام نگرانیهای مطرح میکنند. مبنای این نگرانی حمایت غرب از ترکیه به امید موازیسازی برای نقش این کشور در برابر نقش تعیینکننده فعلی ایران در خاورمیانه است. هدف از موازیسازی ارائه الگوی موازی برای مقاومت در قالب اسلامگرایی محصور در یک نظام سکولار است که طبیعتاً قابلیت تساهل و مسامحه با غرب دارد. مطلوب این فرآیند انحراف بخشی از افکار عمومی جهان اسلامی از الگوی مقاومت ناشی از مدل جمهوری اسلامی ایران است؛ الگویی که در برابر غرب بهویژه در مسأله فلسطین و همچنین بحث حق برخورداری از برنامه هستهای صلحآمیز سازشپذیر نیست.
الگویی که مذاکره با غرب را میپذیرد اما اهل مسامحه در اصول اسلامی نیست و مذاکره با رژیم صهیونیستی را عین سازش میدانند چرا که اصولاً اعتقادی به این رژیم ندارد. مفروض کسانی که نگرانی از موازیسازی را مطرح میکنند، این است که ترکیه ناخواسته یا شاید هم خواسته در مسیر مدیریت شده و مطلوب غرب چهرهای مقاوم در برابر رژیم صهیونیستی از خود نشان داده و حتی به طرفداری از ایران در ماجرای تبادل سوخت هستهای میپردازد و علیه قطعنامه تنظیم شده توسط امریکا رأی منفی میدهد تا در نهایت بخشی از توان فزاینده مقاومت را از آن بگیرد.
به طور دقیقتر شاید بشود ماجرای این نگرانی را به دو گونه زیر نگریست:
1- رویکرد جدید ترکیه به جهان اسلام استراتژیک نیست و هدف از آن اتخاذ سیاستهای (تاکتیکهایی) جهت تنبیه اروپاییهایی است و ورود ترکیه را به اتحادیه مسیحی اروپا بر نتافتهاند. در این راستا به محض اینکه اروپا احساس کند، هزینه رها کردن ترکیه مسلمان در ضرر احتمالی عضویت آن در اتحادیه بیشتر است و حاضر به عقبنشینی از موضع قبلی شده و راه عضویت را برای ترکیه باز کند، آنکارا سیاست درهای باز به سوی اسلام را متوقف خواهد کرد. به زبان دیگر از این زاویه؟ ترکیه خودآگاهانه دست به موازیسازی با ایران میزند تا قابلیتهای خطرناک خود را به غرب و اروپا نشان دهد و غرب تا زمانی که این موازیسازی کارکرد خود را داشته باشد و از نقش ایران بکاهد، چراغ عضویت در اروپا برای ترکیه سبز نخواهد کرد. از این منظر موازیسازی نقش ترکیه با ایران هدفی مشترک است که ترکها آن را به صورت ایجابی و اروپاییها آن را به صورتی سلبی دنبال میکنند و شاید هم هماهنگیای میان آنکارا و اروپا وجود ندارد ولی به هر حال از نگاه کارشناسان نگران، ایجاباً یا سلباً این فرآیند در پی کاهش نقش ایران در منطقه و جهان اسلامی است.
2- ترکیه با ناامیدی از غربگرایی ناشی از حاکمیت دولتهای لائیک استراتژی خود در سطح سیاست خارجی بازتعریف کرده و منافع و اهداف خود را دارد. رویکرد آنکارا به جهان اسلام حتی از سطح دکترین و در حال تبدیل شدن به استراتژی است از این نظر ترکیه به دنبال رقابت با ایران از طریق موازیسازی با آن نیست بلکه موازیسازی روندی است که از نظر غربیها در حال اتفاق است و آنها با وجود برخی عواقب غیرقابل پیشبینی اقدامات ترکیه این تغییر استراتژی را تحمل میکنند. در این فرض هم البته همچنان اروپاییها امیدوارند در موقع لزوم با باز کردن در اتحادیه به سوی ترکها آنها را از تغییر استراتژیکشان بازدارند و اگر هم اسلامگرایان ترک تمایلی به بازنگری نشان ندادند، قالبهایی چون عضویت در ناتو برای تحت فشار گذاشتن آنها یا احتمالاً امکان سرنگونی دولت اسلام از طریق رابطه غربیها با نیروهای لائیک ترکیه وجود دارد. مضاف بر اینکه اروپا و امریکا به احتمال زیاد مطمئن هستند ترکیه حتی اگر بخواهد لوازم پیشبرد استراتژی دو به شرق و جهان اسلام را ندارد چرا که پیش از هر چیز اقتصاد آن شدیداً متکی به غرب است و این امر دستکم شدت خروج ترکیه از دایره غرب را به حدی میکاهد که امکان چارهاندیشی برای غربیها را فراهم میسازد.
ژئوپلتیک یا ایدئولوژیک
نگرانی محافل داخلی درباره نقش خودآگاهانه یا ناآگاهانه دولت اردوغان در فرآیند موازیسازی با ایران در صورتی معنا مییابد که تلاش کنیم همه چیز را از منظر ژئوپلتیک تفسیر کنیم. اگرچه در بسیاری از موارد مفاهیم ایدئولوژیک شکلدهنده به مقاومت اسلامی در حوزه مفاهیم ژئوپلتیک موجود در منطقه خاورمیانه همپوشانی دارد اما باید توجه کنیم که برای ارائه یک تحلیل درست از نقش مقاومت برای آزادی فلسطین غفلت از مفاهیم غیرقابل استحاله ایدئولوژیک میتواند ما را گرفتار کلون مفاهیم متغیر ژئوپلتیک سازد و اتفاقاً این همان چیزی است که غرب میخواهد. به زبان دیگر غرب امیدوار است از بار ایدئولوژیک تحلیلهای مسلمانان در قبال مسأله فلسطین کاسته شود تا با تغییرات ژئوپلتیک بتواند نیروی مقاومت را تحلیل برده و مدیریت کند.
این به معنای حذف مؤلفههای ژئوپلتیک از تحلیلها نیست اما نکته مهم این است که توانایی مقاومت اسلامی اتفاقاً در آنجایی است که هر گاه مفاهیم ژئوپلتیک در تعارض با انگیزههای ایدئولوژیک قرار گرفت، کنار گذاشته میشوند یا حداقل در آنها مداقه بیشتری صورت میگیرد تا در حد امکان در حد انگیزهای کش بیایند.
از این منظر امریکا و متحدانش و کسانی که در داخل ترس از بحث موازی ترکیه با ایران دارند متوجه این نکته نیستند که نفرت ایدئولوژیک از صهیونیسم در جهان اسلام در میان آحاد مردم با هر گرایش و مذهبی نهادینه شده است و به سادگی قابل استحاله نیست و دلیل این نهادینگی اسلام است که با هر گرایش و مذهبی نسبت با جهاد و عدم پذیرش سلطه کفر گره خورده است بر این اساس مسلمانان جهان اسلام از هر فرصت و روزنهای برای ابراز مخالفت یا کمک به مقاومت مردم فلسطین استفاده خواهند کرد.
طبیعی است که مدل انقلاب اسلامی ایران تاکنون کارآمدترین امکانات و بیشترین فرصتها را در اختیار ملت ایران برای همراهی با مقاومت مردم مظلوم فلسطین قرار داده است اما سایر مسلمانان جهان نیز به تناسب امکانات و فرصتهایی که مییابند برای این همراهی آمادهاند و این را مسلمانان اندونزی تا مسلمانان قلب اروپا نشان دادهاند، بنابراین هیچ یک از ظهور و بروزهای این همراهی استعداد موازی شدن با مدل جمهوری اسلامی را ندارد ولی جمهوری اسلامی ایران قطعاً از همه مظاهر منطق مقاومت در برابر منطق سازش با رژیم صهیونیستی استقبال میکند و نهتنها بیمی از تحرکات دولت اسلامگرای ترکیه ندارد بلکه تلاش اسلامگرایانی که بهرغم تهدیدات ناشی از زندگی در یک سیستم سیاسی سکولار در حد توان منطبق بر ایدئولوژی اسلامی گوشهای از مقاومت اسلامی را تقویت میکند، پاس میدارد. اگرچه مذهب شیعه استعداد شگرف خود را در ایجاد و تقویت منطق مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی نشان داده است اما با دیدی باز این منطقه را محدود به خود نمیداند و اصولاً وارد کردن مفاهیمی چون رقابت در طلایهداری مقاومت را آفت مقاومت میداند که سرانجام به واگرایی نیروها و غلتیدن برخی از اهل مقاومت به چاه بیانتهای سازش با تلآویو خواهد انجامید. سخنان گیتس در ارائه تحلیل رفتار ترکیه نیز ناظر به همین آفت است و امریکا شاید به این دلبسته باشد که همان واگرایی که میان محور مقاومت یعنی ایران، سوریه و حزبالله و حماس با کشورهای عربی معتقد به سازش رژیم صهیونیستی سرانجام حرکت ترکیه باشد به گونهای که در این روند ترکیه سنی مذهب پس از دورهای مقاومت سرانجام دوباره به منطق سازش بازگشت کند و در مسیر این بازگشت احتمالاً سوریه و حماس سنی مذهب را از مسیر مقاومت جدا کند اگر فرضاً چنین اتفاقی هم بیفتد باید گفت ترس از موازیسازی ترکیه با ایران هم بیمعناست زیرا ایران زمانی پرچم مقاومت را به دست گرفت که تنها بود و اکنون دل عموم مسلمانان جهان را با خود دارد. اما اگر چنین نشود، ایران کشتی مقاومت و مسأله فلسطین را جای همه مسلمانان جهان بلکه آزادگان جهان میداند، در این مسیر کسی را رقیب یا موازی خود نمیداند. هر کسی به هر اندازه و مدتی که سوار این کشتی شود مسافری است که راه عزت مسلمانان را برگزیده و این همان چیزی است که براساس مفاهیم ژئوپلتیک برای آن توضیحی وجود ندارد و گیتس و امثال او آن را نمیفهمند.
نبود همین فهم دلیل اصلی شکست در جنگهای 33روزه و 22 روز برای تلآویو بود و عامل نفرتی است که امروزه از این رژیم جعلی وجود دارد.