حسین فصیحی
«مواظب موتوری باش» این جملهای است که همواره هنگام خروج از منزل، محل، پیاده شدن از تاکسی و... شنیدهایم. این جمله امروز به بخشی از فرهنگ عامه مردم تبدیل شده است، به گونهای که مخاطبان همواره در برابر شنیدن آن تمکین میکنند.
یکی از دلایل عمده قوت گرفتن این هشدار را میتوان در قانون گریزی «موتوری»ها دانست، به گونهای که در آمار تصادفات درون شهری رتبه شاخصی را به خود اختصاص دادهاند.
زمانی که آرام آرام قرار است از ترافیک سنگینی نجات یابید و در ذهن خود به دنبال دلیل ترافیک میگردید با عبور از کنار موتور سواری که پس از برخورد با یک خودرو نقش زمین شده است پاسخ خود را درخواهید یافت و سری از روی تأسف تکان خواهید داد. اما به درستی برای پایان دادن به این قانون گریزی چه باید کرد.
اما موتورسوارها در کلان شهر تهران رقیب جدی برای تاکسیها و مسافربرها هستند. رانندههای اتوبوس همواره با خشم به آنها نگاه میکنند تا جایی که در کتاب آییننامه رانندگی به رانندگان توصیه شده است هنگام عبور از کنار آنان مراقب باشند.
اگر سردار قالیباف هنگامی که در کسوت فرماندهی پلیس خدمت میکرد طرح معروف خود را در تهران اجرا نکرده بود شاید امروز تهران در سیطره کامل «موتوری»ها بود، طرحی که اجرای آن با حضور قاطعانه پلیس توانست از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند و تا حد بسیاری انضباط را به خیابانهای پایتخت بازگرداند.
پلیس اما از آن زمان تاکنون نتوانسته طرح جدیدی جز طرح نخنمایی که همواره اجرا میکرد را در ساعات و مکانهای معینی از شهر اجرا کند.
موتوسواران امروز در تهران به خوبی از محل استقرار پلیس آگاهند و به درستی می دانند که با پایان یافتن ساعت اداری آسودهتر از آغاز روز قادر به تردد خواهند بود.
تردیدی نیست که اجرای این طرحها سلامت و امنیت شهروندان را به دنبال خواهد داشت، اما نکته قابل توجه اینکه افراد جامعه سلامت و امنیت را در تمام ساعات شبانهروز نیازمندند. بسیاری از متخلفان دهها بار در چرخه توقیف موتور پرداخت جریمه و پس از آن بازگشت به وسیله آزادی وسیله نقلیه یا خرید موتوسیکلت جدید غفلتهای خود را از سر میگیرند. شیوه برخورد با متخلفی که دهها بار چرخه معیوب توقیف را طی کرده است قطعاً برای تکرار تخلف باید متفاوت از گذشته باشد. شایسته است پلیس در اجرای طرحهای خود رویکردهای علمی را با شیوههای روانشناختی از متخلفان در دستور کار خود قرار دهد.