طی قرون متمادی ترکیه به عنوان مرکز اقتدار مسلمانان و داعیهدار خلافت اسلامیمطرح بوده و اسلامگرایان این کشور همواره در عرصههای بینالمللی به نوعی نقش محوری برای خود قائل بودهاند. در واقع به دنبال تشکیل جمهوری ترکیه نوین و حاکمیت آتاتورک بر این کشور رویکرد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ترکیه از اسلامگرایی دوره عثمانی به سمت اندیشههای سکولاریستی تغییر کرد.
مصطفی کمال از همان آغاز در صدد هویت زدایی کامل از فرهنگ اسلامی مردم ترکیه برآمد و این روند تا اواخر دهه 19820 ادامه یافت هر چند در این مدت تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور در برهههایی از زمان چون دهه 1950، 1960 و 1970اسلامگراها توانستند اقدامات و فعالیتهایی را شروع کنند، ولی هر بار با کودتا و سرکوب لاییکها که توسط نظامیان پیگیری میشد، متوقف میشد.
با آغاز دهه 1990 و تحت تأثیر تحولات جهانی و پایان نظام دو قطبی، اسلامگراها توانستند با جهشی اجتماعی بغض فرو خفته خود را پس از چندین دهه سرکوب بترکانند و با آغاز فعالیتهای سیاسی آنها در دو مقطع توانستند دولت اسلامگرا را تشکیل دهند که باز هم هر چند به صورت محدودتر از سوی نظامیان و لاییکها متوقف شدند.
به بیان بهتر جامعه امروز ترکیه به دنبال هویت جدیدی است یعنی هویتی جدا از آنچه لاییکها طی این دههها به جامعه تحمیل کردهاند و میتوان گفت که بخشی از این هویتگرایی نتیجه تناقضاتی است که از زمان مصطفی آتاتورک و پس از پایان جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی یعنی در 80 سال گذشته بین غربگرایان سکولاریست و اسلامگرایان اصولی در جامعه ترکیه پیدا شده است. بخش دیگر از این هویتگرایی جدید در ترکیه تناقضات جدیدی است که از زمان فروپاشی شوروی سابق و انهدام سیستم جنگ سرد بین روسیه و امریکا در سیاست خارجی ترکیه به وجود آمده است.
البته با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان در این کشور، معادلات به هم خورد و اسلامگراها توانستند بر بسیاری از مراکز تصمیمگیری تسلط یابند. در واقع برخی علت اصلی اقبال جامعه ترکیه به اسلامگرایان در مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را بیان میکنند، اما باید گفت که عامل کلیدی و مهم این تغییر نگرش در ترکیه فوران فریادی است که علیه سکولاریسم و سیاستهای لاییکها در این کشور سر داده شده است.
در واقع رجب طیب اردوغان در تلاش است تا سیاست خارجی ترکیه را نسبت به کشورهای عرب و همچنین اسراییل تغییر دهد. او معتقد است ارتباط ترکیه با اسراییل و امریکا استراتژی عاقلانهای برای کشورش نیست و ارتباط ترکیه به عنوان یک کشور مسلمان با کشورهای مسلمان دیگر از ارتباط با اسراییل اهمیت بیشتری دارد. او به نظرات مردم ترکیه توجه کردهو نشان داد که ترکیه در برقراری ارتباطاتش یک کشور مستقل است.
بنابراین در سالهای اخیر ترکهای اسلامگرا که در حال حاضر قدرت را در دست دارند شروع به حمایت از فلسطینیان کرده و ارتباطشان با اسراییل را کاهش دادند، اما شاید اوج این تغییر فاز ترکیه را انتقاد بی سابقه اردوغان از پرز در اجلاس داووس دانست که آغازی بر تنش میان این کشور با رژیم صهیونیستی نیز شد.
ترکهای اسلامگرا سالهای سال مخالف اقدامات رژیم صهیونیستی بودند و همواره بر این عقیده بودند که به عنوان کشوری مسلمان باید در کنار مردم مظلوم منطقه بخصوص فلسطینیها قرار گیرند، اما تسلط ارتش بر سیاست خارجی و ارتباط تنگاتنگ آنها با رژیم صهیونیستی مانع از این کار بود.
البته این امر تمام ماجرا نیست و تغییر رویکرد ترکها دلایل دیگری نیز دارد چرا که برای تغییر این رویکرد علاوه بر گرایشات گسترده اسلامی در برابر سکولارها و لاییکها، اقدامات رژیم صهیونیستی در منطقه و بخصوص در قبال ترکها نیز بیتأثیر نبوده است، به عنوان مثال زمانی که نقش سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در کودتای ضد حکومت ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان فاش شد موجی از خشم جامعه اسلامگرای ترکیه علیه این رژیم کشور را فرا گرفت و این خشم زمانی فوران کرد که روزنامه آکشام، با اشاره به سرمایهگذاری 17 میلیارد دلاری موساد در ترکیه از طریق یک تاجر ترک یهودی که در سال 1995 ترور شد، نوشت: این پولها را موساد برای انجام عملیات تروریستی 20 سال گذشته ترکیه به بسیاری از سرمایهگذاران، بازرگانان، ژنرالهای بازنشسته ارتش، رسانهها، سیاستمداران و اساتید دانشگاه واگذار کرده بود تا شاید حکومت ترکیه سرنگون شود.
این روند در سال جاری شتاب بیشتری به خود گرفت و افکار عمومی ترکیه با توجه به کارنامه لاییکها و نظامیان در این کشور و حمایت بیچون و چرای اسراییل از این گروه از یک طرف و اقدامات این رژیم در قبال فلسطین و مسلمانان بخصوص ماجرای محاصره غزه و کشتار فلسطینیها از سوی دیگر باعث شد کاملاً بر ضد رژیم صهیونیستی موضع بگیرد و جو ضد تلآویو در این کشور حاکم شود.
اقدام اسراییل در حمله به کاروان آزادی باعث شد تا ترکیه کاملاً و آشکارا در مسیر تقابل با این رژیم قرار گیرد و احساسات ضد اسراییلی در ترکیه افکار عمومی را فرا گرفته و این امر باعث شده است که تظاهرات بیش از 10 هزار نفر در استانبول و تلاش دولت مبنی بر شکایت علیه دولت «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر اسراییل شاهدی بر این موضوع باشد.
در واقع روزنامه کریستین ساینس مانیتور نیز تحولات اخیر ترکیه را از همین زاویه مینگرد و مینویسد: «ترکیه از سمت غرب تغییر جهت داده و به سوی همسایگان امپراتوری سابق عثمانی متمایل شده است، تغییراتی که در حمایت این کشور از حماس، برنامه هستهای ایران و مخالفت با رژیم اسراییل خود را نشان داده است.»
این دیدگاه تا اندازهای میتواند تحرکات چند ساله اخیر دولت ترکیه در قبال موضوعاتی از قبیل گفتوگوی اعراب و اسراییل، مناقشه قدیمی با ارمنستان، معضل کردها و حتی ارتباط با ایران را توضیح دهد.