توزیع سهام عدالت از پایینترین دهکهای درآمدی شامل مددجویان کمیته امداد امام خمینی، مددجویان سازمان بهزیستی، رزمندگان فاقد شغل، روستائیان و عشایر کمدرآمد آغاز شد و مشخص نیست خباز چگونه این اقشار را مرفهین جامعه تلقی کرده است؟ غلامرضا حیدری کردزنگنه رئیس سازمان خصوصیسازی در پاسخ به اظهارات خباز، نماینده اصلاح طلب مجلس درباره این که «سهام عدالت تبدیل به سهام ظلم شده است» که در گفتگو با سایت ایلنا مطرح و در رسانههای گروهی منتشر شده بود، اظهار داشت: طرح توزیع سهام عدالت از پایین ترین دهکهای درآمدی شروع شده است.به گزارش وزارت اقتصاد، رئیس سازمان خصوصی سازی افزود: طرح توزیع سهام عدالت از پایینترین دهکهای درآمدی شامل مددجویان کمیته امداد امام خمینی، مددجویان سازمان بهزیستی، رزمندگان فاقد شغل، روستائیان و عشایر کمدرآمد شروع و به تدریج بین سایر گروههای کمدرآمد دیگر تسری پیدا کرده است.وی در ادامه بیان کرد: در انتخاب دهکهای درآمدی از اظهار نیاز اشخاص متقاضی استفاده نشده است بلکه یک روش علمی و استاندارد شناسایی جامعه مرسوم به CBT به کار گرفته شده که در این روش از نهادهای اجتماعی، ارگانهای رسمی و قانونی کشور در معرفی مددجویان و اعضای تحت پوشش آنان استفاده شده است اما نمیدانیم چه طور و چگونه مددجویان نهادهای حمایتی فوق از جمله مددجویان کمیته امداد، بهزیستی، روستائیان و عشایر در دهکهای دهم و نهم قرار گرفتهاند؟اشاره کرد زنگنه به ادعاهای خباز است که مدعی شده بود: «سهام عدالت که باید عادلانه توزیع شود، ظالمانه است و باید نام آن را عوض کرد و سهام ظلم نامید. چراکه در ابتدا این سهام بین دهکهای دهم و نهم توزیع شد و پس از آن میان کارمندانی از دولت توزیع شد که هر کدام دارای بیش از 5/1 میلیون تومان حقوق بودند. این نحوه توزیع باعث منحرف شدن مسیر اجرای این طرح شد.»کردزنگنه در ادامه اظهار داشت: در مرحله سوم کلیه کارمندان و بازنشستگان دولت که بعد از مددجویان نهادهای حمایتی، جزء افراد کمدرآمد جامعه محسوب میشوند، مشمول دریافت سهام عدالت قرار گرفتند، البته این را نیز میپذیریم که به علت ضرورت در تسریع کار و ضیق وقت امکان غربالگری تک تک افراد و اطلاع از داراییهای پنهان و آشکار 42 میلیون نفر مشمول دریافت سهام عدالت فراهم نبوده و ممکن است در عمل مغایرتهای موضوعی خیلی کم و غیرقابل اجتناب (پیدایش یک یا چند نفر کارمند برخوردار نسبی در جمع کارمندان دولت) وجود داشته باشد، که در تمام همایشهای علمی جامعه نیز وجود چند درصد مغایرت طبیعی و غیرقابل اغماض است.