کد خبر: 391438
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۱۶
داستان يك حركت براي زنده‌نگه‌داشتن نام شهدا در گفت‌و‌گوي «جوان» با اميد سيفي
اميد سيفي جوان 23 ساله‌اي است كه اين روزها نامش حسابي بر سرزبان‌ها افتاده است. او توانسته با خلاقيت و عرق به قهرمانان وطنش طرحي نو بيندازد و لباسي متفاوت را طراحي كند. سال‌هاست كه تي‌شرت و پيراهن‌ها محلي شده است براي جولان عكس‌هاي سوپر استارها و چهره‌هاي مطرح غربي و بسياري از جوان‌هاي ما بدون توجه به ماهيت آن، لباس‌ها را برتن مي‌كردند اما اميد سيفي نشان داد كه ميان دنياي مد و عشق به ايران و زنده نگه داشتن ياد قهرمانان وطن فاصله چنداني وجود ندارد و مي‌توان از ميان آنها هم پلي زد، او رؤياي بسياري از ما را كه همان تكرار نام و ياد شهداست محقق كرد و با طراحي تي‌شرت‌هايي كه مزين به عكس شهداي بزرگوار است نام خودش را به عنوان يك فرد خلاق بر سر زبان‌‌ها انداخت. اين كار او عكس‌العمل‌هاي زيادي را به همراه داشت و بسياري از جوان‌ها از آن استقبال كردند و گفتند ما حداقل الان ماهيت آن چيزي را كه مي‌پرسيم مي‌دانيم و به آن هم افتخار مي‌كنيم. با اميد سيفي پيرامون طراحي اين تي‌شرت‌ها و اينكه چه زماني اين كار به ذهنش رسيد و آن را در چه زمان آغاز كرد و چگونه همه‌گير شد گفت‌وگوي مفصلي انجام داديم. بزرگترين آرزوي او اين است كه برند جهاني با نام «my hero » - قهرمان من - ثبت كند. دو سال گذشته به گفته مقام معظم رهبري سال «خلاقيت و نوآوري» بود. ايشان آحاد مردم به ويژه جوان‌ها را به ايجاد خلاقيت دركارهايشان دعوت كردند و ظاهراً شما به اين فرمايش جامه عمل پوشانديد و با ارائه يك كار نو و بديع توانستيد نامتان را سر زبان‌ها بيندازيد. سؤال را با اشاره خوبي آغاز كرديد، خلاقيت اگر در كاري نباشد روح در آن كار وجود ندارد. اين خلاقيت است كه ذهن فرد را باز مي‌كند و او را وادار مي‌كند در زمينه‌‌هاي مختلف مطالعه كند، به تحقيق و تفحص دست بزند با عشق كار كند و ... و اگر خلاقيت در كاري نباشد آن به يك كار مرده تبديل مي‌شود، هميشه سعي كرده‌ام در كارهايم نوآوري را شرط اول قرار دهم اين مسأله آنقدر مهم بوده كه حتي مقام معظم رهبري بارها به آن تأكيد داشتند.شما تي‌شرتي را طراحي كرديد كه مزين به عكس شهداست؛ پيش از اين اكثر تي‌شرت‌ها با آرم و نوشته و عكس‌هاي غربي توليد مي‌شد شايد برخي از طراحان ايران معدود حركاتي انجام دادند مانند چاپ خط نستعليق روي لباس‌ها و ... كه اتفاقاً با استقبال مواجه شد اما حركت شما به دليل باورهايي كه در جامعه وجود داشت شكل ديگري به خود گرفت؛ چه شد كه اصلاً به فكر طراحي اينچنيني افتاديد؟همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد سال‌هاست كه در اين رابطه حركت جدي انجام نشده است. اكثر تي شرت‌هايي كه در بازار وجود دارد منقش به آرم‌، نشان، نوشته و تصويري‌هاي غربي است كه نه متعلق به ماست و نه ما آگاهي كاملي نسبت به آنها داريم. هر وقت كه مي‌رفتم اين تي شرت‌ها را مي‌ديدم با خودم مي‌گفتم چرا ما نبايد سمبل كشور خودمان را روي اين تي‌شرت ها داشته باشيم. اين چرايي‌ها باعث شد كه تصميم بگيرم در اين زمينه حركتي انجام دهم نه اينكه دست روي دست بگذارم منتظر حركت ديگران باشم.ايده طراحي چاپ عكس شهدا روي لباس‌ها از كجا به ذهنتان رسيد؟من ازدوران نوجواني‌ام علاقه خاصي به شهيد همت داشتم. حسي در اين شهيد وجود داشت كه ناخود‌آگاه من را به خود جلب مي‌كرد. عشق به اين بزرگوار باعث شد كه من به موضوعاتي كه مربوط به جنگ و جبهه است هم علاقه‌مند شوم. هر وقت كه تلويزيون برنامه‌هاي مناسبتي را پخش مي‌كرد پاي اين برنامه‌ها مي‌نشستم با عشق آنها را تماشا مي‌كردم و هميشه با خودم مي‌گفتم حس غريبي در اين عزيزان وجود دارد كه هر كسي را به خود جلب مي‌كند فقط كافي است ما بستري را فراهم كنيم تا بتوانيم آنها را آنطور كه سزاوار‌شان است به ديگران بشناسانيم و يادشان را زنده نگه داريم يادم است سال‌ها بعد كه خاطرات همسر شهيد همت را خواندم با خودم گفتم تو بايد كاري كني كه اين عزيزان بيشتر به مردم به ويژه جوان‌ها شناسانده شوند حتي اگر كارت كوچك باشد اما بايد سهمي داشته باشي.اين تفكرات باعث شد كه به فكر طراحي تي‌شرت بيفتيد، يعني هيچ اطلاعاتي راجع به صنعت پوشاك، چاپ و ... نداشتيد؟من دانشجوي گرافيك بودم و يك سري اطلاعات در موردطراحي داشتم از شكل‌گيري اين ايده تا اجرايش حدود 2 سال و اندي فاصله وجود داشت من دلم نمي‌خواست دست خالي كاري را انجام دهم مي‌خواستم كاري كه انجام مي‌دهم بر يكسري اصول درست استوار باشد. به همين خاطر در اين زمينه تحقيقاتي را انجام دادم. دائم در مورد طراحي و چاپ مطلب، كتاب و مقاله مي‌خواندم كارم را هم با سرمايه شخصي از زير زمين خانه‌مان شروع كردم...آن زمان كه اين كار را شروع كرديد فكر مي‌كرديد كار با استقبال مواجه شود يا اينكه برايتان بازتابش اهميت چنداني نداشت، فقط مي‌خواستيد در اين زمينه پيشرو باشيد؟يك نداي قلبي به من مي‌گفت اين كار مورد توجه قرار مي‌گيرد و مي‌تواند علاقه‌مندان خودش را پيدا كند حداقل اميدوار بودم كه در اينترنت بتوانم سر و صدايي را ايجاد كنم.اولين بار خودتان اين تي شرت را به تن كرديد؟بله و به دانشگاه رفتم يادم است حراست دانشگاه اول جلويم را گرفت فكر كرد تي‌شرتي را پوشيدم كه عكس خواننده راك روي آن حك شده است اما بعد وقتي نوشته زير آن را خواند از كارم خوشش آمد و اجازه ورود به دانشگاه را به من داد و من تا دو سال هر وقت كه به دانشگاه مي‌رفتم اين لباس را مي‌پوشيدم با اينكه آستين لباسم كوتاه بود و اين مغاير با قوانين دانشگاه است اما رئيس دانشگاه اين اجازه را به من داد تا به نوعي الگوسازي كنم چرا كه معتقد بود حركتي كه من مي‌كنم موجب زنده نگه داشتن ياد شهدا مي‌شود.وقتي به دانشگاه رفتيد عكس‌العمل همكلاسي‌هايتان چگونه بود، آنها چه برخوردي با شما داشتند؟شايد باور كردنش براي شما سخت باشد اما در آن مدت حتي يكي از همكلاسي‌هايم هم به اين كار من خرده نگرفت همه با هر شكل ظاهري كه داشتند تحت تأثيركار من قرار مي‌گرفتند. آنها مي‌گفتند فكرت در طراحي اين تي‌شرت خيلي خوب بود، طراحي‌ات به گونه‌اي است كه هر كسي با هر سليقه‌اي مي‌تواند آن را تهيه كند و بپوشد. در آن مدت خيلي از آنها به من گفتند كه لباسي را هم براي آنها طراحي كنم...از روند توليد اين تي‌شرت‌ها بيشتر براي ما بگوييد اينكه در آن زمان ايده‌تان را با خانواده شهدا در ميان گذاشتيد كه از طريق آنها دسترسي راحت‌تري به عكس‌هايشان داشته باشيد يا اينكه چطور تصاوير را روي تي شرت چاپ مي‌كرديد؟حقيقتش آن است كه من آن زمان نمي‌خواستم هنوز كاري را شروع نكرده جار و جنجال به راه بيندازم شايد به خاطر اين تفكر هم براي پيدا كردن عكس‌ها حسابي به دردسر افتادم چون در اينترنت كيفيت عكس‌ها آن طور كه من انتظار داشتم نبود يا عكس‌هايي كه وجود داشت به درد طراحي نمي‌خورد اما به هر زحمتي كه بود چند عكس از اين عزيزان تهيه كردم اما در مورد پيدا كردن چاپخانه هم مشكلات زيادي متحمل شدم. از طرفي چاپخانه بايد به كاري كه من انجام مي‌دادم اشراف مي‌داشت و از طرفي نمي‌توانستم به راحتي چاپخانه‌اي را پيدا كنم كه به آن اعتماد كامل داشته باشم. طوري كه طرح را قبل از آنكه ثبت شود لو ندهد.براي طراحي تي‌شرت‌هايت فقط از تصاوير شهداي سرشناس استفاده كرد، يا از شهداي گمنام هم بهره‌برديد و تفاوتي برايتان نداشت؟به نظر من قدر و منزلت شهدا به گمنام يا سرشناس بودن آنها نيست آنها براي اين مملكت با ارزش‌ترين چيز كه همان جانشان بود را فدا كردند و به نظر من بي‌انصافي است كه بخواهيم بين يك شهيد فرمانده يا سرباز فرق بگذاريم، من سعي كردم به سراغ تصاوير شهدايي كه كمتر تا به حال از آنها گفته شده است هم بروم و راجع به آنها هم حرف بزنم، احساس مي‌كردم رسالت من به نوعي معرفي آنهاست. يادم است وقتي روزي به بنياد شهيد رفتم و از شهيد عاصمي و اتفاقاتي كه برايشان افتاده مطلع شدم ناخودآگاه تا چند روز حالم بد بود يك جورايي روحم را به بزرگي و منش آن بزرگوار بدهكار مي‌دانستم، حكايت شهيد عاصمي حكايت جالبي بود كه اگر اشكالي ندارد برايتان تعريف كنم.البته كه اشكالي ندارد از شنيدنش خوشحال هم مي‌شويم.ظاهراً دو موشك به كرمانشاه اصابت كردند اما عمل نكردند هشت نفر به آنجا رفتند تا آن را خنثي كنند اما مي‌تركد و همه آن هشت عزيز را شهيد مي‌كند و تنها چيزي كه از آن جماعت هشت نفره به يادگار مي‌ماند يك لاله گوش است كه يكي از آنها شهيد عاصمي بود. حتي دوباره تكرار كردن اين خاطرات هم من را ناراحت مي‌كند ما چنين بزرگواراني را در مملكت داريم كه از وجودشان بي‌اطلاع هستيم. بعد از شنيدن اين حكايت تصميم گرفتم عكس ايشان را روي پيراهنم طراحي كنم.شنيدم كه پسر شهيد عاصمي هم با شما تماس گرفتند و از شما بابت اين مسأله تقدير كردند؟بله ايشان لطف كردند و تماس گرفتند و بابت اين موضوع از من تقدير كردند و گفتند كه اين كار شما باعث شد كه نام شهدا بار ديگر سر زبان‌ها بيفتد.زماني كه استارت اين كار را زديد به لحاظ مالي در مضيقه نبوديد و از جايي حمايت نداشتيد؟من با درآمد شخصي‌‌ام اين كار را شروع كردم و چون دانشجو بودم در نتيجه چندان از تمكن مالي برخوردار نبودم ولي با هزينه‌هاي شخصي آن كار را راه انداختم. من تا به امروز از جايي حمايت نشده‌ام و تمام هزينه‌هايي كه انجام دادم كاملاً شخصي بوده است ولي چون با عشق اين كار را انجام داده‌ام در نتيجه اصلاً ماديات براي من مهم نبوده است.بعد از اينكه كارتان با بازتاب خبري مواجه شد هيچ ارگان خاصي از شما حمايت نكرد؟چرا، بعد از آنكه خبرمان در 20:30 دوبار پخش شد در همان برنامه اعلام كردند كه وزارت كار قرار است كه از ما حمايت كند من هم به وزارت كار مراجعه كردم و آنها به من پيشنهاد دادند كه از وام صندوق مهر استفاده كنم من هم فعلاً كارهاي اوليه را انجام دادم و مثل يك فرد عادي در نوبت وام قرار گرفتم...حركت شما به گونه‌اي بود كه اگر از سوي ارگان‌هاي دولتي مورد حمايت قرار مي‌گرفتيد خيلي زودتر مي‌توانستيد پيشرفت كنيد؟بله، اتفاقاً من پيشنهادش را هم دادم كه مثلاً ارگان‌هايي براي كاركنانشان مي‌توانند از اين لباس سفارش دهند. آن وقت ما خيلي راحت‌تر مي‌توانيم چرخه پيشرفت در اين كار را بچرخانيم اما تا به حال كه هنوز هيچ حركتي از جانب آنها نشده است.اگر در ادامه باز هم كسي از شما حمايت نكند به فعاليتتان در اين راه ادامه خواهيد داد؟بله، حتماً، انگيزه من از ورود به اين عرصه تنها چيزي كه نبود كسب منفعت مالي بود، نمي‌گويم مسائل مالي برايم بي‌اهميت است، نه اصلاً... ولي چون من اين كار را از ابتدا هم كاملاً دلي انجام داده بود به اين فكر نمي‌كنم كه حتماً ارگان خاصي از من حمايت كنند اگر حمايت كنند كار ما زودتر پيشرفت‌ مي‌كند و ما راحت‌تر مي‌توانيم آن را همه‌گير كنيم در غير اين صورت با به همين امكانات محدود به كارمان ادامه مي‌دهيم.يادم است وقتي براي گفت‌وگويي به يكي از خبرگزاري‌ها رفته بوديد، خبرنگاري از شما پرسيد شايد دليل اينكه ارگان‌هاي دولتي از شما حمايت نكردند ظاهر امروزي شماست، شايد اگر از نظر ظاهري طور ديگري بوديد مقبول‌تر واقع مي‌شديد؟مطمئنم كه اصلاً چنين نگاهي وجود ندارد، من اين لباس را براي نسل جديد طراحي كرده‌‌ام و براي اينكه آنها را راغب كنم بايد از جنس خودشان لباس مي‌پوشيدم تا بتوانم با آنها راحت‌تر ارتباط برقرار كنم. از طرفي مي‌خواستم كه از اين طريق بين نسل جديد و شهدا پل بزنم و نشان دهم كه آنها هم عاشق شهدا هستند و با ديدن آنها تحت تأثير قرار مي‌گيرند. از طرف ديگر من نمي‌خواستم با تغيير دادن چهره‌ام ريا كنم و به فكر منفعت‌طلبي باشم كه نگاه‌هاي دولتي را به خودم جذب كنم، مي‌خواستم خودم باشم و به همين شكل هم پذيرفته شدم همچنين مطمئن بودم كه مسئولان ارگان‌هاي دولتي ما هيچگاه صرفاً روي ظاهر فردي قضاوت نمي‌كنند، آنها عمل طرف مقابل و ميزان تأثيرگذاري‌اش برايشان مهم است نه اينكه من چه لباسي را بپوشم و...شما با اين كارتان به‌خوبي توانستيد بين دنياي نامحدود مد و طراحي و شهدا ارتباط بسيار خوبي برقرار كرديد؛ چطور توانستيد اين اتفاق را به وجود آوريد؟من هميشه به اين موضوع فكر مي‌كردم تا زماني كه در كشور ما قهرماناني چون شهيد همت، شهيد چمران، پروفسور حسابي، سهراب سپهري و... وجود دارد چرا بايد عكس اشخاصي مثل فوتباليست‌ها، خوانندگان، هنرپيشه‌هاي غربي و... را روي پيراهن جوانان اين مملكت ببينيم! شايد در ابتدا فراگير شدن پوشيدن اين لباس ما كمي تخيلي به نظر مي‌رسيد ولي همه ما ديديم كه بعد از پوشيدن لباس‌هايي با طرح خط نستعليق توسط بعضي هنرپيشه‌هاي جوان خودمان، جسارت جوانان براي پوشيدن اين لباس‌ها بيشتر شد. اميدواريم براي همه‌گير شدن اين امر چهره‌ها و ستاره‌هاي سينما و ورزش پيشقدم شوند و با پوشيدن اين لباس‌ها جسارت را به جوانان بيشتر تزريق كنند من سعي كردم براي طراحي اين لباس دست به نو‌آوري بزنم، عكس‌ها را كاملا هنري انتخاب و در چاپ آنها بسيار دقت كنم كه ضمن حفظ جايگاه اين عزيزان، به‌روز بودن و بديع بودن طراحي هم در آنها لحاظ شود.سال‌هاست كه براي بزرگداشت ياد شهدا كارهاي مختلفي انجام مي‌شود اما حركت شما هم توانست در ميان جوانان جايگاه بسيار خوبي كسب كند و طرفداران بي‌شماري را از هر قشري پيدا كند.خوشحالم كه اين اتفاق افتاده است، سال‌ها بود كه وقتي فعاليت‌هاي تبليغاتي جوانان حزب‌الله لبنان را مي‌ديدم افسوس مي‌خوردم كه چرا ما هنوز در تبليغات دهه 60 در جا مي‌زنيم و چندان به‌روز نيستيم. در قبال پوشيدن اين تي‌شرت‌ها برخوردهاي متفاوتي را از مردم ديدم ولي حقيقت اين است كه اين كار جنبه حزبي و سياسي نداشته و ندارد، همه مردم ما با هر گرايش سياسي و هر نوع نگاهي عاشق قهرمانان ملي و شهداي خودشانند و هر جا كه نام آنها به ميان مي‌آيد تحت تأثير قرار مي‌گيرند چرا كه مي‌دانند شهدا براي شرف و استقلال اين ملت از جان مايه گذاشته‌اند و آنها را دوست دارند تمام تلاش من اين است كه شهداي دفاع مقدس را جهاني كنم.تصميم نداريد كه كارتان را به يك برند تبديل كنيد؟بله، من تمام تلاشم اين است كه كارم را به يك برند آن هم از نوع جهاني‌اش تبديل كنم و قصد دارم نام برندم را «My Hero» يعني قهرمان من بنامم و شك ندارم خيلي زود مي‌توانم اين خواستم را جهاني كنم.شنيدم برخي به شما اين خرده را گرفتند كه كار شما در شأن شهدا نبود و يك بي‌احترامي به آنها محسوب مي‌شود؟من اصلاً اين انتقاد را قبول ندارم، اصلاً بحث بي‌حرمتي در ميان نيست چه در مورد لباس و چه در مورد آنكه عكس شهدا روي در و ديوار نقاشي شود، به نظر من مهم اين است كسي كه اين تي‌شرت‌ها را استفاده مي‌كند خودش را به آنها نزديك مي‌بيند و عكس آنها را روي سينه‌اش احساس مي‌كند. ما همواره وقتي كسي را كه عزيز مي‌داريم او را نزديك خود مي‌گيريم و چه جايي بالاتر از روي سينه و كنار قلبتان...استفاده از اين تي‌شرت فقط مختص به آقايان است براي خانم‌ها كاري را انجام نداديد؟با توجه به بازخورد‌هايي كه از آنها داشتم و تقاضاهاي متعددي كه آنها داشتند تصميم گرفتم روي مانتو و شال هم عكس شهدا را طراحي كنم منتها تمركز فعلي‌ام تنها روي تي‌شرت است.به نظرت چرا در اين مدت كسي به فكر طراحي تي‌شرت نيفتاده است؟ما تا مدت‌ها درگير جنگ و حال و هواي آن بوديم و بيشتر تمركز ما روي برگزاري نمايشگاه‌ها بود در هر حال هر كدام از اين حركت‌ها هم در زمان خودشان بسيار تأثيرگذار بود.اين حركتتان بازتاب رسانه‌‌اي در خارج از كشور هم داشت؟بله خوشبختانه شبكه‌ها و رسانه‌هاي برون‌مرزي هم بعد از باخبر شدن از اين مسأله با من تماس گرفتند خبرنگار تايمز با من تماس گرفت از من پرسيد چرا عكس شهدا را براي طراحي انتخاب كردي و من هم در جواب گفتم كه چون آنها علاوه بر آنكه قهرمانان ملي ما محسوب مي‌شوند نشانه استقلال كشور ما هم هستند و بايد هميشه يادشان زنده بماند. بعد او پرسيد كه اگر دوباره در كشورتان جنگ شود تو شركت خواهي كرد. من هم در پاسخ گفتم مطمئن باشيد كه به جبهه مي‌روم، درست همانطور كه الان در جنگ رسانه‌اي مشغول مقابله هستم. ما نمي‌خواستيم از بيگانگان عقب بمانيم نمي‌خواستيم عكس خارجي‌ها روي لباس‌هاي جوانان ما باشد مي‌خواستيم خودمان هويت داشته باشيم، بعد از نيويورك‌تايمز شبكه Brown Book دوبي با من تماس گرفت و راجع به نوع طراحي اين تي‌شرت و بازتابش در كشور از من سؤال كرد.به نظر شما هنر يك گرايش ذاتي و فطري است؟به عقيده من بله، اين هنر است كه انسان‌ها را به سمت خود مي‌كشاند من با هنر احساس آرامش مي‌كنم چرا كه هنر با روح آدمي سر و كار دارد از همان دوران كودكي بعد از تماشاي هر مسابقه فوتبال براي خودم يك استاديوم طراحي مي‌كردم و اسم خودم را به اشكال مختلف طراحي مي‌كردم و به نوعي لوگو مي‌ساختم، هرچند كه دوره متوسطه در هنرستان رشته برق را خواندم ولي هيچ وقت از عالم هنر و گرافيك دور نشدم و حتي در كلاس‌هاي الكترونيك هم لوگو طراحي مي‌كردم تا اينكه بالاخره فهميدم كه بايد تغيير مسير بدهم و در دانشگاه در رشته گرافيك درس خواندم...بهترين برخورد مردمي كه در اين مورد ديديد چه بود؟مردم آنقدر به من لطف داشتند كه هر برخوردشان يك لطف بي‌نظير بود مثلاً همسر و برادر شهيدي به من پيام كوتاه فرستاد گفت تو با اين كار قلب من را شاد كردي و چون قصد زنده نگه داشتن ياد آنها را داشتي كارت از آنها كمتر نيست يا خانمي كه از آلمان تماس گرفت و تقاضاي يك تي‌شرت كرد يا همان تماس پسر شهيد عاصمي همه‌اش برايم خاطره‌ساز است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار