کد خبر: 390908
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۴
گفت‌وگو با مسعود نقاش‌زاده کارگردان فيلم «کودک و فرشته»
فاطمه كريم اللهيدر آخرين روز تابستان سال 1359، فرشته و خانواده‌اش آماده مي‌شوند تا در جشن عروسي يكي از اقوام نزديك شركت كنند. اما غرش صداي هواپيماهاي جنگنده‌اي كه از مرز عبور كرده‌اند موجب مي‌شود كه پدر فرشته تصميم بگيرد از خير عروسي خواهرش بگذرد و خانواده‌اش را از مهلكه بدر ببرد. فرشته براي آوردن مادر بزرگ از خانه خارج مي‌شود؛ اما ديگر هيچگاه خانواده‌اش را نمي‌بيند؛ ولي مدتي بعد با شنيدن خبر زنده بودن برادرش، جستجويي طولاني را براي يافتن او آغاز مي‌كند... فرشته در شهري كه حالا توسط دشمن اشغال شده، درگير ماجراهاي بسياري مي‌شود. اين خلاصه داستان فيلم «کودک و فرشته » به قلم محمدرضا گوهري و به روايت مسعود نقاش‌زاده است. اين اثر سينمايي نيز همانند كتاب دا كه وقايع روزهاي اشغال خرمشهر را بيان مي‌كرد، تلاش مي‌كند تا احوالات مردم اين شهر را در آن زمان در قالب يك روايت سينمايي بيان كند. وقايعي كه در كودك و فرشته براي مخاطب روايت مي‌شود بسيار باورپذيرتر از فيلم‌هاي ديگري است که در طول سال‌هاي گذشته در اين زمينه ساخته شده است. گفت و گوي جوان با اين کارگردان که در سن 17 سالگي در جبهه حضور داشته و به گفته خودش برخي از بهترين تجربه‌هايش را در جنگ بدست آورده، مي‌خوانيد. او هم اکنون مشاور عالي مركز سيما فيلم و مدرس دانشگاه است. براي پيدا کردن فضاي مناسب فيلمبرداري در خرمشهر که امروزه بازسازي شده چه مشکلاتي را پشت سر گذاشتيد؟ساختن فيلمي که داستان آن حدود 30 سال پيش اتقاق افتاده است، به خصوص در شهري که پس از هجوم ارتش عراق، کاملاً ويران و مجدداً بازسازي شده بسيار سخت است. در آن سال‌ها، تقريباً از خرمشهرجز مسجد جامع چيزي به جاي نمانده بود. بنابراين کار ما بسيار دشوار بود؛ زيرا براي فيلم برداري حتي يک کوچه پيدا نمي‌کرديم که از دوران جنگ دست نخورده باقي مانده باشد. حتي اگر کوچه‌اي پيدا مي‌کرديم که دو ساختمان از دوران جنگ در آن باقي مانده بود، بلافاصله در کنار آن ساختمان جديدي با معماري امروزي ساخته شده بود كه به همين دليل نمي‌توانستيم به راحتي فيلم برداري کنيم و فضا را نشان دهيم. بنابراين يكي از چالش‌هاي اساسي ما طراحي و تهميد فضاهايي بود كه بتواند موقعيت روزهاي جنگ و مقاومت در خرمشهر را القا كند. خوشحالم كه يکي از نکاتي که در مورد اين فيلم ذکر مي‌شود اين است که فضا‌سازي اين فيلم كاملاً باورپذير و واقع نما از كار در آمده است. يعني احساس نمي‌شود که رويدادهاي فيلم در مکاني غيرواقعي اتفاق مي‌افتد. ساختن فيلمي با موضوع دفاع مقدس دشواري‌هاي خاص خود را دارد. اما اگر شما بخواهيد يک فيلم جنگي در شهري که يک بار کاملاً ويران شده و سپس بازسازي شده بسازيد، در اين صورت کارتان بسيار سخت‌تر خواهدبود و ما در کودک و فرشته با اين مسأله روبه‌رو بوديم. خوشبختانه تلاش همه همکاران در ساختن اين فيلم، نتيجه را قابل قبول کرد. تأثيرگذارترين بخش فيلم، يعني ويراني خانه فرشته را چگونه در آورديد؟حقيقت اين است که در 35 روز مقاومت خرمشهر، از 31 شهريور تا 4 آبان 59، مردم لحظات، رويدادها، شرايط منحصر به فرد، حيرت‌آور و دردناکي را از پشت سرگذاشتند. کساني که در آن روزها در خرمشهر بودند، هر يک مي‌توانند بخشي از آنچه را در آن روزها اتفاق افتاد روايت کنند. اما من با خود فکر کردم در اين داستان، هيچ لحظه‌اي به اندازه زماني که فرشته به فاصله دو کوچه مي‌رود و مي‌آيد و بعد مي‌بيند خانه‌اي که تا چند دقيقه قبل در آن زندگي مي‌کرد و با مادر و برادرش مشغول گفتگو بود و حالا ديگر وجود ندارد، هراسناك و غيرمنتظره نيست. براي فرشته در آن صحنه، نه تنها ديگر خانه‌اي وجود ندارد؛ بلکه اساساً انگار ناگهان همه زندگي و موجوديت جهان او، خانه و خانواده‌اش از ميان رفته است. بنابراين تصميم گرفتم به جاي نشان دادن صحنه انفجاردر خانه، واکنش اين دخترنوجوان را در برخورد با اين صحنه نشان دهم. اين صحنه البته صحنه دشواري از حيث بازيگري بود. بازيگر نقش فرشته را چگونه توجيه کرديد تا بتواند اين صحنه را بازي کند؟در آوردن حسِ چگونگي روبه‌رو شدن با اين صحنه دشوار بود. وقتي ما خودمان با صحنه دردناک و فاجعه‌اي غير قابل پيش‌بيني روبه‌رو مي‌شويم واکنش‌هاي متفاوتي داريم. برخي مبهوت مي‌شوند، برخي ممکن است ناگهان واكنشي انفجاري انجام دهند، برخي ممکن است به سرعت شروع به شيون و زاري کنند؛ ما براي دستيابي به واكنش صحيح بازيگر در اين صحنه، سعي كرديم احساس اين صحنه را در ذهن او به عنوان يك نوجوان 16 ساله بازسازي كنيم و او را در شرايطي قرار دهيم که موقعيت را با تمام احساسش باور كند. چون بازيگران نقش‌هاي اصلي فيلم نابازيگر بودند، يکي از صحنه‌هايي که در تست بازيگري مي‌گرفتيم، چيزي شبيه همين صحنه بود. شايد حدود دو ماه از كانديداهاي مختلف تست گرفتيم تا بتوانيم يك نفر را انتخاب کنيم. خوشبختانه بازيگر اين نقش، عليرغم اولين تجربه بازيگري‌اش، بازيگري با استعداد بود و ما از طريق يك واكنش سه مرحله‌اي، يعني حيرت، بهت و ويران شدن او سعي کرديم تأثير اين صحنه را در بياوريم. چرا بازيگر نقش فرشته را از ميان بازيگران به نام و معروف سينما انتخاب نکرديد؟دو ملاحظه جدي در اين خصوص وجود داشت. ملاحظه اول اينکه من سعي داشتم اين فيلم لحني باورپذير و واقعگرا داشته باشد. بنابراين بيم آن مي‌رفت كه اگر هنرپيشه شناخته شده‌اي که مردم او را در فيلم‌هاي ديگر ديده‌اند و به عنوان يک ستاره يا چهره مي‌شناسند در اين نقش بازي کند، اين مسأله باور‌پذيري روايت فيلم را تحت تأثير قرار دهد. ملاحظه دوم اين بود که ما در اين سنين اصولاً بازيگر حرفه‌اي نداريم يا اگر هم بازيگراني داشته باشيم در سنين بالاتر هستند و بايستي با گريم آنها را به سن نقش اصلي فيلم نزديک مي‌کرديم كه خيلي خوشايند به نظر نمي‌رسيد. زماني که خانم احمدي در نقش فرشته بازي مي‌کرد شانزده ساله بود. کودک و فرشته فيلمي نبود که نقش‌هاي اصلي آن با هنرپيشه معروف ساخته شود؛ هنوز هم تحليل من اين است. ما اگر براي نقش‌هاي ديگر فيلم هم از بازيگران حرفه‌اي استفاده كرديم، سعي کرديم آنها را از جمعي انتخاب کنيم که کمتر چهره‌اشان در فيلم‌هاي ديگر در خاطر مانده است؛ هنرپيشه‌هايي مانند خانم مقدمي يا آقاي افشين هاشمي. در مورد انتخاب هنر پيشه اصلي فيلم هم بايد بگويم زماني طولاني را صرف اين کرديم تا از تعداد زيادي از افراد در اين محدوده سني تست بازي بگيريم. البته در اينجا لازم است از كمك‌هاي بي‌دريغ سركار خانم نصيرپور سپاسگزاري كنم. فکر مي‌کنم نزديک به 50 روز مشغول گرفتن تست بازيگري از حدود 100 نفر از نوجوانان بوديم كه برخي از آنها قبلاً كلاس‌هاي بازيگري را تجربه كرده بودند. انتخاب خانم احمدي براي بازي در نقش اصلي فيلم، ريسک بزرگي براي من به عنوان کار گردان بود چون ايشان هيچ تجربه قبلي نداشتند؛ ولي به دليل استعداي که در ايشان ديدم فکر کردم اگر در شرايطي مناسب قرار بگيرد، فيلم مي‌تواند با باور فرشته‌اي که حالا چهره تازه است ديده بشود. ساختن فيلم براي دفاع مقدس چه سختي‌هايي دارد؟سينماي دفاع مقدس به اندازه خود دفاع مقدس در اين کشور مظلوم است. هر اندازه در سال‌هاي جنگ تحميلي بچه‌هاي ما مظلوم بودند سينماي دفاع مقدس امروز در اين کشور مظلوم و تنهاست. در ساختن فيلم دفاع مقدس غالباً اين تصور وجود دارد که مشکلات در زمان توليد و فراهم کردن وسايل و ادوات جنگي و نظامي و مسائلي از اين قبيل است. در اين زمينه‌ها هم مشکلات بزرگي هست، اما نسبت به فيلم‌هاي ديگر، مشکلات عميق‌تر و دردناک‌تر از اين حرف هاست. وقتي وارد کار مي‌شويد مي‌بينيد تنها هستيد وهمه کساني که داعيه حمايت از سينماي دفاع مقدس را دارند کمکي نمي‌کنند. اين تازه اول كار است. اگر با همه مشكلات و سختي‌ها موفق شديد از مرحله توليد جان سالم بدر ببريد و فيلمتان را به پايان برسانيد، آنكاه با مسأله بي‌پاسخ اكران و نمايش فيلم روبه‌رو هستيد كه تقريباً شما را به اين نتيجه ناخوشايند مي‌رساند كه به دلايل مختلف حمايتي وجود ندارد. همه مي‌گويند حمايت مي‌کنيم ولي در عمل حمايتي وجود ندارد و وقتي مي‌پرسيم چگونه حمايت مي‌کنيد معلوم نيست. آيا هنوز ساخت فيلم با موضوع خرمشهر و دفاع مقدس درعرصه سينما جاي کار دارد؟تاريخ دفاع مقدس، دريايي بي‌کران و بي‌پايان از لحظات و تجربه‌هاي ناب و ارزشمند انساني است. اين را بي‌ترديد مي‌گويم، پر از واقعيت‌هايي است که شما مي‌توانيد بر اساس آن داستان‌هاي جذاب بسازيد. خرمشهر در اين ميان ويژگي‌هاي منحصر به فرد خود را دارد. به دليل اينکه نزديک به 35 روز، يک گروه جوان در اين شهر جنگيدند و کوچه به كوچه اين شهر را با چنگ و دندان حفظ کردند. من معتقدم در مورد خرمشهر صدها فيلم مي‌توان ساخت با داستان‌هاي مختلف در مورد هر بخش از 35 روز مقاومت مردم. اما سؤال من اين است: با اين وضعيت نامناسب اکران فيلم‌هاي جنگي، آيا رغبت و انگيزه‌اي براي فيلم‌ساز علاقه‌مند به اين عرصه باقي مي‌ماند؟با اين تفاسير آيا باز هم فيلم با موضوع دفاع مقدس مي‌سازيد؟نه اينکه ديگر علاقه‌اي به موضوع دفاع مقدس نداشته باشم، اما وقتي شرايط اکران فيلم‌هايي از اين دست چنين است، چرا بايد سرمايه‌هاي انساني و ملي را صرف ساخت اثري بکنيم که امكان ديده‌شدنش فراهم نيست. هم اکنون دو فيلمنامه با موضوع دفاع مقدس دارم؛ اما مي‌دانم فيلم بعدي‌ام نبايد در مورد دفاع مقدس باشد. حداقل تا زماني که شرايط اين گونه است بايد صبرکنيم. وضعيت اکران فيلم کودک و فرشته چگونه است؟ آيا در اکران آن با مشکلي برخورد کرديد يا خير؟اين فيلم با همه مشکلاتش در زمان توليد، بعد از دو سال با تلاش و پيگيري بي‌وقفه اكران شد و هم اکنون در 8 تک سانس در سينماهاي تهران نمايش داده مي‌شود. به عبارت ديگر مي‌توان گفت در مجموع اين فيلم در يک سينما اکران شده است. با اين تفاوت که با اكران فيلم در يک سينما، تماشاچي اين اختيار را دارد که در هر زمان كه دوست داشت به سينما برود و در هر سانسي فيلم را ببيند؛ اما وقتي نمايش فيلم تک سانس باشد، ممکن است تماشاچي در آن ساعتي که به سينما مراجعه مي‌کند فيلم ديگري در حال نمايش باشد! اين در حالي است که موج فيلم‌هاي سطحي و سخيف، بخش اعظم ظرفيت‌هاي نمايش را در اختيار گرفته‌اند و بر مناسبات اكران در سينماي ايران سيطره پيدا کرده‌اند. فيلم کودک و فرشته به گواه جوايزي كه از جشنواره‌هاي داخلي و خارجي گرفته و به گفته کساني که فيلم را ديده اند و پسنديده‌اند، مي‌تواند فيلمي ديدني باشد. اما سرنوشت و مجال اكرانش اين است كه مي‌بينيد؛ اكران در زمان نامناسب، با كمترين ظرفيت نمايش و... كه شايد با چنين وضعي اگر اكران نمي‌شد بهتر بود. با اين اوصاف شما چطور و با كدام انگيزه مي‌خواهيد فيلم دفاع مقدس بسازيد. اين شرايط، اين مفهوم را به ذهن مي‌رساند که شما هر چقدر و به هر ترتيب فيلم دفاع مقدس بسازيد اين فيلم‌ها بايستي روانه آرشيو شوند. اميدوارم يك نمونه خاص را مثال نزنيد چون بحث و تحليل متفاوتي دارد كه در حوصله اين گفتگو نيست. متأسفانه هم اکنون فضايي در جامعه غالب است که فرقي نمي‌کند فيلم جنگي جذابيت دارد يا نه، اصولاً فيلم دفاع مقدس فرصتي براي نمايش ندارد. تا زماني که ظرفيت‌هاي نمايش در حمايت از سينماي دفاع مقدس را جدي نگيريم سينماي دفاع مقدس شکل نخواهد گرفت. در واقع ظرفيت‌هاي نمايش را بايد براي رشد سينماي سالم و شريف، كه سينماي دفاع مقدس هم مي‌تواند بخشي از آن باشد، توسعه داد. شما نمي‌توانيد فضا و فرصت‌هاي سينما را به بهانه اقبال عموم و پر كردن سالن‌هاي سينما، در اختيار فيلم‌هاي سطحي و سخيف بگذاريد و در عين حال انتظار داشته باشيد سينماي سالم و شريف گفتمان اصلي سينماي كشور را به خود اختصاص دهد. من معتقدم بايد فرصت را براي اكران يک سبد متنوع، سالم و شريف از فيلم‌ها را در سينماها فراهم کرد. چه نهادها و سازمان‌هايي از فيلم شما حمايت کردند؟اين فيلم محصول مشترک مركز سيما فيلم و بنياد فارابي است. غيراز اين دو مركز كه من بايستي از مديران آنها که براي توليد اين فيلم سرمايه‌گذاري کردند سپاسگزاري کنم، هيچ نهاد ديگري در اين زمينه هيچ کمکي نکرده است. آيا اين فيلم در خرمشهر هم اکران مي‌شود؟اميدوارم. دلم مي‌خواست اکران شهرستان‌ها همزمان با اکران تهران صورت پذيرد اما در برنامه‌ريزي‌هاي پخش قرار شد که بعد از يك هفته، اکران شهرستان‌ها شروع شود كه نمي‌دانم انجام خواهد شد يا خير. دوست دارم اگر اين اتفاق افتاد، يک بار در سينماي خرمشهر با مردم اين فيلم را ببينم. چرا اسم فيلم را «کودک و فرشته» گذاشتيد؟داستان نامگذاري اين فيلم طولاني است. فيلمنامه کودک و فرشته را آقاي گوهري در سال 81 نوشته‌اند و تا سال 86 هيچ کس براي ساخت آن اقدامي نکرده بود. من بعد از خواندن، به فضاي اين فيلمنامه علاقه مند شدم، البته در مورد داستان فيلمنامه ملاحظاتي داشتم و بازنويسي‌هاي مکرري انجام دادم. نام اين فيلم، نامي بود که نويسنده برايش گذاشته بود. در تمام طول مدت فيلمبرداري در اين فکر بودم که نام ديگري براي فيلم انتخاب کنم. حتي از عوامل فيلم هم نظر خواهي کردم. دوستان نظرات مختلفي دادند که خيلي ازآنها جالب بود. اما چون زمان گذشت و اين فيلم با نام کودک و فرشته در ميان مردم و مطبوعات جا افتاد، فکر کردم شايد ديگر تغيير نام چندان مناسب نباشد. در عين حال، فرشته اين فيلم هم نامش فرشته است و هم رنجي که تحمل مي‌کند او را شايسته فرشته شدن مي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار