24 ماه می 2000 برابر با 4 خرداد 1379 یکی از روزهای بیاد ماندنی و نقطه عطف در تاریخ لبنان و به طور کلی خاورمیانه به شمار میرود زیرا در این روز ارتش صهیونیستی اولین شکست را در تاریخ موجودیتش تجربه کرد و پس از 18 سال به آزادی بخشهای وسیعی از اراضی اشغالی جنوب لبنان تن داد و به عبارت روشنتر از این منطقه فرار کرد. چنانکه «نوعام بن تسفی» آخرین افسر صهیونیست که 10 سال پیش فرماندهی منطقه غرب جنوب لبنان در مقر فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی در شهرک «بنت جبیل» را بر عهده داشت، در اظهاراتی تصریح کرده است: «توصیف صحیح برای خروج نیروهای اسرائیلی از لبنان عقب نشینی یا خروج نبود بلکه اسرائیل فرار را بر قرار ترجیح داد، نه کمتر نه بیشتر. به گفته وی فرماندهان تیپهای ارتش اسرائیل در لبنان همگی این واقعیت را درک کرده بودند که در لبنان پیروز نشدند و قدرت اجرای مأموریت در این کشور را ندارند. این افسر صهیونیست تصریح کرده: «ارتش اسرائیل به گونهای عقب نشینی کرد که خودروها و تجهیزات نظامی را در خاک لبنان رها کرده و سربازان به گونهای با ذلت و حقارت از کنار دست عناصر ارتش لبنان فرار میکردند. «این در حالی است که همه رفتارهای رژیم صهیونیستی پس از اشغال جنوب لبنان حاکی از این بود که این رژیم قصد داشته جنوب لبنان را نیز همانند دیگر اراضی اشغالی سال 1967 شامل کرانه باختری و نوار غزه و جولان به فلسطین اشغالی ضمیمه کند یا دست کم تحت قلمرو نظامی خود نگه دارد. چنانکه کمتر از یک ماه پس از آغاز تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی، مدیر کل وزارت صنایع و تجارت این کشور، جمعی از تجار لبنانی را به اسرائیل دعوت نمود که نتیجه این سفر امضای اولین قرارداد تجاری میان دو طرف به ارزش 30 هزار دلار بود. چندی بعد رژیم صهیونیستی اعلام نمود که خدمات پستی برای اهالی جنوب لبنان را تأمین مینماید و شرکت هواپیمایی رژیم صهیونیستی «العال» دفتری در شهر صیدا افتتاح کرد تا لبنانیها بتوانند از طریق فرودگاههای اسرائیل به نقاط دیگر جهان پرواز کنند. پرچم رژیم صهیونیستی بر سر در استانداری صیدا برافراشته شد و یک بازار میوه در نزدیکی مرز افتتاح گردید تا تجار صیدا، صور و نبطیه، میوههای اسرائیلی را به بازار جنوب لبنان عرضه کنند. در خصوص روابط مالی، رژیم صهیونیستی به عنوان «بانک مرکزی» برای بانکهای جنوبی لبنان نقش ایفا میکرد. وزیر دارایی رژیم صهیونیستی از شعبه بانک «لبنان» در صیدا بازدید کرد. بعد از آن، بانکهای رژیم صهیونیستی ، شعبههایی را در جنوب لبنان برای تأمین اعتبار قراردادهای تجاری افتتاح کردند. جالب اینجا بود که صهیونیستها ، تعطیلی روز شنبه را برای بانکهای جنوب لبنان اجباری اعلام کردند. به تدریج، اقتصاد جنوب لبنان ورشکسته شد زیرا محصولات این منطقه نمیتوانست به بازار بیروت یا بقیه نقاط لبنان برسد. حاکم نظامی رژیم صهیونیستی در هر منطقه لبنان به عنوان مرجعی قضایی برای حل و فصل دعاوی نیز نقش ایفا مینمود.
سربازان رژیم صهیونیستی نیز نقش پلیس راهنمایی را برعهده داشتند. اما آنچه این معادله را تغییر داد شکلگیری جنبش مقاومت اسلامی بود که با الهام از پیروزی انقلاب اسلامی ایران شکل گرفت و با استقبال روز افزونی که در میان ساکنان منطقه پیدا کرد روز به روز عرصه را براشغالگران صهیونیست تنگتر کرد و آنها را در وضعیت انتخاب بین دو گزنیه سخت قرار داد. به گونهایی که یا باید میماندند و هر روز متحمل تلفات نظامی میشدند و یا اینکه حقارت شکست در جنگ را پذیرفته و به خروج از لبنان تن میدادند که در نهایت رژیم صهیونیستی گزینه دوم را انتخاب کرد. در واقع از آن پس، رژیم صهیونیستی در لاک دفاعی فرو رفت و این وضعیت پس از شکست مفتضحانه ارتش صهیونیستی در جنگ 33 روزه سال 2006 تثبیت شد و اگر تا پیش از آن راهبرد نظامی ارتش صهیونیستی بر منطق بازدارندگی تعریف و توجیه میشد پس از شکست در این جنگ ماهیت راهبرد نظامی این رژیم از احداث سپر دفاعی گرفته تا برگزاری رزمایش دفاع شهری ماهیت انفعالی دارد. اگر کسی به فضای روحی و روانی حاکم بر دو طرف مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی نگاهی بیندازد به راحتی میتواند جایگاه جنبش مقاومت اسلامی و ارتش صهیونیستی را حدس بزند. در حالی که مردم لبنان در جنوب در آستانه دهمین سالگرد آزاد سازی جنوب با اطمینان خاطر از قدرت تدافعی و بازدارنده حزبالله با آرامش در انتخابات شهرداری شرکت کردند. در طرف دیگر مرز صهیونیستها چگونگی پناه گرفتن در پناهنگاهها را تمرین کردند. همچنین در حالی که جایگاه داخلی ارتش صهیونیستی روز به روز تضعیف میشود در مقابل جایگاه جنبش مقاومت اسلامی لبنان روز به روز تقویت میشود. و فرهنگ مقاومت بر ارتش این کشور نیز سایه میافکند چنانکه ژان قهوجی فرمانده ارتش لبنان خطاب به نیروهای ارتش اعلام کرد: بدانید که در سایه زرادخانه نظامی دشمن اسرائیلی و ادامه اشغالگری در مزارع شبعا، کفرشوبا و بخش لبنانی شهرک غجر و در سایه ادامه تهدیدها علیه لبنان و نقض علنی قطعنامه 1701 هیچ راهکاری برای ارتش به جز پایبندی به اراده پایداری و رویارویی و استفاده از نهایت توانمندیهای لبنان که از ارتش، ملت و مقاومت نشأت میگیرد وجود ندارد.
ما باید در راستای افزایش توانمندیهای ارتش از نظر سلاح و تجهیزات تلاش کنیم تا توازن کمی با دشمن ایجاد کنیم و تضمینی برای جلوگیری از هرگونه تهدید و خطر علیه کشور ایجاد کنیم و زمینه را برای تحقق صلح عادلانه فراهم کنیم.